ناصر ذاکری در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
آثار اقتصادی توافق ایران و آمریکا
ناصر ذاکری، تحلیلگر اقتصادی معتقد است اگر تفاهمی شکل بگیرد مثل یک معدن است که نیاز به استخراج دارد. اگر معدنی در کشور کشف شود، صرف این که معدنی کشف شده کافی نخواهد بود، بلکه باید از این معدن بهره برداری کنیم و معدن را در مسیر بازدهی قرار دهیم. لازمه بهره برداری درست از این شرایط، درک دقیق از وضعیت سیاسی کشور و منطقه است.
فرارو- تفاهمنامه ۶۰ روزه میان ایران و ایالات متحده در آستانه امضاست و بازارهای اقتصادی کشور پیش از آنکه جوهر این سند خشک شود، واکنش نشان دادهاند. حالا که این توافق تاریخی در چند قدمی رسمی شدن قرار دارد، پرسش اصلی دیگر «اگر» نیست، بلکه «چقدر» است؛ چقدر این تفاهم میتواند اقتصاد ایران را متحول کند و آیا سیاستگذاران آمادگی بهرهبرداری از این فرصت تاریخی را دارند؟
به گزارش فرارو، ناصر ذاکری، تحلیلگر و کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با این رسانه به بررسی این موضوع پرداخته است.
ناصر ذاکری در خصوص اهمیت تفکیک آثار تفاهم سیاسی بر اقتصاد کشور گفت: «لازم است در تشریح تأثیر تفاهم یا توافق بر اقتصاد، دو بحث را از یکدیگر تفکیک کنیم. نخست، آثار کوتاهمدت اخبار سیاسی بر اقتصاد است. همانطور که میبینیم، با هر توییتی که ترامپ منتشر میکند، اقتصاد نیز تأثیر میپذیرد. هرچند ارزیابی میشود که بخش قابل توجهی از پیامهای ترامپ در شبکههای اجتماعی با هدف بازی با قیمت نفت بوده است. بنابراین برخی شاخصهای اقتصادی به اخبار حساساند و هر رویداد کوچک یا بزرگی در سیاست کشورها، ردپای خود را بر اقتصاد میگذارد. در خصوص تفاهم یا توافق هم طبیعی است که به محض رسانهای شدن چنین خبری، شاهد تحولاتی در بازار باشیم؛ از بازار بورس و اوراق بهادار تا بازار ارز و حتی قیمت برخی کالاها، همه تحت تأثیر تصمیمات بزرگی همچون تفاهم قرار خواهند گرفت.»
وی افزود: «اما بحث دوم، بحث زمان است. آثار بلندمدت هر نوع توافق، برای پایدار ماندن به سیاستگذاریهای تصمیمگیران بستگی دارد. اگر تفاهمی داشته باشیم و در مسیر حل مشکلات حرکت کنیم، سایه جنگ و تحریمها از کشور برداشته شود، مقدمات و ظرفیتهایی فراهم میشود که اقتصاد را به سمت رشد سوق دهد. در این مرحله باید دید سیاستگذاران ما چه درکی از توسعه و رشد اقتصادی دارند و آیا میتوانند از این فرصت بهره ببرند یا خیر. باید شرایط پیش رو را همچون معدنی بدانیم که نیاز به استخراج دارد؛ کشف معدن به تنهایی کافی نیست، بلکه باید از آن بهرهبرداری کرد و در مسیر بازدهی قرار داد. لازمه این بهرهبرداری درست، درک دقیق از وضعیت سیاسی کشور و منطقه است.»
این کارشناس اقتصادی در خصوص اثرات جنگ بر اقتصاد تصریح کرد: «بخشی از اقتصاد کشور به دلیل خساراتی که در دوران جنگ رخ داده و ظرفیتهایی که از دست رفته، باید احیا شود؛ حتی با وجود توافق و لغو تحریمها نیز بدون بازسازی این بخشها، پیشرفتی حاصل نخواهد شد. سالهاست کشور ما در شرایط جنگی و شبهجنگی به سر میبرد و در نتیجه نتوانستهایم در اقتصاد منطقه و جهان مشارکت فعال داشته باشیم، صادراتمان را افزایش دهیم و روابط تجاری گستردهای با کشورهای مختلف برقرار کنیم. باید فضایی ایجاد شود که فعالان اقتصادی بخش خصوصی بتوانند نقشآفرینی کرده و موتور رشد اقتصادی را به حرکت درآورند. اما همه این الزامات به نوع سیاستگذاری تصمیمگیران کشور بازمیگردد.»
وی در پایان تأکید کرد: «این بسیار مهم است که ببینیم از این پس چگونه از فرصتهای به وجود آمده استفاده میشود؛ آیا نگاه سیاستگذاران ما همان رویکرد همیشگی است و قرار است اکثر فرصتها از دست برود، یا رویکردی متفاوت شکل خواهد گرفت و اقتصاد کشور با نگاهی نو بازتعریف میشود. تأکید من بر این است که آثار کوتاهمدت تفاهم بر اقتصاد کشور ملموس خواهد بود و برخی بیثباتیها و نااطمینانیها برطرف خواهند شد، اما اثر بلندمدت به تصمیم سیاستگذاران بازمیگردد که چگونه میخواهند از فرصتهای ایجادشده بهره ببرند.»