برای زادروز خسرو شکیبایی در نوروز جنگی
امروز هفتم فروردین ماه سالروز تولد خسرو شکیبایی است؛ بازیگری که فیلمهای گوناگونی را برایمان به یادماندنی کرده و در نوروز امسال که به رنگ جنگ آمیخته است، یادی میکنیم از دو فیلم شاخص او که با موضوع جنگ ساخته شده است.
خسرو شکیبایی، زاده هفتم فروردین ماه سال ۱۳۲۳ است. عاشق بهار بود و خوشحال بود که تولدش همزمان با روز جهانی تئاتر است.
به گزارش ایسنا؛ هرچند تماشاگران تئاتر در سالهای پیش از انقلاب بازیهای درخشان او را در آثار نمایشی مختلف به یاد دارند، اما عموم تماشاگران بعد از انقلاب او را با شماری از فیلمهای شاخص سینما و مجموعههای موفق تلویزیونی همچون «خانه سبز» میشناسند. محبوبیتش آنچنان بالاست که اغلب تماشاگران حرفهای هنرهای نمایشی، به کارنامه پر و پیمان او آشنایی کامل دارند اما در این بهار که جنگ بر کشورمان سایه افکنده و شماری از هموطنان بیگناهمان، جان و مال خود را از دست دادهاند، یادی میکنیم از دو فیلم خاطرهانگیز او که در حال و هوای جنگ ساخته شدهاند و جزو آثار شاخص سینمای کشور به شمار میآیند.
«کیمیا» یکی از این دو فیلم است؛ فیلمی ساخته احمدرضا درویش که هم تصاویری از جنگ را برایمان زنده میکند و هم به تبعات آن میپردازد.
پرستاری به نام «شکوه» با بازی بیتا فرهی در روزهای پر التهاب جنگ، نوزادی را مییابد که در جنگ خانواده خود را از دست داده. او که از نعمت فرزند بیبهره است، رخت مادری به تن میکند و همه عشق مادرانه خود را نثار دخترکی میکند که او را «کیمیا» نام داده. حالا دخترک به سن مدرسه رسیده و در این میان ناگهان مردی پیدا میشود که پدر واقعی اوست؛ مردی به نام رضا با بازی خسرو شکیبایی، وحشت به جان زن میافتد که پدر آمده تا دخترش را از او بگیرد اما رضا مردی است از تبار نور و آینه که عشق را میشناسد و دخترش را به آغوش مادرانه شکوه میسپارد.
شاید کمتر بازیگری میتوانست همچون خسرو شکیبایی، عشق این مرد را به فرزندش و ایثار و گذشت او را در بخشش ارزشمندترین دارایی زندگیاش بازی کند.
فیلم با نامه تاثیربرانگیز رضا به شکوه به پایان میرسد و در نهایت صدای شکیبایی است که در ذهن تماشاگر مدام میچرخد.
![]()
سالها بعد از ساخت این فیلم و در شرایطی که شکیبایی گاه در فیلمهایی بازی کرده بود که جای درخوری در کارنامه هنری او نداشتند، کیومرث پوراحمد با ساخت فیلم «اتوبوس شب» هم یکی از آثار درخشان خود را ساخت و هم فرصتی فراهم آورد تا شکیبایی بار دیگر توانایی بازیگری خود را ارایه دهد.
او در این فیلم که داستان آن در گرماگرم جنگ میگذرد، نقش راننده یک اتوبوس را بازی میکند و بازی مشترکش با مهرداد صدیقیان که نوجوانی عازم جنگ است، به یاد ماندنی است.
شکیبایی برای بازی در این فیلم سیمرغ بلورین جشنواره فجر و جایزه جشن خانه سینما را هم گرفت تا در آخرین سالهای زندگیاش باز هم موفقیتی دیگر نصیب خود کند.
حالا سالهاست که فضای هنرهای نمایشیمان از حضور بازیگری چون او بیبهره است اما یادآوری این دو فیلم در روزهای غریب امروز برای مخاطبان جوانتری که در سالهای گذشته امکان تماشای این فیلمها را بر پرده نقرهای سینما ندیدهاند، خالی از لطف نیست.
خسرو شکیبایی اگر زنده بود، امروز بر کیک تولد خود شمعی با عدد ۸۲ روشن میکرد.
![]()