رازهای ماندگاری سریال «روزی روزگاری»
«روزی روزگاری» سریالی که هم چنان دیدنی است!
سریال «روزی روزگاری» را نباید فقط خاطره دانست، بلکه داستان راهزنی است که نشان میدهد چگونه حتی در بدترین شرایط میتوان به زندگی برگشت.
فرارو- در شبهای طولانی ماه رمضان ۱۴۰۴ سریال «روزی روزگاری» از آن دست آثاری است که نمیتوانید برای گذراندن وقت تماشا کنید. اثری تاریخی که روایتی متفاوت از تغییر انسانها نشان میدهد.
به گزارش فرارو، این اثر در دهه ۷۰ از تلویزیون پخش شد و در آن زمان استانداردهای جدیدی در حوزه ساخت سریال به وجود آورد. در واقع «روزی روزگاری» نشان داد که چگونه با تکیه بر داستانی برآمده از فرهنگ جمعی و بازی خوب بازیگران میتوان اثری ماندگار خلق کرد.
رازهای ماندگاری سریال «روزی روزگاری»
درست که در ظاهر جهان سریال مردانه است، پر از تفنگ و دعوا و خون. اما داستان هر چه جلوتر میرود این زنان هستند که جهان داستان را تغییر میدهند.
کویر در این سریال فقط لوکیشن نیست، خودش بخشی از داستان است. جایی که خشکی، گرمای سوزان روز و سرمای استخوانسوز شبهایش حال و هوای کاراکترها را بازتاب میدهد. از تنهایی مراد بیگ گرفته تا بیرحمی حسام بیگ. همچنین قاب بندیها دقیق و هنرمندانهاند. به همین خاطر تماشاگر با داستان همراه میشود تا بوی دود هیزم و خاک باران خورده را حس کند.
![]()
در کنار همه این ویژگیها مهمترین دلیل ماندگاری سریال را باید در خلق شخصیتهایی چون مراد بیگ دانست. کاراکتری خاکستری که در روزگاری که تلویزیون فقط شخصیتهای منفی و مثبت داشت، تمام معادلهها را بههم ریخت. شخصیتی که شاید در ظاهر مخاطب آن را در کوچه و بازار نمیدید اما به راحتی میتوانست افرادی با این خصوصیت را در اطراف خود ببیند.
در نهایت راز ماندگاری «روزی روزگاری» را باید محصول شخصیتپردازی دقیق، بازیهای بینقص و طراحی صحنه دقیق دانست. ترکیبی که مخاطب کمتر در سالهای اخیر دیده شده.
داستان سریال «روزی روزگاری»
این سریال داستان راهزنی به نام مراد بیگ است که توسط خاله لیلا از مرگ حتمی نجات پیدا میکند. قصه فقط به نجات ختم نمیشود. حضور خاله لیلا در زندگی این راهزن همه چیز را تغییر میدهد. مراد بیگ در مسیر زندگیاش کنار چادرنشینها با افرادی روبرو میشود که نگاهش را تغییر میدهند.
بازیگران سریال «روزی روزگاری»
خسرو شکیبایی در نقش مراد بیگ: این نقش به یکی از متفاوتترین شخصیتهای خاکستری ایران تبدیل شد. او در زیر ظاهر خشن و ترسناک قلبی مهربان دارد که خاله لیلا آن را کشف میکند. در بازی و لحن خسرو شکیبایی مخاطب به خوبی این دو گانگی را میدید. هم اقتدار مراد بیگ و هم شکستنش در برابر دیگران. در واقع به همین دلیل که این کاراکتر با گذشت چندین سال از پخش همچنان جذاب و دیدنی است.
ژاله علو در نقش خاله لیلا: این کاراکتر همان چیزی که مخاطب در زنان روستایی دیده، مقتدر و مهربان. زنی که آنقدر سرد و گرم روزگار را چشیده که همه او را پیر و راهنمای زندگی میدانند.
![]()
محمود پاک نیت در نقش حسام بیگ: یکی از بهترین ضد قهرمانهایی که مخاطب کمتر در آثار تلویزیونی دیده. شخصیتی که در عین بدی و قساوت قلب رگههایی از سادگی و حماقت را داشت. به همین دلیل برای بیننده جذاب بود. استفاده درست از فیزیک و صدا باعث شد تا مخاطب به خوبی لایههای پنهان از یک رقیب را ببیند. رقیبی که گاهی دلسوزی بیننده را هم به همراه داشت.
محمد فیلی در نقشهای نسیم بیگ و بسیم: این بازیگر دو کاراکتری را اجرا کرد که هر کدام دنیای خاص خود را داشتند. بازی او آنقدر در این نقشها خوب و چشمنواز بود که بعد از گذشت چند سال هنوز برخی او را با نام نسیم و بسیم میشناسند.