ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۸۱۸۶

عباس آخوندی: ایران آمادگی خود را برای پذیرش صلح پایدار به شورای امنیت اعلام کند

عباس آخوندی: ایران آمادگی خود را برای پذیرش صلح پایدار به شورای امنیت اعلام کند

وزیر اسبق راه و شهرسازی در دولت حسن روحانی با تأکید بر اینکه «ایران آمادگی خود را برای پذیرش صلح پایدار به شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کند»، نوشت: ادامه‌ی جنگ پس از پیروزی ضرورتی ندارد. البته این به هیچ‌وجه به معنی اعلام آتش‌بس یک‌طرفه نیست.

عباس آخوندی، وزیر اسبق راه و شهرسازی در دولت حسن روحانی، در کانال تلگرامی خود نوشت: سال سختی را پشت سرگذاشتیم و سال پُرابهامی را در پیش داریم. امید که خدای تعالی صلح و فراوانی را برای ملت ایران و ملت‌های منطقه و همسایگان مقدر کرده باشد. به‌هر روی از رحمت خدا مایوس نیستیم و عید باستانی نوروز و عید سعید فطر را به ملت ایران و تمام ملت‌های همسایه که همگان در حوزه‌ی تمدنی ایران بزرگ قرار دارند تبریک می‌گویم. 

نگاهی به روند دومین جنگ تحمیلی آمریکای ترامپ و شرورترین عنصر روی زمین؛ نتانیاهوی جنایتکار نشان از قهرمانی ملت ایران دارد. مقاومت نیروهای دلیر و سرافراز نظامی و پایداری ملت سربلند ایران در برابر تجاوز مشترک بزرگ‌ترین قدرت اتمی و تا به دندان مسلح جهان و رژیم نژاد پرست اسرائیل پدیداری بی‌نظیر و مثال‌زدنی در تاریخ ملت‌های این منطقه خواهد بود. بی‌گمان اینک، افکار عمومی ملت‌های منطقه و سایر انسان‌های آزاده و رها به سود ما ایرانیان است. هرچند، به سبب تدبیرهای اشتباه تاریخی به‌ظاهر روبه‌روی هم قرار داشته باشیم. و اما مهم آن است که چه اندیشه‌ای برای آینده داریم. 

۱- ایران می‌تواند اعلام پیروزی کند. چرا که معیار پیروزی برای ایران، امکان مقاومت و به چالش کشاندن بزرگترین قدرت نظامی و اتمی جهان و دستیار صهیونیستش و شکست دادن آنان در رسیدن به اهداف شومشان است. دو متجاوزی که به هیچ قانون و قاعده‌ی بین‌المللی پایبند نیستند. تمام ارزش‌های اخلاقی انسانی را زیر پا گذاشته و مذهبشان نژادپرستی و نسل‌کشی است. 

متجاوزان به ایران با تهاجم غیر قانونی خود و ترور رهبری نظام و افسران عالیرتبه‌ی ایران در اندیشه‌ی ویرانی و تجزیه‌ی ایران عزیز بودند. و در این ارتباط از هیچ جنایتی اعم از حمله به مدرسه شجره‌ی طیبه‌ی میناب، ضربه زدن به تاسیسات زیربنایی، یورش به خانه‌های مسکونی و محل‌های کسب و کار ملت ایران و به شهادت رساندن و مجروح ساختن هزاران تن از ایرانیان بی‌گناه دریغ نکردند. 

ترامپ و نتانیاهوی جنایتکار در آغاز تهاجم اعلام کردند که در ظرف کمتر از یک هفته طومار ایران را درهم خواهند پیچید. و اکنون ایران هم‌چنان سرافرازانه، برای چهارمین هفته است که از خود دفاع می‌کند. آنان را هرکجا که باشند دنبال می‌نماید. و هر روز ضرباتی سنگین‌تر از گذشته را بر متجاوزان به این مرز و بوم وارد می‌سازد و افقی روشن از توانایی سرکوب و تحمیل هزینه بر دشمن را ترسیم می‌کند؛ و این یعنی پیروزی ملت ایران. 

۲- ایران آمادگی خود را برای پذیرش صلح پایدار به شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کند. ادامه‌ی جنگ پس از پیروزی ضرورتی ندارد. البته این به هیچ‌وجه به معنی اعلام آتش‌بس یک‌طرفه نیست. بلکه به معنی اعلام پیروزی و آمادگی پذیرش راهِ حل سیاسی منصفانه و عادلانه مبتنی بر دستیابی به صلحی پایدار در منطقه و راهی برای تامین خسارات مالی و انسانی ملت ایران و اقناع افکار عمومی مسلمانان، ملت‌های منطقه و جهانیان است. 

با توجه به اینکه امریکا و رژیم اسرائیل آغازکننده و مسئول شروع جنگ هستند و ایران پیروز میدان است، این اقدام به‌هیچ‌وجه از موضع ضعف نیست. بلکه از موضع اقتدار است. از این‌رو، ایران باید از دبیرکل سازمان ملل بخواهد که رسما گفتگوهای صلح را با حضور نمایندگان رسمی دولت‌های درگیر و سایر ناظران بین‌المللی و بر اساس قواعد بین‌المللی آغاز کند. اما قطعا تا رسیدن به آن لحظه، جنگ پایان نیافته است و ایران باید وضعیت آفندی و پدافندی خود را حفظ نماید. 

۳- استقرار نوعی نظام حمکرانی امنیت منطقه‌ای راهکار پیش روی ما است. ملت‌های درگیر جنگ نیازمند داشتن یک چشم‌انداز معتبر برای امنیت پایدار در منطقه هستند. این امنیت باید متکی بر امنیت زنجیره‌ی ارزش جهانی و هم‌چنین زنجیره‌ی تامین جهانی به‌ویژه تامین انرژی و امنیت غذایی در جهان باشد. هم‌چنین این نظام باید بر مبنای مدیریت ریسک‌های امنیتی پیش از عملی‌شدن تهدیدات باشد. 

این امنیت در گام نخست از رهگذر استقرار یک نظام حکمرانی امنیت شبکه‌ای منطقه‌ای با مشارکت ایران، عربستان، پاکستان، ترکیه و چین قابل استحصال است. و در گام‌های بعدی دیگر ذینفعان منطقه‌ای و جهانی چون عراق، کشورهای جنوب خلیج فارس، مصر، اتحادیه اروپا و حتی امریکا می‌توانند به آن بپیوندند. 

۴- ثبات و تثبیت امنیت ایران منوط به همبستگی ملی درونی ایران است. به‌خاطر داشته باشیم که اگر سیاستِ مخرب صداوسیما و جریان اقلیت حاکم در تحقیر اکثریت ملت ایران پس از جنگ ۱۲ روزه‌ی امریکا و اسرائیل در خرداد ماه ۱۴۰۴ نبود، آن شکاف عظیم در میان ملت ایجاد نمی‌شد که این دو متجاوز سرمست هوس نشستن در شکاف میان ملت ایران کنند. و ناکسان فراخوان بدهند. 

با این همه، در این لحظه، هیچ چیز مهم‌تر از دفاع از ایران برای ما نیست. بزرگ‌ترین درسی که نظام باید از اشتباه‌های دهه‌های گذشته بگیرد این است که بپذیرد ضروری است تا سیاست ایران بر بنیان ایده‌ی ایران استوار گردد. استراتژی‌اش، اول ایران باشد و هیچ هدفی در تعارض با منافع ملی ایران برایش ترجیح نداشته‌باشد. به بی‌دولتی پایان دهد. 

اجرای قانون اساسی بر مبنای قرائت جمهوری‌خواهانه، آنان چنان‌که ملت ایران در آغاز به آن رای دادند را سرلوحه‌ی خود قراردهد. اصلاحات سیاسی را با فوریت و به عنوان نشانه‌های آشکار برای گشودن آغوش حکومت برای پذیرش تمام سلیقه‌های ملی اجرا کند. قانون و حقوق شهروندی بر سرنوشت ملت حاکم گردد. و پایانی بر تبعیض میان شهروند خودی و غیرخودی باشد. افزون بر اصلاحات سیاسی، نظام باید اصلاحات بنیادین نهادی را نیز در دستور کار قرار دهد. به‌هرروی، باید چشم‌اندازی امیدوارکننده و قابل باور به ملت ایران ارائه شود. 

به امید آن‌که ملت ایران و تمام ملت‌های منطقه بتوانند در زودترین زمان فرشته‌ی صلح و فراوانی را در آغوش بگیرند.

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ