ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۶۸۵۲

فریدون مجلسی در گفتگو با فرارو تحلیل کرد

ساخت بمب اتم یا لغو تحریم‌ها؟ / در برابر اسرائیل و آمریکا چه باید بکنیم؟

ساخت بمب اتم یا لغو تحریم‌ها؟ / در برابر اسرائیل و آمریکا چه باید بکنیم؟

در روزهایی که برخی تحلیلگران داخلی تنها راه مقابله با تهدیدات آمریکا و اسرائیل را ساخت سلاح هسته‌ای و تشدید تنش‌ها می‌دانند، یک دیپلمات پیشین نگاهی متفاوت و هشداردهنده به این سناریوها دارد. فریدون مجلسی در گفتگو با فرارو، بلوف حمله اتمی به ایران را در صورت مسالمت‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای کاملاً غیرمنطقی می‌داند و هشدار می‌دهد که ورود به باشگاه قدرت‌های هسته‌ای، هزینه‌های کمرشکن اقتصادی به دنبال خواهد داشت. او همچنین از پشت‌پرده مقاومت برخی گروه‌های ذی‌نفع در «اقتصاد تحریمی» پرده برمی‌دارد که حیاتشان به تداوم بحران و دوری از میز مذاکره گره خورده است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- همزمان با ادامه تنش‌های منطقه‌ای، تشدید حملات اسرائیل به لبنان، ابهام درباره آینده پرونده هسته‌ای ایران و ادعاهای اخیر ترامپ در خصوص مذاکرات قریب‌الوقوع با رهبری و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال ازسرگیری درگیری‌های نظامی، بار دیگر این پرسش مطرح شده که ایران و آمریکا به سمت کاهش تنش حرکت می‌کنند یا در آستانه بحرانی تازه قرار دارند؟ برخی تحلیلگران داخلی معتقدند هرگونه عقب‌نشینی هسته‌ای می‌تواند امنیت ایران را به خطر بیندازد و حتی زمینه‌ساز حملات هسته‌ای شود.

به گزارش فرارو، فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین ایران و تحلیلگر مسائل بین‌الملل به تحلیل این شرایط پرداخته است:

پشت‌پرده تحرکات اسرائیل در لبنان و بلوف «حمله اتمی»

فریدون مجلسی درباره تشدید حملات اسرائیل به لبنان و ارتباط آن با تحولات مربوط به ایران گفت: «اسرائیل سال‌هاست که حزب‌الله لبنان را مهم‌ترین تهدید امنیتی در مرزهای شمالی خود تلقی می‌کند. از نگاه تل‌آویو، هر فرصتی که بتواند به تضعیف توان نظامی این جریان منجر شود، یک فرصت استراتژیک محسوب می‌شود. اکنون نیز شرایط منطقه به‌گونه‌ای است که اسرائیل تصور می‌کند فرصت مناسبی برای پیگیری این هدف در اختیار دارد.»

او افزود: «از یک سو پرونده هسته‌ای ایران همچنان در وضعیت نامشخص قرار دارد و از سوی دیگر، گفتگوهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن به‌رغم فراز و فرودها همچنان به‌عنوان یک مسیر محتمل روی میز قرار دارد. اسرائیل نگران هر توافقی است که بتواند به کاهش فشارهای بین‌المللی علیه ایران منجر شود. به همین دلیل تلاش می‌کند تا فضای امنیتی منطقه را در سطحی نگه دارد که نگرانی‌ها نسبت به نقش ایران و متحدانش همچنان پررنگ باقی بماند. به همین علت است که این دو موضوع به شکل غیرمستقیم بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند.»

این دیپلمات پیشین درباره برخی اظهارنظرها مبنی بر اینکه تحویل اورانیوم غنی‌سازی‌شده ۶۰ درصدی می‌تواند ایران را در معرض تهدیدات جدی‌تر قرار دهد، توضیح داد: «در تحلیل مسائل بین‌المللی باید از فضای احساسی فاصله گرفت و به منطق روابط بین‌الملل توجه کرد. نخست باید این پرسش را مطرح کنیم که اساساً چرا باید کشوری تصمیم به حمله اتمی علیه ایران بگیرد؟»

وی تأکید کرد: «استفاده از سلاح هسته‌ای صرفاً یک اقدام نظامی نیست؛ یک تصمیم با پیامدهای سیاسی، انسانی، زیست‌محیطی و امنیتی بسیار گسترده است که می‌تواند کل منطقه و حتی نظام بین‌الملل را تحت تأثیر قرار دهد. اگر فعالیت‌های هسته‌ای ایران ماهیتی غیرنظامی داشته باشد و این موضوع از طریق سازوکارهای فنی و دیپلماتیک قابل اثبات باشد، هیچ توجیه منطقی برای حمله هسته‌ای وجود ندارد. حتی کشورهایی که اختلافات عمیق سیاسی با ایران دارند نیز به‌خوبی می‌دانند که استفاده از چنین سلاحی چه تبعات سنگینی به دنبال خواهد داشت. بنابراین طرح این‌گونه سناریوها بیشتر در فضای سیاسی و تبلیغاتی مطرح می‌شود تا در عرصه واقعی تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی.»

تاوان سنگین ورود به «باشگاه قدرت‌های هسته‌ای» چیست؟

مجلسی در ادامه با اشاره به بحث سلاح هسته‌ای گفت: «در داخل کشور گروه‌هایی وجود دارند که تصور می‌کنند دستیابی به سلاح هسته‌ای می‌تواند ضامن امنیت ملی باشد. این نگاه البته در برخی کشورها نیز وجود داشته است، اما باید دید هزینه چنین تصمیمی چیست. ورود به باشگاه قدرت‌های هسته‌ای صرفاً به معنای افزایش توان بازدارندگی نیست؛ بلکه به معنای تحمل فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی گسترده‌تر نیز هست.»

او با اشاره به هزینه‌های این مسیر افزود: «تجربه جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که در چنین مسیری حرکت کرده‌اند، با انزوای بیشتری مواجه شده‌اند و هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند. ایران کشوری با ظرفیت‌های اقتصادی، انسانی و ژئوپلیتیکی فراوان است. آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، گسترش روابط اقتصادی و تجاری با جهان است. هر اقدامی که به تشدید تنش‌ها و افزایش محدودیت‌های بین‌المللی منجر شود، در نهایت بر زندگی مردم و توسعه کشور تأثیر منفی خواهد گذاشت.»

راز مقاومت «کاسبان تحریم» در برابر دیپلماسی

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که چرا روند تنش‌زدایی و دیپلماسی تا این اندازه دشوار و پیچیده به نظر می‌رسد، زاویه دید جدیدی را مطرح کرد و گفت: «واقعیت این است که همه بازیگران از کاهش تنش سود نمی‌برند. در هر کشوری گروه‌هایی وجود دارند که از شرایط بحرانی و فضای غیرعادی منافعی کسب می‌کنند. این منافع می‌تواند اقتصادی، سیاسی یا حتی ایدئولوژیک باشد.»

وی تصریح کرد: «هنگامی که روابط خارجی در وضعیت عادی قرار می‌گیرد، بسیاری از این منافع از بین می‌رود. به همین دلیل گاهی شاهد مقاومت‌هایی در برابر روندهای دیپلماتیک هستیم. اقتصاد تحریمی، اقتصاد ویژه‌ای است که برای برخی افراد و گروه‌ها فرصت‌های خاصی ایجاد می‌کند. طبیعی است که این افراد تمایل چندانی به تغییر شرایط نداشته باشند. در حالی که منافع ملی ایجاب می‌کند کشور به سمت ثبات، تعامل و کاهش تنش حرکت کند.»

سایه شوم جنگ بر سر زیرساخت‌های انرژی

مجلسی درباره احتمال وقوع جنگی جدید در منطقه تأکید کرد: «نباید تصور کرد که خطر جنگ کاملاً از بین رفته است. منطقه خاورمیانه همچنان یکی از پرتنش‌ترین مناطق جهان محسوب می‌شود و کوچک‌ترین خطای محاسباتی می‌تواند بحران‌های تازه‌ای ایجاد کند. با این حال باید میان جنگ‌های محدود و جنگ تمام‌عیار تفاوت قائل شد.»

وی خاطرنشان کرد: «درگیری‌هایی که طی ماه‌های گذشته شاهد آن بودیم، هرچند خسارت‌بار و نگران‌کننده بودند، اما هنوز به سطح یک جنگ گسترده منطقه‌ای نرسیده‌اند. در واقع می‌توان آن‌ها را نوعی هشدار دانست؛ هشداری درباره اینکه اگر تنش‌ها کنترل نشود، امکان حرکت به سمت سطوح خطرناک‌تر وجود دارد. آنچه تاکنون رخ داده، می‌توانست بسیار سنگین‌تر باشد.»

این دیپلمات پیشین افزود: «تصور کنید درگیری‌ها به سمت حملات فراگیر علیه زیرساخت‌های انرژی، بنادر، پالایشگاه‌ها یا شبکه‌های حیاتی اقتصادی حرکت می‌کرد. در آن صورت نه‌تنها کشورهای درگیر، بلکه کل منطقه و حتی بازارهای جهانی تحت تأثیر قرار می‌گرفتند. خوشبختانه هنوز بازیگران اصلی تلاش می‌کنند از عبور از برخی خطوط قرمز جلوگیری کنند.»

مجلسی در پایان نتیجه‌گیری کرد: «راه‌حل نهایی همچنان در دیپلماسی نهفته است. هیچ‌یک از طرف‌های اصلی مناقشه نمی‌توانند از طریق جنگ به اهداف پایدار خود دست پیدا کنند. تجربه چند دهه گذشته نیز نشان داده است که بحران‌های منطقه‌ای هرچقدر پیچیده باشند، در نهایت بر سر میز مذاکره تعیین تکلیف می‌شوند. به همین دلیل حفظ کانال‌های دیپلماتیک و جلوگیری از تشدید تنش‌ها همچنان مهم‌ترین ضرورت پیش روی همه طرف‌هاست. آینده منطقه بیش از آنکه به توان نظامی وابسته باشد، به میزان عقلانیت سیاسی و توانایی بازیگران در مدیریت اختلافات بستگی دارد.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات