ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۵۱۲۸

راهبرد ایران در ۱۱ روز جنگ؛ از نفوذ به سپر گنبد آهنین، تا شوک قیمت انرژی

راهبرد ایران در ۱۱ روز جنگ؛ از نفوذ به سپر گنبد آهنین، تا شوک قیمت انرژی

آنچه در روزهای اخیر رخ داده، صرفا یک درگیری نظامی صرف نیست، بلکه آزمونی برای هژمونی آمریکا در غرب آسیا و فروپاشی «قدرت بازدارندگی» رژیم اسرائیل است.

 در یازدهمین روز از جنگ موسوم به «جنگ رمضان»، صحنه نبرد میان ایران و محور مقاومت از یک سو و ائتلاف فرامنطقه‌ای به رهبری آمریکا و رژیم اسرائیل از سوی دیگر، وارد مرحله جدیدی از پویایی و پیچیدگی شده است. 

به گزارش شرق، برخلاف محاسبات اولیه طراحان جنگ در واشنگتن و تل‌آویو که بر پایه نظریه «شوک و هیبت» و فروپاشی سریع نظام جمهوری اسلامی استوار بود، تحولات میدانی و فرامیدانی نشان‌دهنده تغییر معادلات به نفع ایران و اثبات ناکارآمدی دکترین جنگ‌افروزی ترکیبی دشمن است.

آغاز جنگ با عملیات روانی و تشویق به نافرمانی‌های داخلی (همان‌طور که فرید ذکریا در آخرین اظهارنظر خود به آن اشاره کرده) نه‌تنها به «تغییر رژیم» منجر نشد، بلکه با هوشیاری نیروهای مسلح و انسجام ملی، بستر را برای پاسخی سخت و چندلایه فراهم آورد. آنچه در روزهای اخیر رخ داده، صرفا یک درگیری نظامی صرف نیست، بلکه آزمونی برای هژمونی آمریکا در غرب آسیا و فروپاشی «قدرت بازدارندگی» رژیم اسرائیل است.

تحولات ۴۸ ساعت گذشته حاکی از تغییر تاکتیک‌های ایران از حملات فقط به پایگاه‌های نظامی نیروهای ائتلاف به تهاجم گسترده و هدفمند علیه مراکز حیاتی دشمن است. اگرچه رژیم اسرائیل با حمایت اطلاعاتی آمریکا، اقدام به هدف قراردادن ۳۰ انبار نفت و تأسیسات زیرساختی در ایران کرد که به گفته منابع محلی منجر به آلودگی شدید هوا و فرورفتن تهران در تاریکی و دود ناشی از سوختن ذخایر راهبردی شد، اما پاسخ ایران فراتر از پیش‌بینی متخصصان غربی بود.

رونمایی از «موشک‌های بارشی» و عبور از سپر دفاعی

در تلافی این حملات، ایران برای نخستین‌بار در جنگ از نسل جدیدی از موشک‌ها با قابلیت «بارشی» علیه تل‌آویو استفاده کرد. این فناوری که رسانه‌های عبری به‌صراحت به آن اذعان کرده‌اند، توانایی اشباع پدافند چندلایه اسرائیل (شامل گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان) را دارد. کارشناسان امنیتی مانند «صادق عبدالله» تصریح می‌کنند حدود ۷۰ درصد از موشک‌های مدرن و فراصوت ایران، علی‌رغم وجود پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاع هوایی جهان (از جمله پاتریوت و تاد) در اراضی اشغالی، به اهداف خود رسیده‌اند. این نفوذپذیری، یک شکست فنی و راهبردی برای پنتاگون محسوب می‌شود و عملا دکترین «امنیت مطلق» اسرائیل را باطل کرده است. اعطای «خاموشی» به دشمن از طریق هدف قراردادن شبکه برق و زیرساخت‌های انرژی، پیام روشنی از تغییر موازنه قدرت دارد.

 انهدام پایگاه «العدیری» در کویت و پیامدهای ژئوپلیتیک آن

گسترش جنگ به خارج از مرزهای ایران و فلسطین اشغالی، نقطه عطف این درگیری است. عملیات تهاجمی نیروی دریایی سپاه علیه پایگاه بالگردی العدیری در کویت را باید یکی از مهم‌ترین اقدامات راهبردی ایران از ابتدای جنگ دانست.

این پایگاه به‌ عنوان یکی از مراکز اصلی لجستیک و پرواز بالگردهای تهاجمی آمریکا (از جمله آپاچی) در شمال خلیج فارس، نقش محوری در پشتیبانی از حملات به ایران داشت. انهدام مخازن سوخت و گاز، رمپ بالگردها و تأسیسات زیرساختی این پایگاه توسط پهپادهای انهدامی و موشک‌های کروز، عملا یک «فلج‌سازی عملیاتی» را رقم زد. تهران با این عملیات به واشنگتن و اعراب محافظه‌کار منطقه فهماند سیاست «موازنه‌سازی» و میزبانی از نیروهای آمریکایی در جنگ علیه ایران، خط قرمز امنیت ملی ایران است و هیچ کشوری در حاشیه خلیج فارس نمی‌تواند کماکان نقش «پناهگاه امن» برای پنتاگون را ایفا کند.

گزارش «خروج سراسیمه» نیروهای آمریکایی از این پایگاه، نشان‌دهنده غافلگیری فرماندهان سنتکام از دقت و برد این حملات است. در مقابل موفقیت‌های تهاجمی، شبکه پدافند هوایی کشور نیز در مقابله با پهپادها کارآمدی خود را نشان داد. انهدام دو فروند پهپاد  Reaper‌ 9-MQ در آسمان شهرستان‌های جم و خورموج (استان بوشهر) و یک فروند دیگر در آسمان تهران، نشان می‌دهد دکترین پدافندی ایران صرفا به سامانه‌های موشکی متکی نیست، بلکه با استفاده از جنگ الکترونیک و سامانه‌های نوین راداری، توانسته است حلقه محاصره اطلاعاتی-نظارتی آمریکا را بشکند. 9-MQبه عنوان چشم و گوش سنتکام در منطقه، نقش کلیدی در هدایت حملات به تأسیسات نفتی داشت و سقوط آن، به معنای کورشدن بخشی از زنجیره شناسایی دشمن است.

اثر پروانه‌ای جنگ بر اقتصاد جهان

جنگ رمضان با سرعت هرچه تمام‌تر در حال تبدیل‌شدن به یک شوک انرژی جهانی است. تاکتیک ایران مبنی بر اعمال محدودیت یا توقف تردد در تنگه هرمز، به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان، اثری فوری بر بازارهای کالایی گذاشته است.

قیمت بنزین در آمریکا به ۳.۴۸ دلار (افزایش ۱۷درصدی) و قیمت گاز در اروپا با ۳۰ درصد جهش مواجه شده است. پیش‌بینی محسن رضایی از نفت ۱۵۰دلاری در روزهای آینده، با توجه به تعطیلی بنادر عراق و توقف صادرات نفتکش‌ها از هرمز، دور از انتظار نیست. تحلیل وال‌استریت‌ ژورنال درباره احتمال جهش قیمت نفت به ۲۱۵ دلار در صورت تداوم اختلال، زنگ خطری برای اقتصادهای غربی است که تازه از تورم پساکرونا خارج شده بودند. در این بین کره جنوبی پس از ۳۰ سال به سقف‌گذاری قیمت سوخت روی آورده و حتی عربستان سعودی به عنوان رقیب ژئوپلیتیک ایران، به دلیل توقف ترافیک در هرمز، ناگزیر به فروش نفت در بازار نقدی (اسپات) شده است. این امر نشان می‌دهد «سلاح نفت» همچنان کارآمدترین ابزار برای بین‌المللی‌کردن هزینه‌های جنگ است.

آمریکا و اسرائیل در دو مسیر متفاوت

شاید مهم‌ترین متغیر ژئوپلیتیک این جنگ، واگرایی آشکار اهداف میان دو عضو اصلی ائتلاف متجاوز باشد.

همان‌طور که فرید ذکریا تحلیل کرده، بنیامین نتانیاهو به دنبال تغییر رژیم در ایران است. استراتژی نظامی اسرائیل متمرکز بر حذف فیزیکی ساختار سیاسی و نظامی است، حتی اگر به قیمت فروپاشی و هرج‌ومرج (مدل لیبی و سوریه) تمام شود. این مدل برای امنیت بلندمدت اسرائیل (با توجه به خطر گسترش تروریسم تکفیری) می‌تواند خطرناک باشد، اما نتانیاهو آن را برای بقای سیاسی خود لازم می‌بیند. واشنگتن اما به دنبال جنگ داخلی در ایران نیست، زیرا ثبات منطقه برای منافع بلندمدت سرمایه‌گذاری و امنیت انرژی حیاتی است. آنتونی بلینکن (وزیر خارجه سابق) به‌صراحت از تجربه ۳۰ دقیقه تا جنگ با حزب‌الله به دلیل اطلاعات نادرست اسرائیل سخن گفته است. این روایت نشان می‌دهد واشنگتن از کشانده‌شدن به باتلاقی که اسرائیل طراحی کرده، هراس دارد. افزایش شمار تلفات آمریکایی‌ها به هشت نفر و «فشار داخلی فزاینده علیه ترامپ» (به نقل از وال‌استریت ‌ژورنال) نشان می‌دهد کاخ سفید در باتلاقی گرفتار شده که نه خروج آسان از آن ممکن است و نه ماندن در آن.

جنگ فرسایشی یا دیپلماسی قطر؟

نبرد به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌توان آن را صرفا یک «حمله تلافی‌جویانه» نامید. ایران با موفقیت در عبور موشک‌ها از سامانه‌های پیشرفته، انهدام پایگاه‌های فرامنطقه‌ای و به‌هم‌ریختن بازار انرژی، برگ برنده را در دست گرفته است.

در مقابل، ائتلاف دشمن با معضل «فرماندهی» مواجه است. اسرائیل به دنبال تعمیق جنگ برای رسیدن به رژیم مطلوب خود است، درحالی‌که آمریکا به دلیل کمبود تسلیحات و بحران اقتصادی داخلی، نیازمند توقف یا کاهش تنش است. فرصت میانجیگری قطر که در گزارش ذکریا به آن اشاره شده، در حال از‌دست‌رفتن است. هرگونه محاسبه اشتباه دیگر، ممکن است جنگ را به مرحله‌ای مهارنشدنی برساند که در آن نه برنده آشکاری وجود دارد و نه راه بازگشتی. آنچه مسلم است، ایران توانسته محاسبات راهبردی دشمن را نه‌فقط در میدان نبرد، که در معادلات پیچیده اقتصاد سیاسی جهان بازتعریف کند.

پیش‌بینی سناریوهای پیش‌رو و هندسه پاسخ‌ها

با عبور جنگ از روز یازدهم و تثبیت معادلات جدید، صحنه نبرد وارد حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین مرحله خود شده است. تقاطع سه متغیر «فشار اقتصادی جهانی»، «بن‌بست تاکتیکی دشمن» و «ظرفیت‌های بکر پاسخ‌دهی ایران»، نقشه راه روزهای آینده را ترسیم می‌کند.

آتش‌بس تحمیلی از سوی اقتصاد جهانی

افزایش ۳۰درصدی قیمت گاز در اروپا، ثبت رکورد ۳.۴۸ دلاری بنزین در آمریکا، فروش نقدی نفت توسط عربستان و تعطیلی بنادر عراق، فقط بخشی از تبعات اولیه بسته‌شدن تنگه هرمز و موشک‌باران زیرساخت‌های منطقه‌ای است. اگر این روند تداوم یابد و قیمت نفت به مرز ۱۵۰ تا ۲۱۵ دلار (بر اساس سناریوی وال‌استریت‌ژورنال) نزدیک شود، فروپاشی اقتصادی در اروپا و تشدید تورم در آمریکا، کاخ سفید را مجبور به پذیرش یک آتش‌بس تحمیلی خواهد کرد. چین و هند نیز به عنوان خریداران عمده نفت خاورمیانه، برای اولین‌بار در کنار ایران وارد یک جبهه غیررسمی علیه تداوم جنگ خواهند شد. در این سناریو، «سلاح تحریم‌ناپذیر نفت» کارآمدتر از موشک‌ها عمل کرده است و واشنگتن را پای میز مذاکره بدون پیش‌شرط می‌کشاند.

تشدید حملات برای «تسلیم‌سازی» ایران

در سوی مقابل، اسرائیل که منافعش در تداوم جنگ و حذف تهدید ایران تعریف می‌شود، فشار حداکثری را برای جلوگیری از آتش‌بس وارد خواهد کرد. بنیامین نتانیاهو به‌خوبی می‌داند که با اولین آتش‌بس، پروژه «تغییر رژیم» برای همیشه شکست می‌خورد و او به عنوان عامل این شکست در تاریخ ثبت خواهد شد؛ ازاین‌رو در روزهای آینده باید منتظر تشدید بی‌سابقه حملات اسرائیل به مراکز سیاسی، فرماندهی و زیرساخت‌های حیاتی ایران بود. هدف وادارکردن تهران به «تسلیم بی‌قید و شرط» (آخرین اولتیماتوم ترامپ) پیش از آنکه فشار اقتصادی آمریکا را مجبور به عقب‌نشینی کند، خواهد بود. آمریکا نیز اگرچه تمایلی به جنگ تمام‌عیار ندارد، اما در صورت تداوم اختلال در هرمز و افزایش تلفات (هشت کشته رسما اعلام‌شده تاکنون)، ممکن است به‌ناچار وارد درگیری مستقیم‌تر و شدیدتری شود.

راهبرد «پاسخ فزاینده و نامتقارن» ایران

در برابر این دو سناریو، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به دستاوردهای میدانی ۱۱ روز اخیر (عبور ۷۰‌درصدی موشک‌ها از سپر دفاعی) یک راهبرد هوشمندانه و چندلایه را در پیش گرفته است. نخست شدت‌بخشیدن به حملات به عمق سرزمین‌های اشغالی؛ پس از موفقیت «موشک‌های بارشی» در تل‌آویو، نوبت به هدف قراردادن شهرهای حیفا و ایلات و حتی مراکز هسته‌ای و شیمیایی خواهد رسید. استفاده از موشک‌های فراصوت با قابلیت مانورپذیری بالا، پدافند اسرائیل را به‌کلی بی‌اثر خواهد کرد.

همچنین بسته‌شدن کامل تنگه هرمز و گسترش حملات به کشتی‌های تجاری و نفتکش‌های عازم بنادر اشغالی، فشار را به حداکثر خواهد رساند. هدف، قطع کامل نفس‌های اقتصادی دشمن در کمتر از ۷۲ ساعت آینده است. در ادامه با توجه به اذعان رسانه‌های عبری به شلیک روزانه ۴۰۰ موشک از لبنان، در روزهای آینده این جبهه با حملات ترکیبی حزب‌الله (موشک‌های دقیق‌الاصابت و پهپادهای انتحاری) به بلوغ عملیاتی کامل خواهد رسید. هدف، قفل‌کردن حداقل پنج تیپ از ارتش اسرائیل در شمال و فرسایشی‌کردن جنگ در جبهه‌ای دیگر است. در نهایت هدف‌قراردادن پایگاه‌های آمریکایی در حلقه دوم؛ پس از العدیری (کویت)، نوبت به همه پایگاه‌های باقی‌مانده خواهد رسید و تهران به واشنگتن ثابت خواهد کرد اگر قرار بر جهانی‌شدن جنگ باشد، منافع آمریکا در سراسر منطقه هدفی مشروع و آسیب‌پذیر هستند.

بن‌بست راهبردی و معمای پیش‌روی واشنگتن

آنچه امروز رخ داده، نه یک آتش‌سوزی موقتی، بلکه زلزله‌ای در ساختار امنیتی خاورمیانه است. ایران توانسته است با عبور از فاز دفاع صرف، دشمن را در باتلاقی گرفتار کند که هم هزینه ماندن در آن سرسام‌آور است و هم هزینه عقب‌نشینی از آن.

پیش‌بینی‌های راهبردی در ۴۸ تا ۷۲ ساعت آینده، ممکن است از احتمال تقویت آتش‌بس تا حملات سنگین‌تر دو‌ طرف را شامل شود؛ بنابراین نکته مسلم این است که ایران امروز دیگر صرفا در حال دفاع از مرزهای خود نیست، بلکه در حال طراحی نظم جدیدی در خاورمیانه است؛ نظمی که در آن موازنه قدرت به نفع محور مقاومت تغییر کرده و هیچ قدرت فرامنطقه‌ای نمی‌تواند با هزینه صفر، امنیت رژیم اسرائیل را تضمین کند. روزهای آینده، فصل تعیین‌کننده این نظم جدید خواهد بود.

ارسال نظرات
خط داغ