ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۹۹۲۱

نقد و بررسی مستند «ملکه شطرنج»

نقد و بررسی مستند «ملکه شطرنج»

مستند «ملکه شطرنج» روایت زندگی جودیت پولگار است؛ نابغه‌ای که با شکستن رکوردها و کلیشه‌های جنسیتی، جایگاه خود را در تاریخ شطرنج جهان تثبیت کرد.

فرارو- فیلم «Queen of Chess» با نگاهی ورزشی و اجتماعی، مسیر پرچالش پولگار را از کودکی در مجارستان کمونیستی تا رقابت‌های نفس‌گیرش با بزرگ‌ترین استادان شطرنج جهان به تصویر می‌کشد.

به گزارش فرارو به نقل از نیویورک تایمز، مستند «ملکه شطرنج» به کارگردانی روری کندی، در ظاهر روایتی ورزشی است، اما در عمق خود داستان زنی را بازگو می‌کند که نه‌تنها با رقبای سرسخت روی صفحه شطرنج روبه‌رو بود، بلکه باید با تبعیض‌های ریشه‌دار جنسیتی نیز مبارزه می‌کرد. این فیلم که از نتفلیکس پخش می‌شود، زندگی و مسیر حرفه‌ای جودیت پولگار، نابغه مجارستانی شطرنج، را از سال‌های کودکی تا دوران بازنشستگی‌اش در سال ۲۰۱۴ دنبال می‌کند. مسیری که همزمان با تحولات سیاسی و اجتماعی اروپا و تغییر نگرش‌ها نسبت به زنان در عرصه‌های رقابتی شکل گرفت.

در سال ۱۹۹۱، جودیت پولگار در حالی که تنها ۱۵ سال داشت، عنوان استادبزرگ شطرنج را به دست آورد و رکورد بابی فیشر را شکست. رکوردی که تا آن زمان نماد نبوغ خارق‌العاده در این بازی فکری به شمار می‌رفت. این موفقیت، به‌خودی‌خود دستاوردی چشمگیر بود، اما اهمیت آن زمانی دوچندان شد که به یاد آوریم فضای حاکم بر شطرنج حرفه‌ای در آن دوران تا چه اندازه مردسالارانه بود. برای دهه‌ها این باور رایج وجود داشت که زنان ذاتاً در شطرنج ضعیف‌تر از مردان‌اند و از هوش تحلیلی یا روحیه تهاجمی لازم برای پیروزی برخوردار نیستند.

بابی فیشر، اسطوره آمریکایی شطرنج، در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۶۳ حتی پا را فراتر گذاشت و زنان را «بازیکنانی وحشتناک» توصیف کرد و مدعی شد که «به‌قدر کافی باهوش نیستند». چنین اظهاراتی بازتاب نگرشی بود که حضور زنان در رقابت‌های سطح بالا را نه‌تنها غیرمعمول، بلکه ناممکن می‌پنداشت. مستند «ملکه شطرنج» با بهره‌گیری از تصاویر آرشیوی و گفت‌وگو با اعضای خانواده پولگار و همچنین خود جودیت، به سال‌های شکل‌گیری این نابغه می‌پردازد. او در مجارستان کمونیستی و در شرایطی دشوار از نظر اقتصادی و سیاسی بزرگ شد.

پدرش لازلو پولگار، آموزگاری با دیدگاه‌های متفاوت، به این باور رسیده بود که «نابغه‌ها ساخته می‌شوند، نه زاده». او تصمیم گرفت این نظریه را در عمل بیازماید و تمام توان و منابع مالی خانواده را صرف آموزش تخصصی شطرنج به سه دخترش کند. خانه پولگار به مدرسه‌ای تمام‌وقت برای تمرین شطرنج تبدیل شد: تمرین‌هایی از صبح تا شب، بدون تعطیلات، بدون سفر و تقریباً بدون وقفه. امروز که سال‌ها از آن دوران گذشته، خواهران پولگار از آن سال‌ها به‌عنوان دوره‌ای فشرده و بی‌امان یاد می‌کنند؛ دوره‌ای که نتیجه‌اش چشمگیر بود. افزون بر جودیت، سوزان پولگار نیز به مقام استادبزرگی رسید و سوفیا عنوان استاد بین‌المللی را کسب کرد.

با این حال، موفقیت آنان در زمانی رقم خورد که رقابت مستقیم زنان با مردان در تورنمنت‌های رسمی تقریباً بی‌سابقه بود. حتی دولت کمونیستی مجارستان نیز در ابتدا از اعطای مجوز خروج برای شرکت در مسابقات بین‌المللی خودداری می‌کرد. اما پس از کشمکش‌های فراوان، این مجوزها صادر شد و خواهران پولگار توانستند پا به عرصه جهانی بگذارند. جودیت نوجوان خیلی زود شروع به شکست دادن رقبایی کرد که بسیاری از آن‌ها سال‌ها از او بزرگ‌تر بودند. واکنش برخی از این مردان شکست‌خورده، نه تحسین که خشم بود؛ گاه بدون دست دادن محل مسابقه را ترک می‌کردند و شکست از یک دختر نوجوان را برنمی‌تافتند.

فیلم به‌صورت خطی و زمان‌مند پیش می‌رود و نشان می‌دهد که چگونه پیروزی‌های پولگار با تحولات ژئوپولیتیک و تغییرات فرهنگی هم‌زمان شد. فروپاشی بلوک شرق، باز شدن مرزها و افزایش حضور زنان در عرصه‌های حرفه‌ای، همگی پس‌زمینه‌ای برای رشد و تثبیت جایگاه او فراهم کردند. یکی از جذاب‌ترین بخش‌های مستند، روایت رقابت‌های طولانی‌مدت او با گری کاسپاروف، استادبزرگ روس و از چهره‌های برجسته تاریخ شطرنج است. کندی در فیلم خود گفت‌وگویی مفصل با کاسپاروف ترتیب داده و مسابقه جنجالی نخست آن دو را بازسازی می‌کند؛ دیداری که در آن کاسپاروف متهم شد حرکتی خلاف قوانین انجام داده است. اتفاقی که دوربین‌ها ثبت کردند، اما او همچنان مدعی است به خاطر نمی‌آورد مرتکب خطا شده باشد. این لحظه از پرهیجان‌ترین بخش‌های فیلم است و تنش میان دو نابغه را به‌خوبی به تصویر می‌کشد.

روری کندی در ساخت «ملکه شطرنج» از شیوه‌های متعارف مستندسازی بهره می‌برد؛ ترکیبی از آرشیو، مصاحبه و روایت خطی. این انتخاب، هرچند نوآورانه نیست، اما به روایت منسجم و قابل‌فهم داستان کمک کرده است. فیلم حال‌وهوایی شبیه یک درام ورزشی دارد؛ قهرمانی که سال‌ها تمرین می‌کند، با موانع گوناگون روبه‌رو می‌شود و گاه شکست می‌خورد، اما مسیر پیشرفت را رها نمی‌کند. تفاوت در اینجاست که میدان رقابت نه زمین چمن یا سالن بسکتبال، بلکه صفحه‌ای سیاه‌وسفید با ۶۴ خانه است.

با وجود محبوبیت روزافزون شطرنج در سینما و تلویزیون، نمایش هیجان آن روی پرده همچنان چالش‌برانگیز است. حتی پولگار در فیلم اشاره می‌کند که در نخستین دیدار پرسر‌وصدا و پراسترسش با کاسپاروف، برخی تماشاگران پس از مدتی سالن را ترک کردند. شطرنج، برخلاف ورزش‌های پرتحرک، عمدتاً شامل نشستن و تمرکز طولانی است. اگر قواعد بازی را به‌خوبی ندانید، درک اهمیت هر حرکت آسان نیست. این همان دشواری‌ای است که فیلم‌سازان باید بر آن غلبه کنند.

«ملکه شطرنج» نشان می‌دهد برای جذاب کردن چنین بازی‌ای بر پرده، باید فراتر از خود مسابقه رفت. داستان جودیت پولگار صرفاً درباره حرکت مهره‌ها نیست، بلکه درباره پشتکار، تربیت هدفمند، ایستادگی در برابر تبعیض و پیوند سرنوشت فردی با تحولات جهانی است. کندی با درهم‌تنیدن رقابت‌های شطرنج با بستر اجتماعی و سیاسی زمانه، موفق می‌شود نشان دهد که بازی روی صفحه، بازتابی از نبردی گسترده‌تر در جامعه است. همین پیوند میان زندگی شخصی و تغییرات تاریخی، به روایت جان می‌بخشد و ثابت می‌کند که گاهی هیجان‌انگیزترین رقابت‌ها، آن‌هایی هستند که فراتر از قوانین بازی جریان دارند.

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ