مسقط؛ آخرین فرصت برای نجات رژیم عدم اشاعه
آیا مذاکرات عمان میتواند امنیت هستهای ایران را تضمین کند؟
ازسرگیری مذاکرات هستهای ایران و آمریکا در عمان، پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان، به آزمونی برای آینده امنیت هستهای جهانی تبدیل شده است. تجربه برجام نشان داد محدودیتهای فنی و راستیآزمایی، بدون تضمینهای حقوقی و عملیاتی برای حفاظت از تأسیسات، کافی نیست. حملات اخیر، رژیم عدم اشاعه و اعتبار حقوق بینالملل را تحت فشار قرار داده است. اکنون مذاکرات مسقط باید فراتر از غنیسازی و تحریمها، چارچوبی الزامآور برای جلوگیری از اقدام نظامی و تضمین ایمنی هستهای ایجاد کند.
فرارو- انعم مراد خان، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در وب سایت میدل ایست مانیتور
به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست مانیتور، ازسرگیری مذاکرات هستهای ایران و ایالات متحده در عمان، لحظهای سرنوشتساز برای ایمنی هستهای در مقیاس جهانی رقم میزند. حملات هوایی ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای ایران در نطنز، فردو و اصفهان، آسیب پذیری زیرساختهای هستهای در سراسر جهان را عیان میکند. اکنون ضرورت دارد دیپلماسی از تمرکز صرف بر محدودیتهای غنیسازی و سازوکارهای راستیآزمایی فراتر رود و حفاظتهای حقوقی، فنی و عملیاتیِ الزامآور را نیز در بر گیرد. پرسش محوری این است که آیا مذاکرات عمان میتواند چارچوبی پدید آورد که امنیت هستهای را تضمین کند، از اقدام نظامی قهری جلوگیری کند و اعتبار رژیم جهانی عدم اشاعه را حفظ کند یا خیر.
عمان؛ آزمون دیپلماسی در سایه آسیبپذیری هستهای
گفتوگوهای عمان نخستین تماس دیپلماتیک مهم میان تهران و واشنگتن پس از فروپاشی تلاشها برای احیای برنامه جامع اقدام مشترک به شمار میرود. پس از ماهها قطع ارتباط مستقیم و در پی حملات ۲۰۲۵، دو طرف با میانجیگری عمان مذاکرات را در مسقط از سر میگیرند. عمان که سابقهای طولانی در میزبانی تماسهای محرمانه میان ایران و غرب دارد، بهعنوان میانجی بیطرف شناخته میشود و مسقط بهمنظور تمرکز بر دستورکار هستهای انتخاب میشود. مذاکرات ۲۰۲۶ با حضور دیپلماتهای ارشد و مقامات امنیتی دو کشور برگزار میشود و این واقعیت را نشان میدهد که دیپلماسی هستهای اکنون بهشدت با تنشهای نظامی منطقهای درهمتنیده میشود. دوره های پیشین عمدتاً بر محدودیتهای غنیسازی و رفع تحریمها متمرکز میشد.
توافقهایی مانند برنامه جامع اقدام مشترک، محدودیتهای فنی مشخصی را بر برنامه هستهای ایران اعمال میکند، اما امنیت فیزیکی تأسیسات را تضمین نمیکند. برجام سقف غنیسازی ۳.۶۷ درصدی اورانیوم-۲۳۵ را تعیین میکند، تعداد سانتریفیوژها را از حدود ۱۹ هزار به ۶۱۰۴ کاهش میدهد و ذخایر اورانیوم غنیشده را به ۳۰۰ کیلوگرم محدود میکند. این توافق زمان گریز هستهای را از چند ماه به نزدیک یک سال افزایش میدهد و به آژانس بینالمللی انرژی اتمی امکان میدهد بر سایتهای اعلامشده نظارت کند.
بااینحال، این چارچوب هیچ تضمین حقوقی یا عملیاتی در برابر حملات یکجانبه نظامی فراهم نمیکند. حملات ژوئن ۲۰۲۵ که از سوی نیروهای اسرائیلی و آمریکایی انجام میشود، بنا بر گزارشها سانتریفیوژهای کلیدی و زیرساختهای غنیسازی را منهدم میکند و این واقعیت را آشکار میسازد که راستیآزمایی فنی بهتنهایی امنیت هستهای را تضمین نمیکند. عادیسازی حمله به تأسیسات تحت نظارت میتواند برای دیگر کشورها نیز توجیهی مشابه فراهم کند و استانداردهای رژیم عدم اشاعه را تضعیف کند. ازاینرو، گنجاندن حفاظت صریح حقوقی و عملیاتی از تأسیسات تحت پادمان در هر چارچوب آینده ضرورت مییابد و ایمنی هستهای باید به مؤلفهای غیرقابلمذاکره تبدیل شود.
حقوق بینالملل، عدم اشاعه و دوگانه بازدارندگی–دیپلماسی
منشور سازمان ملل متحد، استفاده از زور علیه دولتهای مستقل را جز با مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد یا در چارچوب دفاع مشروع ناشی از حمله مسلحانه قریبالوقوع ممنوع میکند. حملات پیشدستانه به تأسیسات هستهای در غیاب تهدید فوری، عموماً مغایر با حقوق بینالملل تلقی میشود. بر اساس ماده ۵۱ منشور، دفاع مشروع تنها در واکنش به یک حمله مسلحانه واقعی مجاز شمرده میشود و باید بیدرنگ به شورای امنیت گزارش شود. حملات ژوئن ۲۰۲۵ این معیار را برآورده نمیکند و بسیاری از حقوقدانان و نمایندگان ایران در سازمان ملل آن را نقض ماده ۲(۴) منشور ارزیابی میکنند. کنوانسیونهای ژنو و پروتکل الحاقی اول نیز حمله به «تأسیسات حاوی نیروهای خطرناک»، از جمله تأسیسات هستهای، را در صورتی که خطر آسیب گسترده به غیرنظامیان وجود داشته باشد، ممنوع میکند. این تحولات، ضرورت گنجاندن تضمینهای الزامآور حقوقی و عملیاتی را در مذاکرات عمان برجسته میکند.
رژیم عدم اشاعه بر این اصل استوار میشود که خویشتنداری و پایبندی به تعهدات، امنیت تولید میکند. معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای بر سه رکن بنا میشود: تعهد کشورهای غیرهستهای به عدم تولید سلاح، تعهد قدرتهای هستهای به خلع سلاح و حق همه کشورها برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تحت نظارت. این چارچوب اکنون تحت فشار قرار میگیرد؛ پیمان منع موشکهای هستهای میانبرد در سال ۲۰۱۹ پایان مییابد، پیمان آسمانهای باز فرو میپاشد، پیمان کاهش تسلیحات راهبردی جدید در فوریه ۲۰۲۶ منقضی میشود و معاهده منع جامع آزمایشهای هستهای هرگز اجرایی نمیشود. علاوه بر این، ادراک اجرای گزینشی و نابرابر قواعد، اعتماد به این رژیم را تضعیف میکند. حمله به زیرساختهای هستهای ایران این پیام را مخابره میکند که پایبندی به تعهدات غیرهستهای الزاماً مصونیت در برابر اقدام نظامی ایجاد نمیکند.
حضور مقامات نظامی در مذاکرات ۲۰۲۶ عمان، پیوند فزاینده میان بازدارندگی و دیپلماسی را آشکار میکند. حضور فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده در کنار نمایندگان دیپلماتیک و استقرار گروه ضربتی ناو هواپیمابر در منطقه، رویکردی تلفیقی را به نمایش میگذارد. بااینحال، این رویکرد جایگزین تضمینهای ساختاری برای حفاظت از تأسیسات هستهای نمیشود. عادیسازی اقدام نظامی برای تحمیل پایبندی میتواند خطر تشدید تنش را افزایش دهد، سازوکارهای نظارتی را مختل کند و منازعات گستردهتری را رقم بزند.
راستیآزمایی در تاریکی؛ آزمون نهایی ایمنی هستهای در عمان
ارزیابیهای نظامی آمریکا و اسرائیل ادعا میکند که حملات ۲۰۲۵ برنامه هستهای ایران را یک تا دو سال به عقب رانده است، اما تصاویر ماهوارهای و گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشان میدهد که برخی مؤلفههای کلیدی از جمله ذخایر اورانیوم باقی مانده است. تخریب سایتهای تحت نظارت مستمر آژانس، برنامه را تا حدی در تاریکی فرو میبرد و نظارت بینالمللی را دشوارتر میکند. این وضعیت ضرورت ایجاد چارچوبی را برجسته میکند که حفاظت از تأسیسات را در کنار راستیآزمایی تضمین کند و مانع بیاثر شدن پایبندی از طریق مداخله نظامی شود.
مذاکرات عمان صرفاً درباره سطح غنیسازی یا رفع تحریمها جریان نمییابد، بلکه آزمونی تعیینکننده برای سنجش کارآمدی دیپلماسی محسوب میشود. این گفتوگوها میسنجد که آیا دیپلماسی میتواند از تأسیسات هستهای محافظت کند، خطر درگیری را کاهش دهد و اعتبار نظام جهانی عدم اشاعه را حفظ کند یا خیر. ناکامی برنامه جامع اقدام مشترک در تضمین حفاظت فیزیکی، زمینهساز حملاتی میشود که ثبات منطقهای را به خطر میاندازد. اکنون مذاکرهکنندگان در عمان فرصتی منحصربهفرد در اختیار دارند تا چارچوبی ایجاد کنند که ایمنی هستهای را تضمین کند، سازوکارهای راستیآزمایی را تقویت کند و حفاظت از تأسیسات را در هنجارهای امنیتی جهانی نهادینه سازد.