جوان معتاد عمهاش را کشت و طلاهایش را دزدید/ طلاها را سه میلیاردتومان فروختم
گفت: «عمهام مقدار زیادی طلا داشت و هر بار که چشمم به طلاهای او میافتاد وسوسه میشدم. وقتی عمهام میخواست به آشپزخانه برود تا وسایل پذیرایی بیاورد، او را از پشت گرفته و با بالش خفه کردم. بعد هم طلاهایش را سرقت کردم.»
شامگاه شنبه گذشته، زن جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از مرگ خواهرش خبر داد. وقتی تیم جنایی به خانه مورد نظر رفتند با جسد زن جوان در سالن پذیرایی خانه مواجه شدند که آثار کبودی روی دهانش مشهود بود.
به گزارش ایران، خواهر مقتول در تحقیقات گفت: «اینجا خانه مادرم است اما چون او آلزایمر دارد خواهرم مهرنوش با او زندگی میکرد. ما هم معمولاً یک روز در میان به مادرم سر میزدیم امروز هر چه با مهرنوش تماس گرفتم تا حال مادرم را بپرسم جواب نداد، نگران شدم و به اینجا آمدم که با جسد خواهرم روبهرو شدم.»
ردپای آشنا
تحقیقات اولیه نشان میداد که طلاهای مقتول به سرقت رفته است اما از آنجا که مادر مقتول نیز در زمان سرقت و قتل در خانه بود و سارقان به او آسیبی نرسانده بودند این فرضیه مطرح شد که شاید عامل قتل از بیماری آلزایمر پیرزن اطلاع داشته است که در این صورت وی از آشنایان این خانواده بوده و مطمئن بوده که وی نمیتواند هویت آنها را لو دهد. از سوی دیگر سالم بودن درهای ورودی ساختمان نیز این فرضیه را قوت بخشید.
در ادامه تحقیقات کارآگاهان با بررسی دوربینهای مداربسته اطراف محل تصویر دو پسر جوان را به دست آوردند که خواهر مقتول به محض مشاهده آنها گفت: «این برادرزادهام فریبرز است. او ۲۳ساله و معتاد است که گهگاه به خانه مادرم میآید.»
اعتراف به جنایت
بدین ترتیب پس از هماهنگیهای قضایی فریبرز بازداشت شد و او که در مقابل مدارک پلیسی قرار گرفته بود به قتل با همدستی دوستش اعتراف کرد.
پسر جوان در تحقیقات گفت: «عمهام مقدار زیادی طلا داشت و هر بار که چشمم به طلاهای او میافتاد وسوسه میشدم. مدتی قبل در پاتوق مواد فروشان با همدستم آشنا شدم و وقتی ماجرای طلاهای عمهام را گفتم و پیشنهاد سرقت را مطرح کردم او هم گفت اگر بخواهی من در این ماجرا کمکت میکنم. روز حادثه دو نفری راهی خانه مادربزرگم شدیم وقتی عمهام در را برایمان باز کرد داخل رفتیم. بعد عمهام میخواست به آشپزخانه برود تا وسایل پذیرایی برایمان بیاورد که او را از پشت گرفته و با بالش خفه کردیم. بعد هم طلاهایش را سرقت کرده و به مبلغ سه میلیارد تومان به طلافروشی فروختیم.»
با اعترافات پسر جوان، همدستش و مرد طلافروش نیز بازداشت شده و به جرم خود اعتراف کردند.