ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۲۴۴۷

خلوتگاه فراموش‌شده سهراب سپهری، "شاسوسا" در آستانه نابودی

خلوتگاه فراموش‌شده سهراب سپهری، "شاسوسا" در آستانه نابودی

شاسوسای سهراب سپهری، همان خلوتگاه الهام‌بخش شاعر «صدای پای آب»، امروز نه تنها از یادها رفته، که درگیر منازعات مالکیتی و بی‌مهری دستگاه‌های متولی، نفس‌های آخر را می‌کشد و این یادداشت، روایتی است از فرسایش میراثی که می‌تواند،آینه تمام‌نمای تمدن،اصالت و میراث فرهنگی این سرزمین باشد.

تبلیغات
تبلیغات

« شاسوسا ،وزش سیاه و برهنه! خاک زندگیم را فراگیر » این را سهراب سپهری، شاعر طبیعت و سکوت، در شعر بلندش از «شاسوسا» می گوید، همان مکانی که زمانی خلوتگاه او بود و امروز، متروک و فراموش‌شده، در انتظار نابودی است.

به گزارش ایرنا، بنای تاریخی شاسوسا در آران و بیدگل، بیش از آن که یک سازه کهن باشد، امروز به نمادی از مدیریت پراکنده و بی‌توجهی دستگاه‌های متولی بدل شده است،سرنوشت این بنا، پرسشی جدی را پیش روی مسئولان می‌گذارد،آیا حفظ میراثی که حتی برای بزرگ‌ترین شاعر معاصر این سرزمین الهام‌بخش بوده، در اولویت قرار ندارد؟

مالکیت مجهول، بلاتکلیفی که میراث را می‌بلعد مشکل شاسوسا،از جایی شروع می‌شود که هیچ‌کس خود را صاحب آن نمی‌داند، اما همه در بلاتکلیفی آن نقش دارند،چند نهاد دولتی، هر یک با استناد به مدارک مختلف، ادعای مالکیت این عرصه را دارند، بنایی با قدمت احتمالی ساسانی و شالوده ایلخانی، نه بودجه‌ای برای مرمت می‌گیرد، نه امکان جذب سرمایه خصوصی را دارد، و نه حتی یک نگهبان دائمی برای حفاظت از دستبرد سودجویان، گویی شاسوسا در یک «حفره قانونی» افتاده است، حفره‌ای که تنها راه برون‌رفت از آن، اراده‌ای فرادستگاهی و فوری است.

از آتشکده تا قدمگاه تا خلوتگاه سهراب

ارزشی که نادیده گرفته شد، شاسوسا تنها یک بنای تاریخی نیست،حافظه چندلایه فرهنگی این منطقه است. از نیایشگاهی کهن تا قدمگاهی زیارتی در دوره قاجار، و در نهایت، خلوتگاه سهراب سپهری، شاعری که عشق به بیابان‌های کاشان را در سراسر زندگی و شعرش حمل می‌کرد و شاسوسا را در ابیاتی ماندگار جاودانه ساخت.

این ارتباط، به شاسوسا هویتی دوگانه بخشیده،یک میراث معماری و یک میراث ادبی زنده که سهل‌انگاری در حفظ آن، تنها تخریب دیوارهای خشتی نیست،خیانت به حافظه جمعی و بخشی از هویت هنری معاصر ایران است.

طرح مطالعاتی؛ ضرورتی که به بهانه تبدیل شد

کارشناسان بر لزوم انجام مرمت بر اساس طرح مطالعاتی علمی تاکید دارند، اما پرسش اینجاست، چرا تهیه چنین طرحی، با وجود بررسی‌های اولیه و فوریت نجات بنا، سال‌ها به تعویق می‌افتد؟

این تاخیر، گاه به بهانه‌ای برای عدم اقدام بدل می‌شود.

در شرایطی که بنا هر روز آسیب‌پذیرتر می‌شود، نمی‌توان در انتظار طرح‌های ایده‌آل نشست، اقدامات حداقلی حفاظتی و ساماندهی عرصه می‌تواند حتی پیش از تکمیل مطالعات، مانع از تخریب بیشتر شود.

راه نجات، از شعار تا عمل

نجات شاسوسا نیازمند عبور ازدور بیهوده نهادها و ورود به فاز عملیاتی است، نهادی مثل میراث فرهنگی باید در شرایط اسفبار کنونی وضعیت بنا، فارغ از ضوابط بروکراتیک ،پیچیده و طولانی اداری به طور موقت مسئول حفاظت و ساماندهی شود تا زمان حل نهایی مالکیت این بنا، چراکه این بنای تاریخی در شرایط عادی نیست.

شاسوسا ،نیازمند بودجه اضطراری و مستقیم است، نه قرار گرفتن در صف پروژه‌های معمول

تعدادی از سرمایه‌گذاران محلی برای بهسازی بنای شاسوسا اعلام آمادگی کرده اند و این یک فرصتی طلایی است، باید با ایجاد چارچوب شفاف و تضمین‌های قانونی، این علاقه را به اقدام تبدیل کرد.

افزایش آگاهی و مطالبه‌گری

معرفی شاسوسا به عنوان میراث مشترک سهراب و تاریخ، می‌تواند حس تعلق عمومی و خواست اجتماعی برای نجات آن را افزایش دهد.

آیا شاسوسا را پیش از آن که دیر شود، می‌شناسیم؟ سهراب سپهری در شعرش از شاسوسا می‌پرسد:«شاسوسا!تو هستی؟ چه می‌کنی؟»، امروز پاسخ این پرسش، تصویر دیوارهای کَنده شده و سکوهای فرو ریخته است،شاسوسا امروز آزمونی برای وجدان فرهنگی جامعه و کارآمدی دستگاه‌های حاکمیتی است و نجات آن، تنها با یک عزم جمعی و فراجناحی ممکن خواهد بود، آیا قبل از آن که آخرین نشانه‌های این خلوتگاه تاریخی و ادبی نیز محو شود، کسی پاسخگوی تاریخ ، شعر و میراث فرهنگی این مرز و بوم خواهد بود؟!

شهرستان آران و بیدگل با بیش از ۱۰۳ هزار نفر جمعیت در حدود ۲۱۵ کیلومتری اصفهان قرار دارد.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات