ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۲۳۶۱

تلویزیون متعلق به تک‌تک ملت ایران است/ هر ایرانی باید سهمی برای اظهارنظر داشته باشد

تلویزیون متعلق به تک‌تک ملت ایران است/ هر ایرانی باید سهمی برای اظهارنظر داشته باشد

هم‌اکنون وقت آن است که به دلیل شرایط خاص سیاسی کشور، نهاد رسانه‌ای همه آحاد ملت را با هر نوع گرایش و افکار سیاسی زیر یک چتر واحد رسانه‌ای دور هم جمع کند و مصالح عمومی کشور را که همانا حفظ وحدت و همبستگی ملی است، در اولویت کاری خود قرار دهد.

شاهپور محمدی در اعتماد نوشت: یکی از خلأها و نیازهای ضروری جامعه ما، همواره گفت‌وگوی دولتمردان و مسوولان کشورمان، با آحاد مختلف مردم، مخصوصا نسل جوان بوده است. باتوجه به شرایط سیاسی جامعه، هم‌اکنون نیاز به این گفت‌وگوها، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

مسوولیت امروز نهاد رسانه ملی برای ایجاد گفتمان ملی، به مراتب حادتر و حساس‌تر است. اگر گفت‌وگوی دولتمردان با مردم، خاصه جوانان کشور (با هر نوع سلایق و گرایش فکری) در مورد مسائل مختلف جامعه شکل نگیرد، قطع یقین آن‌ها از واقعیت‌های جامعه دور خواهند بود. این موضوع از طریق آنتن ملی، به عنوان تنها تریبون گفتمانی کشور، به روش‌های مختلف و نوینی باید طراحی و دیده شود.

اگر هم مدیریت و روش‌های فرهنگ گفتمان در گذشته با مشکلاتی در این رسانه همراه بوده، باید سریعا مورد آسیب‌شناسی قرار گرفته و تقویت شوند. با شرایط سیاسی ایجاد شده در کشور، گفتمان فرهنگی، رسانه‌ای را باید یک نیاز ملی، همگانی و ضروری برای جامعه دانست. اگر به هر دلیلی در گذشته، حضور گرایش‌های مختلف فکری در رسانه ملی کشور کمرنگ بوده‌اند، هم‌اکنون شرایط سیاسی و فرهنگی این روزهای کشور اقتضا می‌کند که از همه این ظرفیت‌های فکری برای پیشرفت کشور دعوت شوند.

تلویزیون این کشور متعلق به تک‌تک ملت ایران بوده و هر ایرانی در این فضای رسانه‌ای سهمی برای اظهارنظر دارد، بنابراین وقت آن است تا همه نخبگان کشور با هر توان و تخصصی که دارند برای حفظ امنیت و کیان کشور در همه عرصه‌ها حضور پیدا کنند. این وسط، رسانه ملی تنها مأمن و مکانی است که می‌تواند به دور از هرگونه جناح‌بندی‌ها و مرزبندی‌های رایج، اتحاد ملی را با دعوت از صاحب‌نظران حوزه‌های مختلف، تحکیم و قوام ببخشد.

هر فرد ایرانی با هر نوع تفکر، نگرش و دیدگاه اجتماعی هم‌اکنون باید فکر کند که در کشور خود، رسانه‌ای برای انتقال دیدگاه‌ها و شنیدن صدا و حرف‌های او وجود دارد. اگر این شائبه، چه درست و چه غلط، در گذشته ایجاد شده است که تریبون رسانه ملی صرفا در اختیار جناح خاصی با یک نوع نگرش و سلیقه فکری بوده، هم‌اکنون وقت آن است که به دلیل شرایط خاص سیاسی کشور، این نهاد رسانه‌ای همه آحاد ملت را با هر نوع گرایش و افکار سیاسی زیر یک چتر واحد رسانه‌ای دور هم جمع کند و مصالح عمومی کشور را که همانا حفظ وحدت و همبستگی ملی است، در اولویت کاری خود قرار دهد.

اعتمادسازی عمومی، پرهیز از اختلافات جناحی و جذب افراد با هر نوع اندیشه‌ها و سلایق سیاسی، در راستای حفظ منافع ملی کشور، هم‌اکنون جزو وظایف و رسالت‌های اصلی نهاد صدا و سیماست. اگر این فاکتورها به درستی و در یک فضای باز سیاسی رعایت شوند، قطع یقین جوان ایرانی نیز احساس غرور کرده و به سمت رسانه‌های بیگانه که در کمین او نشسته‌اند، نخواهد رفت.

اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که جوان امروز احساس کند، تنهاست و این ابزارهای رسانه‌ای نیز متعلق به او نیست یا در اختیار طیف خاصی قرار دارد که آن زمان، از پیام‌رسان‌های خارجی گرفته تا انواع شبکه‌ها و کانال‌های جذاب ماهواره‌ای او را به سمت خود جذب خواهند کرد. اگر امروزه برخی جوانان ما به‌رغم پیشرفت‌های صورت گرفته در کشورمان، احساس غرور نمی‌کنند، به دلیل این است که احیانا در گذشته با برخی بی‌مهری‌های ناخواسته باعث رنجش خاطر او شده‌ایم.

با زبان مخصوص به خود جوان، با او صحبت نکرده و او را بیگانه فرض کرده‌ایم. با او گفت‌وگویی نداشته‌ایم. او را به جمع‌های خود دعوت نکرده‌ایم. وقتی چنین اتفاقی بیفتد، بدیهی است که او جذب افراد و جاهایی شود که خسارت‌های جبران‌ناپذیری را داشته باشد. متاسفانه وقتی پای صحبت برخی جوانان عزیز کشورمان می‌نشینیم، می‌بینیم که آن‌ها اغلب به فکر مهاجرت و کوچ از کشورند.

آن‌ها بدون هیچ‌گونه اطلاعات اولیه‌ای، غرب و اروپا را آرمانشهری برای زندگی و پیشرفت خود اعلام می‌کنند. دلیل آن چیست؟ اولین و شاید بزرگ‌ترین دلیل آن، این است که با او گفت‌وگوی صمیمی در مورد مسائل کشورمان صورت نگرفته است. اگر کشور دارای مشکلاتی بوده، برای او دلایل آن تبیین و تشریح نشده و همین امر باعث شده او همواره کشور خود را سیاه ببیند.

با شرایط سیاسی ایجاد شده، ضرورت دارد نهاد رادیو و تلویزیون کشور، باب گفت‌وگو را با مردم و جوانان با یک سری ابتکار عمل‌ها و روش‌های نوینی باز کند. موضوع با یک سری پژوهش‌ها و بررسی ساده قابل اجراست، به شرطی که یک عزمی برای این حرکت ملی هر چه سریع‌تر آغاز و از برخی محافظه‌کاری‌ها در این زمینه نیز پرهیز شود.

این همه مراکز پژوهشی از نوع دولتی و با بودجه‌هایی کلان در این کشور داریم ولی متاسفانه کمتر دیده می‌شود که سراغ تحقیق و بررسی در مورد این نوع از آسیب‌ها در جامعه بروند. اینکه جوان امروز از طریق پیام‌رسان‌هایی مثل اینستاگرام و… دچار گرفتاری می‌شود، عمدتا به این دلیل است که در مورد مشکلات یا پیشرفت‌های کشورمان با او یا خانواده‌ها به‌طور اساسی روشنگری نشده و گفت‌وگویی نیز صورت نگرفته است و همین موضوع به ظاهر ساده باعث شده بعضا خانواده‌ها پیشرفت فرزندان خود را در آن سوی مرزها بدانند.

اگر گرفتاری‌هایی هست، اگر پیشرفت‌هایی در این کشور حاصل شده، مگر نه اینکه جوان امروزی و خانواده‌ها باید از کم و کیف آن اطلاع حاصل کنند؟ همه اینها نیز با فرهنگ گفت‌وگو و اطلاع‌رسانی میسر می‌شوند. نسل امروز شاید هنوز به خوبی نمی‌داند که در گذشته، جوانان این مرز و بوم چگونه توانسته‌اند در شرایط خاص جنگی با دستان خالی از کشور خود دفاع کنند،

بعد از جنگ نیز همان جوانان توانسته‌اند زیرساخت‌های نظامی کشور را تقویت کنند تا در شرایط مقتضی، مثل جنگ ۱۲ روزه اخیر و امثالهم، کشور را در مقابل شرارت‌ها و آسیب‌ها، مصون نگه دارند. وقتی با نسل امروز، صحبتی در این زمینه‌ها صورت نگیرد و عمق مسائل و اتفاقات گذشته و پیشرفت‌های بعدی کشور با او در میان گذاشته نشود، طبیعی است که از نبود این ارتباطات و خلأهای موجود، رسانه‌های بیگانه به نفع خود بهره‌برداری کرده و به راحتی بتوانند جوانان کشور را با انواع و اقسام تبلیغات مسموم و رنگارنگ، جذب خود کنند.

در وقایع اخیر کشور، این‌گونه خلأها به وضوح دیده شد. جوانانی که فریب نفوذی‌های غرب را از طریق برخی پیام‌رسان‌ها خورده بودند، به راحتی دعوت افراد خاصی را پذیرفته و وارد کارزار خیابانی آن‌ها شدند. همه اینها به این دلیل بوده است که کسی با آن‌ها حرفی نزده و ذهن جوان کشور را نسبت به واقعیت‌های مثبت یا منفی موجود در جامعه خود آگاه نساخته بود.

وقتی آموزش و آگاهی نباشد، طبیعی است که آن‌ها به راحتی با هر گروه و فرقه‌ای ارتباط برقرار کنند و حتی سر از درگیری‌های خیابانی و غیره نیز دربیاورند. در حالی که خیلی از این اتفاقات با یک سری رفتارها و ابتکار عمل‌های فرهنگی و ارتباطاتی قابل پیشگیری بودند. مدیران و مراکز آموزشی، فرهنگی و رسانه‌ای قطعا در این ماجراها کم کار بوده‌اند.

هم‌اکنون نهاد رسانه ملی وظیفه دارد این خلأها را جبران کند و با ساخت انواع برنامه‌های مستند و گفت‌وگومحور، نسبت به نحوه استفاده صحیح از پیام‌رسان‌های خارجی و حتی کانال‌های خبری و ماهواره‌ای به روشنگری بپردازد. در کنار تولید این‌گونه برنامه‌ها باید هشدارهای روزانه لازم از طریق متولیان فرهنگ و رسانه به مردم و خاصه خانواده‌ها داده شود تا آن‌ها بتوانند با مهارت‌آموزی، مراقبت بیشتری از فرزندان خود داشته باشند.

مدیران حوزه‌های مختلف فرهنگی و رسانه‌ای کشور متاسفانه صحبت با مردم را در صرفا حضور مدیران و تحلیلگران سیاسی و اقتصادی در برنامه‌های گفت‌وگومحور خبری خلاصه می‌کنند، در حالی که این روش‌ها کافی نیست. خانواده و جوانان نیازمند هشدارهای رو در رو از طریق صفحه تلویزیون هستند. کارایی این‌گونه هشدارها بیشتر از برنامه‌های خبری و تحلیلی گفت‌وگومحور است.

باید با شیوه‌های نوین رسانه‌ای باب گفت‌وگو را با خانواده‌ها و جوانان باز کرد و آموزش و مهارت را به خانه‌ها برد. متاسفانه گاه مشاهده می‌شود که رسانه ملی به جای پیشگیری از معضلات اجتماعی و دادن آگاهی بیشتر برای مردم و ایجاد فضای گفت‌وگو و ارایه هشدارهای سازنده به‌طور مداوم از طریق روش‌ها و برنامه‌های مختلف رسانه‌ای، همواره منتظر مانده تا اتفاقی بیفتد و بعد از آن در کلانتری‌ها و مراکز انتظامی پیگیر موضوع باشد و از آن‌ها گزارش خبری تهیه کند.

در حالی که یک گفت و شنود و هشدار ساده به‌طور متوالی می‌تواند به راحتی جوان را از انواع و اقسام معضلات موجود در جامعه، خاصه پیام‌رسان‌های خارجی که به دنبال طعمه قرار دادن آن‌ها و تخریب خانواده‌ها هستند، مصون بسازد. اینکه رسانه بخواهد صرفا در بحران‌های کشور سراغ یک سری اندیشه‌ها و سلایق مختلف سیاسی جامعه برود، نگاه منطقی نیست.

اینکه اخیرا چهره‌هایی مثل دکتر عطاءالله مهاجرانی یا شمس‌الواعظین یا سید حسن خمینی از رسانه ملی دیده شدند، حرکت بسیار مثبت و ارزنده‌ای است که امیدواریم این‌گونه حرکت‌ها تداوم داشته باشد و این‌گونه نیز نباشد که بعد از فروکش کردن التهاب جامعه، نام و تصویر این افراد در رسانه دیده نشود. وقتی صحبت از اتحاد و یکپارچگی در جامعه می‌شود به معنای این است که همه افراد و گرایش‌های فکری باید زیر یک چتر واحدی کنار هم قرار گیرند.

ارسال نظرات
خط داغ