امریکا، ونزوئلا و ایران یک استراتژی و دو تاکتیک
امریکا برای مهار ونزوئلا درصدد برآمده تا از سازوکارهای فشار اقتصادی و محدودیتهای راهبردی استفاده کند. چنین رویکردی زمینه لازم برای بازتولید بحرانی را فراهم آورده که مبتنی بر نشانههایی از تهدید امنیتی بوده و در نتیجه با محاصره نظامی و عملیات تاکتیکی امریکا در کاراکاس، شرایط برای براندازی سیاسی و تغییر در جهتگیری راهبردی ونزوئلا ایجاد شد. آنچه در سیاست امنیتی امریکا نسبت به ایران مشاهده میشود، شباهت بسیار زیادی به ونزوئلای دوران مادورو دارد. براندازی مادورو بر اساس پیوند چالشهای اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی و ضرورتهای راهبردی ایالات متحده شکل گرفته است.
ابراهیم متقی در یادداشتی برای روزنامه اعتماد نوشت: بحرانهای اجتماعی را میتوان در زمره عواملی دانست که تأثیر قابلتوجهی در شکلبندی قدرت و ساختار سیاسی کشورها بهجا میگذارد. ترامپ در دوره ریاستجمهوری خود از «راهبرد براندازی و مقابله» در ارتباط با کشورهای مختلف بهره گرفته است. سیاست امنیتی اسراییل در فضای ریاستجمهوری دونالد ترامپ با تغییرات پارادایمیک روبهرو شده و به گونه مشهودی در روند مقابله و رویارویی با ایران ارتقای پیدا کرده است. درهمتنیدگی رویکرد امنیتی اسراییل و راهبردی امریکا، نشانههایی از «تهدید مضاعف» علیه ایران را اجتنابناپذیر ساخته است.
توییت دونالد ترامپ را میتوان نشانهای از تهدید تاکتیکی علیه ایران دانست. این توییت یکی از نشانههای رویارویی امنیتی و راهبردی ترامپ با ساختار سیاسی و اجتماعی ایران تلقی میشود. آنچه در ایران روزهای نخستین ژانویه 2026 شکل گرفته را میتوان انعکاس آخرین دیدار نتانیاهو و دونالد ترامپ در فلوریدای امریکا دانست.
ساختهای امنیتی امریکا و اسراییل نسبت به چالشهای اقتصادی و سیاسی ایران واقف بوده و بر این اساس «راهبرد مهار و محدودسازی اقتصادی» ایران را در دستور کار قرار دادهاند. فشارهای سیاسی، جنگ و بیثباتی منطقهای به گونه مضاعف بر ساخت سیاسی ایران تأثیر بهجا گذاشته و در نتیجه منجر به اعتراضهای اقتصادی و اجتماعی گروههای شهروندی در ایران شده است. آنچه در ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران دیماه 1404 شکل میگیرد، نشانههایی از آشوب، بحران اجتماعی و تضادهای امنیتی را منعکس میسازد. ایران در فضای موجود به لحاظ شکلبندی ساختاری و ناتوانی برای حل مشکلات اقتصادی، شباهت بسیار زیادی به ونزوئلا دارد.
1- مشابهتهای ساختاری ونزوئلا و ایران
ونزوئلا و ایران در زمره کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت بوده و هر یک از آنان بخش قابل توجهی از انرژی جهانی را تأمین مینمایند. نکته دوم در ویژگیهای مشترک ونزوئلا و ایران میتوان به سیاست انقلابی و رادیکال دو کشور اشاره داشت. به همانگونهای که سیاست و امنیت در خاورمیانه نشانههایی از انگاره ضد امریکایی را منعکس میسازد، امریکای لاتین نیز دارای تجارب پرمخاطرهای نسبت به سیاستهای ایالات متحده بوده و به همین دلیل تلاش دارند تا تضادهای سیاسی خود با اینگونه کشورها را به میزان قابل توجهی افزایش دهند. سومین ویژگی مشترک ونزوئلا و ایران را میتوان در همکاریهای اقتصادی آنان با روسیه و چین دانست. سیاست مهار روسیه و چین از سوی ترامپ بر اساس «آموزه رویارویی پیرامونی» شکل گرفته و به همین دلیل است که نشانههایی از جدال و تعارض ژئوپلیتیکی پرشدت علیه دو کشور ونزوئلا و ایران از سوی امریکا سازماندهی شده است.
امریکا برای مهار ونزوئلا درصدد برآمده تا از سازوکارهای فشار اقتصادی و محدودیتهای راهبردی استفاده کند. چنین رویکردی زمینه لازم برای بازتولید بحرانی را فراهم آورده که مبتنی بر نشانههایی از تهدید امنیتی بوده و در نتیجه با محاصره نظامی و عملیات تاکتیکی امریکا در کاراکاس، شرایط برای براندازی سیاسی و تغییر در جهتگیری راهبردی ونزوئلا ایجاد شد. آنچه در سیاست امنیتی امریکا نسبت به ایران مشاهده میشود، شباهت بسیار زیادی به ونزوئلای دوران مادورو دارد. براندازی مادورو بر اساس پیوند چالشهای اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی و ضرورتهای راهبردی ایالات متحده شکل گرفته است.
اگرچه چنین رویکردی در فضای ادراکی کشورهای امریکای لاتین نیز انعکاس همهجانبهای دارد. کشورهای امریکای مرکزی و جنوبی عموماً رویکرد انتقادی نسبت به سیاست امنیتی امریکا دارند. علت اصلی آن را باید در «میراث مونروئه» مورد توجه قرار داد. «جیمز مونروئه» رییسجمهور ایالات متحده در سال 1823 محور اصلی سیاست خارجی امریکا را معطوف به نیمکره غربی دانست. مونروئه تلاش انگلیس و فرانسه برای واردسازی ایالات متحده در منازعات کشورهای اروپایی قرن19 را بیفایده دانسته و آن را عامل اصلی درگیری در جنگها و بحرانهای پرمخاطره تلقی مینمود.