سه شوک تاریخی و یک بازنگری بزرگ؛ آینده امنیت خلیج فارس در نقطه عطف
چرا تضمینهای امنیتی آمریکا زیر سؤال رفته است؟
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اعتماد کشورهای عربی خلیج فارس به تضمینهای امنیتی واشنگتن را تضعیف کرده و بحث درباره ترتیبات دفاعی مستقلتر را تقویت کرده است. این روند در ادامه سه شوک تاریخی، از خروج بریتانیا تا جنگ کویت و تحولات اخیر، شکل گرفته است. همکاریهایی مانند توافقهای دفاعی عربستان، پاکستان و ترکیه میتوانند وابستگی خارجی را کاهش دهند؛ اما اگر به رقابت تسلیحاتی و بلوکبندی منطقهای منجر شوند، احتمالاً تنشها را افزایش میدهند و به سود اسرائیل تمام میشوند.
فرارو- ابراهیم نوار، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در روزنامه القدس العربی
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اعتماد کشورهای عربی خلیج فارس به تضمینهای امنیتی واشنگتن را با چالشی جدی روبهرو کرده است. نویسنده این تحلیل معتقد است کشورهای منطقه پس از سه شوک دفاعی تاریخی، اکنون در حال بازنگری بنیادین در مفهوم امنیت جمعی خود هستند؛ روندی که از وابستگی سنتی به آمریکا بهسوی همکاریهای دفاعی عربی و اسلامی مستقلتر حرکت میکند. با این حال، گسترش این بازنگری به سطح کل جهان عرب میتواند بهجای کاهش تنشها، رقابتهای نظامی منطقه را تشدید کند و در نهایت به سود اسرائیل تمام شود.
سه شوک بزرگ در تاریخ امنیت خلیج فارس
کشورهای عربی خلیج فارس از زمان استقلال تاکنون سه شوک دفاعی مهم را تجربه کردهاند که هر یک نظم امنیتی منطقه را دگرگون کرده است. نخستین شوک، خروج نظامی بریتانیا از شرق سوئز بود؛ تصمیمی که خلأ قدرتی در منطقه ایجاد کرد. در فضای جنگ سرد، کشورهای عربی رادیکال به رهبری مصر و دولتهای محافظهکار به رهبری عربستان سعودی برای پر کردن این خلأ با یکدیگر رقابت کردند.
اوج این تقابل در جنگ یمن نمایان شد؛ زمانی که ارتش مصر برای حمایت از نظام جمهوری به رهبری عبدالله سلال وارد یمن شد و عربستان در مقابل، از قبایل مخالف حمایت مالی و تسلیحاتی کرد. ریاض حضور نظامی مصر را تهدیدی علیه بقای نظامهای سنتی شبهجزیره عربستان میدانست.
دومین شوک با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تضعیف نظم جهانی پیشین رخ داد. حمله عراق به کویت و تهدید مرزهای عربستان، کشورهای خلیج فارس را به این نتیجه رساند که برای دفاع از خود به حمایت نظامی آمریکا نیاز دارند. آزادسازی کویت با تشکیل ائتلافی بینالمللی به رهبری واشنگتن انجام شد و استقرار پایگاهها و امکانات نظامی خارجی در منطقه گسترش یافت. به این ترتیب، آمریکا به قدرت نظامی اصلی خاورمیانه تبدیل شد.
سومین شوک، با ناکامی آمریکا در تأمین امنیت کافی برای کشورهای خلیج فارس طی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران شکل گرفته است. این تحول، اعتماد به الگوی امنیتی متکی بر تضمینهای واشنگتن را تضعیف کرده و زمینه را برای جستوجوی ترتیبات دفاعی جایگزین فراهم آورده است.
امنیت خلیج فارس؛ از تضمین خارجی تا وابستگی نظامی
مفهوم سنتی امنیت کشورهای خلیج فارس بر سه ستون استوار بود: تضمینهای امنیتی خارجی، پشتیبانی دیپلماتیک و مشارکت در منافع حاصل از ثروت نفتی. کشورهای منطقه در مقابل خرید تسلیحات، سرمایهگذاری در اقتصاد آمریکا و دیگر کشورهای غربی و همکاریهای اقتصادی، از حمایت نظامی و دیپلماتیک قدرتهای خارجی بهره میبردند. این الگو بهویژه پس از جنگ عراق و کویت، با افزایش حضور نظامی آمریکا تقویت شد.
در این چارچوب، تهدید اصلی از نگاه دولتهای خلیج فارس الزاماً اسرائیل نبود. تحولات ایران و احتمال گسترش نفوذ منطقهای آن، برای بسیاری از پایتختهای عربی نگرانی فوریتری ایجاد میکرد. از این منظر، سیاست امنیتی کشورهای خلیج فارس بیشتر بر مهار تهدیدهای منطقهای و حفظ بقای نظامهای سیاسی متمرکز شد تا مقابله با اسرائیل.
هویت سیاسی؛ عاملی فراتر از شکاف مذهبی
رقابت میان نظامهای سیاسی رادیکال و محافظهکار عربی، در دورههایی نقش پررنگتری از اختلافات مذهبی یا منازعه اعراب و اسرائیل داشته است. در دوره حضور بریتانیا، تنوع مذهبی جوامع منطقه لزوماً عامل اصلی شکلگیری همکاریها و تقابلهای امنیتی نبود. اما پس از خروج بریتانیا، هویت سیاسی حکومتها به یکی از محرکهای اصلی روابط منطقهای تبدیل شد.
نظامهای سیاسی اقتدارگرا در کشورهای عربی، چه رادیکال و چه محافظهکار، غالباً تنوع قومی و مذهبی را محدود کردهاند؛ در حالی که مفهوم عربیت اساساً بر زبان و تمدن استوار است و الزاماً به معنای همگونی نژادی نیست.
ایران و تغییر محاسبات راهبردی اعراب
انقلاب ایران و سپس جنگ ایران و عراق، نگرانیهای امنیتی کشورهای خلیج فارس را تشدید کرد. اشغال کویت به دست نیروهای صدام حسین نیز ضربهای جدی به تصور این کشورها از امنیت جمعی عربی وارد ساخت. در پی این تحولات، بازنگری در سیاست دفاعی کشورهای خلیج فارس به تقویت همکاری نظامی با آمریکا، افزایش خرید تسلیحات و گسترش حضور نیروهای خارجی انجامید. این روند به شکلگیری این برداشت کمک کرد که ایران تهدید اصلی امنیت منطقه است و کشورهای عربی لزوماً منفعتی در دشمنی با اسرائیل ندارند. روابط عربستان و ایران نیز پس از قطع مناسبات در سال ۲۰۱۶، در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری چین از سر گرفته شد. با این حال، احیای روابط دیپلماتیک نتوانست همه نگرانیهای راهبردی دو طرف را از میان ببرد.
حرکت بهسوی نظم دفاعی تازه
نفوذ نظامی آمریکا در شبهجزیره عربستان و بخشهای دیگر جهان عرب، از سال ۱۹۹۱ تا سال ۲۰۲۶ به سطح بالایی رسید؛ اما تحولات نظامی از سال ۲۰۲۳، بهویژه جنگ اخیر، تردیدهایی درباره توانایی واشنگتن برای تضمین امنیت کشورهای منطقه ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، عربستان و برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس بهدنبال ترتیبات دفاعی تازهای هستند که وابستگی کمتری به آمریکا داشته باشد. همکاریهای دفاعی عربی و اسلامی از جمله توافقهای میان عربستان، پاکستان و ترکیه، در همین چارچوب مطرح میشوند. با این حال، حرکت بهسوی استقلال دفاعی بیشتر الزاماً به معنای کاهش تنش نیست. ایجاد ائتلافهای جدید، افزایش همکاریهای نظامی و بازتعریف تهدیدهای مشترک میتواند رقابتهای منطقهای را نیز تشدید کند.
چرا اسرائیل ممکن است برنده این تحول باشد؟
بازنگری امنیتی کشورهای خلیج فارس، اکنون از محدوده این کشورها فراتر رفته و به بازتعریف امنیت ملی در سراسر جهان عرب منجر شده است. اگر این روند به شکلگیری بلوکهای دفاعی رقیب، افزایش تسلیحات و تشدید تقابل با ایران بینجامد، احتمالاً فضای منطقه بهجای حرکت بهسوی آرامش، امنیتیتر خواهد شد. در چنین شرایطی، اسرائیل ممکن است از اختلافات میان کشورهای منطقه و تضعیف همکاریهای عربی بهرهمند شود.
در نهایت، مسئله اصلی برای کشورهای خلیج فارس فقط انتخاب میان آمریکا و یک متحد دیگر نیست؛ بلکه این است که آیا میتوانند نظامی دفاعی ایجاد کنند که هم توان بازدارندگی داشته باشد و هم از تبدیل رقابتهای سیاسی و مذهبی به درگیریهای گستردهتر جلوگیری کند. پاسخ به این پرسش، مسیر آینده امنیت خلیج فارس و حتی نظم دفاعی جهان عرب را تعیین خواهد کرد.