ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۲۸۶۸

جنگ ایران و سه تغییر بنیادین در منطقه

سه تغییر مهم پس از جنگ آمریکا علیه ایران چیست؟

سه تغییر مهم پس از جنگ آمریکا علیه ایران چیست؟

آتش‌بس شکننده ایران و آمریکا پایان جنگ نیست، بلکه آغاز بحرانی پیچیده‌تر با سه پیامد است: اثر تورمی طولانی‌مدت بر انرژی و کالاهای جهانی، بی‌ثباتی بیشتر در خلیج فارس با حفظ توانایی ایران در کنترل تنگه هرمز، و تغییر در روابط دفاعی آمریکا و اسرائیل. با وجود شکست‌های آمریکا، کشورهای حاشیه خلیج همچنان به واشنگتن وابسته‌اند. اقتصاد اسرائیل پررونق است، اما وجهه جهانی آن به دلیل تلفات غیرنظامیان و نقش نتانیاهو آسیب دیده و آینده کمک‌های آمریکا زیر سوال رفته است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- اندرو اکسوم معاون دستیار وزیر دفاع در امور سیاست خاورمیانه در سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ و تحلیلگر ارشد نشریه آتلانتیک.

به گزارش فرارو به نقل از نشریه آتلانتیک، آتش‌بس شکننده میان ایالات متحده و ایران، بیش از آن‌که پایان یک جنگ باشد، نشانه‌ای از ورود به مرحله‌ای پیچیده‌تر از بحران است؛ مرحله‌ای که دست‌کم سه پیامد عمیق و ماندگار برای خاورمیانه به همراه خواهد داشت.

نخست، تبعات اقتصادی این درگیری است که دامنه آن از منطقه فراتر رفته و به اقتصاد جهانی سرایت کرده است. حتی اگر ایالات متحده به‌دلیل برخورداری از منابع گسترده انرژی توان تاب‌آوری بیشتری نسبت به اروپا و آسیا داشته باشد، واقعیت آن است که اثرات این جنگ، برای سال‌ها احساس خواهد شد.

دوم، وضعیت سیاسی و امنیتی خلیج فارس است که اکنون به‌مراتب بی‌ثبات‌تر از پیش شده است. برخلاف تصور اولیه، این جنگ نه‌تنها موازنه را به نفع یک بازیگر مشخص تغییر نداده، بلکه سطح ناامنی را برای همه طرف‌ها افزایش داده است.

و سوم، این درگیری را می‌توان نقطه عطفی در پایان یک دوره از سیاست‌های تهاجمی اسرائیل دانست؛ دوره‌ای که در واکنش به حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ توسط حماس آغاز شد و اکنون به نظر می‌رسد به مرز بازنگری رسیده است. در همین راستا، روابط دفاعی میان واشنگتن و تل‌آویو نیز وارد مرحله‌ای تازه از ارزیابی شده و نشانه‌هایی از بازاندیشی در هر دو حزب اصلی آمریکا مشاهده می‌شود.

اثر تورمی و طولانی‌مدت جنگ بر انرژی و کالاهای جهانی

جنگ در خاورمیانه اثراتی فراتر از میدان نبرد بر اقتصاد آمریکا و جهان خواهد گذاشت؛ اثراتی که بسیاری از شهروندان آمریکایی هنوز به طور کامل درک نکرده‌اند. حتی اگر تیراندازی‌ها امروز متوقف شود، کشورهای حوزه خلیج فارس با چالش بازسازی زیرساخت‌ها و همزمان تقویت مجدد توان تسلیحاتی خود مواجه خواهند بود، فرایندی که می‌تواند سال‌ها طول بکشد.

این تلاش‌های بازسازی، موجی از اثرات اقتصادی را در سطح جهانی و به ویژه در اقتصاد آمریکا ایجاد خواهد کرد. سرمایه‌های حوزه خلیج فارس طی سال‌های اخیر نقش کلیدی در توسعه و پیشبرد فناوری‌های نوین به ویژه هوش مصنوعی چه از طریق سرمایه‌گذاری مستقیم در استارت‌آپ‌ها و چه از طریق تخصیص منابع به صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر مستقر در آمریکا ایفا کرده‌اند. اکنون، انتظار می‌رود که صندوق‌ها و نهادهای سرمایه‌گذاری مستقل منطقه به دلیل نیاز به تمرکز بیشتر بر اولویت‌های داخلی، حجم سرمایه‌گذاری‌های خارجی خود را کاهش دهند.

بازتاب اقتصادی این جنگ تازه شروع شده است و اثرات تورمی آن، حتی پیش از بازگشایی تنگه هرمز، مشهود است. با وجود وعده ترامپ برای اعمال محاصره، قیمت سوخت جت، دیزل و صدها محصول جانبی نفتی و خوراک‌های پتروشیمی همچنان برای بیشتر سال آینده در سطوح بالایی باقی خواهد ماند. کشورها مجبورند ذخایر استراتژیک خود را بازسازی کنند، اقدامی که عرضه موجود برای مصرف‌کنندگان را محدودتر می‌سازد و به افزایش قیمت‌ها دامن می‌زند.

شرکت‌های جهانی نگران کمبود احتمالی منابع حیاتی از هلیوم و کود گرفته تا انرژی و فرآورده‌های نفتی هستند. مشکل بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده پیچیده‌تر از تعمیر خطوط لوله است. تأسیسات پایین‌دستی جمع‌آوری، مایع‌سازی و فرآوری، که هدف حملات ایران قرار گرفته‌اند، قطعاتی ویژه با فناوری و متالورژی خاص دارند و جایگزین‌های فوری برای آنها موجود نیست. به‌عنوان نمونه، حملات ایران به تأسیسات گاز طبیعی مایع راس لفان در قطر، انتظار می‌رود حدود ۴ درصد از ظرفیت جهانی ال‌ان‌جی را برای حداقل سه سال از مدار خارج کند.

چشم‌انداز وابستگی امنیتی خلیج فارس به آمریکا پس از جنگ

قابلیت‌های دفاع هوایی و موشکی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هنوز به سطح ایده‌آل نرسیده است. سال‌هاست که اقتصاد این کشورها به عبور و مرور نفت و گاز از طریق تنگه هرمز وابسته است و انتظار می‌رفت نیروهای دریایی آنها توانمندی بیشتری برای حفاظت از این مسیر حیاتی فراهم کنند، اما این سرمایه‌گذاری‌ها تا امروز ناکافی بوده است. با این حال، سیستم‌های دفاع هوایی و موشکی یکپارچه که از زمان پایان جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱ توسعه یافته‌اند، کارایی خود را نشان داده‌اند. این سیستم‌ها مؤثرند اما هزینه بالایی دارند که چندین برابر گران‌تر از موشک‌ها و راکت‌های ایرانی هستند که برای مقابله با آنها طراحی شده‌اند و نیازمند بازسازی و به‌روزرسانی مداوم هستند.

چالش دیگری که منطقه با آن مواجه است، تهدید پهپادی ایران است. کشورهای عربی حوزه خلیج باید راهکارهای جدیدی برای مقابله با این پهپادها توسعه دهند، تهدیدی که حتی ارتش آمریکا نیز با آن دست به گریبان بوده است. هفته‌های اخیر نشان داد که هیچ جنگ آسانی در عرصه پهپادی وجود ندارد و درگیری‌های آینده به احتمال زیاد با موجی از پهپادهای نیمه‌خودمختار مواجه خواهد شد که می‌توانند به سرعت سیستم‌های دفاعی فعلی را تحت تأثیر قرار دهند.

وضعیت سیاسی و امنیتی در خلیج فارس پس از این جنگ برای تمام طرف‌های درگیر وخیم‌تر شده است. ایران آسیب دیده، اما رهبری آن همچنان دست نخورده و انقلابی باقی مانده است. نظام تهران در حال حاضر مصمم است نه تنها تسلیحات متعارف خود را بازسازی کند، بلکه برنامه هسته‌ای خود را نیز تسریع بخشد.

یکی از پیامدهای استراتژیک کلیدی، کنترل ایران بر عبور و مرور تنگه هرمز است. پیش از آغاز درگیری، تنگه باز بود و حمل و نقل نفت و کالا بدون محدودیت انجام می‌شد، اما جنگ که تحریک آن عمدتاً توسط آمریکا و اسرائیل بود به ایران این امکان را داد تا جریان دریایی را عملاً گروگان بگیرد. ایران حتی نیازی به مسدود کردن فیزیکی تنگه نداشت؛ با غیرقابل بیمه کردن کشتی‌ها و تهدید به حمله، می‌توانست به طور مؤثر ترافیک دریایی را محدود کند. اکنون، کشورهای منطقه و بازیگران بین‌المللی باید با واقعیت این توانایی ایران کنار بیایند و استراتژی‌های جدیدی برای مدیریت این نقطه گلوگاهی حیاتی انرژی جهان تدوین کنند.

عربستان سعودی و امارات متحده عربی راه‌هایی برای مقابله با محدودیت‌های ایجاد شده توسط کنترل ایران بر تنگه هرمز یافته‌اند. شرکت‌های ملی نفت این کشورها یعنی آرامکو و ادنوک با سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی توانسته‌اند تاب‌آوری خود در برابر جنگ را تضمین کنند.

با این حال، کشورهای با موقعیت جغرافیایی حساس‌تر مانند عراق، کویت و قطر با بسته شدن عملی تنگه، با پیامدهای شدید و فاجعه‌باری مواجه خواهند شد. با وجود شکست‌های آمریکا در این کارزار، انتظار می‌رود حوزه خلیج فارس در دهه آینده همچنان به آمریکا وابسته باقی بماند؛ جایگزین مؤثری برای تضمین امنیت و ثبات منطقه وجود ندارد. روسیه از سال ۲۰۲۲ توانایی معناداری برای فرافکنی قدرت فراتر از مرزهای خود نداشته و چین نیز تمایلی به پذیرش مسئولیت امنیتی منطقه نشان نداده است. در نتیجه، همکاری امنیتی بین ایالات متحده و کشورهای حوزه خلیج فارس با وجود همه مشکلات و چالش‌ها احتمالاً در دهه آینده عمیق‌تر و محکم‌تر خواهد شد.

انعکاس شکست دیپلماتیک اسرائیل و اثرات آن بر وجهه جهانی

تندروترین رهبران اسرائیل به تدریج درمی‌یابند که موج رو به رشد یهودستیزی جهانی، به تنهایی توضیح‌دهنده احساس انزوا و تنها ماندن اسرائیل نیست. واقعیت تلخ این است که جهان از ده‌ها هزار کشته غیرنظامی فلسطینی، لبنانی و ایرانی در جریان جنگ‌های سه سال اخیر به شدت وحشت‌زده است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، به دلیل سبک رهبری و تعاملات طولانی‌مدت خود با رهبران جمهوری‌خواه و دموکرات آمریکا که شامل تشویق رئیس‌جمهور به آغاز جنگ‌های نامحبوب نیز بوده است نقش مهمی در انزوای اسرائیل ایفا کرده است.  برای آمریکایی‌های زیر ۵۰ سال، نتانیاهو مترادف با دولت اسرائیل است و همین باعث شده اکثریت این نسل، از هر دو حزب، نظر مثبتی نسبت به اسرائیل نداشته باشند.  در نتیجه، بسیاری از اسرائیلی‌ها و حامیان اسرائیل در آمریکا امیدوارند که انتخابات اکتبر، او را از قدرت کنار بزند و مسیر جدیدی برای سیاست خارجی و داخلی اسرائیل رقم بخورد.

حذف بنیامین نتانیاهو از قدرت، به تنهایی نمی‌تواند روابط پیچیده و طولانی‌مدت بین آمریکا و اسرائیل را ترمیم کند. نماینده الکساندریا اوکازیو-کرتز هفته گذشته خواستار پایان حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل شد و احتمال دارد ظرف یک دهه، این موضع به جریان غالب در حزب دموکرات تبدیل شود.  در سال ۲۰۱۶، هنگام تدوین آخرین یادداشت تفاهم ۱۰ ساله بین آمریکا و اسرائیل، که سالانه ۳.۸ میلیارد دلار از مالیات‌دهندگان آمریکا را شامل می‌شد، بسیاری از مسئولان آمریکایی از حجم کمک‌ها و رفتار رهبران اسرائیل به شدت شگفت‌زده بودند.  برخورد متکبرانه رهبران اسرائیل با رؤسای جمهوری آمریکا در گذشته، از جمله رئیس‌جمهور وقت، موجب شد شک و تردید درباره مشروعیت و دوام این کمک‌ها در میان سیاست‌گذاران آمریکایی ایجاد شود.

شهروندان و سیاست‌گذاران آمریکایی از خود می‌پرسند اسرائیل چرا باید یارانه دریافت کند، به ویژه وقتی انتظار می‌رود این کمک‌ها وابستگی اسرائیل به آمریکا را کاهش دهد. برنامه فروش تسلیحات آمریکایی قرار بود تضمین کند که اسرائیل هیچ‌گاه جنگ‌هایش را به عهده آمریکا نیاندازد، اما طی دو سال و نیم گذشته، بسیاری از آمریکایی‌ها معتقدند این پیش‌بینی عملی نشده است.

بنیامین نتانیاهو به صراحت خواستار کاهش وابستگی اسرائیل به حمایت نظامی آمریکا شده، زیرا این موضوع می‌تواند در آینده به اهرم فشار علیه واشنگتن تبدیل شود. آمریکا و اسرائیل همچنان در توسعه و تولید سلاح‌های پیشرفته، از جمله دفاع هوایی و موشکی یکپارچه، همکاری خواهند کرد؛ اما این جنگ رابطه دفاعی سنتی و مستحکم دو کشور را دستخوش تغییر کرده و تعادل قدرت استراتژیک را بازتعریف کرده است.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات