از آتشسوزی شهرداری تا بحران دموکراسی؛ فرانسه در محاصره افراطگرایی
هشدار فیلسوف مشهور فرانسوی؛ ناگفتههایی از روزهای تاریک فرانسه
برنار-آنری لوی، روشنفکر فرانسوی، با اشاره به گسترش خشونت خیابانی و آتشسوزی شهرداری لیموژ، درباره احتمال جنگ داخلی در فرانسه هشدار میدهد. او مارین لوپن و ژانلوک ملانشون را دو قطب پوپولیستی میداند که به اعتقادش، تداوم بحران میتواند به تقویت موقعیت سیاسی آنها بینجامد.
فرارو– تونکو واراداراجان، خبرنگار بخش بین الملل روزنامه وال استریت ژورنال
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه وال استریت ژورنال، برنار-آنری لوی، فیلسوف و روشنفکر سرشناس فرانسوی، با ابراز نگرانی از گسترش خشونت و آشوبهای خیابانی در فرانسه میگوید کشورش در آستانه جنگ داخلی قرار گرفته است. او معتقد است جریانهای افراطی چپ و راست، با وجود اختلافات ظاهری، در تضعیف دموکراسی و تشدید بحران اجتماعی منافع مشترکی دارند؛ با این حال، امیدوار است پیش از انتخابات ریاستجمهوری سال آینده، نیرویی میانهرو بتواند بنبست سیاسی فرانسه را بشکند.
آتشسوزی در لیموژ؛ زخمی بر روح جمهوری فرانسه
از ۱۶ سپتامبر، شهرهای فرانسه شاهد ناآرامیهایی بودهاند که با آتشسوزی، غارت، تخریب اموال عمومی و حمله به نیروهای پلیس و آتشنشانی همراه شده است. با این حال، آتشسوزی ساختمان شهرداری شهر لیموژ در ۱۷ اکتبر، بیش از سایر رویدادها بر لوی تأثیر گذاشته است. او در گفتوگو با روزنامه والاستریت ژورنال، تخریب ساختمان شهرداری را با آتشسوزی کلیسای تاریخی نوتردام پاریس در سال ۲۰۱۹ مقایسه میکند.
از نگاه او، شهرداری صرفاً یک ساختمان اداری نیست؛ بلکه خانه مشترک شهروندان است، جایی که مردم ازدواج میکنند، رأی میدهند و بزرگان خود را گرامی میدارند. لوی میگوید با فروریختن سقف شهرداری لیموژ، تنها بخشی از یک ساختمان از میان نرفت، بلکه قسمتی از روح فرانسه نیز در برابر چشمان مردم سوخت.
بنبست میان لوپن و ملانشون
لوی ۷۷ ساله، نویسنده حدود ۵۰ کتاب و سازنده نزدیک به ۱۲ فیلم مستند است. او که سالها درباره جنگهای اوکراین، نیجریه و خاورمیانه گزارش و تحلیل منتشر کرده، اکنون نگران آینده کشور خود است. او هشدار میدهد که فرانسه به نقطهای رسیده که خطر جنگ داخلی را نمیتوان نادیده گرفت.
به باور او، دو جریان اصلی سیاسی کشور ممکن است از ادامه ناآرامیها سود ببرند: مارین لوپن، رهبر حزب راستگرای اجتماع ملی، میتواند از آشوبها برای نزدیکشدن به قدرت بهره ببرد؛ در مقابل، ژانلوک ملانشون، رهبر حزب چپگرای فرانسه تسلیمناپذیر، ممکن است نفوذ خود را در خیابانها گسترش دهد.
لوی هر دو سیاستمدار را نمایندگان شکلهایی از فاشیسم معاصر میداند؛ تعبیری تند که بیانگر موضع سیاسی شخصی اوست. با توجه به تضعیف جریان میانه، احتمال رویارویی این دو چهره در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری مه آینده مطرح شده است. با این همه، لوی چنین سناریویی را قطعی نمیداند. او از آنچه عادت رسانههای فرانسوی به پیشبینی زودهنگام نتیجه انتخابات میخواند، انتقاد میکند و میگوید مردم فرانسه آنقدر که گاهی تصویر میشوند، ناامید و درمانده نیستند.
به باور او، ممکن است در ماههای پایانی پیش از انتخابات، نامزدی تازه یا یکی از چهرههای حاضر در رقابت بتواند راه سومی پیش روی رأیدهندگان بگذارد و کشور را از تقابل دو قطب افراطی خارج کند. او تأکید میکند که در صورت رقابت نهایی لوپن و ملانشون، به هیچیک رأی نخواهد داد.
اعتراضهای امروز با مه ۱۹۶۸ تفاوت دارند
لوی میگوید در آغاز، با مطالبات دانشجویان معترض همدلی داشته است؛ از جمله درخواست برای افزایش شمار معلمان و بهبود شرایط مدارس. اما به اعتقاد او، این جنبش بهتدریج تحت نفوذ چپ افراطی قرار گرفته و خشونت در آن مشروعیت پیدا کرده است.
او اعتراضهای کنونی را با جنبش مه ۱۹۶۸ فرانسه متفاوت میداند. به گفته او، جنبش آن دوره، با وجود فضای شورش و مخالفت با نظم موجود، از امید به آینده برخوردار بود و اعتراضهایش به یک موضوع محدود نمیشد. معترضان آن زمان علاوه بر جنگ ویتنام، به سرکوب سیاسی در اتحاد شوروی و دیکتاتوریهای آمریکای لاتین نیز توجه داشتند.
در مقابل، لوی معتقد است بخشی از اعتراضهای امروز نه برای اصلاح یک بیعدالتی مشخص، بلکه برای نفی اصل نظم اجتماعی شکل گرفته است. او این وضعیت را گسترش نوعی «نیهیلیسم» یا پوچگرایی مینامد؛ جنبشی که بهجای تلاش برای ساختن جامعهای متفاوت، در پی تخریب بنیانهای جامعه است.
دفاع از مکرون و نگرانی درباره آینده فرانسه
لوی با وجود انتقادهای جدی از امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه معتقد است حملات همزمان راست و چپ به او اغراقآمیز و ناعادلانه است. در مقابل، از حمایت مکرون از اوکراین دفاع میکند؛ بهویژه در شرایطی که به ارزیابی او، سیاست آمریکا در قبال روسیه به مسکو نزدیکتر شده است. لوی همچنین از اظهارات استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ درباره پوتین انتقاد میکند و آن را توهینی به قربانیان جنگ اوکراین و مخالفان اقتدارگرایی میخواند.
پیام اصلی لوی روشن است: خطر پیش روی فرانسه فقط رقابت انتخاباتی یا درگیری خیابانی نیست، بلکه از میان رفتن اعتماد و پیوندهای اجتماعی است. او معتقد است اگر نیروهای میانهرو نتوانند در برابر افراطگرایی از هر دو سو ایستادگی کنند، بحران کنونی ممکن است به تهدیدی عمیقتر برای دموکراسی فرانسه و دیگر جوامع غربی تبدیل شود.