ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۱۲۰۲۱

جنگ سرد فناوری؛ آمریکا در پی نفوذ به اسرار اقتصادی چین

آیا جنگ پنهان آمریکا و چین وارد مرحله جدیدی شده است؟

آیا جنگ پنهان آمریکا و چین وارد مرحله جدیدی شده است؟

رقابت آمریکا و چین از تعرفه‌های تجاری و تحریم‌های فناوری فراتر رفته و احتمال گسترش جاسوسی انسانی برای دستیابی به اسرار هوش مصنوعی، زیست‌فناوری و نیمه‌رساناها مطرح شده است. هم‌زمان، امنیت سایبری، مالکیت فکری و استقلال فناورانه به محورهای تقابل دو قدرت تبدیل شده‌اند. تنش‌های نظامی بر سر تایوان و اهمیت راهبردی گرینلند و قطب شمال نیز نشان می‌دهد رقابت قدرت‌های بزرگ ابعاد اقتصادی، اطلاعاتی و نظامی گسترده‌تری یافته است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- رقابت میان ایالات متحده آمریکا و چین دیگر به تعرفه‌های تجاری، تحریم‌های اقتصادی و محدودیت‌های فناوری محدود نمی‌شود. گزارش‌های منتشرشده از احتمال ورود این تقابل به مرحله‌ای پیچیده‌تر حکایت دارند؛ مرحله‌ای که در آن جاسوسی اقتصادی، نفوذ اطلاعاتی به شرکت‌ها و دسترسی به اسرار فناوری، به ابزارهایی برای حفظ برتری راهبردی تبدیل می‌شوند.

به گزارش فرارو، بر اساس گزارشی که روزنامه واشنگتن پست به نقل از شش منبع مطلع منتشر کرده، وزارت جنگ آمریکا در حال بررسی طرحی اطلاعاتی است که بر مبنای آن، مأموران اطلاعاتی با پوشش بازرگانان، مدیران شرکت‌ها یا کارکنان بخش خصوصی، بدون ارتباط آشکار با دولت آمریکا، برای جمع‌آوری اطلاعات محرمانه از چین و دیگر رقبای واشنگتن فعالیت کنند.

بر اساس این گزارش، حوزه‌هایی همچون هوش مصنوعی، زیست‌فناوری و نیمه‌رساناها از اهداف احتمالی این برنامه هستند؛ بخش‌هایی که نقشی تعیین‌کننده در آینده اقتصاد جهانی، توسعه صنایع پیشرفته و موازنه قدرت نظامی دارند. این تحولات نشان می‌دهد که مرز میان امنیت اقتصادی و امنیت ملی قدرت‌های بزرگ بیش از گذشته کمرنگ شده است. در شرایط کنونی، اطلاعات مربوط به فناوری‌های پیشرفته، اسرار تجاری و زنجیره‌های تأمین، دیگر صرفاً دارایی شرکت‌ها نیستند، بلکه بخشی از سرمایه راهبردی کشورها به شمار می‌روند.

جاسوسی انسانی در عصر هوش مصنوعی

یکی از پرسش‌های اساسی در این زمینه، میزان کارآمدی جاسوسی انسانی در دورانی است که فناوری‌های دیجیتال و هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر در حال پیشرفت است. برخی تحلیلگران معتقدند که گسترش ابزارهای هوش مصنوعی و عملیات سایبری، شیوه‌های سنتی جمع‌آوری اطلاعات را متحول کرده است. اکنون می‌توان با استفاده از ابزارهای دیجیتال، حجم عظیمی از داده‌ها را پردازش کرد، الگوهای پنهان را شناسایی کرد و به شبکه‌های اطلاعاتی و زیرساخت‌های حساس نفوذ کرد؛ اقداماتی که در بسیاری از موارد به حضور فیزیکی مأموران در محیط هدف نیاز ندارند.

با این حال، نمی‌توان نقش منابع انسانی را در عملیات اطلاعاتی نادیده گرفت. دسترسی به اطلاعات غیرعمومی، شناخت روابط درون‌سازمانی و دستیابی به داده‌هایی که از طریق سامانه‌های دیجیتال قابل استخراج نیستند، همچنان می‌تواند به منابع انسانی وابسته باشد. از همین رو، ترکیب ابزارهای فناورانه با روش‌های سنتی جاسوسی احتمالاً یکی از ویژگی‌های اصلی رقابت اطلاعاتی قدرت‌های بزرگ در سال‌های آینده خواهد بود.

طرح احتمالی آمریکا نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو است. مأمورانی که با پوشش تجاری فعالیت می‌کنند، برخلاف دیپلمات‌های رسمی از مصونیت دیپلماتیک برخوردار نیستند و در صورت شناسایی و بازداشت، ممکن است با پیامدهای حقوقی و امنیتی سنگینی مواجه شوند. علاوه بر این، پنهان کردن سوابق سازمانی و نظامی افراد در محیط‌های تجاری، همواره امکان‌پذیر نیست. از این منظر، افزایش دسترسی اطلاعاتی لزوماً به معنای موفقیت عملیاتی نیست و می‌تواند هزینه‌های سیاسی و امنیتی تازه‌ای برای واشنگتن به همراه داشته باشد.

جنگ اقتصادی و مناقشه بر سر مالکیت فکری

اختلاف بر سر مالکیت فکری و دسترسی به فناوری‌های پیشرفته، یکی از محورهای اصلی تقابل آمریکا و چین است. واشنگتن بارها نسبت به آنچه انتقال غیرمجاز فناوری، سرقت اسرار تجاری و نقض حقوق مالکیت فکری شرکت‌های آمریکایی می‌خواند، اعتراض کرده است. در مقابل، چین نیز سیاست‌های محدودکننده آمریکا را تلاشی برای مهار پیشرفت صنعتی و فناوری خود می‌داند.

در برخی گزارش‌ها و اظهارنظرها، خسارت‌های ناشی از سرقت مالکیت فکری برای اقتصاد آمریکا بسیار گسترده برآورد شده است. با این حال، ارقام مطرح‌شده در این زمینه به روش محاسبه و دامنه خسارت مورد بررسی بستگی دارند و نمی‌توان همه زیان‌های اقتصادی را مستقیماً به فعالیت‌های جاسوسی نسبت داد. اهمیت این مناقشه در آن است که برتری فناوری، به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی تبدیل شده است. کشوری که بتواند فناوری‌های پیشرفته را توسعه دهد، از دانش تولیدی خود محافظت کند و زنجیره تأمین مطمئنی داشته باشد، در بازارهای جهانی و معادلات امنیتی از موقعیت قدرتمندتری برخوردار خواهد بود.

تراشه‌ها و امنیت سایبری؛ میدان اصلی رقابت آینده

یکی دیگر از محورهای مهم رقابت واشنگتن و پکن، کنترل فناوری‌های نیمه‌رسانا و زیرساخت‌های دیجیتال است.  در سطح کلان، سیاست آمریکا برای محدود کردن دسترسی چین به برخی فناوری‌های حساس، با هدف جلوگیری از انتقال دانش پیشرفته و حفظ برتری صنعتی و نظامی این کشور دنبال می‌شود. در مقابل، پکن تلاش می‌کند وابستگی خود را به تأمین‌کنندگان خارجی کاهش دهد و ظرفیت تولید داخلی تراشه‌ها، تجهیزات مخابراتی و فناوری‌های هوش مصنوعی را افزایش دهد.

در این میان، امنیت سایبری به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رویارویی تبدیل شده است. نفوذ به شبکه‌های دولتی، شرکت‌های بزرگ و زیرساخت‌های حیاتی می‌تواند اطلاعات حساس را در معرض خطر قرار دهد و بر عملکرد اقتصادی و آمادگی دفاعی کشورها تأثیر بگذارد. فعالیت‌های اطلاعاتی آمریکا نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. قدرت‌های بزرگ برای شناخت توانایی‌ها، برنامه‌ها و نقاط ضعف رقبای خود سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در حوزه اطلاعات می‌کنند. با این حال، چنین رقابتی نباید به معنای نادیده گرفتن حریم خصوصی، قوانین بین‌المللی یا مسئولیت دولت‌ها در قبال عملیات سایبری و اطلاعاتی تلقی شود.

تایوان؛ نقطه حساس تقابل نظامی

در کنار رقابت اقتصادی و فناورانه، احتمال رویارویی نظامی آمریکا و چین همچنان یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های راهبردی در عرصه بین‌المللی است. برخی تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که افزایش توان نظامی چین و تشدید رقابت دو کشور در شرق آسیا می‌تواند خطر برخورد مستقیم را در سال‌های آینده افزایش دهد. با این حال، پیش‌بینی زمان وقوع چنین درگیری‌ای قطعی نیست و باید آن را در حد یک ارزیابی احتمالی در نظر گرفت.

تایوان در مرکز این مناقشه قرار دارد. پکن این جزیره را بخشی از قلمرو خود می‌داند و با استقلال آن مخالفت می‌کند، درحالی‌که واشنگتن از توان دفاعی تایوان حمایت کرده و فروش تسلیحات به آن را ادامه داده است. در چنین شرایطی، افزایش توان نظامی چین و گسترش حضور آمریکا در منطقه، به تشدید رقابت راهبردی دو طرف دامن می‌زند. دریای چین جنوبی نیز به دلیل اهمیت تجاری، موقعیت جغرافیایی و حضور نظامی قدرت‌های منطقه‌ای، به یکی دیگر از کانون‌های این رقابت تبدیل شده است.

با این حال، افزایش قدرت نظامی چین لزوماً به معنای تصمیم قطعی پکن برای آغاز جنگ نیست. هزینه‌های اقتصادی یک درگیری گسترده، اختلال در تجارت جهانی و خطر گسترش جنگ به سایر مناطق، عواملی هستند که می‌توانند محاسبات هر دو طرف را تحت تأثیر قرار دهند. در مقابل، واشنگتن نیز تلاش می‌کند با حفظ حضور نظامی و تقویت همکاری‌های امنیتی منطقه‌ای، از تغییر موازنه قدرت به سود چین جلوگیری کند. در نتیجه، شرق آسیا همچنان یکی از حساس‌ترین مناطق جهان از نظر احتمال بروز بحران‌های راهبردی باقی خواهد ماند.

گرینلند؛ حلقه دیگری از رقابت قدرت‌های بزرگ

رقابت آمریکا و دیگر قدرت‌ها به شرق آسیا محدود نیست. قطب شمال و مناطقی همچون گرینلند نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و اهمیت نظامی، جایگاه فزاینده‌ای در محاسبات راهبردی قدرت‌های بزرگ پیدا کرده‌اند. موقعیت گرینلند برای سامانه‌های هشدار زودهنگام، رصد تحرکات نظامی و کنترل مسیرهای راهبردی شمال اقیانوس اطلس اهمیت دارد. از همین رو، افزایش توجه آمریکا به این منطقه را باید در چارچوب تلاش برای حفظ برتری دفاعی و نظارت بر تحرکات نظامی روسیه و دیگر رقبا ارزیابی کرد. با این حال، ادعاهای مربوط به انتقال کنترل یا حاکمیت گرینلند به آمریکا نیازمند مستندات مستقل است و نباید توسعه همکاری‌های نظامی یا ایجاد تأسیسات دفاعی را معادل انتقال حاکمیت سیاسی دانست.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات