یافتههای جدید پژوهشگران نشان میدهد؛
پیشبینی ۷۵ درصدی خودکشیها، یک هفته قبل از وقوع
مطالعات نشان دادهاند که حدود ۵۰ درصد از افرادی که بر اثر خودکشی جان باختهاند، در آخرین ماه زندگی خود به متخصص بالینی مراجعه کرده بودند.
پیشبینی خودکشی به دشواریِ بسیار زیاد شهرت دارد. علائم هشداردهنده ممکن است نامحسوس یا زودگذر باشند و یا بهآسانی با تغییرات عادی در خلق و خو یا رفتار اشتباه گرفته شوند.
به گزارش فرارو به نقل از نیویورکپست، خودکشی دومین عامل اصلی مرگومیر در میان آمریکاییهای ۱۰ تا ۳۴ساله و چهارمین عامل مرگ در افراد ۳۵ تا ۴۴ساله است. متخصصان حوزه سلامت برای مداخله زودهنگام و نجات جان افراد، همواره به دنبال شناسایی علائم هشداردهنده یا نشانههایی هستند که احتمال اقدام به خودکشی را در فردی نشان میدهند.
در حالی که مدلهای معمولِ پیشبینی خودکشی بر احتمال وقوع این رویداد در ماهها، سالها یا حتی دهههای آینده تمرکز دارند، پژوهشهای اخیر دانشگاه هاروارد حاکی از آن است که بخش عمدهای از این اقدامها را میتوان در بازه زمانی بسیار کوتاهتری پیشبینی کرد.
مطالعات پیشین نشان دادهاند که حدود ۵۰ درصد از افرادی که بر اثر خودکشی جان باختهاند، در آخرین ماه زندگی خود به متخصص بالینی مراجعه کرده بودند. با این حال، بخش عمدهای از این دادهها مبتنی بر خودگزارشدهی بوده و از شرکتکنندگان پرسیده میشد که آیا از زمان آخرین نظرسنجی، اقدام به خودکشی داشتهاند یا خیر.
متیو ناک، نویسنده اصلی این پژوهش و استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد، به نشریه «FAS Current» گفت: ما باید دریابیم چه عواملی افراد را در معرض خطر قرار میدهند و ماهیت نوسانی افکار خودکشی چگونه است؛ اینکه هنگام بروز این افکار چگونه میتوان آنها را دقیقتر سنجید و چگونه میتوان افزایش خطر را بهتر پیشبینی کرد.
«ناک» که پیشگام روش نظرسنجی از افراد به صورت آنی (در لحظه) است، هدایت مطالعهای چندساله را بر عهده داشت که شامل بیش از ۶۰۰ بزرگسال و نوجوانِ در معرض خطر بود؛ افرادی که به دلیل افکار یا رفتارهای خودکشی (یا هر دو) به بیمارستان مراجعه کرده بودند.
یافتههای این پژوهش که قرار است در شماره ماه اکتبر نشریه «Journal of Psychopathology and Clinical Science» منتشر شود، نشان داد که میتوان ۷۵ درصد از اقدامهای خودکشی و ۸۷ درصد از رویدادهای مرتبط با خودکشی — شامل اقدام به خودکشی و همچنین بستری شدن در بیمارستان برای پیشگیری از اقدام — را در هفتهی پیش از وقوع آنها پیشبینی کرد.
شرکتکنندگان شامل بزرگسالانی بودند که در بخش اورژانس تحت درمان روانپزشکی قرار گرفته بودند و همچنین نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ سالهای که به دلیل افکار یا رفتارهای خودکشی در بخش بستری تحت درمان بودند.
پس از پایان دوره درمان، شرکتکنندگان پرسشنامههایی ۲۰سؤالی را از طریق تلفن هوشمند دریافت میکردند؛ این پرسشنامهها در سه ماه نخست، شش بار در روز و در سه ماه بعدی، یک بار در روز ارسال میشد و پاسخدهی به آنها اختیاری بود. پاسخها بر اساس مقیاسی لغزنده (طیف) از صفر تا ۱۰ ثبت میشد.
سؤالات مطرحشده شامل مواردی همچون افکار خودکشی (از جمله قصد و میزان مقاومت در برابر میل به اقدام) و همچنین وضعیتهای هیجانی و روانی نظیر احساس ناامیدی، انزوا، خشم، نگرانی، سطح انرژی و مثبتاندیشی بود.
این واکنشهای هیجانی نقش مهمی در کمک به تیم برای پیشبینی دقیقترِ خطر خودکشی ایفا کردند؛ بهویژه از آن رو که افکار خودکشی همیشه نشاندهندهی یک اختلال سلامت روان نیستند.
بهازای هر نمرهی اضافی که فرد در مقیاس بیقراری کسب میکرد، احتمال اقدام به خودکشی در او ۱۱ درصد افزایش مییافت؛ امری که بیقراری را به شاخصی قویتر برای سنجش خطر خودکشی نسبت به افسردگی تبدیل میکرد.
این یافتهها مؤید پژوهشهای پیشین «ناک» است که نشان میداد ۹۰ درصد از نجاتیافتگانِ اقدام به خودکشی، از احساس «نیازی فوری برای تسکین آشفتگی و درد روانی» سخن گفتهاند؛ نیازی که ماهیتی گذرا داشته است.
علاوه بر این، ناک و تیمش با استفاده از فرادادهها (متادیتا) به بررسی نحوه تعامل شرکتکنندگان با پرسشنامهها پرداختند؛ از جمله مدتزمانی که صرفِ آغاز و تکمیل آنها میشد.
همچنین یک سامانه هشدار آنی (لحظهای) تعبیه شده بود تا در صورت بروز نشانههایی از قصدِ فرد برای اقدام به خودکشی، مداخله صورت گیرد. به گفته ناک، هدف از این مطالعه «ایجاد سیستمی دقیق، مقیاسپذیر و قابلتکرار بود تا بتوانیم پیش از وقوع این رویدادها مداخله کرده و ایمنی افراد را تأمین کنیم.»
این مطالعه تنها بخشی از طرحی گستردهتر در آزمایشگاهناک بود که با هدف بهبود مستمرِ پایشِ آنیِ خطر خودکشی دنبال میشود؛ طرحی که شامل استفاده از حسگرهای پوشیدنی برای رصد شاخصهای سلامت نظیر کیفیت خواب، ضربان قلب و ویژگیهای صوتی (اثر انگشت صوتی) است.
اقدامات مداخلهای تکمیلی میتواند شامل یادآوری راهکارهایی باشد که فرد در جلسات درمانی آموخته است، یا تشویق او به برقراری ارتباط با یکی از عزیزان یا تیم درمانیاش.
اگرچه «ناک» به ضرورت رعایت ملاحظات مربوط به حریم خصوصی اذعان دارد، اما نسبت به چشمانداز ارائه خدمات درمانی بهطور مستقیم در محیط زندگی افراد، مشتاق و خوشبین است.
او گفت: باید در نحوه انجام این کار محتاط باشیم و با متخصصان بالینی و همچنین افرادی که از بیماریها و عارضههای مورد نظر ما رنج میبرند همکاری نزدیک داشته باشیم؛ با این حال، ظرفیتهای فوقالعادهای در این زمینه وجود دارد.