وقتی تب میکنیم، اول سراغ پزشک برویم یا هوش مصنوعی؟
آینده بیماریهای عفونی در عصر هوش مصنوعی، جایگزینی پزشک با ماشین نیست؛ هوشمندتر کردن مسیر مراقبت از نخستین تماس بیمار با پزشک خانواده تا ارجاع به موقع و مراقبت تخصصی است.
ابراهیم نوریگوشکی، عضو پیوسته انجمن جهانی پزشکان خانواده (WONCA) در یادداشت اختصاصی برای ایران ۲۴، نوشت:
یک روز صبح با تب، سرفه، گلودرد یا بدن درد از خواب بیدار میشویم. تلفن همراه را برمی داریم و شاید قبل از آنکه به پزشک مراجعه کنیم، علائم خود را در اینترنت یا یک ابزار هوش مصنوعی جستوجو میکنیم.
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
آیا هوش مصنوعی میتواند تشخیص دهد ما چه بیماری داریم؟ آیا باید درمان خود را بر اساس پاسخ یک الگوریتم شروع کنیم؟
پاسخ ساده است: هوش مصنوعی میتواند به پزشکی کمک کند، اما نباید جای پزشک را بگیرد.
این موضوع دیگر یک بحث مربوط به آینده دور نیست. هوش مصنوعی همین امروز وارد زندگی مردم، مطبها.
بیمارستانها و فرآیندهای تصمیم گیری پزشکی شده است. پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا هوش مصنوعی وارد پزشکی خواهد شد یا نه؛ پرسش این است که چگونه باید از آن استفاده کنیم تا سلامت مردم بهتر، ایمنتر و عادلانهتر شود؟
این موضوع از محورهای بحث من در سی و دومین کنگره کشوری بیماریهای عفونی و گرمسیری ایران در بابلسربود؛ کنگرهای که فرصتی برای گفتوگو درباره آینده بیماریهای عفونی، پزشکی خانواده، نظام ارجاع و فناوریهای نوین فراهم کرد.
اولین پزشکی که بیمار عفونی میبیند، الزاماً متخصص عفونی نیست
وقتی نام بیماریهای عفونی به میان میآید، ذهن بسیاری از مردم به سمت متخصص عفونی میرود. اما مسیر واقعی بسیاری از بیماران از جای دیگری آغازمیشود. بیمار ممکن است ابتدا به پزشک خانواده، پزشک عمومی یا مرکز ارائه دهنده خدمات مراقبت اولیه مراجعه کند.
همین پزشک در نخستین برخورد باید به چند سؤال مهم پاسخ دهد:
آیا بیماری ساده و خود محدود شونده است؟
آیا بیمار نیازمند آزمایش یا بررسی بیشتری است؟
آیا باید تحت مراقبت و پیگیری قرار گیرد؟
آیا نیاز به مشاوره یا ارجاع به متخصص عفونی دارد؟
و مهمتر از همه، آیا علائمی وجود دارد که ارجاع فوری را ضروری کند؟
بنابراین، پزشک خانواده یکی از مهمترین نقاط خط مقدم نظام سلامت در مواجهه با بیماریهای عفونی است.
پزشک خانواده قرار نیست جای متخصص عفونی را بگیرد؛ همان طور که متخصص عفونی نیز قرار نیست جای مراقبت اولیه و پیوسته را پر کند.
این دو سطح باید در کنار یکدیگر و در قالب یک نظام ارجاع کارآمد فعالیت کنند.
یک علامت؛ چند مسیر متفاوت
تب، سرفه، گلودرد، اسهال یا بثورات پوستی ممکن است در بیماریهای مختلف دیده شوند.
دو بیمار ممکن است با یک علامت مشابه مراجعه کنند، اما مسیر درمان آنها کاملا متفاوت باشد.
یک نفر ممکن است فقط به مراقبت، آموزش و پیگیری نیاز داشته باشد.
بیمار دیگری ممکن است نیازمند آزمایش باشد.
فرد دیگری ممکن است نیازمند ارزیابی متخصص عفونی باشد؛ و در شرایطی نیز ممکن است بیمار نیازمند ارجاع فوری به بیمارستان باشد.
این همان جایی است که پزشکی خانواده اهمیت پیدا میکند.
پزشک خانواده در بسیاری از مواقع با یک بیماری قطعی مواجه نیست؛ با یک عالمت و مجموعهای از احتمالات مواجه است.
به عبارت دیگر، یکی از مهارتهای مهم پزشک خانواده، مدیریت عدم قطعیت است؛ و اگر هوش مصنوعی به درستی طراحی و استفاده شود، میتواند در همین نقطه به پزشک کمک کند.
هوش مصنوعی؛ «تصمیم یار» نه «تصمیم گیر»
یکی از مهمترین پیامهایی که باید درباره هوش مصنوعی در سلامت به مردم منتقل کنیم این است:
هوش مصنوعی باید تصمیم یار پزشک باشد، نه تصمیم گیر نهایی.
هوش مصنوعی میتواند حجم بزرگی از اطلاعات را در زمان کوتاهی تحلیل کند.
میتواند به شناسایی الگوها کمک کند.
میتواند برخی علائم خطر را به پزشک یادآوری کند.
میتواند اطلاعات پزشکی را سازمان دهی کند؛ و حتی میتواند در برخی کاربردها به اولویت بندی بیماران و مدیریت مسیر ارجاع کمک کند.
اما بیمار فقط مجموعهای از اعداد، علائم و نتایج آزمایشگاهی نیست.
او یک انسان است؛ با سابقه پزشکی، شرایط خانوادگی، وضعیت اجتماعی، نگرانی ها، ترجیحات و محدودیتهایی که ممکن است یک الگوریتم نتواند آنها را به طور کامل درک کند.
به همین دلیل، مسئولیت حرفهای و اخلاقی تصمیم پزشکی نباید به یک سیستم هوشمند واگذار شود.
شاید مهمترین کاربرد هوش مصنوعی، قبل از بیمار شدن باشد
وقتی درباره هوش مصنوعی صحبت میکنیم، معمولا نخستین چیزی که به ذهنمان میرسد «تشخیص بیماری» است. اما شاید یکی از مهمترین کاربردهای هوش مصنوعی در سلامت، پیشگیری باشد.
اگر دادههای سلامت با کیفیت مناسب جمع آوری شوند، میتوان از ابزارهای هوشمند برای شناسایی گروههای در معرض خطر، یادآوری خدمات پیشگیرانه، تشخیص تغییرات غیرعادی در الگوهای بیماری و برنامه ریزی بهتر خدمات سلامت استفاده کرد.
در بیماریهای عفونی، این ظرفیت اهمیت ویژهای دارد. فرض کنیم در یک منطقه، تعداد مراجعات بیماران با علائم مشابه در مدت کوتاهی افزایش پیدا کند.اگر دادهها به شکل مناسب ثبت و تحلیل شوند، ابزارهای هوشمند میتوانند به شناسایی این تغییرات کمک کنند.
البته هوش مصنوعی به تنهایی نمیتواند جای نظام مراقبت و نظام سلامت را بگیرد؛ اما میتواند چشم نظام سلامت را برای دیدن الگوهای بزرگتر بازتر کند.
پزشک خانواده؛ دیده بان سلامت خانواده و جامعه
پزشک خانواده یک مزیت مهم دارد:
او بیمار را فقط در یک لحظه نمیبیند.
بیمار را در طول زمان و در بستر خانواده و جامعه میبیند.
ممکن است متوجه شود چند عضو یک خانواده به طور همزمان بیمار شدهاند.
ممکن است افزایش مراجعات با عالئم مشابه را در یک منطقه مشاهده کند.
ممکن است تغییر الگوی بیماری را زودتر از آنکه در آمارهای بزرگتر دیده شود، در سطح جامعه احساس کند.
اما یک پزشک به تنهایی نمیتواند حجم عظیمی از دادهها را در لحظه تحلیل کند.
اینجاست که ترکیب پزشکی خانواده و هوش مصنوعی میتواند ارزشمند باشد
پزشک، زمینه بالینی و انسانی را میبیند و فناوری میتواند در تحلیل دادههای گسترده به او کمک کند.
این ترکیب میتواند یکی از پایههای نظام سلامت آینده باشد.
اما یک شرط مهم وجود دارد: داده خوب
گاهی درباره هوش مصنوعی طوری صحبت میکنیم که انگار خود فناوری همه مشکلات را حل میکند.
در حالی که یک اصل ساده وجود دارد:
هوش مصنوعی بدون داده با کیفیت، نمیتواند تصمیم با کیفیت تولید کند.
اگر اطلاعات ناقص باشد، اگر دادهها سوگیری داشته باشند یا اگر جمعیت مورد استفاده برای آموزش الگوریتم با جمعیت واقعی ما تفاوت زیادی داشته باشد، خروجی سیستم نیز میتواند مشکل داشته باشد؛ بنابراین پیش از آنکه فقط درباره خرید و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی صحبت کنیم، باید درباره کیفیت داده، حریم خصوصی، امنیت، اعتبارسنجی و ارزیابی عملکرد نیز صحبت کنیم.
نظام ارجاع؛ حلقهای که نباید فراموش شود
هوش مصنوعی هرچقدر هم قدرتمند باشد، اگر در یک نظام ارجاع ناکارآمد قرار گیرد، نمیتواند مشکل بیمار را حل کند.
بیمار باید بداند چه زمانی به پزشک خانواده مراجعه کند.
پزشک خانواده باید بداند چه زمانی بیمار را ارجاع دهد.
متخصص باید بداند بیمار چرا ارجاع شده و چه اقداماتی پیش از ارجاع برای او انجام شده است.
بنابراین، نظام ارجاع آینده نباید صرفاً انتقال یک نامه از پزشک خانواده به متخصص باشد.
ارجاع هوشمند یعنی:
بیمار درست، در زمان درست، با فوریت درست، به سطح مناسب درمانی و همراه با اطالعات کافی هدایت شود.
اگر چنین نظامی ایجاد شود، بیمار کمتر سرگردان خواهد شد، از مراجعات غیرضروری کاسته میشود و منابع تخصصی نیز برای بیمارانی که واقعا به انها نیاز دارند، بهتر مورد استفاده قرار میگیرند.
یک نگرانی جدی؛ آنتی بیوتیک برای هر تب و سرفه!
یکی از مهمترین موضوعات در بیماریهای عفونی، مقاومت میکروبی است.
در جامعه ما هنوز این تصور وجود دارد که برای هر تب، گلودرد، سرفه یا علائم شبیه سرماخوردگی باید آنتیبیوتیک مصرف کرد.
اما چنین رویکردی میتواند هم برای فرد و هم برای جامعه مشکل ساز باشد.
هر تب و هر سرفهای نیازمند آنتی بیوتیک نیست.
تصمیم درباره مصرف آنتیبیوتیک باید بر اساس وضعیت بیمار، ارزیابی بالینی و شواهد علمی انجام شود.
هوش مصنوعی میتواند در دسترسی سریعتر به راهنماهای علمی و حمایت از تصمیم گیری منطقی کمک کند؛ اما نباید به ابزاری تبدیل شود که صرفا به دلیل وجود یک علامت، بیمار را وارد زنجیرهای از آزمایشها و درمانهای غیرضروری کند.
گاهی بهترین تصمیم پزشکی، انجام ندادن یک اقدام غیرضروری است.
اینجاست که مفهوم پیشگیری سطح چهارم اهمیت پیدا میکند؛ یعنی محافظت از بیمار در برابر مداخلات پزشکی غیرضروری و بالقوه آسیب رسان.
خطر دیگری که باید جدی بگیریم: اعتماد بیش از حد به ماشین
یک خطر مهم در عصر هوش مصنوعی، فقط خطای الگوریتم نیست.
خطر دیگر، اعتماد بیش از حد انسان به الگوریتم است.
ممکن است یک سیستم هوشمند احتمال یک بیماری را پایین اعلام کند، اما پزشک در معاینه با بیماری مواجه شود که وضعیت عمومی او نگران کننده است.
آیا پزشک باید صرفاً به خروجی سیستم اعتماد کند؟
قطعاً نه.
پزشک باید بتواند خروجی هوش مصنوعی را ببیند، بفهمد، نقد کند و در صورت لزوم آن را رد کند.
بنابراین سواد هوش مصنوعی فقط به معنای بلد بودن کار با ابزارهای جدید نیست.
پزشک آینده باید بداند چه زمانی به هوش مصنوعی اعتماد نکند.
مردم هم به سواد هوش مصنوعی پزشکی نیاز دارند
این مسئله فقط مربوط به پزشکان نیست.
مردم نیز باید بدانند که پاسخ یک چت بات، معادل تشخیص پزشکی نیست.
اگر فردی با چند علامت وارد یک سامانه هوشمند شود و پاسخی دریافت کند، نباید آن پاسخ را به عنوان نسخه قطعی درمان تلقی کند.
به ویژه در مواردی که علائم شدید، پایدار یا نگران کننده وجود دارد، مراجعه به پزشک نباید به دلیل دریافت یک پاسخ از هوش مصنوعی به تأخیر بیفتد.
هوش مصنوعی میتواند برای آموزش و آگاهی مفید باشد؛ اما تصمیم گیری درباره تشخیص و درمان باید در چارچوب مراقبت حرفهای و متناسب با شرایط واقعی بیمار انجام شود.
بیمار، همچنان انسان باقی میماند
در میان تمام بحثها درباره الگوریتم، داده و فناوری، نباید مهمترین عنصر نظام سالمت را فراموش کنیم:
بیمار.
بیمار فقط یک پرونده الکترونیک نیست.
فقط یک عدد نیست.
فقط یک احتمال آماری نیست.
او انسانی است که ممکن است بترسد، نگران باشد، توان مالی محدودی داشته باشد یا خانوادهای داشته باشد که نیازمند آموزش و حمایت باشد.
گاهی یک گفت و گوی چند دقیقهای پزشک با بیمار میتواند بیش از دهها صفحه اطلاعات برای او ارزش داشته باشد.
سعدی قرنها پیش گفت:
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
بیماریهای عفونی بیش از بسیاری از بیماریهای دیگر به ما یادآوری میکنند که سلامت یک فرد از سلامت جامعه جدا نیست.
آینده، رقابت پزشک و ماشین نیست
آینده پزشکی را نباید میدان رقابت میان پزشک و هوش مصنوعی تصور کرد.
آینده، همکاری است.
پزشک خانواده میتواند نقطه تماس نخست و تداوم مراقبت را فراهم کند.
متخصص عفونی میتواند در موارد پیچیده، دانش و تجربه تخصصی خود را وارد تصمیم گیری کند؛ و هوش مصنوعی میتواند در تحلیل داده، تشخیص الگو، یادآوری اطلاعات و تصمیم یار بالینی نقش داشته باشد.
در چنین مدلی، فناوری قرار نیست پزشک را کنار بزند.
برعکس، اگر درست استفاده شود، میتواند بخشی از بار کارهای تکراری و پردازش اطلاعات را کاهش دهد تا پزشک زمان بیشتری برای چیزی داشته باشد که هیچ الگوریتمی نباید جایگزین آن شود: گفتوگو، قضاوت بالینی، همدلی و مراقبت انسانی.
فناوری باید پاسخگوی انسان باشد
برای اینکه این آینده محقق شود، فقط خرید نرم افزار کافی نیست.
ما به چند چیز نیاز داریم:
دادههای باکیفیت، زیرساخت دیجیتال مناسب، نظام ارجاع کارآمد، استانداردهای روشن برای ارزیابی فناوری، توجه به حریم خصوصی و امنیت اطالعات، آموزش پزشکان و مشارکت واقعی کادر درمان در طراحی ابزارهای هوش مصنوعی.
همچنین باید مراقب عدالت در دسترسی باشیم. اگر ابزارهای هوش مصنوعی فقط در اختیار گروهی خاص قرار بگیرند. ممکن است فناوری به جای کاهش نابرابریهای سلامت، آنها را بیشتر کند؛ بنابراین هوش مصنوعی در سلامت باید دقیق، ایمن، شفاف، پاسخگو و عادلانه باشد.
یک جمله برای آینده نظام سلامت
اگر بخواهم تمام این بحث را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:
آینده بیماریهای عفونی در عصر هوش مصنوعی، جایگزینی پزشک با ماشین نیست؛ هوشمندتر کردن مسیر مراقبت از نخستین تماس بیمار با پزشک خانواده تا ارجاع به موقع و مراقبت تخصصی است.
هوش مصنوعی میتواند سریعتر از ما دادهها را تحلیل کند.
ممکن است در برخی زمینهها الگوهایی را بهتر از انسان تشخیص دهد.
اما بیمار همچنان به پزشکی نیاز دارد که ببیند، بشنود، بفهمد و مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد.
شاید آینده پزشکی را بتوان در همین یک جمله خلاصه کرد:
ماشین برای هوشمندتر شدن تصمیم؛ پزشک برای انسانیتر شدن مراقبت و این شاید مهمترین پیامی باشد که باید از عصر هوش مصنوعی به نظام سلامت منتقل کنیم:
هر فناوری که انسان را از مرکز مراقبت خارج کند، حتی اگر بسیار پیشرفته باشد، الزاماً به معنای پیشرفت پزشکی نیست.