چهار گام پیشنهادی موسویان برای خروج از چرخه تنشآفرینی آمریکا
دیپلمات پیشین ایران، با اشاره به تشدید فشارهای هستهای، اقتصادی و امنیتی علیه تهران، چهار پیشنهاد برای جلوگیری از تکرار درگیری میان ایران و آمریکا مطرح کرد؛ ازسرگیری مذاکرات مستقیم و امضای معاهده دائمی هستهای تا ایجاد سازوکار امنیت جمعی در خلیج فارس و تشکیل کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم.
حسین موسویان، دیپلمات پیشین ایران و پژوهشگر مسائل هستهای، با اشاره به تشدید فشارهای حقوقی، اقتصادی و دیپلماتیک علیه تهران، چهار گام را برای خروج ایران و آمریکا از چرخه تنش و جلوگیری از تکرار درگیری نظامی پیشنهاد کرد؛ ازسرگیری مذاکرات مستقیم و تبدیل توافقهای موقت به یک معاهده دائمی هستهای تا ایجاد سازوکار امنیت جمعی در خلیج فارس و تشکیل کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم.
به گزارش فرارو، موسویان در مقالهای با اشاره به تهدیدهای آمریکا و اسرائیل درباره احتمال حمله مجدد به زیرساختهای هستهای ایران، نوشت که پرونده هستهای ایران بار دیگر در شرایطی قرار گرفته که فشارهای حقوقی و سیاسی همزمان افزایش یافته است.
او با اشاره به مجتمع زیرزمینی کوه کلنگ که ایران ساخت آن را در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد، مدعی شد آژانس بینالمللی انرژی اتمی بار دیگر ایران را ناقض تعهدات پادمانی اعلام کرده و پرونده هستهای تهران مجدداً به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شده است.
موسویان معتقد است شرایط کنونی با بحرانهای گذشته تفاوت دارد، زیرا به نوشته او دو مسیر حقوقی بهصورت همزمان در حال پیشروی است. مسیر نخست، تلاش کشورهای اروپایی برای فعالسازی سازوکار بازگشت تحریمها ذیل قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت است که میتواند زمینه بازگشت تحریمهای سازمان ملل را فراهم کند.
مسیر دوم نیز به ارجاع پرونده عدم پایبندی ایران به تعهدات خود در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای به شورای امنیت مربوط میشود.
به اعتقاد موسویان، ترکیب این دو روند میتواند پرونده هستهای ایران را از یک اختلاف فنی و حقوقی به موضوعی مرتبط با صلح و امنیت بینالمللی تبدیل کند.
او با اشاره به مخالفت روسیه و چین با قطعنامه پیشنهادی آمریکا در نشست اخیر شورای امنیت، نوشت که این دو کشور با ادامه سازوکار نظارتی تحریمها و ادعای مشروعیت بازگشت تحریمها مخالفت کردهاند. با این حال، از نگاه موسویان، بازگشت پرونده ایران به شورای امنیت این پرسش را مطرح میکند که آیا فشارهای حقوقی و سیاسی میتواند بار دیگر به مقدمهای برای اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران تبدیل شود.
موسویان برای توضیح نگرانی خود به تحولات سال ۲۰۲۵ اشاره کرد. به نوشته او، در ژوئن آن سال شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران قطعنامه صادر کرد و کمتر از ۲۴ ساعت بعد، اسرائیل حمله گستردهای را آغاز کرد و آمریکا نیز به سه مرکز اصلی هستهای ایران حمله کرد.
او افزود که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در آن مقطع آژانس و مدیرکل آن را مسئول فراهم شدن زمینه این حملات دانسته بود.
موسویان در ادامه نوشت که پرونده هستهای ایران دیگر صرفاً یک موضوع فنی یا حقوقی نیست و به عرصهای برای رقابتهای ژئوپلیتیکی بر سر نظم آینده منطقه، امنیت انرژی و آینده روابط ایران و غرب تبدیل شده است.
به اعتقاد او، اختلاف کنونی تنها به موضوعاتی مانند غنیسازی اورانیوم یا فناوری هستهای محدود نمیشود و مسائل گستردهتری از جمله جایگاه ژئوپلیتیکی ایران و آینده نظم منطقهای را دربرمیگیرد.
موسویان در بخش دیگری از مقاله خود به اظهارات مقامهای آمریکایی درباره ایران اشاره کرد و نوشت که این اظهارات در تهران این برداشت را تقویت کرده است که برنامه هستهای ممکن است دیگر هدف نهایی واشنگتن نباشد.
او به اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، درباره سیاست اقتصادی واشنگتن علیه ایران اشاره کرد و مدعی شد که بسنت اقدامات جدید آمریکا را در چارچوب تلاش برای «فروپاشی حکومت ایران» توصیف کرده و از دیگر کشورها نیز خواسته است به این کارزار بپیوندند.
موسویان همچنین از آنچه «تناقض راهبردی» آمریکا خواند انتقاد کرد و به سیاست واشنگتن در قبال برنامه هستهای عربستان، اسرائیل و کره شمالی اشاره کرد.
به نوشته او، ایران عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است و سلاح هستهای ندارد، اما همچنان با تحریمهای گسترده، تهدیدهای نظامی و فشارهای سیاسی آمریکا مواجه است.
او در همین چارچوب، وضعیت کنونی را با عراق در سال ۲۰۰۳ مقایسه کرد و نوشت آمریکا در آن زمان با ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی به عراق حمله کرد، اما پس از سقوط حکومت صدام مشخص شد چنین سلاحهایی وجود نداشته است.
موسویان در ادامه سیاست جدید اقتصادی آمریکا را مرحلهای متفاوت از فشارهای گذشته توصیف کرد و از آن با عنوان «روز دی اقتصادی» یاد کرد.
به نوشته او، پس از آنکه دیپلماسی، تحریمها، عملیات مخفی و رویارویی نظامی نتوانستهاند اهداف مورد نظر واشنگتن را محقق کنند، آمریکا وارد مرحلهای از فشار اقتصادی شده که از نگاه او با نوعی محاصره دریایی و هوایی علیه ایران همراه است.
موسویان مدعی شد هدف این راهبرد، ترکیب فشار مالی، انزوای بینالمللی و تهدید به اقدام نظامی بیشتر برای تضعیف اقتصاد ایران و در نهایت تغییر حکومت است.
او همچنین به اظهارات دونالد ترامپ درباره اینکه اگر ایران سلاح هستهای داشت، به جای بمباران با رهبر ایران تماس میگرفت، اشاره کرد و نوشت که چنین اظهاراتی در میان بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی ایران این برداشت را تقویت کرده که سلاح هستهای ممکن است بهعنوان یک ابزار بازدارندگی در برابر تلاش خارجی برای تغییر حکومت تلقی شود.
موسویان در بخش دیگری از مقاله به بحثهای مطرحشده در مجلس شورای اسلامی درباره بازنگری در سیاست ایران نسبت به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای پرداخت.
او نوشت که در ایران دیدگاهی در حال تقویت است که ادامه عضویت در این معاهده را نه عامل افزایش امنیت، بلکه عاملی برای افزایش آسیبپذیری کشور میداند.
به نوشته موسویان، برخی جریانها در ایران معتقدند آژانس بینالمللی انرژی اتمی عملاً به ابزاری برای افزایش فشارهای آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است؛ برداشتی که او آن را به قطعنامه آژانس پیش از حملات ژوئن ۲۰۲۵ مرتبط میکند.
او افزود که در همین چارچوب، برخی نمایندگان مجلس خواستار اتخاذ سیاست هستهای سختگیرانهتری در قبال آمریکا شدهاند و بر ضرورت تقویت بازدارندگی ایران تأکید دارند.
موسویان در ادامه تحلیل خود به تحولات دریای سرخ و بابالمندب نیز پرداخت و مدعی شد نیروهای انصارالله یمن در هفته گذشته کنترل جزیره پریم را در اختیار گرفتهاند؛ جزیرهای که در مسیرهای اصلی کشتیرانی بابالمندب قرار دارد.
او نوشت که در صورت قرار گرفتن این تحول در کنار احتمال انسداد تنگه هرمز، بخش قابل توجهی از تجارت دریایی جهان میتواند تحت تأثیر بحران منطقه قرار گیرد.
موسویان در بخش دیگری از مقاله خود به هزینههای درگیریهای نظامی سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ اشاره کرد و نوشت این جنگها تبعات اقتصادی و امنیتی گستردهای برای منطقه و بازار انرژی جهان داشته است.
به گفته او، افزایش قیمت نفت، اختلال در کشتیرانی بینالمللی و افزایش نگرانی درباره امنیت زیرساختهای انرژی از جمله پیامدهای این وضعیت بوده است. او همچنین مدعی شد جنگ خسارتهای اقتصادی و انسانی سنگینی برای ایران به همراه داشته است.
چهار پیشنهاد برای خروج از بنبست
موسویان در پایان مقاله خود تأکید کرد که از نگاه او همچنان امکان جلوگیری از گسترش بحران وجود دارد و راهحل را باید در دیپلماسی و توافقهای پایدار جستوجو کرد.
گام نخست از نگاه موسویان، بازگشت ایران و آمریکا به تفاهمنامه اسلامآباد و ازسرگیری مذاکرات مستقیم است. او معتقد است تجربه مذاکرات گذشته نشان داده گفتوگوی مستقیم در سطح بالا میتواند نسبت به دیپلماسی غیرمستقیم کارآمدتر باشد.
او پیشنهاد کرده تفاهمنامه اسلامآباد به نقطه آغاز یک توافق جامع تبدیل شود؛ توافقی که علاوه بر پرونده هستهای، مسائل متقابل امنیتی ایران و آمریکا در منطقه را نیز پوشش دهد.
گام دوم، تبدیل توافقهای موقت به یک معاهده دائمی هستهای میان ایران و آمریکا است. بر اساس پیشنهاد موسویان، ایران میتواند در چنین توافقی برای همیشه از تولید و دستیابی به سلاح هستهای صرفنظر کند و در مقابل، حق غنیسازی و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را در چارچوب NPT حفظ کند.
او همچنین پیشنهاد کرده آمریکا تحریمهای هستهای علیه ایران را بهصورت دائمی لغو کند و این توافق در کنگره آمریکا و مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد.
گام سوم، ایجاد یک نظام جامع همکاری و امنیت جمعی میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است. موسویان معتقد است چنین چارچوبی میتواند موضوعاتی مانند امنیت کشتیرانی، امنیت انرژی و همکاریهای منطقهای را پوشش دهد.
گام چهارم نیز تشکیل یک کنسرسیوم چندجانبه غنیسازی اورانیوم در خلیج فارس است. موسویان نوشته است که این ایده را پیش از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل، در چند مقاله مشترک با دانشمندان هستهای دانشگاه پرینستون مطرح کرده است.
به گفته او، در این مدل کشورهای منطقه میتوانند در قالب ساختاری مشترک و با مالکیت جمعی، تحت نظارتهای بینالمللی از فناوری صلحآمیز هستهای استفاده کنند. موسویان معتقد است چنین الگویی میتواند رقابت هستهای را به همکاری منطقهای تبدیل کند.
او در پایان با اشاره به تنگه هرمز نوشت که این تنگه در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد و دو کشور پیش از این درباره سازوکارهای تضمین آزادی کشتیرانی و مدیریت ایمن عبور و مرور دریایی به تفاهمهایی رسیدهاند.
موسویان پیشنهاد کرد آمریکا و جامعه منطقهای و بینالمللی به جای تضعیف این چارچوب، از همکاری ایران و عمان در زمینه امنیت منطقهای و آزادی کشتیرانی حمایت کنند.