پکن در برابر جنگ اقتصادی آمریکا
چرا چین با تحریمهای آمریکا علیه ایران مخالف است؟
چین و آمریکا با وجود رقابت راهبردی، در تلاش برای حفظ نوعی ثبات نسبی در روابط هستند؛ اما تحریمهای واشنگتن علیه ایران میتواند این چارچوب را تحت فشار قرار دهد. پکن ایران را شریکی اقتصادی، امنیتی و راهبردی میداند و تحریمهای یکجانبه آمریکا را الزامآور نمیشمارد. با این حال، وابستگی گسترده چین به بازار آمریکا، هزینههای حمایت از تهران را افزایش میدهد. بنابراین، پکن ناچار است میان حفظ روابط با ایران، مقابله با فشار واشنگتن و حفاظت از منافع اقتصادی خود توازن برقرار کند.
فرارو- مثنی عبدالله، کارشناس ارشد مسائل بینالملل در روزنامه القدس العربی؛ تردیدی نیست که چین و آمریکا امروز به رقبای راهبردی بلندمدتی تبدیل شدهاند؛ دو قدرت و دو نظام رقیب که چشماندازهایی کاملاً متفاوت از آینده جهان دارند.
به گزارش فرارو، پکن در پی تقویت نظمی جهانی است که در آن آمریکا جایگاه محوری نداشته باشد، در حالی که واشنگتن همچنان بر حفظ هژمونی خود تأکید دارد.
با این حال، به نظر میرسد دونالد ترامپ و شی جینپینگ توافق کردهاند روابط دو کشور را وارد مرحلهای از آرامش نسبیت راهبردی کنند؛ مرحلهای که البته هر از گاهی با موانع و تنشهایی روبهرو میشود.
تفاوت در رویکردهای دو کشور دیر یا زود آنها را در مسیرهایی متقاطع قرار خواهد داد و یکی از مهمترین این نقاط تلاقی را میتوان در روابط پیچیده آمریکا و ایران و روابط راهبردی چین و ایران جستوجو کرد.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا تحریمهای اخیر آمریکا علیه ایران میتواند به نقطه آغاز یک بیثباتی تازه و در نهایت، جنگی اقتصادی در مقیاسی گستردهتر تبدیل شود؟ چین در برابر این فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران چه نگرانیهایی دارد؟
چین در برابر جنگ اقتصادی آمریکا
کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام آنچه آمریکا «عملیات خشم اقتصادی حماسی» نامیده است، سخنگوی وزارت خارجه چین موضع پکن را بهصراحت اعلام کرد: چین با تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی مخالف است و جنگ اقتصادی نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه میتواند به تشدید درگیریها منجر شود.
برای پکن، تهران صرفاً یک تأمینکننده نفت نیست. ایران یک شریک تجاری مهم چین، یکی از شرکای آن در ابتکار کمربند و جاده و همچنین شریکی امنیتی و راهبردی در خاورمیانه است. از همین رو، واکنش چین به تحریمهای آمریکا را نمیتوان صرفاً در چارچوب مناسبات اقتصادی دو کشور دید.
نگرانی اصلی چین از این اقدامات، بیش از آنکه به یک موضوع موردی مربوط باشد، ریشه در یک مسئله اصولی دارد. از نگاه پکن، آمریکا با اعمال تحریم علیه ایران یا دیگر کشورها در پی پیشبرد اهداف خود است و چین دلیلی ندارد که خود را ملزم به اجرای اهداف واشنگتن بداند.
به همین دلیل، مسئله از دید چین در نهایت به حاکمیت و حق تصمیمگیری مستقل کشورها بازمیگردد.
پکن همچنین معتقد است اگر آمریکا از چین بخواهد با یک طرف مشخص وارد رابطه تجاری نشود، اما چنین تصمیمی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر نشده باشد، این اقدام نقض قوانین بینالمللی محسوب میشود.
علاوه بر این، چین تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران را در شرایطی میبیند که جنگی علیه تهران بدون مجوز سازمان ملل متحد رخ داده است. در نتیجه، پکن این اقدامات را تلاشی برای قطع روابط تجاری گسترده و راهبردی خود با ایران تلقی میکند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا چین حاضر خواهد شد به تحریمهای آمریکا علیه ایران پایبند بماند؟ و اگر پکن تصمیم به نادیدهگرفتن این تحریمها بگیرد، چه ابزارهایی برای مقابله با فشارهای واشنگتن در اختیار خواهد داشت؟
چین و تحریم ایران؛ بازی تازه در زمین جنگ اقتصادی
چین در مواجهه با تحریمهای آمریکا بیتجربه نیست. پکن در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ بارها با تحریمها و فشارهای واشنگتن روبهرو شده و بهخوبی میداند چگونه با دولت ترامپ و بهطور کلی با سیاستهای آمریکا برخورد کند.
از موضعگیری سخنگوی وزارت خارجه چین و همچنین از واقعیتهای موجود میتوان دریافت که پکن احتمالاً به تحریمهای یکجانبه آمریکا پایبند نخواهد بود.
این تصمیم نه از سر نیاز چین به نفت ایران، بلکه بر مبنای یک اصل روشن اتخاذ میشود: آمریکا حق ندارد برای چین تعیین کند با چه کشوری روابط تجاری داشته باشد و با چه کشوری نداشته باشد. ضمن اینکه نفت ایران تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از ساختار انرژی چین را تشکیل میدهد و بنابراین، وابستگی چین به نفت ایران نمیتواند دلیل اصلی این موضع باشد.
اما چین برای نادیدهگرفتن تحریمهای آمریکا چه ابزارهایی در اختیار دارد؟
در اینجا باید به توافقها و ترتیباتی اشاره کرد که پکن و واشنگتن پس از سفر ترامپ به چین در سال جاری، در چارچوب جنگ تجاری به آن دست یافتند. دو طرف توانستند بخشی از اختلافات خود را مدیریت کنند و توافق شد تعرفههای گمرکی اضافی علیه یکدیگر اعمال نکنند.
با این حال، اگر واشنگتن به اقدامات تنبیهی علیه مؤسسات مهم چینی از جمله بانکها و شرکتهای بزرگ روی بیاورد، از نگاه پکن این اقدام به معنای نقض آتشبس تجاری خواهد بود.
در چنین شرایطی، چین نیز ابزارهایی برای پاسخ به آمریکا در اختیار دارد؛ از جمله استفاده از اهرم عناصر نادر خاکی، گزینهای که پکن در جریان جنگ تعرفهای پیشتر آن را بهعنوان یکی از ابزارهای فشار خود مطرح کرده بود.
گزارشهای رسیده از چین نشان میدهد که دستکم هشت بانک بزرگ این کشور نسبت به تحریمهای اخیر آمریکا نگران هستند و احتمالاً از انجام مبادلات مالی با تهران خودداری خواهند کرد.
با روشنترشدن نحوه اجرای تحریمها، حتی این احتمال وجود دارد که شمار بانکهایی که از همکاری مالی با ایران فاصله میگیرند، افزایش یابد.
در همین حال، مقامهای چینی نیز پیامهایی به نهادهای اقتصادی، بهویژه بانکهای بزرگ، ارسال کردهاند و از آنها خواستهاند بر اساس تشخیص خود عمل کنند.
پکن در تصمیمگیری درباره نحوه برخورد با تحریمهای آمریکا، روابط خود با واشنگتن را نیز در نظر خواهد گرفت؛ همانگونه که هر کشوری در وهله نخست منافع خود را محاسبه و از آن حفاظت میکند.
با این حال، موضع چین درباره مشروعیت تحریمها روشن است. اگر تحریمها با مجوز سازمان ملل متحد اعمال شده و همه کشورها ملزم به اجرای آن باشند، پکن نیز از آنها تبعیت خواهد کرد.
اما تحریمهای اخیر آمریکا علیه ایران از چنین پشتوانهای برخوردار نیستند و از نگاه چین، الزامآور محسوب نمیشوند.
با وجود این، تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران احتمالاً در صدر موضوعات مورد بحث میان ترامپ و شی جینپینگ قرار خواهد گرفت؛ دو رئیسجمهوری که قرار است در ماه جاری در آمریکا با یکدیگر دیدار کنند.
این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا در آخرین دیدار آنها در ماه مه نیز بر ضرورت ایجاد «ثبات راهبردی» در روابط چین و آمریکا تأکید شده بود؛ مسئلهای که نشان میدهد هر دو طرف برای حفظ و مدیریت روابط دوجانبه اهمیت زیادی قائلاند.
پکن میان تهران و واشنگتن؛ انتخابی دشوار بر سر منافع
چین از مدتها پیش خود را برای تشدید بحران میان آمریکا و ایران آماده کرده بود. پکن با کاهش وابستگی مستقیم خود به نفت خلیج فارس به حدود ۶ درصد، افزایش تولید زغالسنگ و متنوعسازی منابع تأمین نفت، تلاش کرده است آسیبپذیری خود را در برابر تحولات منطقه کاهش دهد.
نفت مورد نیاز چین اکنون از منابع مختلفی در آفریقا، برزیل، روسیه و دیگر کشورها تأمین میشود و پکن همچنین بخشی از ذخایر راهبردی نفت خود را آزاد کرده است.
در نتیجه، چین میتواند نیازهای نفتی خود را بدون اتکا به ایران تأمین کند. با این حال، اهمیت ایران برای پکن تنها به نفت محدود نمیشود.
تهران یک شریک تجاری مهم برای چین است، در ابتکار کمربند و جاده با پکن همکاری دارد و از نگاه چین، شریکی امنیتی و راهبردی در خاورمیانه به شمار میرود.
به همین دلیل، پکن تمایلی ندارد نظام حاکم در ایران سقوط کند یا تهران تحت فشار قرار گرفته و در نهایت به ابزاری در اختیار آمریکا تبدیل شود.
با این حال، یک نکته مهم در این میان وجود دارد: اگرچه چین مخالفت خود با تحریمهای آمریکا علیه ایران را بر یک مبنای سیاسی و حقوقی، یعنی یکجانبهبودن این تحریمها و نبود مجوز بینالمللی، استوار میکند، اما در روابط بینالملل میان «مشروعیت» و «اثربخشی» تفاوت وجود دارد.
ممکن است پکن از نظر سیاسی و در سطح مواضع رسمی با تحریمهای آمریکا مخالفت کند، اما از نظر عملی، این تحریمها میتوانند بخش قابلتوجهی از شریانهای اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهند و هزینههای اقتصادی و حتی سیاسی سنگینی ایجاد کنند.
بعید به نظر میرسد چین در شرایطی که وابستگی متقابل آن با آمریکا بسیار گسترده است، حاضر باشد چنین هزینهای را صرفاً برای حمایت از ایران متحمل شود.
چین یکی از مهمترین شرکای تجاری آمریکا است و حجم مبادلات تجاری دو کشور به حدود ۴۰۵ میلیارد دلار میرسد؛ رقمی که حدود ۳۰۰ میلیارد دلار آن را صادرات چین به آمریکا تشکیل میدهد.