ده فیلم کرهای که از بسیاری از آثار هالیوودی جذابترند؛ از «انگل» تا «قطار بوسان»
فیلمهای کره ای «پیرپسر»، «خاطرات قتل» و «تعقیبکننده» فقط فیلمهای جنایی نیستند؛ هرکدام تصویری متفاوت از خشونت و جنایت ارائه میدهند .در سوی دیگر، «خدمتکار» و «سوختن» با روایتهای چندلایه، مخاطب را مدام در موقعیت شک و تردید قرار میدهند. صحبت از فیلمهایی است که نشان میدهند سینمای کره حرفی برای گفتن دارد.
فرارو- سینمای کره جنوبی در سالهای اخیر ثابت کرده برای ساخت فیلمهای جنایی، ترسناک و تریلر، نیازی به فرمولهای تکراری و پرهزینه هالیوود ندارد. بسیاری از این آثار با روایتهای متفاوت، شخصیتهای پیچیده و پایانهای غیرقابل پیشبینی، توانستهاند در بسیاری از موارد از نمونههای مشابه هالیوودی جذابتر و ماندگارتر باشند.
به گزارش فرارو، از «پیرپسر» و «خاطرات قتل» تا «انگل» و «قطار بوسان»، این فیلمها علاوه بر سرگرم کردن مخاطب، سراغ موضوعاتی مانند خشونت، فقر، شکاف طبقاتی، ترس و ناکارآمدی اجتماعی رفتهاند.
در این مطلب، ۱۰ فیلم کرهای را معرفی میکنیم که نشان میدهند چرا سینمای این کشور حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
فیلم سینمایی «خدمتکار»
این فیلم با ترکیب هوشمندانه عشق، فریب، تعلیق و پیچشهای داستانی، اثری خلق میکند که در بسیاری از جنبهها از نمونههای مشابه هالیوودی جذابتر و خلاقانهتر است.
داستان در کره دهه ۱۹۳۰ و دوران اشغال ژاپن میگذرد و سوکهی، با بازی کیم تهری، را دنبال میکند که بهعنوان خدمتکار وارد خانه هیدکو، وارثی ثروتمند با بازی کیم مینهی، میشود. در واقع آنچه ابتدا یک نقشه ساده برای فریب به نظر میرسد، به رابطهای پیچیده میان عشق، قدرت و خیانت تبدیل میشود.
داستان از زاویه دید شخصیتهای مختلف بازتعریف میشود و هر بار اطلاعات تازهای ارائه میکند. این روش باعث میشود مخاطب حتی درباره اتفاقاتی که پیشتر دیده، دوباره فکر کند.
در کنار فیلمبرداری چشمگیر، طراحی صحنه دقیق و بازیهای قدرتمند، این ساختار روایی «خدمتکار» را به تریلری متفاوت تبدیل کرده است. فیلم نهتنها از بسیاری از تریلرهای هالیوودی سرگرمکنندهتر است، بلکه در روایت و جسارت بصری نیز میتواند از شماری از آثار جریان اصلی هالیوود بهتر عمل کند.
فیلم سینمایی «پیرپسر»
این فیلم تنها یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینمای کره جنوبی نیست؛ اثری است که نشان میدهد یک تریلر آسیایی چگونه میتواند از بسیاری از آثار پرهزینه هالیوودی تأثیرگذارتر باشد.wikipedia+1
داستان درباره اوه دائهسو، مردی معمولی، است که بدون هیچ توضیحی ربوده میشود و ۱۵ سال در اتاقی حبس میماند. آزادی ناگهانی او آغاز سفری خونین برای کشف حقیقت و انتقام است.
قدرت «پیرپسر» در این است که برخلاف بسیاری از فیلمهای هالیوودی در ژانر انتقام، به دنبال قهرمانسازی ساده و پایانبندی قابل پیشبینی نیست. در واقع از آن فیلمهایی است که بعد از تماشایش نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
فیلم نهتنها از نظر اجرا و روایت، بلکه در جسارت موضوع و پایان تکاندهندهاش، نشان میدهد سینمای کره جنوبی گاهی میتواند کاری کند که سینمای جریان اصلی هالیوود کمتر حاضر به انجام آن است: تماشاگر را واقعاً غافلگیر کند و او را با یک تجربه تلخ و فراموشنشدنی تنها بگذارد.
فیلم سینمایی «خاطرات قتل»
داستان در دهه ۱۹۸۰ و در شهری کوچک رخ میدهد؛ جایی که چند زن به شکلی مشابه به قتل میرسند و دو کارآگاه با روشهایی کاملاً متفاوت مأمور حل پرونده میشوند. پارک دومان، پلیس محلی، بیشتر به غریزه و حدس متکی است، در حالی که سو تهیون تلاش میکند با منطق و شواهد قاتل را پیدا کند.
فیلم در کنار تعلیق، طنز سیاه و نقد اجتماعی را وارد داستان میکند. همین ترکیب باعث میشود «خاطرات قتل» صرفاً درباره یک قاتل ناشناس نباشد.
سونگ کانگهو و کیم سانگکیونگ هر دو بازیهایی بهیادماندنی ارائه میدهند و فضای بارانی، تاریک و روستایی فیلم بر اضطراب داستان میافزاید. «خاطرات قتل» برخلاف بسیاری از تریلرهای هالیوودی، پاسخ قطعی و پایانی آرامشبخش ارائه نمیدهد.
فیلم با یک پرسش باقی میماند؛ پرسشی که حتی سالها بعد هم تماشاگر را رها نمیکند.
فیلم سینمایی «دو خواهر»
این فیلم یکی از شاخصترین آثار وحشت روانشناختی کره جنوبی است؛ چرا که به جای تکیه بر ترساندنهای لحظهای، وحشت را از دل روان شخصیتها بیرون میکشد.
بازگشت دو خواهر به خانه و رویارویی آنها با نامادری، آغاز مجموعهای از اتفاقات مرموز است که مرز میان واقعیت، خاطره و توهم را از بین میبرد.
نقطه قوت فیلم، پیوند وحشت با مفاهیمی مانند تروما، فقدان و احساس گناه است. «داستان دو خواهر» در مقایسه با بسیاری از آثار ترسناک هالیوودی نشان میدهد وحشت لزوماً به جلوههای ویژه پرهزینه وابسته نیست و میتواند از یک داستان شخصی و روانشناختی شکل بگیرد.
همین ظرافت روایی و اتمسفرسازی، آن را به اثری متمایزتر از بسیاری از محصولات هالیوودی جریان اصلی تبدیل میکند.
فیلم سینمایی «میزبان»
این فیلم قواعد سینمای هیولایی را با طنز سیاه، درام خانوادگی و نقد اجتماعی ترکیب میکند. قصه با ظهور موجودی جهشیافته در رودخانه هان آغاز میشود؛ اما خیلی زود روشن میشود که هیولای واقعی فقط موجودی نیست که قربانیانش را میبلعد.
نقطه قوت فیلم در شخصیتپردازی خانوادهای نامتعارف است که برای نجات دختر خردسال یکی از اعضای خانواده، وارد نبردی شخصی و خطرناک میشوند.
«میزبان» در عین سرگرمکننده بودن، فیلمی سیاسی و اجتماعی است و همچنین نشان میدهد که چگونه یک اثر هم میتواند تماشاگر را سرگرم کند و هم او را به فکر فرو ببرد.
فیلم سینمایی «تعقیب کننده»
این فیلم داستان یک کارآگاه سابق را دنبال میکند که پس از ناپدید شدن چند زن، به ارتباط میان این پروندهها و یک قاتل زنجیرهای مشکوک میشود. نقطه قوت فیلم، تعلیقی است که نه از غافلگیریهای ارزان، بلکه از حس دائمی درماندگی و نزدیک بودن خطر شکل میگیرد.
نا هونگجین با ریتمی تهاجمی و فضاسازی سرد، تصویری تاریک از شهری ارائه میدهد که در آن قانون اغلب یک قدم از جنایت عقبتر است. کیم یونسوک و ها جونگوو نیز در دو نقش اصلی، تنش فیلم را تا مرز فروپاشی پیش میبرند.
«تعقیبکننده» در نهایت بیش از یک فیلم قاتل زنجیرهای، نقدی تلخ بر ناکارآمدی سیستم و بیتفاوتی انسانی است.
فیلم سینمایی «قطار بوسان»
این فیلم با بازی گونگ یو یکی از موفقترین فیلمهای زامبی سینمای کره جنوبی است؛ اثری که پس از اکران در سال ۲۰۱۶، بهسرعت فراتر از مرزهای کره جنوبی دیده شد و در سینمای جهان سر و صدای زیادی به پا کرد.
فیلم با تکیه بر یک موقعیت ساده، یعنی سفر با قطار، کابوسی نفسگیر از شیوع یک ویروس مرگبار میسازد. «قطار بوسان» داستان پدری را دنبال میکند که همراه دخترش راهی بوسان میشود، اما حمله زامبیها قطار را به میدان نبردی برای بقا تبدیل میکند.
نقطه قوت «قطار بوسان» فقط در هیجان و صحنههای اکشن خلاصه نمیشود؛ چرا که همزمان درباره ترس، خودخواهی و فداکاری انسانهاست.
موفقیت جهانی فیلم نشان داد سینمای کره جنوبی میتواند بدون تکیه بر فرمولهای هالیوودی، مخاطبان بینالمللی را جذب کند. ترکیب ریتم تند، شخصیتپردازی و بار احساسی، «قطار بوسان» را به یکی از شناختهشدهترین فیلمهای زامبی قرن بیستویکم تبدیل کرده است.
فیلم سینمایی «انگل»
داستان درباره خانوادهای کمدرآمد است که بهتدریج راه خود را به زندگی یک خانواده ثروتمند باز میکنند؛ اما آنچه ابتدا شبیه یک کمدی درباره فریب و جاهطلبی به نظر میرسد، خیلی زود به روایتی تلخ درباره شکاف طبقاتی تبدیل میشود.
بونگ جونهو با فیلمنامهای دقیق و میزانسنهایی حسابشده، اختلاف طبقاتی را نه در قالب شعار، بلکه از طریق معماری، فضای شهری و فاصله میان آدمها به تصویر میکشد. «انگل» در هر پرده مسیر تازهای پیدا میکند و بدون از دست دادن ریتم، تماشاگر را غافلگیر نگه میدارد.
این اثر با دریافت نخل طلای کن و چهار اسکار، از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم بینالمللی، تاریخساز شد.
فیلم سینمایی «سوختن»
جونگسو، جوانی منزوی و بیهدف، پس از دیدار دوباره با هائهمی، دختری از گذشتهاش، وارد رابطهای عجیب با مردی ثروتمند و مرموز به نام بن میشود. اما وقتی هائهمی ناگهان ناپدید میشود، شک و بدگمانی آرامآرام جای واقعیت را میگیرد.
قدرت اصلی فیلم در همین ابهام است؛ چرا که هیچوقت به مخاطب نمیگوید چه چیزی را باید باور کند. لی چانگدونگ از یک داستان جنایی ظاهری، تصویری تلخ از شکاف طبقاتی، تنهایی و خشم فروخورده جوانان میسازد.
بازی یو آهاین، جون جونگسو و استیون ین نیز این فضای مرموز را کامل میکند. «سوختن» تریلری معمولی نیست؛ اثری که پایانش تازه آغاز بحث درباره آن است؛ چرا که تماشاگر را با یک معمای ساده وارد داستان میکند و در نهایت او را با دهها سؤال بیپاسخ رها میکند.
فیلم سینمایی «هیچ راه دیگری نیست»
![]()
این اثر یک بحران روزمره را به جهانی هولناک و غیرقابلپیشبینی تبدیل میکند. فیلم داستان یو مانسو، کارمند باتجربهای را دنبال میکند که پس از اخراج، برای یافتن شغل جدید وارد رقابتی میشود که بهتدریج شکل یک نبرد مرگبار به خود میگیرد.
لی بیونگهان در نقش مردی که زیر فشار اقتصادی و ترس از سقوط، آرامآرام مرزهای اخلاقی خود را کنار میزند، حضوری قدرتمند دارد.
پارک چانووک، بحران اشتغال و ناامنی اقتصادی را با طنزی سیاه، خشونتی کنترلشده و سبک بصری دقیق خود به تصویر میکشد. در اینجا قتل صرفاً یک عنصر داستانی نیست؛ استعارهای از سیستمی است که افراد را برای بقا مقابل یکدیگر قرار میدهد.
«هیچ راه دیگری نیست» در نهایت فیلمی گزنده درباره سرمایهداری، طبقه متوسط و ترس از بیمصرف شدن است؛ اثری که پشت کمدی سیاهش، اضطرابی کاملاً معاصر را پنهان کرده است.