ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۱۲۸۶

جنگ ایران و تقویت روایت جهان چندقطبی پکن

برنده خاموش جنگ ایران و آمریکا

برنده خاموش جنگ ایران و آمریکا

جنگ ایران برای چین از یک تهدید اولیه به فرصتی دیپلماتیک و روایی تبدیل شد. پکن با محکومیت حملات، ادامه خرید نفت ایران، حفظ تماس با واشنگتن و کشورهای خلیج فارس و پرهیز از ورود مستقیم، خود را بازیگری محتاط و مسئول نشان داد. تحلیلگران چینی این جنگ را نشانه فرسایش قدرت آمریکا و احتمال «لحظه سوئز» واشنگتن می‌دانند؛ هرچند تأکید دارند چین برای تثبیت نقش جهانی خود باید راه‌حل‌های عملی ارائه کند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو – سیمونه مک‌کارتی، خبرنگار بخش بین‌الملل شبکه سی‌ان‌ان

به گزارش فرارو به نقل از شبکه سی‌ان‌ان؛ وقتی حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در پایان فوریه (اوایل اسفند) آغاز شد، پکن با یک پیش‌بینی نگران‌کننده روبه‌رو شد. این سناریو، احتمال سقوط یکی دیگر از دولت‌های همسو با چین بود؛ شبیه اتفاقی که چند هفته قبل در ونزوئلا افتاده بود. 

اما حالا با گذشت چهار ماه، شرایط کاملاً تغییر کرده است. آمریکا و ایران بعد از هفته‌ها مذاکره به یک توافق موقت رسیده‌اند. حکومت تهران همچنان پابرجاست و این درگیری بیشتر از اینکه قدرت آمریکا را نشان دهد، ضعف‌ها و محدودیت‌های واشنگتن را به دنیا ثابت کرده است. این جنگ نشان داد که آمریکا دیگر قدرت مطلق نیست و توانایی‌هایش محدود شده است.

در این شرایط، چین سعی کرد از این بحران به نفع خودش استفاده کند تا جایگاه سیاسی‌اش را در جهان بالاتر ببرد. پکن میزبان رهبران کشورهای دیگر شد و خودش را به‌عنوان حامی صلح معرفی کرد. با این کار، چین نشان داد که می‌خواهد نقش فعال‌تری در خاورمیانه داشته باشد.

از طرف دیگر، اقتصاد چین بهتر از خیلی کشورها توانست در برابر مشکلات نفتی ناشی از جنگ مقاومت کند. ذخایر استراتژیک نفت، پیشرفت در فناوری‌های سبز و استفاده گسترده از خودروهای برقی، به چین کمک کرد تا فشار این بحران را به‌خوبی و با کمترین آسیب مدیریت کند.

وزارت خارجه چین از توافق میان آمریکا و ایران استقبال کرده است. این وزارتخانه اعلام کرده که آماده است برای بازگرداندن آرامش به خاورمیانه، نقش مهمی بازی کند. اگرچه پکن به‌طور رسمی نگفته که در این توافق نقش مستقیم داشته، اما روی تلاش‌های سیاسی خود مثل طرح صلح چهار ماده‌ای «شی جین‌پینگ»، رئیس‌جمهور چین، تأکید کرده است.

به این ترتیب، جنگی که در ابتدا به نظر می‌رسید یک تهدید بزرگ برای شرکای منطقه‌ای چین باشد، حالا به فرصتی عالی برای نمایش قدرت دیپلماسی و اقتصاد قوی این کشور تبدیل شده است.

تعریف غافلگیرکننده ترامپ

دونالد ترامپ در نشست گروه هفت (G7)، برخلاف همیشه که از چین انتقاد می‌کرد، از شی جین‌پینگ تشکر کرد. او گفت که چین در طول درگیری با ایران، کاملاً بی‌طرف مانده است. ترامپ به‌طور ویژه از این موضوع تعریف کرد که چین از قدرت دریایی خودش برای شکستن محاصره بنادر ایران استفاده نکرده است.

در ادامه، رئیس‌جمهور آمریکا ادعای جالب‌تری هم مطرح کرد. او گفت که رهبر چین در حل این بحران نقش بسیار مثبتی داشته و احتمالاً در رسیدن به توافق نهایی هم کمک بزرگی کرده است.

در طول این درگیری‌ها، چین یک سیاست بسیار محتاطانه و هوشمندانه را پیش گرفت. از یک طرف، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرد و به خرید نفت از ایران ادامه داد؛ از طرف دیگر، ارتباطش را با همه کشورهای مهم در این بحران حفظ کرد و مراقب بود تا خودش مستقیماً وارد دعوا نشود.

پکن در ماه‌های گذشته به یکی از اصلی‌ترین مراکز گفت‌وگوهای سیاسی تبدیل شده بود. سفر مقامات عالی‌رتبه آمریکا، ایران و پاکستان به چین، نشان می‌دهد که این کشور چقدر تلاش کرده تا جایگاه مهم خود را در تحولات سیاسی حفظ کند.

با اینکه تهران در ابتدا دوست داشت چین نقش ضامن اجرای توافق را بر عهده بگیرد، اما پکن زیر بار این مسئولیت رسمی و پرهزینه نرفت. چین ترجیح داد فقط یک بازیگر تأثیرگذار باقی بماند، اما هیچ تعهد اضافه‌ای ندهد. در همین رابطه، وانگ یی، وزیر خارجه چین، در تماس تلفنی با عباس عراقچی روی مدیریت درست تنگه هرمز تأکید کرد. او خواستار این شد که همه طرف‌ها به تعهداتشان عمل کنند و اعلام کرد که وارد مرحله جدیدی از صلح شده‌ایم.

هنوز دقیقاً معلوم نیست که چین چقدر در پشت پرده این مذاکرات نقش داشته است. اما برای پکن، مهم‌ترین چیز این است که چهره متفاوتی از خودش به دنیا نشان دهد؛ چهره کشوری که در روزهای جنگ دیگران، نقش یک میانجی صلح‌طلب را بازی می‌کند. حتی اگر سهم واقعی چین در این توافق مشخص نباشد، این کشور توانست از فضای جنگ استفاده کند تا اعتبار دیپلماتیک خود را بالا ببرد.

تنگه هرمز و افول آمریکا

حالا که مرحله جدید مذاکرات بین آمریکا و ایران شروع شده، سؤال اصلی این است: آمریکا از جنگی که این‌قدر برای دنیا هزینه داشت، چه سودی برد؟ این سؤال فقط در کشورهای غربی مطرح نیست؛ بلکه تحلیلگران چینی هم معتقدند این موضوع نشان‌دهنده ضعیف شدن جایگاه آمریکا در جهان است.

مخالفت با دنیایی که آمریکا رهبر آن باشد، همیشه یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی چین بوده است. به همین دلیل، درگیری ایران بهانه‌ای شد تا چینی‌ها درباره کاهش قدرت واقعی واشنگتن بحث کنند.

بعضی از کارشناسان چینی، این بحران را با واقعه تاریخی «بحران سوئز» مقایسه می‌کنند. در آن زمان، بریتانیا کنترل کانال سوئز را از دست داد و این اتفاق نشانه پایان امپراتوری بریتانیا و شروع قدرت آمریکا بود. حالا این سؤال پیش آمده که آیا «تنگه هرمز» هم می‌تواند همان بلایی را سر آمریکا بیاورد که «سوئز» سر بریتانیا آورد؟

سون دگانگ، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه فودان، در یادداشتی نوشت که قدرت نظامی آمریکا در این درگیری اصلاً آن‌طور که خودشان فکر می‌کردند، قاطع و اثرگذار نبود. او تأکید کرد که متحدان اصلی آمریکا هم از این جنگ حمایت نکردند و این یعنی اتحادهای تحت رهبری واشنگتن در حال شکاف و فروپاشی است.

در چین برخی پا را فراتر گذاشته و معتقدند که پکن برنده واقعی این بحران بوده است. هو شی‌جین، تحلیلگر سیاسی چینی، می‌گوید چین اصلاً دوست ندارد خودش را پیروز یک جنگ دوردست در خاورمیانه بداند؛ اما این درگیری باعث شد نگاه دنیا به پکن عوض شود. مقاومت عالی اقتصاد چین در برابر بحران نفت، در مقایسه با رفتارهای جنگ‌طلبانه آمریکا، باعث شد چهره باثبات پکن بیشتر به چشم بیاید.

از نظر کارشناسان چینی، پیامدهای این جنگ فقط محدود به خاورمیانه نیست. آن‌ها می‌گویند آمریکا با کمبود تسلیحات روبه‌رو شده و نتوانسته یک اتحاد جهانی گسترده علیه ایران بسازد. این موضوع قدرت تهدیدآمیز آمریکا در برابر چین (مخصوصاً بر سر مسئله تایوان) را هم ضعیف کرده است.

حالا یک سؤال مهم برای پکن مطرح است: وقتی آمریکا نتوانست متحدانش را علیه ایران جمع کند، چطور می‌خواهد اروپایی‌ها را راضی کند تا بر سر منافع واشنگتن با چین وارد درگیری شوند؟

فرصت‌سازی از ضعف واشنگتن

هنوز معلوم نیست چین دقیقاً می‌خواهد در برابر این تصویر ضعیف‌شده از آمریکا چه واکنشی نشان دهد. پکن سال‌هاست که می‌گوید دنیا نباید فقط یک ابرقدرت داشته باشد. این جنگ جدید هم می‌تواند بهانه خوبی باشد تا چین ثابت کند دوران تسلط آمریکا و اتحادهای نظامی آن به پایان رسیده است.

با این حال، رفتار چین نشان داد که این کشور بیشتر از آنکه بخواهد خودش را درگیر حل بحران کند، مراقب منافع خودش است. چین از یک طرف در حرف و سیاست از ایران حمایت کرد، اما از طرف دیگر مراقب بود تا خیلی تند از آمریکا انتقاد نکند و روابطش را با کشورهای عربی خلیج فارس هم حفظ کرد.

در همین راستا، پکن دیدارها و تماس‌های زیادی با کشورهای عربی داشت؛  کشورهایی که ادعا می‌شود بعضی از آن‌ها هدف حملات ایران بوده‌اند. همزمان، خیلی‌ها فکر می‌کنند این چین بوده که تهران را راضی کرده تا با واشنگتن گفت‌وگو کند.

با وجود اینکه آمریکا ادعا می‌کند شرکت‌های چینی به ایران سلاح داده‌اند، پکن این موضوع را کاملاً رد می‌کند. در همین حال، چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران باقی ماند و توانست هم‌زمان میزبان دیدار دوستانه‌ای با دونالد ترامپ هم باشد. این رفتار نشان‌دهنده سیاست متوازن و نفوذ بالای دیپلماسی چین است.

با تمام این حرف‌ها، حتی خود چینی‌ها هم می‌دانند که اگر این جنگ آغازی بر پایان قدرت آمریکا باشد، باز هم به این معنی نیست که چین به‌طور خودکار رهبر دنیا می‌شود. مقامات و کارشناسان چینی بارها گفته‌اند که پکن اصلاً نمی‌خواهد مثل آمریکا یک ابرقدرت مداخله‌گر باشد.

سون چنگ‌هاو، پژوهشگر دانشگاه تسینگ‌هوا، در این باره توضیح می‌دهد که با اینکه آمریکا هنوز قوی‌ترین کشور خارجی در خاورمیانه است، اما حفظ این قدرت حالا هزینه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی بسیار سنگین‌تری برای واشنگتن به همراه دارد.

از این زاویه، جنگ اخیر می‌تواند نگاه و ایدئولوژی چین را برای خیلی از کشورها جذاب‌تر کند؛ ایدئولوژی‌ای که بر استقلال کشورها، دخالت نکردن در امور دیگران و تأمین امنیت از طریق توسعه اقتصادی تأکید دارد. اما اعتبار چین فقط با انتقاد از آمریکا ساخته نمی‌شود. پکن باید در عمل نشان دهد که می‌تواند با دیپلماسی مشکلات را حل کند، ثبات بازار انرژی را نگه دارد و جلوی تنش‌ها را در منطقه بگیرد.

تبلیغات
نویسنده : سیمونه مک کارتی
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات