پیشبینی اینشتین از جنگ جهانی بعدی
آلبرت اینشتین، یکی از برجستهترین دانشمندان قرن بیستم، در طول زندگی خود نگاه پیچیده و در عین حال متغیری به مسئله جنگ و صلح داشت.
هشدار مشهور آلبرت اینشتین درباره جنگهای آینده، سالهاست به عنوان یکی از تلخترین پیشبینیها درباره سرنوشت بشر مطرح میشود. این فیزیکدان نامدار معتقد بود جنگی هستهای در مقیاسی گسترده میتواند تمدن انسانی را تا مرز نابودی پیش ببرد؛ تا جایی که بازماندگان آن شاید برای جنگیدن دوباره به ابتداییترین ابزارها، یعنی چوب و سنگ، روی بیاورند.
به گزارش فرارو، آلبرت اینشتین، یکی از برجستهترین دانشمندان قرن بیستم، در طول زندگی خود نگاه پیچیده و در عین حال متغیری به مسئله جنگ و صلح داشت. او که در سالهای جنگ جهانی دوم در هشدار درباره احتمال دستیابی آلمان نازی به سلاح هستهای نقش مهمی ایفا کرد، پس از پایان جنگ به یکی از منتقدان جدی گسترش تسلیحات اتمی و رقابت هستهای میان قدرتهای بزرگ تبدیل شد.
![]()
با گذشت دههها از مرگ اینشتین، دیدگاههای او درباره آینده جنگ، بهویژه سرنوشت احتمالی جنگ جهانی سوم و چهارم، همچنان مورد توجه قرار دارد.
جملهای که به نمادی از ویرانی هستهای تبدیل شد
یکی از مشهورترین جملاتی که به آلبرت اینشتین نسبت داده میشود، چنین است: «نمیدانم جنگ جهانی سوم با چه سلاحهایی انجام خواهد شد، اما جنگ جهانی چهارم با چوب و سنگ خواهد بود.»
این جمله در واقع تصویری هولناک از پیامدهای احتمالی یک جنگ هستهای گسترده ارائه میکند؛ جنگی که میتواند دستاوردهای تمدن بشری را نابود کند و انسان را به سطحی بسیار ابتدایی از زندگی و فناوری بازگرداند.
این نقلقول به گفتوگویی با آلفرد ورنر در فاصله آوریل تا مه ۱۹۴۹ در نشریه «لیبرال جوداییسم» نسبت داده شده است. با این حال، تصور بازگشت بشر به ابزارهای ابتدایی پس از یک فاجعه اتمی، تنها دیدگاه اینشتین نبود و در سالهای پس از بمباران اتمی هیروشیما در میان بسیاری از چهرههای سیاسی و نظامی مطرح میشد.
ژنرال عمر بردلی نیز در سال ۱۹۴۹، تصویری مشابه ترسیم کرده بود و گفته بود اگر جنگ جهانی سوم رخ دهد، جنگ جهانی چهارم میتواند با کمان و تیر انجام شود. پیش از آن نیز والتر وینشل، روزنامهنگار آمریکایی، در سال ۱۹۴۶ نمونههایی از چنین دیدگاهی را از افراد مختلف نقل کرده بود؛ از جمله افسری که احتمال داده بود جنگ پس از یک درگیری بزرگ، با نیزه انجام شود.
تکرار چنین ایدهای در آن دوران نشان میدهد که نگرانی از نابودی تمدن در پی یک جنگ هستهای، تنها به یک دانشمند یا سیاستمدار محدود نبود و به یکی از مهمترین دغدغههای جهان پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شده بود.
اینشتین چگونه از صلحطلبی به نگرانی درباره تهدید نازیها رسید؟
جنگ و پیامدهای آن، بخش مهمی از زندگی و اندیشههای آلبرت اینشتین را شکل داد. او در آغاز جنگ جهانی اول، اروپا را گرفتار نوعی جنون توصیف کرد و از سقوط انسان به ورطه خشونت و جنگ ابراز نگرانی داشت.
اینشتین در همان دوران به جنبشهای ضد جنگ پیوست و بیانیه اینشتین ـ نیکولای را امضا کرد؛ بیانیهای که از شور میهنپرستانه و جنگطلبی رایج در اروپا انتقاد میکرد. او در سالهای پس از جنگ نیز به عنوان یکی از چهرههای برجسته صلحطلب و طرفدار همکاری بینالمللی شناخته میشد و بر ضرورت توافق میان ملتها تأکید داشت.
اما با قدرت گرفتن نازیها در آلمان، دیدگاه او با پیچیدگیهای تازهای روبهرو شد. اینشتین که همچنان خود را مخالف جنگ میدانست، در برابر تهدید آلمان نازی از دفاع اروپا حمایت کرد و خطر قدرت گرفتن این رژیم را جدی گرفت.
نامهای که مسیر پروژه منهتن را تغییر داد
یکی از مهمترین فصلهای زندگی سیاسی و علمی اینشتین به سال ۱۹۳۹ بازمیگردد. او در آستانه ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم، در نامهای به فرانکلین روزولت درباره احتمال تلاش آلمان برای ساخت سلاح هستهای هشدار داد.
این نامه در نهایت به تصمیم آمریکا برای پیگیری گسترده تحقیقات هستهای و شکلگیری پروژه منهتن کمک کرد؛ پروژهای که به ساخت نخستین بمب اتمی منجر شد.
با این حال، استفاده از بمب اتمی ویرانیهای ناشی از آن، نگاه اینشتین به آینده سلاحهای هستهای را بیش از پیش تغییر داد. او در سالهای بعد از جنگ، به یکی از مخالفان جدی مسابقه تسلیحاتی تبدیل شد و گسترش زرادخانههای اتمی را تهدیدی مستقیم برای آینده تمدن بشری میدانست.
«بدترین اشتباه زندگیام»
اینشتین بعدها از نامه خود به روزولت با عنوان یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیاش یاد کرد. او تا زمان مرگ در سال ۱۹۵۵، تلاش کرد افکار عمومی و سیاستمداران را نسبت به خطر جنگ هستهای آگاه کند.
این دانشمند برجسته معتقد بود امنیت پایدار تنها زمانی امکانپذیر خواهد بود که روابط میان ملتها بر پایه قانون و همکاری بینالمللی شکل بگیرد. از نگاه او، وجود کشورهای مستقل و مسلح، بدون وجود سازوکاری فراگیر برای حل اختلافات، همواره میتواند زمینهساز جنگی تازه باشد.
اینشتین همچنین در فعالیتهای ضد هستهای حضور داشت و ریاست کمیته اضطراری دانشمندان اتمی را بر عهده گرفت؛ نهادی که هدف آن افزایش آگاهی عمومی درباره خطرات سلاحهای هستهای و جلوگیری از وقوع یک جنگ اتمی بود.
تصویری از اینشتین در فیلم «اوپنهایمر»
فیلم «اوپنهایمر» ساخته سال ۲۰۲۳ نیز بار دیگر توجه عمومی را به نقش دانشمندان در عصر سلاحهای هستهای جلب کرد. در این فیلم، آلبرت اینشتین به عنوان شخصیتی تأثیرگذار در زندگی و تصمیمات جی. رابرت اوپنهایمر به تصویر کشیده میشود.
فیلم تلاش میکند نگرانی عمیق دانشمندان از پیامدهای ساخت بمب اتمی و احتمال گسترش آن را نشان دهد. هرچند همه گفتوگوها و تعاملات به تصویر کشیدهشده میان اینشتین و اوپنهایمر لزوماً بازتاب دقیق رویدادهای تاریخی نیست، اما نگرانی اصلی اینشتین درباره قدرت ویرانگر تسلیحات هستهای، یکی از محورهای مهم این روایت محسوب میشود.
هشداری که همچنان تازه به نظر میرسد
امروز و با وجود گذشت دههها از دوران آلبرت اینشتین، جهان همچنان با مسئله گسترش تسلیحات پیشرفته و خطر درگیریهای هستهای روبهرو است. شاید به همین دلیل است که جمله مشهور او درباره جنگ جهانی چهارم همچنان در حافظه عمومی باقی مانده است.
هشدار اینشتین بیش از آنکه پیشبینی دقیقی درباره نوع سلاحهای یک جنگ آینده باشد، تصویری از یک احتمال هولناک است: اینکه پیشرفت علمی و فناوری، اگر در خدمت ویرانگری قرار گیرد، ممکن است نهتنها تمدن را پیش نبرد، بلکه انسان را از دستاوردهای چند هزار ساله خود نیز محروم کند.