روایت نیویورکتایمز از سردرگمی و تقلای ترامپ برای حفظ آبرو پیش از انتخابات
برخی از کارشناسان سیاست خارجی رفتار متناقض ترامپ را نشانهای از محدود شدن گزینههای پیش روی او و فقدان یک راهبرد منسجم برای مواجهه با ایران ارزیابی میکنند.
یک روزنامه آمریکایی در تحلیلی، تصویری از دولت دونالد ترامپ ترسیم کرده است که در چرخهای تکراری و فرسایشی گرفتار شده؛ چرخهای که در آن، واشنگتن از یکسو بر تهدید نظامی و فشار اقتصادی تأکید میکند و از سوی دیگر، در یافتن راهی مؤثر برای دستیابی به اهداف خود در قبال ایران با دشواری مواجه است.
به گزارش فرارو به نقل از نیویورکتایمز، این روزنامه با اشاره به تحولات اخیر و درگیریهای نظامی در تنگه هرمز، تأکید میکند که ایران حتی در شرایط فشار و محدودیت نیز توانسته ظرفیت خود برای ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی و تحمیل هزینه به رقبای خود را به نمایش بگذارد.
از تهدید به حمله تا دعوت به قیام
در پی جدیدترین دور درگیریها در تنگه هرمز، ترامپ بار دیگر به گزینهای متوسل شد که پیشتر نیز نتیجه ملموسی برای او به همراه نداشته است: دعوت مردم ایران به قیام علیه جمهوری اسلامی.
این همان رویکردی است که ترامپ حدود شش ماه پیش نیز مطرح کرده بود؛ رویکردی که با گذشت زمان، خود او اذعان کرد تحقق آن بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکرد.
ترامپ در فاصلهای کوتاه، از تهدید به حملهای سخن گفت که به ادعای او پس از آن «دیگر چیزی از جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند»، اما چند ساعت بعد موضع خود را تغییر داد و در یک نظرسنجی در پلتفرم شخصیاش، از مخاطبان پرسید آیا باید نام تنگه راهبردی هرمز به «تنگه ترامپ» تغییر کند.
تغییر لحن؛ از تهدید و تمسخر تا فخرفروشی
این تغییر سریع مواضع، از تهدید نظامی به تمسخر و سپس فخرفروشی، از نگاه کارشناسان سیاست خارجی دور نمانده است. برخی از آنان این رفتار را نشانهای از محدود شدن گزینههای پیش روی دولت ترامپ و فقدان یک راهبرد منسجم برای مواجهه با ایران ارزیابی میکنند.
«متیو بارتلت»، استراتژیست جمهوریخواه و مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا، وضعیت کنونی را «تکاندهنده» توصیف کرده است.
او با انتقاد از رویکرد دولت ترامپ گفت استراتژی رئیسجمهور آمریکا، چه در سطح ادبیات و چه در سطح عملیات نظامی، تکراری و غیرقابلقبول شده و نبود یک طرح روشن برای رویارویی، دستیابی به پیروزی یا حتی خروج از وضعیت موجود، بهوضوح قابل مشاهده است.
بازگشت به نقطه اول
بارتلت همچنین بازگشت ترامپ به ترغیب مردم ایران برای مخالفت با دولتشان را نشانه دیگری از محدود شدن گزینههای واشنگتن دانست؛ بهویژه آنکه ترامپ پیشتر خود به دشواری تحقق چنین هدفی اذعان کرده بود.
از این منظر، تکرار همان درخواست قدیمی نه یک ابتکار تازه، بلکه بازگشت به نقطهای است که دولت آمریکا پیشتر نیز در آن قرار داشته و نتوانسته از آن فراتر برود.
یکی از پژوهشگران «مؤسسه کوئینسی» و استادیار دانشگاه جورجتاون نیز با اشاره به پیامهای ترامپ در شبکههای اجتماعی تأکید کرده است که این مواضع را نمیتوان لزوماً بخشی از یک استراتژی واقعی دانست؛ بلکه به اعتقاد او، این پیامها بیشتر تلاشی برای حفظ آبرو و نمایش قدرت در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا هستند.
فشار اقتصادی آمریکا در برابر موانع خارجی
در کنار گزینه نظامی، تلاش واشنگتن برای تشدید فشار اقتصادی علیه ایران نیز با موانع جدی روبهرو شده است.
چین همچنان به خرید نفت از ایران ادامه میدهد و در عین حال، دسترسی تهران به بخشی از مواد خام، کالاها و فناوریهای مورد نیاز برای حفظ فعالیتهای اقتصادی و تقویت توانمندیهای دفاعی را تسهیل میکند.
از سوی دیگر، روسیه نیز موضعی صریح در قبال تهران اتخاذ کرده است. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، اعلام کرده که مسکو به حمایت از ایران و دفاع از منافع ملی این کشور ادامه خواهد داد.
ایران؛ بازیگری که هزینه فشار را به اقتصاد جهانی منتقل میکند
مجموع این تحولات نشان میدهد که سیاست فشار حداکثری آمریکا با محیطی بسیار پیچیدهتر از گذشته مواجه است؛ محیطی که در آن واشنگتن نمیتواند بهسادگی فشار اقتصادی را به انزوای کامل ایران تبدیل کند.
تنگه هرمز نیز در این میان به یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیری اقتصاد جهانی تبدیل شده است. توان ایران برای اثرگذاری بر جریان انرژی و تجارت در این مسیر راهبردی، به این معناست که هرگونه تشدید تنش میتواند هزینههایی فراتر از مرزهای ایران و آمریکا ایجاد کند.
از همین رو، آنچه این رسانه آمریکایی از آن بهعنوان چرخهای تکراری در سیاست دولت ترامپ یاد میکند، صرفاً مسئله تغییر لحن رئیسجمهور آمریکا نیست؛ بلکه پرسش بزرگتر این است که آیا واشنگتن اساساً راهبردی روشن برای پایان دادن به این تقابل در اختیار دارد یا بار دیگر میان تهدید نظامی، فشار اقتصادی و امید به تغییر سیاسی در ایران سرگردان مانده است.