ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۴۵۴۵

ورزش و سیاست؛ پیامدهای پنهان حضور دونالد ترامپ در مراسم فینال جام جهانی و جشن اهدای جام

ورزش و سیاست؛ پیامدهای پنهان حضور دونالد ترامپ در مراسم فینال جام جهانی و جشن اهدای جام

این تصور که ورزش و سیاست دیگر رابطه دو طرفه ندارند، کاملاً پوچ و بیهوده است. تا زمانی که ورزش یکی از محبوب‌ترین تفریحات در جهان است، دولت‌ها برای پیشبرد اهداف و سیاست‌های خود از آن در بیشترین سطح ممکن استفاده می‌کنند.

ورزش‌ها همیشه مورد توجه مردم بوده‌اند و سالانه درآمدزایی‌های زیادی برای باشگاه‌های ورزشی و کشورها دارند. بیشتر مردم جهان سالانه بودجه زیادی را به ورزش‌ها اختصاص می‌دهند؛ از تهیه بلیط برای تماشای زنده ورزش‌ها تا عضویت در باشگاه‌های مورد علاقه خود و حمایت مالی آنها. با این حال ورزش نیز از جمله مسائلی است که سیاست در آن دخیل بوده و با سیاست رابطه دو طرفه دارند، به گونه‌ای که هم سیاست بر ورزش و هم ورزش بر سیاست تاثیر می‌گذارد. رشته‌های مختلف ورزشی به میزان محبوبیت خود در فرهنگ‌ها و مناطق مختلف جهان بر سیاست ملی، منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای تاثیر می‌گذارد یا از آن تاثیر می‌پذیرد.

 

با این حال تاثیر این دو رشته بر روی یکدیگر همیشه به شکل مردم_دولت نبوده. گاهی این رابطه به صلح و یا جنگ دو کشور انجام میده و یا گاهی به شکل جنگ نرم و پنهان بوده است؛ مانند المپیک سال ۱۹۸۰ مسکو که آمریکا به دلیل دخالت نظامی شوروی در افغانستان، آن المپیک را تحریم کرد و از متحدانش خواست آنان نیز المپیک مسکو را تحریم کنند که در حدود ۴۵ تا ۵۰ کشور این المپیک را تحریم کردند. البته این تحریم بی پاسخ نماند و چهار سال بعد شوروی نیز المپیک سال ۱۹۸۴ لس‌آنجلس را تحریم کرد و کشورهای بلوک شرقی را نیز به تحریم المپیک لس‌آنجلس دعوت کرد.

 

اما سیاست همیشه بر ورزش تاثیر منفی نداشته و گاهی به منظور کاهش تنش از آن استفاده شده. مانند بازی فوتبال سال ۱۹۹۸ میان ایران و آمریکا که در آن مسابقه برخی حرکات نمادین مانند اهدای دسته گل از سوی کاپیتان تیم ملی ایران به کاپیتان تیم فوتبال آمریکا،جنبه دیپلماتیک آن را چند برابر کرد. زیرا این دو کشور پس از وقوع انقلاب ۱۹۷۹، روابطی همواره خصمانه با یکدیگر داشتند. نمونه دیگر نقش دیدیه دروگبا، ستاره آفریقایی تیم فوتبال چلسی برای پایان دادن به جنگ داخلی ساحل عاج پس از درگذشت رئیس‌جمهور این کشور و ورود به دوره‌ای از آشوب است.

اما در ورزش فقط تیم‌های باشگاهی یا ملی با سیاست ارتباط ندارند. گاهی این اثرگذاری به سطح یک بازیکن می‌رسد و او شخصا در ارتباط با سیاست قرار می‌گیرد. بسیاری از ستاره‌های ورزشکار به طور مستقیم بر سیاست تأثیر می‌گذارند یا از آن تأثیر می‌پذیرند. دیگو مارادونا، ستاره آرژانتینی، حامی سیاست‌های چپ‌گرایانه و کمونیستی بود و با رهبران جناح چپ‌گرای سیاسی مانند کاسترو دیدارهایی داشت. لیونل مسی نیز دیگر افسانه آرژانتینی بود که با حضور در کاخ سفید و تشویق ترامپ در میانه جنگ ۴۰ روزه،توجه رسانه‌ها و جناح‌های سیاسی را به خود جلب کرد.

فوتبال به عنوان محبوب‌ترین ورزش جهانی، بیشتر از دیگر ورزش‌ها تاثیر سیاسی داشته است. رقابت‌های جام جهانی که به عنوان پرطرفدارترین تورنومنت ورزشی جهان شناخته می‌شود همواره در مرکز توجه بوده است. بسیاری از مسابقاتی که در این تورنومنت برگزار شده جنبه سیاسی داشته است و خود بازیکنان نیز آن مسابقات خاص را فراتر از یک مسابقه فوتبال در تورنومنت جام جهانی می‌پنداشتند. شادی بازیکنان آرژانتین پس از پیروزی مقابل تیم ملی انگلیس با ادعای مالکیت جزایر فالکند توسط آرژانتین، مثال بارز توجهی است که توجه رسانه‌های زیادی را به خود جلب کرد.

با این حال بسیاری از مردم تصور می‌کنند که تأثیر دوجانبه سیاست و ورزش بر یکدیگر تمام شده و در عصر مدرن، سیاست و ورزش بر روی یکدیگر تاثیری ندارند. اما این باور اشتباه است. زیرا تا زمانی که ورزش و در رأس آن فوتبال به یکی از پرطرفدارترین تفریحات جهان تبدیل شده است، سیاست همواره در آن دخیل می‌باشد. آشکارترین نمونه دخالت سیاست در ورزش، مراسم اهدای جام جهانی به تیم ملی اسپانیا است. تیم ملی اسپانیا که در مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ مقام قهرمانی جهان را به دست آورد، در سکوی نخست مسابقات به جشن شادی پرداخت؛ اما نکته عجیب آن،حضور دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده در مراسم اهدای جوایز و جشن قهرمانی بود. این حضور شاید کمی عجیب نشانگر آن است که هنوز سیاست و ورزش بر روی یکدیگر تاثیر می‌گذارند. طبق قوانین فیفا رئیس جمهور یک یا چند کشور میزبان می‌تواند به صورت اختیاری در مراسم اهدای جام شرکت کند، اما الزامی بر حضور آنها در این مراسم نیست. حضور ترامپ در جشن قهرمانی پیامدهای سیاسی را به دنبال داشت.

۱_پیامد اول این حضور، رفع اتهام از خود در جنگ ۴۰ روزه است. جنگ ۴۰ روزه عملیاتی بود که توسط ائتلاف مشترک آمریکایی-اسرائیلی در تاریخ ۹ اسفند بر علیه حکومت جمهوری اسلامی آغاز شد و در آن جنگ رهبر جمهوری اسلامی، شمار زیادی از سران و فرماندهان جمهوری اسلامی و حتی مردم بی‌گناه به شهادت رسیدند. حضور او در این تورنمنت جهانی، به نوعی یکی از راه‌های رفع اتهام از خود است.

۲-پیامد دیگر حضور او در جشن جام‌جهانی به منزله نشان دادن قدرت آمریکا در میزبانی جام‌جهانی است. سیاست‌های دولت ترامپ همواره بر شعار(بزرگ کردن آمریکا) بوده است. با حضور وی در جشن جام جهانی او این مفهوم را منتقل کرد که آمریکا بیش از پیش دارای صلاحیت برای برگزاری مسابقات جام جهانی است.

۳-پیامدهای اقتصادی و گردشگری نیز دستاورد قابل توجه دولت ترامپ در مسابقات جام جهانی است. بسیاری از رسانه‌ها چپ‌گرا و آمریکاستیز، آمریکا را کشوری ضعیف و پر از هرج و مرج نشان می‌دهند. برگزاری مسابقات جام‌جهانی باعث شد که بسیاری از علاقمندان به فوتبال از کشورهای مختلف به آمریکا سفر کنند و متوجه شوند که چیزی که در رسانه‌های ضد غرب نشان می‌دهند با تصویر واقعی آن متفاوت است. همچنین در بخش اقتصادی نیز اقتصاد آمریکا با برگزاری این مسابقات، به طرز چشمگیری رشد داشته است. مردم بسیاری از کشورهایی که ابرشرکت‌ها و برندهای معروف در کشور آنها سرمایه گذاری نمی‌کردند، در ایالات متحده توانستند به طور مستقیم خریدهای مورد نیاز خود را از این برندها انجام دهند. همچنین رشد اقتصادی آمریکا و تزریق بودجه ناشی از میزبانی مسابقات جام جهانی نیز نکته قابل توجهی است. درآمدهایی که آمریکا بابت این موضوع کسب می‌کرد تنها به امور ورزشی محدود نماند، بلکه بسیاری از صنعت‌های دیگر نیز توانستند از این راه کسب درآمد کنند. بسیاری از مراکز تفریحی و مشاغل مرتبط با آن نیز از این جام جهانی سود سرشاری بردند؛ مانند هتل‌ها و رستوران‌ها.

۴-دخالت مستقیم آمریکا در قوانین فیفا نیز یکی دیگر از پیامدهای سیاسی برگزاری مسابقات در آمریکا بود. هنگامی که فولارین بالوگان، مهاجم تیم ملی آمریکا در بازی با بوسنی و هرزگوین اخراج شد، طبق قوانین فیفا باید از بازی مقابل بلژیک محروم می‌شد؛ اما با دخالت مستقیم رئیس جمهور آمریکا و درخواست وی از رئیس فدراسیون فیفا، این محرومیت لغو و تنها به محرومیت مقابل تیم بوسنی و هرزگوین ختم شد. شکایت فدراسیون ورزش بلژیک نیز راه به جایی نبرد و مهاجم آمریکایی به بازی در مقابل تیم ملی بلژیک پرداخت. بسیاری از رسانه‌ها و منتقدان این اقدام ترامپ را دخالت مستقیم وی در ورزش دانستند و با آن به مخالفت پرداختند.

۵-امپریالیسم آمریکایی و سلطه‌گری نمادین. پدرو سانچز نخست‌وزیر اسپانیا جزو اولین کشورهایی بود که حمله آمریکا به ایران را غیر قانونی خواند و اعلام کرد که آمریکا حق استفاده از پایگاه‌های خود در اسپانیا بر علیه ایران را ندارد. همچنین یکی از مهاجمان مسلمان اسپانیا به نام(لامین یامال) که بارها در مراسمات مختلف به شکل آشکار از مردم غزه حمایت کرده نیز با مردم ایران ابراز همدردی کرد. حضور ترامپ در جشن اهدای جام به تیم ملی کشوری که به طور آشکار عدم حمایت سیاسی و نظامی خود از آمریکا را در این جنگ را اعلام کرده،نشانگر نوعی برتری‌جویی و سلطه‌طلبی است.

بنابراین این تصور که ورزش و سیاست دیگر رابطه دو طرفه ندارند، کاملاً پوچ و بیهوده است. تا زمانی که ورزش یکی از محبوب‌ترین تفریحات در جهان است، دولت‌ها برای پیشبرد اهداف و سیاست‌های خود از آن در بیشترین سطح ممکن استفاده می‌کنند. همچنین ستاره‌های ورزشی نیز گاهی خود به چهره‌های سیاسی بدل می‌شوند  یا در رویدادهای سیاسی مهمی شرکت می‌کنند که به دلیل محبوبیت و توجه رسانه‌ای ممکن است جریان زیادی را با خود همراه کنند. اما استفاده ورزش در سیاست تنها به دولت‌ها محدود نمی‌شود، گاهی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی خاص نیز،برای رسیدن به اهداف خودشان از ورزش استفاده می‌کنند. جریان‌های سیاسی و ورزشی همواره بر روی یکدیگر اثرگذار بوده‌اند و این تاثیر همواره تا زمانی که ورزش یکی از محبوب‌ترین تفریحات و سرگرمی‌های مردم جهان باشد، ادامه خواهد داشت.

نویسنده : امیرعباس علیچی
ارسال نظرات
خط داغ