ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۶۰۹۹

علی قنبری در گفتگو با فرارو تحلیل کرد:

فرمول گرانی دلار

فرمول گرانی دلار

یک اقتصاددان معتقد است نباید از بانک مرکزی انتظار داشت که به تنهایی تمام متغیرهای مؤثر بر نرخ ارز را کنترل کند. درآمدهای نفتی، میزان صادرات، هزینه حمل‌ونقل، تحریم‌های مالی، وضعیت تجارت خارجی و شرایط سیاسی کشور در اختیار مستقیم بانک مرکزی نیست و تغییر رئیس بانک مرکزی یا وزیر اقتصاد به تنهایی نمی‌تواند مشکل بازار ارز را حل کند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- بازار ارز در ایران بار دیگر به نقطه‌ای رسیده که قیمت دلار تنها یک عدد روی تابلوی صرافی‌ها نیست، بلکه به شاخصی مهم درباره وضعیت کشور تبدیل شده است. دلار در روزهای اخیر از مرزهای قبلی عبور کرده و در معاملات ۷ مهر ۱۴۰۵ در محدوده حدود ۲۴۴ تا ۲۵۰ هزار تومان قرار گرفته است؛ هم‌زمان یورو نیز به محدوده ۲۷۷ هزار تومان رسیده و بازار طلا و سکه نیز تحت تأثیر همین فضای انتظاری صعودی بوده است.

به گزارش فرارو، پرسش اصلی این است که چرا بازار ارز همچنان در مسیر افزایشی قرار دارد و آیا می‌توان این روند را صرفاً به رفتار دلالان، هیجان بازار یا تصمیم‌های بانک مرکزی نسبت داد؟

علی قنبری، اقتصاددان، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و تحلیلگر سیاست خارجی در گفتگو با فرارو معتقد است پاسخ را باید در رابطه میان عرضه و تقاضای ارز، وضعیت صادرات، درآمدهای نفتی، تورم، کسری‌های مالی و البته شرایط سیاست خارجی جست‌وجو کرد.

مسئله اصلی؛ عرضه ارز با تقاضا همخوان نیست

علی قنبری. علی قنبری درباره علت اصلی افزایش قیمت ارز در کشور گفت: «قیمت ارز مانند هر کالای دیگری تابع عرضه و تقاضاست. زمانی که عرضه یک کالا کاهش پیدا کند و هم‌زمان تقاضا برای آن افزایش یابد، طبیعی است که قیمت بالا برود. در بازار ارز نیز همین منطق وجود دارد، با این تفاوت که ارز برای اقتصاد ایران فقط یک کالا نیست؛ بلکه نهاده تجارت خارجی، واردات، تولید و بخشی از انتظارات تورمی است.»

او ادامه داد: «در شرایط فعلی، سمت عرضه ارز با محدودیت‌های جدی مواجه است. صادرات نفت ایران به دلیل محدودیت‌های ناشی از تحریم و شرایط جنگی و دریایی به شدت تحت فشار قرار گرفته است. گزارش‌های منتشرشده در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد صادرات نفت ایران با کاهش قابل توجهی مواجه شده و دسترسی کشور به درآمدهای حاصل از صادرات نیز دشوارتر شده است.»

وی افزود: «البته کاهش صادرات نفت به معنای آن نیست که درآمد ارزی کشور به طور کامل قطع شده است؛ اما حتی کاهش شدید جریان ورودی ارز نیز برای اقتصادی که وابستگی بالایی به درآمدهای نفتی دارد، می‌تواند تعادل بازار را برهم بزند. در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که چه مقدار ارز در کشور تولید یا حاصل می‌شود؛ مسئله مهم‌تر این است که چه مقدار از این منابع با چه سرعت و هزینه‌ای قابل دسترسی و انتقال به اقتصاد داخلی است.»

بانک مرکزی به تنهایی نمی‌تواند بازار ارز را آرام کند

این اقتصاددان در ادامه با اشاره به شرایط صادرات و واردات کشور گفت: «در طرف دیگر بازار، تقاضا برای ارز همچنان بالاست. واردکنندگان برای تأمین مواد اولیه، ماشین‌آلات و کالاهای واسطه‌ای به ارز نیاز دارند. دولت نیز برای تأمین برخی نیازهای ضروری اقتصادی و وارداتی با تقاضای ارزی مواجه است. در کنار این تقاضای واقعی، تقاضای احتیاطی و سرمایه‌ای نیز وجود دارد.»

قنبری ادامه داد: «وقتی فعال اقتصادی احساس کند ارزش پول ملی ممکن است باز هم کاهش پیدا کند، طبیعی است که بخشی از دارایی خود را به ارز، طلا یا سایر دارایی‌ها تبدیل کند. این رفتار، خود به افزایش تقاضای ارز منجر می‌شود و می‌تواند یک چرخه ایجاد کند؛ کاهش ارزش پول ملی، افزایش تقاضا برای ارز و سپس کاهش بیشتر ارزش پول ملی. بنابراین نمی‌توان مسئله دلار را فقط از دریچه عرضه بانک مرکزی بررسی کرد.»

او تصریح کرد: «اگر انتظارات تورمی و نااطمینانی نسبت به آینده اقتصاد کنترل نشود، حتی تزریق ارز نیز ممکن است تنها اثر کوتاه‌مدت داشته باشد.»

وی با تاکید بر این که نقش بانک مرکزی بسیار مهم است گفت: «نباید از بانک مرکزی انتظار داشت که به تنهایی تمام متغیرهای مؤثر بر نرخ ارز را کنترل کند. بانک مرکزی می‌تواند با سیاست پولی، مدیریت بازار ارز، کنترل نقدینگی و تنظیم نحوه تخصیص منابع ارزی بر بازار اثر بگذارد؛ اما درآمدهای نفتی، میزان صادرات، هزینه حمل‌ونقل، تحریم‌های مالی، وضعیت تجارت خارجی و شرایط سیاسی کشور در اختیار مستقیم بانک مرکزی نیست.»

این تحلیلگر افزود: «تغییر رئیس بانک مرکزی یا وزیر اقتصاد به تنهایی نمی‌تواند مشکل بازار ارز را حل کند. بانک مرکزی باید تلاش کند تقاضای غیرضروری ارز را کاهش دهد، منابع موجود را هدفمند تخصیص دهد و اجازه ندهد کمبود ارز به شکل نامتوازن به کالاهای ضروری، تولید و معیشت مردم منتقل شود. در شرایط محدودیت منابع، اولویت‌بندی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دارو، کالاهای اساسی، مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای تولید باید در اولویت تأمین ارز قرار گیرند و سیاست ارزی نباید به گونه‌ای باشد که منابع محدود کشور صرف تقاضاهای کم‌اهمیت‌تر شود.»

سیاست خارجی مستقیماً روی قیمت دلار اثر می‌گذارد

این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس ضمن تاکید بر اهمیت سیاست خارجی در وضعیت دلار گفت: «نمی‌توان وضعیت بازار ارز را از شرایط سیاست خارجی جدا کرد. در اقتصادی که بخش مهمی از درآمد ارزی آن از صادرات نفت و تجارت خارجی تأمین می‌شود، هرگونه اختلال در صادرات، حمل‌ونقل، دسترسی به منابع مالی یا انتقال پول، مستقیماً بر بازار ارز اثر می‌گذارد.

قنبری گفت: «در روزهای اخیر نیز مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری طرف‌های مختلف ادامه داشته، اما هنوز درباره نتیجه این تلاش‌ها و میزان کاهش تحریم‌ها و محدودیت‌های اقتصادی اطمینان وجود ندارد. بنابراین بازار ارز به اخبار سیاست خارجی بسیار حساس شده است. یک خبر مثبت درباره کاهش تنش می‌تواند انتظارات را تغییر دهد و برعکس، افزایش تنش می‌تواند تقاضای احتیاطی برای ارز را افزایش دهد.»

وی افزود: «یکی از اشتباهات رایج در سیاست‌گذاری ارزی این است که تصور شود می‌توان با کنترل اداری قیمت، مشکل بازار را حل کرد. اگر عرضه ارز کاهش پیدا کرده و تقاضا همچنان بالا باشد، پایین نگه داشتن دستوری نرخ تنها می‌تواند شکاف میان نرخ رسمی و بازار را بیشتر کند. راه‌حل پایدار، افزایش عرضه ارز و مدیریت تقاضاست. دولت باید هم‌زمان برای بازگشت ارز صادراتی، افزایش صادرات غیرنفتی، کاهش هزینه مبادلات خارجی و ایجاد مسیرهای مطمئن‌تر برای ورود منابع ارزی اقدام کند.»

او ادامه داد: «در طرف دیگر نیز باید تقاضای ارز اولویت‌بندی شود تا منابع محدود موجود به سمت نیازهای اساسی و بخش مولد اقتصاد برود. در این میان، کاهش فشارهای خارجی نیز بخشی از سیاست اقتصادی است، نه موضوعی جدا از اقتصاد. وقتی صادرات نفت محدود می‌شود، انتقال پول دشوارتر می‌شود و هزینه حمل‌ونقل و تجارت افزایش پیدا می‌کند، نتیجه آن دیر یا زود در بازار ارز ظاهر خواهد شد.»

آینده دلار به تصمیم‌های فراتر از بانک مرکزی وابسته است

قنبری درخصوص وضعیت دلار و نقش بانک مرکزی تاکید کرد: «واقعیت این است که بازار ارز ایران در شرایط فعلی با یک مشکل تک‌علتی مواجه نیست. تورم، نقدینگی، کسری بودجه، کاهش دسترسی به درآمدهای ارزی، محدودیت صادرات، نااطمینانی سیاسی و افزایش تقاضای احتیاطی همگی در یک نقطه به یکدیگر می‌رسند و آن نقطه، بازار ارز است.بنابراین انتظار اینکه بانک مرکزی به تنهایی بتواند قیمت دلار را برای مدت طولانی کنترل کند، انتظار واقع‌بینانه‌ای نیست.»

این استاد دانشگاه گفت: «بانک مرکزی بخشی از مسئله را در اختیار دارد، اما بخش مهم دیگری از مسئله در سیاست مالی دولت، تجارت خارجی و سیاست خارجی تعیین می‌شود. اگر جریان ورود ارز به کشور تقویت نشود و هم‌زمان انتظارات تورمی و نااطمینانی کاهش پیدا نکند، فشار بر بازار ارز ادامه خواهد داشت. در مقابل، هر اقدامی که بتواند صادرات، درآمد ارزی، دسترسی به منابع خارجی و اطمینان فعالان اقتصادی نسبت به آینده را بهبود دهد، می‌تواند به کاهش فشار بازار کمک کند.»

وی افزود: «در نهایت، قیمت دلار بیش از آنکه صرفاً نتیجه تصمیم یک بانک یا رفتار چند معامله‌گر باشد، آینه وضعیت کلی اقتصاد ایران است. وقتی این آینه عددهای بالاتری را نشان می‌دهد، باید به جای جنگیدن صرف با خود قیمت، سراغ عواملی رفت که این قیمت را تولید می‌کنند؛ یعنی عرضه ارز، تقاضای ارز، تورم، بودجه، تجارت خارجی و مهم‌تر از همه، سطح نااطمینانی نسبت به آینده اقتصاد.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات