ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۳۱۳۵

جلال ساداتیان در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

آمریکا خودش تنگه هرمز را به پاشنه آشیل توافق تبدیل کرد

آمریکا خودش تنگه هرمز را به پاشنه آشیل توافق تبدیل کرد

عبور و مرور در هرمز صرفاً دغدغه بازار نفت نیست و اقتصاد پتروشیمی را نیز نشانه رفته است. یک کارشناس سیاست خارجی هشدار می‌دهد که خلأ استراتژیک در روابط همسایگان، راه را برای کارشکنی مجدد واشنگتن و بازیگران ثالثی چون تل‌آویو باز می‌گذارد.

فرارو- تنگه هرمز در شرایط فعلی دیگر صرفاً یک گذرگاه حیاتی برای انتقال انرژی به شمار نمی‌آید، بلکه به یکی از حساس‌ترین کانون‌های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک منطقه تبدیل شده است. پس از انسداد این آبراه استراتژیک در جریان جنگ ۴۰ روزه، اکنون، ایران و عمان به یک توافق چارچوبی و موقت برای مدیریت و بازگشایی تنگه هرمز دست یافته‌اند. 

به گزارش فرارو، با این وجود، پرسش اساسی اینجاست که آیا این ترتیبات موقت می‌تواند پایدار بماند و آیا اساساً قادر است روند مناسبات پرتنش تهران و واشنگتن را دستخوش تغییر کند؟

 جلال ساداتیان، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفتگو با فرارو تأکید می‌کند که تنگه هرمز پتانسیل آن را دارد که به گرانیگاه و نقطه تعیین‌کننده در هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا تبدیل شود. او بر این باور است که اگر امروز تنگه هرمز به یک «پاشنه آشیل» بدل شده، مقصر اصلی این وضعیت ایالات متحده است؛ کشوری که با اتخاذ رویکردها و رفتارهای غیرمتعارف، یک مسیر عادی و بین‌المللی کشتیرانی را به کانون اصلی بحران و تنش در منطقه تبدیل کرد.

ایران باید مناسبات منطقه‌ای را از نو تعریف کند

جلال ساداتیان، با اشاره به اهمیت راهبردی تفاهم‌نامه‌ها و همکاری‌های منطقه‌ای، این موضوع را بسیار فراتر از یک توافق موقت دوجانبه ارزیابی کرد. وی در این‌باره توضیح داد: «جمهوری اسلامی ایران می‌بایست بسیار پیش‌تر از این، گام‌های جدی‌تری در راستای تعمیق مناسبات با کشورهای حوزه خلیج فارس و شکل‌دهی به سازوکارهای مستحکم همکاری منطقه‌ای برمی‌داشت.»

به گفته این تحلیلگر: «یکی از چالش‌های تاریخی این منطقه آن است که کشورهای همسایه در ایجاد روابطی باثبات و مبتنی بر منافع متقابل ناکام بوده‌اند. همین خلأ استراتژیک، بستر مناسبی را برای مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای فراهم آورده و اختلافات سیاسی را به بحران‌های تمام‌عیار امنیتی ارتقا داده است. به عنوان نمونه، ایران ظرفیت آن را داشت که از ماه‌ها پیش تمایل خود را برای عضویت در شورای همکاری خلیج فارس ابراز کند. اگرچه همواره سطوحی از همکاری میان کشورهایی نظیر ایران، ترکیه و پاکستان جریان داشته، اما این میزان از تعامل به هیچ وجه پاسخگوی نیازهای امنیتی منطقه نیست. دستیابی به آرامش پایدار در خاورمیانه، پیش و بیش از هر چیز در گرو پایه‌گذاری اتحادها و مناسبات قدرتمند منطقه‌ای است

ساداتیان در ادامه صحبت‌های خود افزود: «جایگاه و اهمیت تنگه هرمز را نباید صرفاً به حجم نفت عبوری از آن تقلیل داد. هرگونه اخلال در عملکرد این آبراه بین‌المللی، زنجیره‌ای از فعالیت‌های کلان اقتصادی را مختل می‌سازد که تبعات آن دامنه بسیار وسیع‌تری از بازار انرژی دارد. در واقع، بخش‌های گسترده‌ای از اقتصاد منطقه‌ای و جهانی -از جمله صادرات فرآورده‌های پتروشیمی، ناوگان حمل‌ونقل دریایی و زنجیره تأمین کالاهای اساسی- به صورت مستقیم به امنیت و ثبات این مسیر گره خورده‌اند. جدا از مسئله ترانزیت نفت خام، صادرات حجم عظیمی از اقلام پتروشیمیایی منطقه نیز در پی ناآرامی‌های اخیر به شدت آسیب دیده است.»

آمریکا خودش هرمز را به پاشنه آشیل تبدیل کرد

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، شرایط کنونی را این‌گونه تشریح کرد: «برای درک دقیق وضعیت فعلی، ضرورت دارد که فشارهای اعمال‌شده علیه ایران را در قالب یک زنجیره پیوسته و هدفمند تحلیل کنیم. در گام نخست، راهبرد آن‌ها بر این استوار بود که از طریق تشدید فشارهای اقتصادی و اجتماعی، بستر لازم برای شکل‌گیری ناآرامی‌های داخلی فراهم شود.

در گام بعدی، با ناکامی در این عرصه، مسیر رویارویی نظامی و اعمال فشار مضاعف در گذرگاه تنگه هرمز در دستور کار قرار گرفت. در حقیقت، طراحان این سناریو به دنبال آن بودند که با بر هم زدن نظم اجتماعی، مردم را به خیابان‌ها بکشانند؛ رویکردی که در عمل با شکست مواجه شد. در نهایت نیز شاهد بودیم که پس از وقوع جنگ ۴۰ روزه، فاز دوم این نقشه یعنی گزینه نظامی هم نتوانست اهداف مدنظر آن‌ها را محقق سازد.»

وی در پاسخ به چرایی تبدیل شدن تنگه هرمز به کانون اصلی تنش میان تهران و واشنگتن، تصریح کرد: «نباید شرایط ملتهب کنونی را به عنوان یک واقعیت قطعی یا سرنوشتی محتوم قلمداد کرد. تا پیش از شعله‌ور شدن درگیری‌های اخیر، علی‌رغم وجود اختلافات عمیق سیاسی میان دو کشور، تنگه هرمز هرگز شاهد چنین سطح بی‌سابقه‌ای از تنش نبود.

واقعیت امر آن است که ایالات متحده بانی اصلی ایجاد فضایی است که امروز دو کشور در آن به رویارویی می‌پردازند. تا پیش از وقوع جنگ‌های اخیر، روند عبور و مرور در این آبراه کاملاً عادی و بدون هرگونه چالش جدی جریان داشت. این رویکردهای غیرمتعارف آمریکا بود که تنش‌ها را در این منطقه استراتژیک کلید زد. تبعات همین سیاست‌ها به تدریج گسترش یافت و موجب کشیده شدن دامنه درگیری‌ها به تنگه باب‌المندب و تشدید عملیات‌های حوثی‌ها در پهنه دریای سرخ شد. بنابراین، چنانچه هرمز را یک پاشنه آشیل فرض کنیم، مسئولیت مستقیم شکل‌گیری چنین وضعیتی بدون تردید متوجه شخص آمریکا است

تفاهم ایران و عمان قدیمی است؛ اما این بار ماجرا فرق دارد

این کارشناس مسائل خاورمیانه، با اشاره به تعاملات دیپلماتیک اخیر میان تهران و مسقط اظهار داشت: «دستیابی به توافق میان ایران و عمان پدیده تازه‌ای به شمار نمی‌رود. دو کشور در گذشته نیز بر سر نحوه مدیریت تنگه هرمز تفاهماتی داشته‌اند. با این حال، تحولات پرشتاب اخیر ایجاب می‌کند که یک سازوکار اجرایی به مراتب دقیق‌تر و جامع‌تر از گذشته تدوین شود.

در چارچوب فعلی، خواسته‌ها و شروط هر دو طرف کاملاً شفاف است. با وجود این، اگر ایالات متحده بار دیگر قصد مانع‌تراشی و کارشکنی در روند این توافق را داشته باشد، سایه وقوع تنش‌های جدید همچنان بر سر منطقه سنگینی خواهد کرد.»

وی در پایان افزود: «در خصوص تنگه هرمز، طرف صحبت ما عمان است. هرچند با افزایش شانس بازگشایی تنگه هرمز، احتمال لغو کامل محاصره دریایی تقویت می‌شود. تل‌آویو از شکل‌گیری مسیرهایی که بتواند به تنش‌زدایی میان ایران و آمریکا منجر شود، استقبال نمی‌کند. به همین دلیل، دستگاه دیپلماسی ایران در مقطع کنونی موظف است تحولات منطقه را با دقت و حساسیت مضاعفی رصد کرده و مانع از آن شود که اقدامات مخرب بازیگران ثالث، به مسیرهای ارتباطی شکل‌گرفته آسیب برساند.»

خبرنگار : رویا پاک سرشت
ارسال نظرات
خط داغ