ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۲۲۶۶

صادق ملکی در گفت و گو با فرارو مطرح کرد:

اراده صلح بر طبل جنگ پیروز شد / بازی «باخت-باخت» تغییر می‌کند؟

اراده صلح بر طبل جنگ پیروز شد / بازی «باخت-باخت» تغییر می‌کند؟

آیا تفاهم اخیر با میانجی‌گری عمان صرفاً یک توافق محدود دریایی است؟ یک کارشناس مسائل استراتژیک معتقد است پایان محاصره دریایی می‌تواند دیپلماسی بازدارنده ایران را به دیپلماسی شکوفایی اقتصادی تبدیل کند، به شرط آنکه از یک پروژه مقطعی به روندی پایدار تبدیل شود.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- با توقف عملیات نظامی و آغاز روند تنش‌زدایی میان ایران و ایالات متحده، معادلات امنیتی خلیج فارس وارد مرحله حساسی شده است. در شرایطی که تا پیش از این، صرفاً گمانه‌زنی‌هایی پیرامون انتشار بیانیه مشترک ایران و عمان و احتمال دستیابی به توافقی محدود درباره تنگه هرمز به گوش می‌رسید، تحولات اخیر نشان از پیشرفت جدی مذاکرات دارد.

به گزارش فرارو، اکنون این پرسش کلیدی در محافل سیاسی مطرح است که آیا دستاورد اخیر تنها به مدیریت امنیت کشتیرانی و رفع انسداد تنگه هرمز محدود خواهد ماند، یا می‌تواند به‌عنوان نقطه شروعی برای بازتعریف روابط پیچیده تهران و واشنگتن عمل کند؟

«صادق ملکی»، تحلیلگر مسائل بین‌الملل و استراتژیست، در گفت‌وگو با فرارو، بر این باور است که توافق صورت‌گرفته بر سر تنگه هرمز نباید صرفاً یک پروژه مقطعی باقی بماند، بلکه باید به یک روند پایدار دیپلماتیک دگردیسی یابد.

وی معتقد است که جنگ اخیر به‌روشنی ثابت کرد اتکا به راهکارهای نظامی توانایی گره‌گشایی از بن‌بست‌های ژئوپلیتیک را ندارد. به گفته این کارشناس، تنها مسیرِ عبور از بحران و دستیابی به ثباتی ماندگار، بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماسی و گام برداشتن در مسیر عادی‌سازی روابط میان ایران و آمریکا است.

فرارو: آیا این توافق را می‌توان نوعی «آتش‌بس سیاسی» میان تهران و واشنگتن تلقی کرد؟

صادق ملکی: اگر توافقی میان ایران و عمان منعقد گردد؛ توافقی که اخبار منتشرشده در روزهای اخیر صرفاً احتمال تحقق آن را تقویت می‌کند، باید آن را در قالب تفاهم‌های اولیه میان ایران و ایالات متحده گنجاند و به‌عنوان اقدامی مثبت در راستای تقویت فرآیندهای دیپلماتیک ارزیابی کرد.

فرارو: آیا پرونده تنگه هرمز پتانسیل آن را دارد که به الگویی نوین از همکاری‌های محدود میان ایران و ایالات متحده تبدیل شود؟

صادق ملکی: بازگشایی تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران و در نقطه مقابل، پایان یافتن محاصره دریایی از سوی ایالات متحده، همواره یکی از کلیدی‌ترین محورهای مناقشه در دوران جنگ و متعاقب آن در زمان آتش‌بس بوده است. چنانچه این تحول مهم به منصه ظهور برسد، می‌تواند بستر مناسبی را برای بازگشت به تفاهم‌های گذشته و حرکت در مسیر دستیابی به یک توافق جامع‌تر فراهم آورد؛ توافقی که بدون شک نه‌تنها منافع ایران و آمریکا را تأمین می‌کند، بلکه ثبات و انتفاع کل منطقه را نیز به همراه خواهد داشت.

فرارو: در صورت موفقیت‌آمیز بودن این توافق، جایگاه سلطنت عمان در معادلات امنیتی منطقه خلیج فارس دستخوش چه تغییراتی خواهد شد؟

صادق ملکی: مسقط همواره به‌عنوان یک همسایه دوست و میانجی‌گری امین میان تهران و واشنگتن ایفای نقش کرده و پیوسته کوشیده است تا بحران‌های منطقه‌ای از مجاری دیپلماتیک حل‌وفصل شوند. با این وجود، باید در نظر داشت که تأمین امنیت خلیج فارس منحصر به نقش‌آفرینی عمان نیست.

تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس، به‌ویژه قدرت‌هایی نظیر ایران و عربستان سعودی، موظف‌اند جایگاه و وزن متناسب خود را در معماری امنیتی منطقه بپذیرند و امنیت را به‌عنوان حقی مسلم و همگانی برای تمام همسایگان نهادینه سازند. تجربه تلخ و ویرانگر جنگ‌های اخیر، بیش از هر برهه دیگری الزام و ضرورت اتخاذ چنین رویکردی را به اثبات رسانده است.

فرارو: آیا اسرائیل از شکل‌گیری چنین توافقی استقبال خواهد کرد یا آن را به‌عنوان چالشی در برابر سیاست «فشار حداکثری» علیه تهران می‌نگرد؟

صادق ملکی: سطح استقبال یا کارشکنیِ بازیگرانِ مختلف منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، از جمله اسرائیل، مستقیماً به نحوه اجرای مفاد توافق و همچنین خروجیِ فرآیند راست‌آزمایی آن گره خورده است. به‌طور کلی، هرگونه توافقی که بتواند پایه‌های یک صلح فراگیر و پایدار را بنا نهد، در نهایت پتانسیل آن را دارد که مورد پذیرش و استقبال تمامی طرف‌های درگیر، از جمله اسرائیل، قرار گیرد.

فرارو: چنانچه بیانیه مشترک ایران و عمان رسانه‌ای شود اما واشنگتن از تأیید آن امتناع ورزد، چه سناریوهایی پیش روی این روند دیپلماتیک قرار خواهد گرفت؟

صادق ملکی: با عنایت به تماس‌های مستمر و رایزنی‌های فشرده‌ای که تاکنون میان تهران، مسقط و واشنگتن صورت پذیرفته است، بسیار بعید به نظر می‌رسد بیانیه‌ای صادر شود که با مخالفت صریح ایالات متحده روبه‌رو گردد.

با این حال، در صورت وقوع چنین سناریوی بدبینانه‌ای، خطر شعله‌ور شدن مجدد تنش‌ها وجود خواهد داشت و حتی این پتانسیل می‌رود که منطقه به ورطه جنگی بسیار فراگیرتر کشیده شود؛ تقابلی که در قیاس با جنگ ۱۲ روزه، ابعاد تخریبی و پیامدهای به‌مراتب فاجعه‌بارتری به دنبال خواهد آورد.

هیچ‌گاه نباید اجازه داد که جمهوری اسلامی ایران و کل منطقه خاورمیانه به درون چنین بحران عمیقی کشیده شوند؛ بحرانی که جبران خسارت‌های ناشی از آن عملاً غیرممکن خواهد بود. خوشبختانه، سیگنال‌ها و تحولات میدانیِ فعلی به‌وضوح نشان می‌دهند که در شرایط کنونی، اراده معطوف به صلح بر اراده جنگ‌طلبی غلبه یافته است.

فرارو: آیا توافق احتمالی بر سر تنگه هرمز صرفاً ماهیتی دریایی و امنیتی دارد، یا باید آن را نخستین گام در راستای بازتعریف بنیادین روابط ایران و آمریکا در دوران پساجنگ ارزیابی کرد؟

صادق ملکی: به‌هیچ‌عنوان نباید توافق بر سر تنگه هرمز را به یک معاهده صرفاً دریایی تقلیل داد. این تفاهم، در پیوند با رایزنی‌های مهم اخیر در اسلام‌آباد، الزاماً باید از سطح یک پروژه مقطعی فراتر رفته و به یک روند دیپلماتیک پایدار دگردیسی یابد. تحولات و جنگ اخیر به‌روشنی مبرهن ساخت که توسل به نیروی نظامی نه‌تنها هیچ گرهی از کلاف درهم‌تنیده مشکلات باز نمی‌کند، بلکه صرفاً بر ابعاد بن‌بست‌ها و تبعات ویرانگر آن می‌افزاید.

بنده سال‌هاست بر این اعتقاد راسخ پافشاری می‌کنم که تهران و واشنگتن ناگزیرند با تعدیل مواضع خود، واقعیت‌های عینی را به رسمیت بشناسند. تا زمانی که مناسبات دوجانبه میان ایران و ایالات متحده به سوی عادی‌سازی سوق پیدا نکند، هرگونه توافق به‌دست‌آمده صرفاً جنبه‌ای موقتی و تاکتیکی خواهد داشت.

جامه عمل پوشاندن به این هدف، قادر است «دیپلماسی بازدارنده» ایران را به «دیپلماسی توسعه و شکوفایی اقتصادی» مبدل سازد و معادله باخت - باختِ کنونی را به یک بازی برد - برد تغییر دهد. این چشم‌انداز کاملاً دست‌یافتنی است و تحقق آن می‌تواند شالوده‌ساز تحولی شگرف و ماندگار در هندسه معادلات خاورمیانه باشد.

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات