ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۲۳۱۱

نگاهی به قسمت اول سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد و پوریا پورسرخ

نگاهی به قسمت اول سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد و پوریا پورسرخ

سریال «اعتراف می‌کنم» مدعی است که تلاش کرده با تکیه بر فضای محدود بازجویی و گفت‌وگوهای روان‌شناختی، یک درام جنایی متفاوت خلق کند.

فرارو- اخیرا قسمت اول سریال «اعتراف می‌کنم» از شبکه نمایش خانگی منتشر شده است. این مجموعه اقتباسی از سریال «Criminal» نتفلیکس است و مدعی است که روایتی متفاوت را در ژانر جنایی ارائه کرده است.

به گزارش فرارو، با این حال نخستین قسمت نشان می‌دهد این سریال برای عبور از مقایسه با منبع اصلی خود مسیری دشوار پیش رو دارد.

اقتباس از یک سریال موفق همیشه شمشیری دولبه است؛ از یک سو مسیر را برای جلب مخاطب هموار می‌کند و از سوی دیگر استانداردی بلند برای مقایسه می‌سازد. «اعتراف می‌کنم» از همان لحظه نخست با این چالش روبه‌روست. زیرا منبع الهام آن سریال تحسین‌شده «Criminal» نتفلیکس است. این مجموعه در سال ۲۰۱۹ با نسخه‌های بریتانیایی آلمانی اسپانیایی و فرانسوی ثابت کرد یک اتاق بازجویی و چند بازیگر توانمند می‌تواند به اندازه یک اثر پرهزینه نفس‌گیر باشد.

راز موفقیت «Criminal» نه در پیچیدگی پرونده‌های جنایی بلکه در فیلمنامه‌ای حساب‌شده و نبرد روانی میان بازجویان و مظنونان نهفته بود. هر دیالوگ می‌توانست مسیر داستان را تغییر دهد و هر سکوت بخشی از حقیقت را آشکار کند. طبیعی است که «اعتراف می‌کنم» نیز با تکیه بر همین فرمول وارد میدان شود اما قسمت نخست نشان می‌دهد بازآفرینی چنین الگویی صرفا با حفظ قالب امکان‌پذیر نیست.

ساختار اپیزودیک و محدود بودن لوکیشن‌ها

اعتراف میکنم

قسمت اول بیش از آنکه یک روایت کامل باشد حکم مقدمه‌ای برای معرفی شخصیت‌های اصلی را دارد. سریال زمان زیادی را صرف ترسیم فضای بازجویی و روابط میان کارآگاهان می‌کند و تلاش دارد از خلال گفت‌وگوها به لایه‌های پنهان شخصیت‌ها نزدیک شود. این رویکرد در ذات خود انتخاب درستی است اما نتیجه نهایی هنوز به اندازه‌ای نیست که مخاطب را درگیر یک بازی ذهنی پیچیده کند.

محدود بودن لوکیشن برخلاف تصور رایج نقطه ضعف محسوب نمی‌شود. برعکس این انتخاب می‌تواند تمرکز مخاطب را بر دیالوگ‌ها جزئیات رفتاری و تنش روانی میان شخصیت‌ها افزایش دهد؛ همان ویژگی‌ای که «Criminal» را به اثری متفاوت تبدیل کرد. با این حال «اعتراف می‌کنم» هنوز نتوانسته از این محدودیت فضایی به عنوان یک امتیاز روایی بهره کامل ببرد. فضای بازجویی گاهی بیش از حد ایستا به نظر می‌رسد و میزانسن‌ها هنوز آن فشاری را ایجاد نمی‌کنند که مخاطب را وادار به دنبال کردن هر جمله و هر نگاه کند.

در بخش بازیگری نیز کیفیت اجراها یکدست نیست. مهدی هاشمی در نقش متهم حضوری کنترل‌شده و باورپذیر دارد و با کمترین اغراق شخصیتی مرموز خلق می‌کند که مخاطب را نسبت به حقیقت ماجرا مردد نگه می‌دارد. در مقابل بازی پوریا پورسرخ گاه از فضای واقع‌گرایانه سریال فاصله می‌گیرد و لحظاتی بیرونی و نمایشی پیدا می‌کند؛ اتفاقی که از انسجام بازی‌ها می‌کاهد.

ساختار اپیزودیک سریال یکی از مهم‌ترین امتیازهای بالقوه آن است. روایت پرونده‌ای مستقل در هر قسمت می‌تواند از فرسایش داستان جلوگیری کند و فرصت تجربه جهان‌های متفاوت را در اختیار نویسندگان بگذارد. اما این مزیت تنها زمانی کارآمد خواهد بود که هر اپیزود بتواند به تنهایی مخاطب را غافلگیر کند و تجربه‌ای کامل ارائه دهد.

مشکل اصلی قسمت نخست احتیاط بیش از اندازه در خلق تعلیق است. سریال آن‌قدر با حوصله مهره‌هایش را می‌چیند که ضرباهنگ روایت کند می‌شود و پیچش‌های داستانی دیرتر از زمان مناسب از راه می‌رسند. از سوی دیگر برخی سرنخ‌ها زودتر از آنچه باید آشکار می‌شوند و بخشی از کشمکش ذهنی میان مخاطب و داستان را از بین می‌برند؛ در حالی که چنین آثاری بیش از هر چیز به ابهام مکث و بازی با انتظار تماشاگر وابسته‌اند.

«اعتراف می‌کنم» هنوز در آغاز راه است و قضاوت نهایی درباره آن زود خواهد بود. با این حال قسمت نخست نشان می‌دهد اگر قسمت‌های آینده بتوانند ریتم روایت را تندتر کنند تعلیق را عمیق‌تر بسازند و شخصیت‌ها را از قالب‌های آشنا فراتر ببرند این اقتباس می‌تواند به اثری قابل اعتنا در ژانر جنایی ایران تبدیل شود؛ اما در غیر این صورت خطر آن وجود دارد که تنها به یادآور نسخه‌ای موفق‌تر باشد نه اثری که بتواند نام خود را به تنهایی در ذهن مخاطب ثبت کند.

ارسال نظرات
خط داغ