ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۹۰۷۴

علی اصغر زرگر در گفتگو با فرارو تحلیل کرد:

ایران و آمریکا در آستانه چرخش از فشار به چانه‌زنی؟

ایران و آمریکا در آستانه چرخش از فشار به چانه‌زنی؟

تحرکات دیپلماتیک اخیر، از جمله تمرکز ایران بر چین، نشان می‌دهد که ایران در حال ترکیب دو مسیر موازی است: از یک‌سو تلاش برای جلوگیری از شکل‌گیری اجماع جدید در شورای امنیت، و از سوی دیگر، باز نگه داشتن کانال‌های مذاکره. در این میان، چین برای تهران صرفاً یک شریک اقتصادی نیست، بلکه یک «ضامن تعادل» در برابر فشارهای غرب محسوب می‌شود. پکن به دلیل وزن ژئوپلیتیک و روابط پیچیده‌اش با واشنگتن، می‌تواند نقش میانجی‌ متفاوتی را ایفا کند

تبلیغات
تبلیغات

 فرارو- انتشار خبرهای ضد و نقیض و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال شکل‌گیری یک توافق موقت بین ایران و آمریکا، در راستای مهلتی برای مذاکرات جدی در محورهای مورد مناقشه طرفین، از روز چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت افزایش یافته است. با توجه به اینکه مذاکره در اسلام‌آباد نتوانست انتظارات را برآورده کند، اکنون سفر عباس عراقچی به چین و همزمانی این سفر با زمزمه‌های بازگشت به مذاکرات، موجی از گمانه‌زنی‌های جدید را شکل داده است.

به گزارش فرارو، علی‌اصغر زرگر، تحلیلگر سیاسی و استاد علوم سیاسی، در گفت‌وگو با فرارو به بررسی و تحلیل شرایط موجود پرداخته است:

توقف در هرمز؛ عقب‌نشینی تاکتیکی یا سیگنال دیپلماتیک؟

علی‌اصغر زرگر به فرارو گفت: «توقف عملیاتی آمریکا در تنگه هرمز یک وقفه تاکتیکی نیست. از دید من این کار، بیشتر، نشانه‌ای است از تغییر در برآورد هزینه-فایده واشنگتن؛ تغییری که هم‌زمان با افزایش سیگنال‌های رسانه‌ای درباره احتمال توافق، از جمله ادعای اخیر مبنی بر نزدیک بودن یک توافق، معنا پیدا می‌کند. این دو گزاره، یعنی کاهش تحرک نظامی در گلوگاه انرژی جهان و برجسته شدن روایت «توافق نزدیک است»، اگر جداگانه دیده شوند، می‌توانند صرفاً نوسانات معمول در یک بحران مزمن تلقی شوند؛ اما کنار هم، به یک الگوی قابل اعتنا اشاره دارند: عبور تدریجی از فاز فشار سخت به فاز چانه‌زنی فشرده.»

وی افزود: «آنچه در تنگه هرمز رخ داد، صرفاً ناکامی یک عملیات یا محدودیت در اجرای یک سناریوی نظامی نبود؛ بلکه آشکار شدن سقف قدرت مانور آمریکا در محیطی بود که ایران در آن مزیت نسبی دارد. واشنگتن در هفته‌های اخیر تلاش کرد با افزایش حضور و نمایش قدرت، معادله بازدارندگی را به نفع خود بازتعریف کند، اما اختلال مؤثر در تردد و ناتوانی در تثبیت «آزادی پایدار کشتیرانی» نشان داد که ورود به یک چرخه تشدید، الزاماً به برتری عملیاتی منجر نمی‌شود. نتیجه این تجربه، چیزی فراتر از عقب‌نشینی میدانی است: بازگشت به این جمع‌بندی که ابزار نظامی در این مقطع، نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند هزینه‌های غیرقابل کنترل ایجاد کند. به همین دلیل، توقف یا تعلیق این عملیات را باید به‌عنوان یک سیگنال پیش‌دیپلماتیک خواند، نه صرفاً یک تصمیم نظامی.»

رسانه‌های غربی روایت «توافق نزدیک است» را جا می‌اندازند

این تحلیلگر سیاست خارجی درخصوص اخبار جدید و احتمالات پیرامون دور جدید مذاکرات و توافق گفت: «فضای رسانه‌ای غرب به‌طور معناداری در حال تغییر است. گزارش‌های مختلف و غیررسمی درباره قریب‌الوقوع بودن توافق، صرف‌نظر از میزان دقت آن‌ها، معمولاً بدون پشتوانه سیگنال‌های واقعی منتشر نمی‌شوند. انتشار چنین گزاره‌ای اغلب بخشی از فرآیند «آماده‌سازی افکار عمومی» برای یک چرخش سیاسی است. به بیان دیگر، حتی اگر هنوز توافقی نهایی نشده باشد، طرح آن در این سطح نشان‌دهنده فعال شدن یک مسیر جدی در پشت‌پرده است. ترامپ همچنان بر توقف یا محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران تأکید می‌کند، اما لحن و زمان‌بندی اظهاراتش به‌گونه‌ای است که بیشتر به یک پیشنهاد ضمنی برای معامله شباهت دارد تا تهدید صرف. ترامپ به‌خوبی می‌داند که حتی یک توافق محدود را می‌تواند به‌عنوان یک پیروزی نمادین عرضه کند، به‌ویژه اگر بتواند آن را در قالب «مهار ایران بدون جنگ» روایت کند.»

چین؛ نه فقط شریک اقتصادی، بلکه ضامن تعادل تهران

وی افزود: «تحرکات دیپلماتیک اخیر، از جمله تمرکز ایران بر چین، نشان می‌دهد که ایران در حال ترکیب دو مسیر موازی است: از یک‌سو تلاش برای جلوگیری از شکل‌گیری اجماع جدید در شورای امنیت، و از سوی دیگر، باز نگه داشتن کانال‌های مذاکره. در این میان، چین برای تهران صرفاً یک شریک اقتصادی نیست، بلکه یک «ضامن تعادل» در برابر فشارهای غرب محسوب می‌شود. پکن به دلیل وزن ژئوپلیتیک و روابط پیچیده‌اش با واشنگتن می‌تواند نقش میانجی متفاوتی ایفا کند.»

بن‌بست کنترل‌شده؛ مذاکره به‌مثابه گزینه کم‌هزینه‌تر

این کارشناس امور بین‌الملل در ادامه گفت: «نکته کلیدی در تحلیل وضعیت کنونی، درک این واقعیت است که هر دو طرف به یک بن‌بست کنترل‌شده رسیده‌اند. آمریکا به این جمع‌بندی نزدیک شده که تشدید فشار نظامی، بدون چشم‌انداز روشن از پیروزی، صرفاً ریسک‌ها را افزایش می‌دهد. ایران نیز می‌داند که تداوم وضعیت فعلی، با وجود دستاوردهای بازدارنده، می‌تواند فشارهای اقتصادی و سیاسی را در بلندمدت تشدید کند. در چنین شرایطی، مذاکره نه از سر اعتماد، بلکه به‌عنوان یک «گزینه کم‌هزینه‌تر» در حال بازگشت به دستور کار است. با این حال، اگر از فضای خوش‌بینانه فاصله بگیریم، باید گفت که حتی در صورت صحت ادعای نزدیک بودن توافق، آنچه در حال شکل‌گیری است، به‌احتمال زیاد یک توافق محدود و مرحله‌ای خواهد بود، نه یک توافق جامع و پایدار. اختلافات بنیادین به حدی عمیق است که حل آن‌ها در کوتاه‌مدت واقع‌بینانه نیست. بنابراین، سناریوی محتمل‌تر، رسیدن به یک چارچوب موقت است که بتواند تنش‌ها را کاهش دهد و زمان بخرد، بدون آنکه به حل نهایی منجر شود.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات