ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۲۹۴۹

مهم‌ترین دستاورد تفاهم اسلام‌آباد از نگاه یک استاد دانشگاه

مهم‌ترین دستاورد تفاهم اسلام‌آباد از نگاه یک استاد دانشگاه

یک استاد دانشگاه گفت: از منظر منافع ایران بهتر است این موضوع پیش از انتخابات آمریکا روشن شود؛ زیرا شکست مذاکرات پس از انتخابات می‌تواند زمینه را برای افزایش فشارها و حتی بازگشت گزینه‌های تقابلی فراهم کند.

علیرضا سلطانی، استاد دانشگاه در گفتگویی با اشاره به سرنوشت یادداشت تفاهم اسلام‌آباد گفت: «مهم‌ترین دستاورد آن را باید پایان رسمی وضعیت جنگ و تقابل مستقیم میان ایران و آمریکا دانست.»

به گزارش ایرنا، مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید: 

اگر بخواهیم یادداشت تفاهم موسوم به اسلام‌آباد را ارزیابی کنیم، باید پیش از هر چیز به ماهیت آن توجه داشته باشیم. این سند بیش از آنکه یک توافق حقوقی و الزام‌آور باشد، یک تفاهم سیاسی است که پس از بیش از چهار دهه تنش و بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا، مسیر دیپلماسی و گفت‌وگو را برای دستیابی به یک توافق پایدار باز کرده است. اهمیت اصلی آن نیز در همین تغییر رویکرد از تقابل به مذاکره نهفته است.

البته این تفاهم با محدودیت‌های مهمی مواجه است. اگرچه دو طرف تعهداتی را پذیرفته‌اند اما سند فاقد ضمانت‌های اجرایی و حقوقی کافی برای اطمینان از اجرای کامل تعهدات است. از این رو، نمی‌توان با قطعیت درباره تحقق همه مفاد آن در دوره‌های زمانی پیش‌بینی‌شده اظهارنظر کرد. تجربه روابط ایران و آمریکا نیز نشان داده است که تحولات سیاسی و امنیتی می‌تواند روند اجرای توافقات را با چالش روبه‌رو کند.

در عین حال، بسیاری از بندهای این تفاهم را باید بیش از آنکه تعهدات اجرایی فوری بدانیم، چارچوبی برای بیان دغدغه‌ها، انتظارات و نقاط توافق و اختلاف دو طرف تلقی کنیم. این سند در واقع نقشه راهی برای ادامه مذاکرات و رسیدن به توافقی جامع‌تر است. با این حال، مهم‌ترین دستاورد آن را باید پایان رسمی وضعیت جنگ و تقابل مستقیم میان ایران و آمریکا دانست. سایر بندها نیز در عمل نقش مکمل و پشتیبان این هدف راهبردی را ایفا می‌کنند. بنابراین موفقیت این تفاهم در نهایت به میزان توانایی آن در کاهش تنش و تثبیت مسیر دیپلماسی میان دو کشور بستگی خواهد داشت.

اجرای مرحله‌ای تعهدات می‌تواند به شکل‌گیری سطحی از اعتماد متقابل، هرچند محدود و شکننده، کمک کند

به نظر می‌رسد برای ارزیابی تفاهم اسلام‌آباد باید میان «ماهیت حقوقی» و «کارکرد سیاسی» آن تفکیک قائل شد. همان‌گونه که پیش‌تر نیز اشاره شد، این سند در اصل یک تفاهم‌نامه سیاسی است و از ضمانت‌های اجرایی و حقوقی لازم برای الزام کامل طرفین برخوردار نیست. بنابراین نمی‌توان آن را با یک معاهده رسمی و الزام‌آور بین‌المللی مقایسه کرد که سازوکارهای مشخصی برای نظارت، راستی‌آزمایی و برخورد با نقض تعهدات داشته باشد.

اعتماد در این مرحله نه بر پایه تضمین‌های حقوقی، بلکه بر مبنای منافع مشترک دو طرف در جلوگیری از بازگشت به شرایط جنگی و تداوم مسیر دیپلماسی شکل خواهد گرفت.

با این حال، اهمیت این تفاهم در هدف اصلی آن نهفته است؛ هدفی که به نظر می‌رسد برای هر دو طرف از اولویت راهبردی برخوردار است و آن پایان دادن به وضعیت جنگ و تقابل مستقیم میان ایران و آمریکا است. همین ضرورت سیاسی، نوعی صیانت و تضمین سیاسی برای اجرای بخشی از تعهدات ایجاد می‌کند. به عبارت دیگر، دو طرف برای حفظ دستاورد بزرگ‌تر یعنی پایان جنگ، ناگزیر به اجرای برخی اقدامات عملی و اعتمادساز هستند.

در این چارچوب، اقداماتی مانند باز شدن تنگه هرمز از سوی ایران، رفع محاصره دریایی، کاهش محدودیت‌های مرتبط با صادرات نفت ایران، دسترسی تدریجی تهران به بخشی از منابع ارزی مسدودشده و تسهیل مبادلات اقتصادی را می‌توان گام‌هایی در جهت تثبیت تفاهم سیاسی موجود دانست. بنابراین اگرچه این سند از پشتوانه حقوقی قدرتمندی برخوردار نیست، اما اجرای مرحله‌ای تعهدات می‌تواند به شکل‌گیری سطحی از اعتماد متقابل، هرچند محدود و شکننده، کمک کند. در واقع، اعتماد در این مرحله نه بر پایه تضمین‌های حقوقی، بلکه بر مبنای منافع مشترک دو طرف در جلوگیری از بازگشت به شرایط جنگی و تداوم مسیر دیپلماسی شکل خواهد گرفت.

بهترین رویکرد تهران پایبندی به تعهدات، حفظ خویشتنداری و پرهیز از تنش‌های غیرضروری است

به نظر می‌رسد در شرایط فعلی موانع جدی و تعیین‌کننده‌ای بر سر راه اجرای تفاهم اسلام‌آباد وجود ندارد. هرچند مانند هر توافق مهم سیاسی، این تفاهم نیز با مخالفت‌هایی در دو کشور روبه‌رو است. در ایران برخی جریان‌های تندرو نسبت به هرگونه توافق با آمریکا بدبین هستند و در آمریکا نیز برخی محافل سیاسی و لابی‌های تأثیرگذار، به‌ویژه جریان‌های نزدیک به اسرائیل، از کاهش تنش میان تهران و واشنگتن استقبال نمی‌کنند. با این حال، نشانه‌ها حاکی از آن است که در سطح تصمیم‌گیری کلان، هر دو طرف اراده جدی برای اجرای توافق و جلوگیری از بازگشت به شرایط تنش و درگیری دارند.

در این میان، مهم‌ترین چالش نه مخالفت‌های داخلی بلکه احتمال نقش‌آفرینی بازیگران خارجی است که از تداوم بحران میان ایران و آمریکا سود می‌برند. اسرائیل و روسیه، هر یک به دلایل متفاوت، ممکن است در مسیر شکل‌گیری یک تفاهم پایدار اخلال ایجاد کنند. از این رو، دوره نخست ۶۰ روزه اهمیت ویژه‌ای دارد و دو طرف باید با دقت و هوشیاری مانع تأثیرگذاری عوامل مخرب بر روند اجرای تعهدات شوند.

در چنین شرایطی، بهترین رویکرد از سوی دو طرف باید پایبندی به تعهدات، حفظ خویشتنداری و پرهیز از تنش‌های غیرضروری است. موفقیت در اجرای گام‌های اولیه می‌تواند سطحی از اعتماد متقابل را ایجاد کرده و زمینه را برای تداوم دیپلماسی و دستیابی به توافقی پایدارتر فراهم سازد.

تفاهم اسلام‌آباد، توافقی سیاسی برای پایان جنگ

در ارزیابی تفاهم شکل‌گرفته میان ایران و آمریکا، به نظر می‌رسد واقعیت میان دو نگاه کاملاً خوش‌بینانه و کاملاً بدبینانه قرار دارد. شواهد نشان می‌دهد که هر دو طرف در شرایط کنونی تمایل دارند از بازگشت به تنش و درگیری نظامی فاصله بگیرند و اختلافات را از طریق دیپلماسی مدیریت کنند. بنابراین این دیدگاه که تفاهم موجود تنها فرصتی برای خرید زمان و مقدمه‌ای برای یک رویارویی جدید است، لزوماً با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد.

از منظر منافع ایران بهتر است این موضوع پیش از انتخابات آمریکا روشن شود؛ زیرا شکست مذاکرات پس از انتخابات می‌تواند زمینه را برای افزایش فشارها و حتی بازگشت گزینه‌های تقابلی فراهم کند.

با این حال، موفقیت این روند قطعی نیست. مهم‌ترین چالش، فاصله میان خواسته‌های حداکثری آمریکا و مقاومت ایران در برابر پذیرش بخشی از این مطالبات است. اگر دو طرف نتوانند به توازن قابل قبولی از منافع و امتیازات دست یابند، احتمال شکست مذاکرات وجود خواهد داشت. از این رو، سرنوشت تفاهم بیش از هر چیز به توانایی طرفین در مدیریت اختلافات بستگی دارد.

به نظر می‌رسد این وضعیت تا زمان انتخابات آینده آمریکا ادامه یابد. در صورت موفقیت مذاکرات، دولت آمریکا تلاش خواهد کرد آن را به عنوان یک دستاورد سیاسی معرفی کند و همین مسئله می‌تواند به حفظ توافق کمک کند. در مقابل، اگر قرار بر شکست مذاکرات باشد، از منظر منافع ایران بهتر است این موضوع پیش از انتخابات آمریکا روشن شود؛ زیرا شکست مذاکرات پس از انتخابات می‌تواند زمینه را برای افزایش فشارها و حتی بازگشت گزینه‌های تقابلی فراهم کند. در مجموع، محتمل‌ترین سناریو ادامه مذاکرات در مسیری پیچیده و پرچالش تا روشن شدن تحولات سیاسی آمریکا است.

ارسال نظرات
خط داغ