مذاکرات تهران و واشنگتن؛ فرصتی برای شکستن چرخه منازعه منطقهای
آیا «پل طلایی» میان ایران و آمریکا شکل میگیرد؟
این گزارش استدلال میکند که پایداری هرگونه توافق هستهای میان ایران و آمریکا، تنها در صورتی ممکن خواهد بود که در چارچوب یک معماری امنیتی جدید منطقهای قرار گیرد؛ معماریای که شامل پیمانهای عدم تجاوز، سازوکارهای مشترک امنیتی و ترتیبات اعتمادساز میان ایران، اسرائیل و کشورهای عربی باشد. نویسندگان بر ضرورت حفظ برنامه هستهای صلحآمیز ایران تحت نظارت سختگیرانه بینالمللی، ایجاد نهادهای دائمی گفتوگوی منطقهای و تقویت نقش قدرتهای میانی مانند عربستان، ترکیه، عمان و قطر تأکید دارند.
فرارو- پس از ماهها تنش و درگیری، توافق و یادداشت تفاهم اخیر میان ایران و ایالات متحده، روزنه امیدی برای دیپلماسی گشوده است. در این دوره ۶۰ روزه، تمرکز اصلی بر پرونده هستهای و امنیت تنگه هرمز خواهد بود. با این حال، پرسش کلیدی این است که آیا بدون یک معماری امنیتی جدید و حلوفصل بحرانهای عمیق منطقهای، دستیابی به ثباتی پایدار امکانپذیر است یا خاورمیانه بار دیگر به چرخه تنش بازمیگردد؟
چشمانداز توافق پایدار و چالش معماری امنیتی جدید
به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، دستیابی به یک توافق پایدار مستلزم رویکردی جامعتر است که محدودیتهای هستهای را به یک معماری امنیتی واقعی در منطقه پیوند دهد. نویسنده در ادعایی جسورانه معتقد است که در چنین چارچوبی، دو مؤلفه اساسی باید وجود داشته باشد: نخست، پیمان عدم تجاوز میان ایران و اسرائیل و دوم، توافقی مشابه میان اسرائیل، لبنان و سوریه.
در واقع، چالش اصلی در این مسیر، ایجاد سطحی از اعتماد متقابل است. تحقق این هدف نیازمند عبور از دیپلماسی مبتنی بر اجبار و رسیدن به چارچوبی است که مذاکرهکنندگان از آن با عنوان «پل طلایی» یاد میکنند؛ راهکاری که به طرفها اجازه میدهد بدون احساس تحقیر، به مصالحه دست یابند و از منافع اساسی خود حفاظت کنند.
گرهگشایی از تنگه هرمز با اهرم مشوقهای اقتصادی
بر اساس یادداشت تفاهم اخیر، ایران متعهد شده است تا با عمان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس برای تدوین توافقی گستردهتر درباره مدیریت تنگه هرمز همکاری کند. از این رو، تهران آمادگی دارد سازوکارهای مشترکی را در این زمینه رسمیت بخشد، بیآنکه از حاکمیت راهبردی خود بر این آبراه حیاتی چشمپوشی کند.
بنابراین، برای ترغیب ایران به بازنگری در محاسبات راهبردیاش، مشوقهای اقتصادی جذابی مطرح شده است. یادداشت تفاهم، واشنگتن و شرکای منطقهای را متعهد میسازد که یک «طرح نهایی» به ارزش دستکم ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران تدوین کنند. از سوی دیگر، پیشنهاد شده است سازوکاری تحت نظارت سازمان ملل ایجاد شود تا از طریق وضع عوارض ترانزیتی، درآمدی معادل ۸۰ میلیارد دلار در سال برای صندوقی منطقهای فراهم آید.
آینده برنامه هستهای و چرخش قدرتهای میانی
در همین حال، مذاکرات باید به ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران نیز بپردازد. به ادعای نویسنده، این ذخایر باید تا سطح ۳/۶۷ درصد رقیق شوند. با این حال، تهران بهطور فزایندهای توانمندی هستهای خود را یک عامل بازدارنده میداند و بعید است ترتیبات دائمی برای برچیدن زیرساختهای هستهای غیرنظامی خود را بپذیرد.
علاوه بر این، ایالات متحده پس از تحولات اخیر، بیش از گذشته بهعنوان شریکی غیرقابل اعتماد و بیپروا شناخته میشود. در نتیجه، نقش «قدرتهای میانی» مانند ترکیه، عربستان سعودی، عمان و قطر اهمیت تازهای یافته است. کشورهای عربی اکنون دریافتهاند که وابستگی به چتر امنیتی واشنگتن، آنها را آسیبپذیرتر کرده است و به دنبال ایجاد توازن منطقهای جدیدی هستند.
ضرورت ایجاد میز مذاکره دائمی در خاورمیانه
برای مدیریت این فضای پیچیده، باید یک میز مذاکره دائمی منطقهای با حضور کشورهای عربی، ترکیه و پاکستان شکل بگیرد. نویسنده در تحلیلی دور از واقعیتهای میدانی پیشنهاد میکند که اسرائیل و ایران نیز باید به بازیگران فعال این ساختار امنیتی تبدیل شوند؛ امری که بدون کانالهای محرمانه و با توجه به خصومتهای عمیق، در کوتاهمدت ناممکن است.
در نهایت، تغییر احتمالی کابینه اسرائیل پس از انتخابات مهر و آبان ۱۴۰۵ (اکتبر ۲۰۲۶) میتواند فضای لازم را برای تحرکات دیپلماتیک فراهم کند. توافق ۶۰ روزه کنونی، زمان ارزشمندی خریده است تا چرخههای بیپایان منازعه متوقف شود. بدیل این مسیرِ دشوار، چیزی جز بازگشت به تشدید تنشهای هستهای و بیثباتی ویرانگر در منطقه نخواهد بود.