آقایان مسئول حواستان به انباشت نارضایتیها هست؟
یکی دیگر از آثار مهم جنگ، شــکل گیری قشــربندی جدید است؛ اقلیتی که از جنگ سود می برند و انبوه مردمی که از آن زیان می بینند. حاصل این وضعیت، تعمیق فقر و گســتره نارضایتی اســت که بســتری برای بهره برداری دشــمن فراهم می کند.
محمدرضا یوسفی شیخ رباط، اقتصاددان و استاد دانشگاه مفید، در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: «امروز ایران در موقعیتی خطیر قرار گرفته اســت. هرچند به لطف خدا نیات شــوم دشــمنان تحقق نیافته و ایران تاکنون سربلند از این جنگ تحمیلی بیرون آمده، اما غفلت از واقعیت های داخلی می تواند ما را به لبه پرتگاه بکشــاند.
انباشت مشــکالت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پیش از جنگ، چنان فقدان افق روشــنی را رقم زده بود که گروه هایی از شهروندان ناامید از اصالحات، به خیابان آمدند و دشمن این فضا را به اشتباه نشانه ضعف ایران تلقی کرد. اکنون اما برون رفت از این جنگ، همچنان راه حلی قاطع نیافته است.
تدبیر راهبردی و درخشــان دولتمردان، فضاسازی برای ورود مردم به خیابان در حمایت از تمامیت ارضی کشــور بود. مردم با هر گرایشی آمدند و وحدت بر محور منافع ملی را معنا کردنــد؛ امری که می تواند پایه ای برای حکومت داری نوین باشــد. بیش از ســه ماه از جنگ می گذرد و مردم هنوز در خیابان ها هســتند. با ایــن حال، جنگ وضعیت اقتصاد را بحرانی تر کرده است.
حتی در صورت پیروزی، تورم، بیکاری و فقر بدتر از گذشته خواهد بود. قدرت خرید خانوارها سقوط کرده، زیرساخت هایی چون فوالد و انرژی آسیب دیده، صادرات کاهش یافته و صنایع پیشــین و پسین آنها نیز دچار آسیب شــده اند. نااطمینانی ها افزایش، سرمایه گذاری کاهش و در نتیجه رشــد اقتصادی روندی نزولــی طی می کند. تجربه اخیر جنگ اوکراین نیز نشــان داد با وجود حمایت های جهان غرب، اقتصاد آن کشور در سراشیبی قرار گرفته است. صندوق بین المللی پول نرخ تورم ســال ۲۰۲۶ را ۶۸.۹ درصد پیش بینی کرده و بنابر تازه ترین گزارش های بانک مرکزی از تورم نقطه به نقطه ۶۷ و ۵۳.۹ درصد در فروردین و اردیبهشــت، نوید صعودی تندتر را می دهد.
رکود تورمی عمیق تر شــده، بنگاه ها توان حفظ نیــروی کار را ندارند و تعدیل نیرو گسترش یافته اســت. برخی بنگاه های کلیدی آسیب دیده اند، برخی دیگر سرمایه در گردش ندارند و بیکاری ناشی از جنگ رکورد خواهد زد. یکی دیگر از آثار مهم جنگ، شــکل گیری قشــربندی جدید است؛ اقلیتی که از جنگ سود می برند و انبوه مردمی که از آن زیان می بینند. حاصل این وضعیت، تعمیق فقر و گســتره نارضایتی اســت که بســتری برای بهره برداری دشــمن فراهم می کند. آمریکا با نگه داشتن روابط در فضای ابهام و طوالنی کردن جنگ و تحریکات تفرقه انداز، از داخل بر کشــور فشار می آورد. از سوی دیگر، جریانات تند سیاســی در تالش اند خیابان را به نفع خود مصادره کنند و با شــعارهای تند، بر وحدت ملی ضربه بزنند. این جریان، مکمل خطرناک دشمنان بیرونی است.
هوشیاری ایجاب می کند که حاکمیت:
• در عرصه اقتصادی: از هر سیاســتی مانند آزادسازی نرخ ارز یا کاهش حمایت از اقشار آسیب پذیر که فشار را بر دوش مردم بیفزاید، بپرهیزد.
• در عرصه سیاســی: راه گفت وگو با تشــکل ها را بگشــاید. اجازه داده شود تشــکل های منتقد دیدگاه های خود را در باره چگونگی خروج از شــرایط جنگی به وضوح بیان کنند.
• در عرصه فرهنگی: تکثر را بپذیرد.
• در عرصه قضائی: با تعادل، موازین شرعی و رأفت و عفو، رفتار کند. عفو معترضان پیش از جنگ (بهجز کسانی که دستشان به خون آغشته شده است) راهکاری مهم برای تحکیم وحدت است.
فراموش نکنیم: دشمن فقط در شکافهای عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موفق میشود. اگر انسجام درونی باشد، از بیگانه هیچ کاری ساخته نیست. حاکمیت باید در این راه شجاعانه عمل کند تا بتواند وحدت ملی را پاس بدارد.»