توافق با آمریکا؛ فرصتی برای آزادسازی منابع ایران
ایران از آتشبس با ایالات متحده چه منفعتی خواهد برد؟
این گفتوگو میگوید توافق احتمالی ایران و آمریکا میتواند با آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و کاهش تحریم نفتی، منابع مالی بزرگی در اختیار تهران بگذارد. در عین حال، کنترل ایران بر تنگه هرمز معادلات پیشین را تغییر داده و بازگشت کامل وضعیت این آبراه به دوران پیش از جنگ، بعید به نظر میرسد.
فرارو– ایالات متحده و ایران ممکن است در حال نزدیکتر شدن به توافقی برای پایان دادن به جنگ جاری خود باشند. چنین توافقی برای اقتصاد جهانی، که از بسته شدن تنگه هرمز آسیب دیده است، اهمیتی بسیار بزرگ خواهد داشت. اما شاید بالاترین سطح مخاطره برای ایران باشد؛ کشوری که ماهها تحت محاصره شدید آمریکا قرار داشته و سالها نیز با تحریمهای گستردهتر روبهرو بوده است.
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، ایران میتواند انتظار چه نوع کاهش تحریمهایی را داشته باشد؟ ایران چگونه اقتصاد جنگی خود را در میانه محاصره آمریکا مدیریت کرده است؟ و آیا وضعیت در تنگه هرمز هرگز به شرایط پیش از جنگ بازخواهد گشت؟
اینها فقط چند نمونه از پرسشهایی هستند که در گفتوگوی اخیر من با آدام توز*، ستوننویس اقتصادی فارین پالیسی، مطرح شد. آنچه در ادامه میآید، گزیدهای است گفتگوی من با ایشان است.
کامرون عبادی: دقیقاً امتیازهای اقتصادی احتمالیای که میتواند به ایران داده شود چیست؟ و این در عمل چگونه میتواند کار کند؟
آدام توز: اگر کمی در این موضوع دقیق شوید، آنچه واقعاً در اینجا مطرح است، مجموعهای از داراییهای [مسدودشده ایرانی] است؛ اساساً مطالباتی که ایرانیها یا دولت ایران یا تأمینکنندگان ایرانی یا بانکهای ایرانی از بقیه جهان دارند و ممکن است به حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که میتواند معادل یکسوم تولید ناخالص داخلیِ ایران باشد. نکته حیاتی این است که بیشتر این داراییها در ایالات متحده نیستند. این داراییها به دلیل تهدید تحریمهای ثانویه آمریکا علیه هر کسی که با ایران معامله کند، تحریم و در همان محل خود بلوکه شدهاند.
بنابراین، ما تصور میکنیم مبالغ بزرگی از پول که اسماً به نام ایران است، در جاهایی به دوری کره جنوبی قرار دارد، اما همچنین در دیگر نقاط خلیج فارس نیز هست؛ شاید ۷ میلیارد دلار در هند و ۱۲ میلیارد دلار در قطر. همه اینها در اصل نتیجه معاملاتی هستند که هرگز کامل نشدهاند و سپس مسدود شده و در ظرفهای مختلفِ داراییهای بلوکه شده انباشته شدهاند. بنابراین، فروش نفت و گازی که هرگز بهطور کامل نهایی نشد. یا یک مجموعه بهویژه مبهم به سفارشهای نظامی بازمیگردد که رژیم شاه به ایالات متحده داده بود و بهاصطلاح برای آنها پیشپرداخت کرده بود، اما آمریکاییها البته هرگز آنها را تحویل ندادند. بنابراین، ظاهراً مقدار بسیار بزرگی پول در بیرون وجود دارد که به نفع ایران است و اگر آمریکاییها این تحریم ها را بردارند، جریان بسیار قابلتوجهی از منابع را برای ایران آزاد خواهد کرد.
موضوع فوریتر این است که به نظر میرسد آمریکاییها پیشنهاد میکنند نفت ایران از تحریم خارج شود؛ چیزی که بالاخره سلاح اصلی راهبرد فشار حداکثری از دهه ۲۰۱۰ به بعد بود، راهبردی که هدفش محروم کردن ایران از منبع اصلی ارز خارجیاش بود. این دیگر مسئله منابع انباشتهشده نیست، بلکه مسئله فروش نفت است؛ نفتی که ایران بهوفور در اختیار دارد و میتواند آن را فوراً در برابر پول نقد بفروشد. و ظاهراً آمریکاییها، البته، تا حدی به این موضوع علاقهمندند، چون فقط میخواهند بازار جهانی نفت از بنبست خارج شود و دولت ترامپ نگران ورود به انتخابات میاندورهای با قیمت بنزین بالای ۵ دلار برای هر گالن در ایالات متحده است.
در داخل ایران مقاومتهایی در برابر توافق وجود دارد. در طرف آمریکایی نیز سردرگمی وجود دارد و در طرف اسرائیلیها هم مقاومت هست؛ کسانی که فقط میخواهند سختگیرانه پیش بروند و مجموعهای از کارهای تخریبی دارند که میخواهند به پایان برسانند، بهویژه در لبنان؛ موضوعی که ظاهراً بخشی از هر نوع بسته توافقی خواهد بود. بنابراین، وضعیت بسیار آشفته است، اما ما واقعاً در حال آزمودن مرزها و محدوده آن چیزی هستیم که ممکن است در اینجا امکانپذیر باشد؛ به شکلی که تنها چند سال پیش غیرقابل تصور بود.
کامرون عبادی: ایران تحت تحریمهای شدید دولت ترامپ از جمله یک محاصره واقعی علیه بنادر ایران، فعالیت کرده است. ایران در برابر فشار اقتصادی ناشی از این وضعیت چگونه دوام آورده است؟
آدام توز: فکر میکنم یکی از چیزهایی که در بحث درباره این جنگ باید مستقیماً بر آن تمرکز کرد، میزان آشوب، اختلال، هرجومرج، ترس، آسیب و خسارتی است که همه اینها برای ایران به همراه آورده است. این جنگی انتخابی از سوی اسرائیل و ایالات متحده است. با وجود همه لافزنیها و تهدیدهای طرف اسرائیلی، این جنگ، بهطور کلی، بهشدت نامتقارن است.
اسرائیل بهطور نظاممند زیرساختهای صنعتی ایران را هدف قرار میدهد. آنها نیز هیچ ابایی از بیان آن ندارند و وقتی تحت فشار قرار میگیرند، بهسادگی توضیح میدهند که هدف، فرسایش مجتمع نظامی - صنعتی ایران است. بنابراین، آنها کارخانههای فولاد ایران را هدف قرار دادهاند. بخش پتروشیمی را هدف قرار دادهاند. آنها تلاش میکنند بافت و زیرساخت اقتصاد این کشور را ویران کنند. خود ایرانیها در حال حاضر رقم خسارت را حدود ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام میکنند و این رقمی عظیم است. این رقم حدود نیمی از تولید ناخالص داخلی ایران است. این نبردی بسیار، بسیار نابرابر است.
کامرون عبادی: درباره چگونگی بازگشایی تنگه هرمز ابهام دیپلماتیک زیادی وجود دارد. اکنون برخی پیشنهادها مطرح است که ایران، بهجای وضع عوارض به شیوههایی که تاکنون برای عبور از تنگه هرمز تلاش کرده اعمال کند، میتواند انواع مختلفی از هزینهها را دریافت کند. چگونه میتوانیم تشخیص دهیم که آیا ایران همچنان بر این پهنه آبی که تا این اندازه برای اقتصاد جهانی حیاتی است، کنترل دارد یا نه؟
آدام توز: فکر میکنم این یک نمونه فنی بسیار خوب از نکتهای بسیار بزرگتر و گستردهتر است؛ و آن اینکه تصور بازگشت اوضاع به حالت عادی در این منطقه، دستکم در آینده نزدیک، بسیار دشوار است. وقتی ایرانیها قدرتی را که کنترل هرمز به آنها میدهد احساس کردهاند، وقتی فرض بنیادین راهبرد آمریکا در منطقه از زمان دکترین کارتر در اواخر دهه ۱۹۷۰ یعنی اینکه مسئله کنترل این آبراه هرگز نباید مطرح شود و ایران هرگز نباید در موقعیتی قرار گیرد که حتی رؤیای اعمال کنترل مؤثر را در سر بپروراند با تجربهای که از آغاز این جنگ کاملاً گمراهانه به دست آوردهایم، زیر سؤال رفته است، چگونه میتوانیم دوباره به وضعیت پیشین بازگردیم؟ پاسخ من این است که فکر نمیکنم در آینده قابل پیشبینی چنین بازگشتی رخ دهد.
و مبالغی که مطرح است، از منظر گردانندگان نفتکشهای بزرگ ناچیزند؛ زیرا ارزش آن نفتکشها صد برابر هر رقمی است که ایران ممکن است وسوسه شود مطالبه کند. بنابراین، نوعی سازوکار همزیستی و تفاهم عملی شکل خواهد گرفت. و اگر این مسئله روزی بهسادگی بهعنوان «عوارض» بازنمایی شود، برای طرف آمریکایی عمیقاً شرمآور خواهد بود.
آدام توز، ستوننویس نشریه فارین پالیسی و مدیر موسسه اروپایی در دانشگاه کلمبیا