انتقاد رضا نصری از پیشنویس قطعنامه شورای امنیت علیه ایران
کارشناس حقوق بینالملل اعلام کرد: پیشنویس قطعنامه شورای امنیت اساساً نامتوازن است. بندهای مقدماتی آن بهصورت گزینشی اقدامات ایران را «محکوم» و «مایه تأسف» توصیف میکنند و ایران را بهعنوان عامل اصلی بیثباتی منطقه معرفی میکنند، بیآنکه هیچ اشارهای به زمینه گستردهتر بحران داشته باشند.
رضا نصری، کارشناس حقوق بینالملل، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
این پیشنویس قطعنامه شورای امنیت مایه ننگ است و تصویب آن، چه تحت فشار آمریکا و چه به هر دلیل دیگر، صلح و حقوق بینالملل را بهطور جدی تضعیف خواهد کرد.
نخست، این قطعنامه اساساً نامتوازن است. بندهای مقدماتی آن بهصورت گزینشی اقدامات ایران را «محکوم» و «مایه تأسف» توصیف میکنند و ایران را بهعنوان عامل اصلی بیثباتی منطقه معرفی میکنند، بیآنکه هیچ اشارهای به زمینه گستردهتر بحران داشته باشند. یعنی به تجاوزات پیشین، حضور سنگین نظامی آمریکا، تشدید تنشها، تهدیدها و مطالبات حداکثری که خود در شکلگیری وضعیت کنونی نقش داشتهاند هیچ پرداخته نشده. این پیشنویس، با ترسیم مسئله بهصورت «ایران در برابر جهان»، هرگونه تعامل دیپلماتیک جدی را از پیش منتفی میکند.
دوم، متن قطعنامه ایران را به نقض آتشبس متهم میکند، اما بهطرزی ریاکارانه هیچ اشارهای به محاصره دریایی تحمیلشده از سوی آمریکا — که خود نقض فاحش آتشبس و حقوق بینالملل است — یا حملات مداوم اسرائیل به لبنان، که آن نیز نقض آتشبس محسوب میشود، ندارد.
این متن، اهداف جنگی آمریکا و اسرائیل را بهگونهای فریبکارانه در قالب «نگرانیهای بشردوستانه» یا مسئله «آزادی کشتیرانی» بازنمایی میکند، در حالی که هیچ اشارهای به حملات وحشیانه آمریکا و اسرائیل علیه زیرساختهای غیرنظامی ایران، بیمارستانها و تولیدکنندگان دارو ندارد. این حملات مصداق آشکار جنایات جنگی هستند و فاجعه واقعی انسانی را رقم زدهاند.
سوم، بندهای اجرایی قطعنامه، مطالباتی گسترده، فوری و یکجانبه را بدون هیچگونه اقدام متقابل برای ایران تحمیل میکنند. این بندها ایران را ملزم میسازند فوراً همه حملات و تهدیدها را متوقف کند، محل مینهای دریایی را اعلام و آنها را جمعآوری که و امکان ایجاد یک گذرگاه بشردوستانه را فراهم سازد؛ اما در عین حال، حضور ناوهای جنگی آمریکا، زیردریاییها و کشتیهای لجستیکی پشتیبان پایگاههای نظامی آمریکا را که به قصد تجاوز آزادانه از تنگه عبور میکردند و مستقیماً امنیت و منافع حیاتی ایران را تهدید میکردند، نادیده میگیرد.
همچنین، این متن هرگونه کمک کشورهای عضو سازمان ملل متحد به ایران برای «بستن تنگه یا وضع عوارض عبور» را ممنوع میکند و بدینترتیب حق حاکمیتی آنها برای انعقاد توافقات دوجانبه با ایران را نادیده میگیرد. در همین حال، بند ۶ «حق کشورهای عضو برای دفاع از کشتیهای خود» را مورد تأکید قرار میدهد؛ با اینکه این عبارت بهراحتی میتواند بهمنزله چراغ سبز برای رویارویی نظامی تعبیر شود. یعنی قطعنامه از یک سو هر مسیر ممکن برای کاهش تدریجی تنشها را مسدود کند و راه را برای اقدام نظامی هموار میسازد.
چهارم، این قطعنامه همان اصولی را تضعیف میکند که مدعی دفاع از آنهاست. این متن حقوق کشتیرانی ذیل کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل متحد را مورد استناد قرار میدهد، اما عملاً از یک کشور ساحلی میخواهد بهطور یکجانبه از موضع دفاعی خود در آبهایش دست بکشد، بیآنکه به نظامیسازی آن سوی کرانه خلیج فارس توسط آمریکا اشارهای داشته باشد. یعنی به اقدامی که تنگه را به امتداد یک منطقه نظامی تبدیل کرده و بیطرفی مورد انتظار از آبراههای بینالمللی را از میان برده است به هیچ عنوان نمیپردازد.
پنجم، این قطعنامه در حالی ادعا میکند در خدمت منافع اقتصاد جهانی است که در واقع بهدنبال تداوم بحران است. این متن هشدار میدهد در صورتعدم پایبندی ایران، موضوع دوباره به شورای امنیت بازخواهد گشت تا «اقدامات مؤثر، از جمله تحریمها» بررسی شود، بیآنکه این واقعیت را در نظر بگیرد که تحریمهای بیشتر یا حتی صرفِ تهدید به اقدام نظامی، در عمل موجب افزایش بیشتر قیمت جهانی انرژی و مواد غذایی خواهد شد.
در اصل، این قطعنامه به نحوی طراحی شده که نهتنها کمکی به صلح نخواهد کرد، بلکه تصویب آن یک اهرم پروپاگاندا برای ترامپ ایجاد خواهد کرد تا بتواند ادعا کند جامعه بینالمللی بهصورت پسینی به یک تجاوز غیرقانونی را مشروعیت بخشیده و او را برای تشدید تنشها با بیپروایی بیشتر جسورتر سازد. در این راستا، حمایت برخی دولتهای عربی از این قطعنامه نیز شرمآور است. این دولتها میزبان پایگاههای نظامی آمریکا در خاک خود بوده و بهطور مادی و معنوی تجاوزات را تسهیل کردهاند. آنها نه از منظر حقوقی و نه از منظر اخلاقی صلاحیت ارائه متنی را دارند که مدعی دفاع از اصول بنیادین منشور سازمان ملل متحد است.