روی باسکول جنگ/ بررسی وضعیت درگیریهای خلیجفارس از چند زاویه
محمد صادق جوادیحصار، سخنگوی اعتماد ملی تحلیلگر سیاسی، با اشاره به تبادل پیامها میان ایران و امریکا و طرح ایده «ترکتخاصم» میگوید: «منطقیترین راه در شرایط کنونی آن است که دوطرف با تحقق مطالبات حداقلیشان، از تقابل مستقیم پرهیز کنند تا زمینه برای گفتوگو و دستیابی به یک توافق جامع در آینده فراهم شود؛ زیرا حفظ عزت ملی در کنار واقعگرایی، بهترین مسیر عبور از تنشهاست.
مناسبات ارتباطی ایران و امریکا و تبعات منطقهای و جهانی آن به اندازهای مبهم شده که کسی به درستی نمیداند در پس این فضای غبارآلود آیا توافق و تفاهم و ثباتی نهفته است یا اینکه احتمال افزایش تنشها و آغاز رویارویی دوطرف محتمل است. در کشاکش همه این علامت سوالها اما یک واقعیت مبرهن وجود دارد و آن اینکه امروز در ایران اتحاد و انسجام قابلتوجهی در خصوص دورنمای جنگ، مذاکره و ترک تخاصم شکل گرفته است.
به گزارش اعتماد، امروز مردم ایران به اندازهای به مذاکرهکنندگان خود اعتماد دارند که اگر رای به جنگ دهند، یا حکم به تداوم گفتوگوها دهند و نهایتا اعلام ترک تخاصم کنند، مردم پذیرای آن هستند. چرا که هم به دولت اعتماد دارند و هم به سایر ارکان نظامی که در بزنگاهها، منافع ملی و تمامیت ارضی کشور را حراست کرده است. در روزهایی که معلوم نیست قایق غوطهور سیاست جهانی در دریای مواج تنازع و مذاکره و گفتوگو آیا به سمت ساحل ثبات میراند یا به سمت افزایش درگیریها، ایرانیان از یکطرف به مردان میدان و نظامیانشان اعتماد کرده و از سوی دیگر به مذاکرهکنندگان تکیه زدهاند تا نهایتا از پس این کشاکشها، منافع ملی ظهور و بروز کند. «اعتماد» برای بررسی شرایط موجود سراغ محمد صادق جوادیحصار و ناصر ایمانی دو تحلیلگر اصلاحطلب و اصولگرا رفته تا روایتهای تازهای از این روزهای ایران برای مخاطبان تدارک ببیند.
محمدصادق جوادی حصار: باید آرمانها را حفظ کرده اما با واقعیتها زندگی کنیم
محمد صادق جوادیحصار، سخنگوی اعتماد ملی تحلیلگر سیاسی، با اشاره به تبادل پیامها میان ایران و امریکا و طرح ایده «ترکتخاصم» میگوید: «منطقیترین راه در شرایط کنونی آن است که دوطرف با تحقق مطالبات حداقلیشان، از تقابل مستقیم پرهیز کنند تا زمینه برای گفتوگو و دستیابی به یک توافق جامع در آینده فراهم شود؛ زیرا حفظ عزت ملی در کنار واقعگرایی، بهترین مسیر عبور از تنشهاست.
جوادیحصار، درباره تحولات اخیر در روابط ایران و امریکا اظهار میکند: «آنگونه که گفته میشود، دوطرف در هفتههای اخیر پیامهایی را رد و بدل کردهاند و در آخرین تحرکات، ایده «ترک تخاصم» با مطالبات حداقلی از سوی طرفین مطرح شده است تا در فرصت مناسب، مسیر مذاکرات دنبال شود. البته در داخل کشور نیز صداهای مخالف مذاکره شنیده میشود که انتقاداتی را مطرح میکنند، اما باید مجموعه شرایط را بهصورت واقعبینانه دید.
این تحلیلگر با بیان اینکه از دیرباز معتقد بوده باید با امریکاییها به شیوهای حکمتآمیز و مصلحتاندیشانه رفتار کرد، میگوید: «: اگر امکان صلح فراهم نباشد، دستکم میتوان به سمت ترک تخاصم حرکت کرد. به این معنا که طرفین علیه یکدیگر اقدامی انجام ندهند تا زمینه برای صلح پایدار در آینده فراهم شود. منطقیترین راه همین است و باید با عقلانیت با مساله برخورد کنیم. ما در جایی که لازم بوده سخت ایستادهایم و اکنون که زمان گفتوگوست، باید آداب گفتوگو را نیز رعایت کنیم. ناصرخسرو قبادیانی معتقد بود « به گاه درشتی، درشتم چو سوهان/ به هنگان نرمی، به نرمی حریرم. » ایران زمانی که میبایست درشت باشد، مثل سوهان برنده هیمنه امریکاییها را به ریخت و امروز که گاه گفتوگوست باید آداب گفتوگو را رعایت کند.»
این تحلیلگر سیاسی ادامه میدهد: « همانطور که در داخل کشور فشار افکار عمومی و مطالبات حداکثری از سوی برخی گروهها علیه مذاکرهکنندگان ایرانی وجود دارد، طرف امریکایی نیز تحت فشار افکار عمومی مردم امریکا و کنگره قرار دارد. بنابراین باید شرایط دوطرف را در نظر گرفت. شعار نابودی امریکا با واقعیتهای موجود فاصله دارد. ما نمیتوانیم امریکا را نابود کنیم، اما میتوانیم شرایطی ایجاد کنیم که این کشور برای ما ضرری نداشته باشد و به ما آسیب نرساند. اگر بتوانیم به نقطهای برسیم که دوطرف اعلام کنند کاری به کار یکدیگر ندارند، این خود یک پیروزی ارزشمند است. باید متناسب با ظرفیتها، تواناییها و امکانات کشور با دنیا وارد تعامل با امریکا و سایر کشورها شد. برداشتن گامهای بزرگ بدون توجه به مقدورات، میتواند تبعات سنگینی به همراه داشته باشد.»
جوادیحصار با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی میافزاید: «تجربه هشت سال جنگ نشان داد که ادامه یک مسیر بدون محاسبه دقیق هزینه و فایده، خسارتهای جبرانناپذیری به کشور تحمیل میکند. اگر در مقطعی پس از فتح خرمشهر تصمیم متفاوتی گرفته میشد، شاید بسیاری از هزینهها و تلفات رخ نمیداد. در آن زمان عربستان حاضر شد کل خسارات ایران در جنگ با عراق را پرداخت کند اما گروهی کفنپوش شدند و این موضوع باعث وارد شدن خسارات بسیار به کشور و مردم شد. امروز نیز باید از تجربه گذشته درس گرفت. همانگونه که پذیرش قطعنامه در آن زمان با وجود تلخی، به پایان جنگ انجامید، اکنون نیز باید تصمیماتی متناسب با شرایط روز اتخاذ شود. جمهوری اسلامی قدرت و توان دفاع از خود را به دنیا نشان داده و ثابت کرده که میتواند از امنیت و تمامیت ارضی کشور دفاع کند. همین اقتدار سبب شد طرف مقابل شرایط آتشبس را بپذیرد. در عین حال باید برای حیثیت و اعتبار طرف مقابل نیز شأن قائل بود. اگر بخواهیم دیگری را به ذلت بکشانیم، طبیعی است که او نیز در صورت توان، واکنش مشابه نشان خواهد داد. پایان یک درگیری اگر با عزت و آبرو همراه باشد، به سود همه طرفها و حتی منطقه و جهان خواهد بود.»
سخنگوی حزب اعتماد ملی یادآور میشود: « برخی محاسبات غلط و توصیههای نادرست از سوی افراد تندرو، کشور را با هزینههای سنگین مواجه کرده است. اکنون زمان آن رسیده که عقلای کشور تصمیم بگیرند و جامعه را قانع کنند که آرمانخواهی باید در کنار واقعبینی معنا پیدا کند. باید آرمانها را حفظ کرد، اما با واقعیتها زندگی کرد. واقعیت این است که هر دو طرف تحت فشار هستند و ادامه مسیر تقابل میتواند هزینههای بیشتری تحمیل کند. بهترین راه، یافتن مسیر میانهای است که در آن عزت، امنیت و اقتدار ایران حفظ شود و در عین حال زمینهای فراهم آید تا طرف مقابل نیز از ادامه دشمنی فاصله بگیرد. تنها از مسیر عقلانیت و تعامل متناسب با توان ملی میتوان از شرایط دشوار عبور کرد.»
ناصر ایمانی: درباره جنگ، هرمز و مذاکره اختلافی میان تصمیمگیران وجود ندارد
ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا، با اشاره به تحولات اخیر و روند مذاکرات ایران و امریکا میگوید در سطح مسوولان تصمیمگیر و تصمیمساز کشور درباره نحوه مواجهه با جنگ، موضوع تنگه هرمز و مسیر مذاکره، اختلاف جدی وجود ندارد و نوعی اجماع شکل گرفته است. ایمانی تأکید میکند که ایران پس از این رویدادها جایگاهی متفاوت و تأثیرگذارتر در نظم جهانی خواهد داشت و در صورت تحقق اهداف مورد نظر، گشایشهای مهم سیاسی و اقتصادی در انتظار کشور است.
ایمانی میگوید: « برای اولین بار است که در خصوص موضوع مهمی مانند مذاکرات دوگانهای در کشور مشاهده نمیشود. اکثریت قریب به اتفاق مسوولان تصمیمگیر و تصمیمساز در یک چارچوب مشترک فکر میکنند. چه در مورد جنگ، چه در مورد وضعیت تنگههرمز، چه در خصوص اصل مذاکره، نحوه مذاکره و خطوط اصلی آن، میان آنها اختلاف اساسی نمیبینم. وقتی میگوییم اختلاف، منظور اختلاف راهبردی است. یعنی اینکه برخی بگویند باید میدان را رها کنیم و به مذاکره بچسبیم، یا بالعکس مذاکره را کنار بگذاریم و فقط به میدان تکیه کنیم. به اعتقاد من، چنین دوگانهای در سطح مردم و مسوولان اساسا وجود ندارد. اختلافنظرها بیشتر در سطح روشها و تاکتیکهاست؛ اینکه مثلا یک جلسه چگونه پیش برود، اولویتبندیها چه باشد یا چه زمانی کدام گام برداشته شود. اما در اصل ماجرا، نوعی اجماع شکل گرفته است.»
ایمانی ادامه میدهد: « اگر به روند جنگ 40روزه نگاه کنیم، از همان ساعات نخست که درگیریها آغاز شد تا زمان آتشبس، بسیاری از صاحبنظران از جناحها و دیدگاههای مختلف اذعان کردهاند که نحوه اداره این دوره، جزو نمونههای موفق بوده است. چه در میدان جنگ و چه در مراحل اولیه مذاکره، مجموعه اقدامات تقریبا بدون نقص یا حداقل با کمترین خطا پیش رفت. بهویژه در مورد این حدود چهل روز جنگ، بسیاری از تحلیلگران میگویند مدیریت میدان و نیز نحوه ورود و خروج از مذاکرات اولیه، در مجموع قابل دفاع و حتی تحسینبرانگیز بوده است. نتیجه این عملکرد، ایجاد نوعی اعتماد نسبت به مسوولان تصمیمگیر و تصمیمساز است؛ اعتمادی که هم به میدان مربوط میشود و هم به میز مذاکره.»
او میگوید: «به نظر من، این اعتماد فقط در سطح نخبگان نیست. وقتی نگاه میکنیم میبینیم بیش از ۵۰ روز است که مردم هر شب در خیابانها حضور پیدا میکنند، همراهی میکنند، هزینه میدهند و از مواضع کشور دفاع میکنند. البته طبیعی است که در جامعه ۹۰ میلیونی، افرادی باشند که حرفهای تند، غیرکارشناسی یا حتی بیربط بزنند؛ این همواره بوده و خواهد بود. اما این قبیل اظهارنظرها، بهخصوص آنهایی که بیشتر در جهت ترجیح سیاستهای ترامپی یا تندروانه در امریکا تعبیر میشود، به نظر من محل اعتنا نیست. مهم آن اجماعی است که امروز میان تصمیمگیران، بخش بزرگی از نخبگان سیاسی و بدنه اجتماعی شکل گرفته است. معتقدم رسانهها نباید چندصدای حاشیهای یا بسیار تند را بیش از اندازه بزرگ کنند و طوری فضا را بسازند که انگار اختلاف عمیق و جدی وجود دارد. این کار میتواند بخشی از جامعه را دلسرد یا نسبت به تصمیمات کلان بیاعتماد کند.»
ایمانی در پاسخ به پرسش دیگری در این خصوص که اگر در این مرحله ایران بتواند اهداف مورد نظر خود را محقق و به توافقی که مد نظر دارد دست پیدا کند، در چه شرایطی قرار خواهد گرفت؟ میگوید: « سوال بسیار مهمی است. ما نباید دچار غرور شویم، نباید گزافهگویی کنیم، اما در عین حال نباید نقشی را که ایفا کردهایم نادیده بگیریم. هر دو افراط، هم کوچکانگاری و هم بزرگنمایی، غلط است. واقعیت این است که ما در این دوره باعث یک تحول مهم در نظم فعلی جهانی شدیم. ایران توانست مناسبات بینالمللی را تا حد قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد. اگر نگاه کنید به روابط ایالات متحده با اتحادیه اروپا، به مناسبات امریکا با قدرتهای بزرگ آسیایی مانند چین و دیگر کشورها، و همچنین به روابط داخل منطقه، بهخصوص در میان کشورهای حوزه خلیج فارس، میبینید که تغییرات بزرگی رخ داده است. سطح و جایگاه ایران در عرصه جهان معاصر ارتقا پیدا کرده و بسیار متفاوت از دو ماه پیش خواهد بود. ما امروز به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار در صحنه جهانی شناخته میشویم؛ بازیگری که نمیتوان او را نادیده گرفت. از این پس، بسیاری از مناسبات منطقهای و حتی فرامنطقهای با لحاظ کردن نظر و ملاحظات ایران تنظیم خواهد شد. این یعنی افزایش وزن ژئوپلیتیکی و سیاسی کشور، چیزی که در بلندمدت میتواند بر حوزههای مختلف از امنیت گرفته تا اقتصاد اثر بگذارد. در عرصه اقتصادی هم میتوانیم شاهد گشایشهای قابل توجهی باشیم.»
او در تشریح این گشایشهای اقتصادی میگوید: « این گشایشها از چند مسیر امکانپذیر است. اول، به دلیل نقش تعیینکنندهای که ایران در تنگه هرمز دارد. کنترل و تأثیرگذاری ما بر این آبراه حیاتی، خود یک عامل مهم در معادلات انرژی جهان است. دوم، به خاطر الزامی که ایالات متحده، دیر یا زود، در قبال تعدیل یا رفع بخشی از تحریمها خواهد داشت. حتی اگر امریکا بهطور کامل تحریمها را برندارد، دیگر آن امریکای سابق نیست که بتواند به همان شکل گذشته، اراده خود را بر جهان در موضوع تحریم ایران تحمیل کند. شما همین چند روز پیش دیدید که چین رسما اعلام کرد هیچیک از تحریمهای یکجانبه علیه ایران را مشروع و قابل قبول نمیداند. این موضعگیریها نشان میدهد که ساختار تحریمها در حال فرسایش است و اجماع سابق علیه ایران دیگر وجود ندارد. از طریق افزایش حضور و نفوذ در بازارهای انرژی و هم از طریق بهبود جایگاه در مذاکرات اقتصادی و سیاسی، ایران شرایط اقتصادی متفاوتی را تجربه میکند. به نظر من، اگر تصمیمهای درست گرفته شود، میتوان امیدوار بود که در داخل کشور هم گشایشهای زیستی و معیشتی قابل توجهی اتفاق بیفتد.»