اعلام پیروزی زودگذر ترامپ در برابر دست برتر ایران در مذاکرات
ترامپ با اعلام آتشبس دو هفتهای خود را پیروز جلوه میدهد، اما واقعیت متفاوت است. ایران با ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده و کنترل بالفعل بر تنگه هرمز، با قدرت پای مذاکره رفته است. طرح ده مادهای ایران جایگزین طرح پانزده مادهای آمریکا شده و خواستههایی مانند لغو تحریمها، غرامت و حق غنیسازی را شامل میشود. شرکتهای کشتیرانی میان تهدید ایران و تحریمهای آمریکا سرگرداناند و آینده تنگه هرمز همچنان مبهم است.
فرارو- جولیان بورگر خبرنگار ارشد بینالمللی روزنامه گاردین.
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، دونالد ترامپ در اظهاراتی اعلام کرد که دو هفته آتشبس باشد. این به او این فرصت را داده که بگوید: «ما توانستیم تنگه هرمز را باز کنیم، این یک پیروزی بزرگ برای دیپلماسی آمریکاست.» اما در واقعیت، ماجرا جور دیگری است. این ایران است که حالا با قدرت و اعتمادبهنفس بیشتری پای مذاکره نشسته است؛ مذاکراتی که قرار است جمعه یا شنبه در پاکستان برگزار شود. ایران در حالی وارد مذاکره میشود که مقدار زیادی اورانیوم با غنای بالا دارد؛ همان چیزی که اصلیترین نقطه اختلاف با آمریکا و اسرائیل است. بعد از هفتهها بحران، تهران حالا میتواند بگوید حداقل تا حدی روی تنگه هرمز کنترل دارد. نه به خاطر یک توافق کاغذی، بلکه به خاطر اینکه قدرت واقعی خود را نشان داده و میتواند این آبراه باریک را ببندد و اقتصاد جهان را به گروگان بگیرد.
سقوط قیمت نفت و جان گرفتن بازارها؛ واکنش فوری جهان به آتشبس
دونالد ترامپ خیلی زود به یک موفقیت ظاهری رسید. او توانست خودش را همچنان ستاره اصلی این بحران پرتنش نشان دهد؛ همان کسی که قبلاً تهدید کرده بود «یک تمدن کامل نابود میشود» و همه را ترسانده بود. ولی فقط چند ساعت بعد، ادعا کرد که اوضاع را کاملاً عوض کرده و الان نزدیک است که یک پیشرفت بزرگ برای صلح پایدار در خاورمیانه به دست بیاورد. همین که ترامپ حرف زد، قیمت نفت پایین آمد و بازار سهام دنیا کمی جان گرفت. اما واقعیت آتشبس هنوز روشن نیست و هرکس جور دیگری آن را تفسیر میکند. نخستوزیر پاکستان خوشبینانه گفت که آتشبس «همه جا از جمله لبنان» را شامل میشود. اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سریعاً این حرف را رد کرد و قول داد که حملات اسرائیل در مرز شمالیاش همچنان ادامه دارد.
دونالد ترامپ در اظهاراتی بیان کرد که آتشبس فقط وقتی برقرار میشود که «تنگه هرمز کاملاً، سریع و بدون خطر باز شود». ایران قبول کرده که کشتیها دوباره از این تنگه عبور کنند، اما با یک شرط مهم: عبور و مرور باید تحت کنترل نیروهای مسلح ایران باشد. همین عبارت «تحت کنترل» خیلی مهم است. خبرهایی که از منطقه میرسد نشان میدهد که تهران میخواهد نقشه قبلی خود را عملی کند یعنی کنترل تنگه را با عمان تقسیم کند و از هر کشتی دو میلیون دلار عوارض بگیرد. اگر این نقشه اجرا شود، اوضاع کاملاً با قبل از جنگ فرق میکند. قبلاً تنگه هرمز برای همه آزاد بود؛ اما حالا ایران خودش را نگهبان این راه حیاتی معرفی میکند و همزمان یک منبع درآمد جدید و خیلی خوب هم برای خودش دست و پا میکند.
این که معلوم نیست تنگه هرمز در آینده چه میشود، الان دارد روی حملونقل دریایی اثر میگذارد. صدها کشتی که در اثر جنگ در خلیج فارس گیر افتاده بودند، حالا میخواهند از آنجا خارج شوند. ولی چون شرایط هنوز مبهم است و کشتیها میترسند دوباره گرفتار شوند، تعداد خیلی کمی جرات میکنند وارد تنگه شوند. شرکتهای کشتیرانی همچنین نگراناند که اگر به ایران عوارض بدهند، تحریمهای آمریکا را نقض کرده باشند. این یک مشکل حقوقی است که آنها را بین تهدید ایران و تهدید آمریکا سرگردان میکند.
طرح ده مادهای ایران جایگزین طرح پانزده مادهای آمریکا در میز مذاکره
در طول پنج هفته جنگ، دونالد ترامپ نسبت به گذشته تهدیدهای وحشتناکتری کرد؛ آخرین تهدیدش این بود که میگوید «تمدن ایران نابود میشود». او این کار را میکرد به این امید که ایران را در لحظه آخر وادار به عقبنشینی و امتیاز دادن کند؛ اما به نظر نمیرسد این حرفها اثر کرده باشد. وقتی کار به آخر خط رسید، این طرح ده مادهای ایران بود که مبنای کار شد نه طرح پانزده مادهای آمریکا. همان طرحی که ترامپ سهشنبه شب هنگام اعلام آتشبس به آن اشاره کرد و گفت «یک مبنای قابل قبول برای مذاکره» است.
صبح چهارشنبه، انگار تازه دونالد ترامپ فهمیده بود که طرح ده مادهای ایران چه چیزهایی دارد: لغو همه تحریمها، پرداخت غرامت جنگ و قبول حق ایران برای غنیسازی اورانیوم. همه چیزهایی که قبل از این، آمریکا میگفت خط قرمز است و هیچوقت نمیپذیرد. دونالد ترامپ سعی کرد در اولین پیامهایش در آن روز، آتشبس را جوری به تصویر بکشد که به نفع خودش باشد. او در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت که این آتشبس بر اساس طرح پانزده مادهای خودش است و خیلی از موارد آن «قبلاً توافق شدهاند». ولی مهمترین چیزی که گفت این بود که «هیچ غنیسازی اورانیومی» انجام نمیشود و آمریکا با ایران همکاری خواهد کرد تا اورانیوم با غنای بالا را که آن را «غبار هستهای» نامید، از بین ببرد
به نظر میرسد دیگر شکی نیست که ایران در مذاکرات برای راهحل بلندمدت، روی این حق (یعنی حق غنیسازی اورانیوم) به عنوان یک خط قرمز محکم پافشاری خواهد کرد. همان طور که در همه مذاکرات قبلی با غرب همین کار را کرده است. اما این بار، ایران یک برگ برنده قدرتمند دارد که قبلاً هیچوقت نداشته است و آن ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا است؛ موادی که از نظر تئوری برای ساختن ده بمب اتم کافی است.
در آخرین دور مذاکرات که با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه تمام شد، ظاهراً ایران آماده بود که این مقدار اورانیوم را تحویل بدهد. اما حالا، بعد از شش هفته جنگی که بیشتر از چیزی طول کشید که ترامپ انتظار داشت، توازن قدرت تغییر کرده است. این فقط یکی از راههایی است که نشان میدهد آمریکا بعد از این درگیری، نسبت به دور آخر مذاکرات در ژنو، در موقعیت ضعیفتری قرار گرفته است.
هیئت ایرانی به اسلامآباد میرود در حالی که به جهان و مردم ایران نشان داده است این نظام میتواند از بدترین حملاتی که دشمنانش به سمتش پرتاب میکنند، جان سالم به در ببرد. نیروهای ایرانی وقتی آتشبس اعلام شد، هنوز در حال جنگ بودند و یکی یکی ادعاهای دشمنان مبنی بر نابودیشان را رد میکردند. موشکها هنوز به سمت اسرائیل و دیگر متحدان آمریکا شلیک میشدند.
مذاکرات همچنین در شرایط جدیدی شروع میشود: ایران دیگر فقط یک قدرت منطقهای نیست، بلکه حالا یکی از متولیان و صاحبان منافع در تنگه هرمز است ؛ همان شاهرگی که جان اقتصاد جهان به آن بند است. هیئت آمریکایی ممکن است از سر ناراحتی مشت بکوبد روی میز و تهدید کند که مذاکرات را ترک میکند چون «شرایط ایران غیرقابل قبول است». اما این کار را در حالی میکند که میداند حریف مقابلش واقعاً توانایی این را دارد که از طریق کنترل «پمپ بنزین جهان» (یعنی قیمت و جریان نفت)، درد و ضرر خیلی زیادی به دولت ترامپ وارد کند.