از بحران تا مذاکره/ روندهای پشت پرده دیپلماسی پیش از ضربالاجل ترامپ
در کنار فضای پرتنش ناشی از تهدیدهای واشنگتن، گزارشهای منتشرشده از تحرکات دیپلماتیک نشان میدهد گفتوگوهای غیرمستقیم میان ایران و آمریکا از طریق چندین کانال میانجی در جریان است. منابع آگاه از تلاشهای دیپلماتیک گفتهاند که پاکستان، مصر و ترکیه در این روند نقش واسطه را ایفا میکنند.
درحالیکه جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران پس از 39 روز وارد حساسترین مقطع خود شده است، به نظر میرسد همزمان با تحولات میدانی، صحنه دیپلماسی نیز در حال تجربه مرحلهای جدید باشد. با نزدیکشدن به ضربالاجل تعیینشده از سوی دونالد ترامپ، نشانههایی از تحرکات فشرده دیپلماتیک در پشت صحنه آشکار شده است؛ تحرکاتی که هرچند در سایه تهدیدهای تند واشنگتن و تلآویو جریان دارد، اما نشان میدهد حتی در اوج تنشهای نظامی نیز مسیر گفتوگو همچنان به عنوان یکی از گزینههای محتمل روی میز باقی مانده است.
به گزارش شرق، درحالحاضر و به شکل همزمان دو روند متضاد در جریان است؛ از یک سو، تشدید بیسابقه ادبیات تهدیدآمیز از سوی رئیسجمهور ایالات متحده را شاهدیم و از سوی دیگر، تلاش میانجیها برای ایجاد مسیرهایی به منظور توقف درگیریها و دستیابی به توافقی موقت یا پایدار در دستور کار طرفین است. هرچند تا زمان تنظیم این گزارش هیچگونه نشانه قطعی از حصول توافق مشاهده نشده است، اما میتوان احتمال داد اقدامات جاری، در نهایت به این هدف منتهی شود.
تهدیدهای بیسابقه ترامپ و تشدید فشار بر زیرساختهای ایران
در همین حال، برخی تحلیلگران آمریکایی نیز درباره پیامدهای چنین سیاستی هشدار دادهاند. برت مکگورک، مقام ارشد پیشین امنیت ملی در دولتهای مختلف آمریکا، در گفتوگو با شبکه سیانان اعلام کرد به نظر میرسد ترامپ با این تهدیدها در پی «تشدید تنش برای رسیدن به توافق» است.
او با اشاره به تغییر مداوم اهداف اعلامی واشنگتن گفت مواضع کاخ سفید درباره آنچه واقعا در این بحران دنبال میکند، دچار نوسان شده است. درواقع همین تناقضها باعث شده برخی ناظران معتقد باشند واشنگتن بیش از آنکه به دنبال یک درگیری گسترده باشد، میکوشد از طریق نمایش قدرت و افزایش فشار، ایران را به پذیرش شروط مدنظر خود وادار کند.
با این حال، تجربه نشان داده است سیاست تهدید و ارعاب در قبال ایران نهتنها به نتیجه مطلوب برای آمریکا نرسیده، بلکه در بسیاری موارد به تقویت انسجام داخلی و افزایش مقاومت در برابر فشارهای خارجی انجامیده است.
دیپلماسی پنهان در سایه جنگ؛ تلاش میانجیها برای آتشبس
در کنار فضای پرتنش ناشی از تهدیدهای واشنگتن، گزارشهای منتشرشده از تحرکات دیپلماتیک نشان میدهد گفتوگوهای غیرمستقیم میان ایران و آمریکا از طریق چندین کانال میانجی در جریان است. منابع آگاه از تلاشهای دیپلماتیک گفتهاند که پاکستان، مصر و ترکیه در این روند نقش واسطه را ایفا میکنند. براساس این گزارشها، بخشی از ارتباطات نیز از طریق پیامهای مستقیم میان استیو ویتکاف، نماینده ترامپ و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، صورت گرفته است.
گفته میشود در روزهای اخیر چندین پیشنهاد از سوی دولت آمریکا به تهران ارائه شده، اما مقامات ایرانی هنوز آنها را نپذیرفتهاند. به ادعای اکسیوس، میانجیها در حال بررسی چارچوبی دومرحلهای برای کاهش تنش هستند که مرحله نخست آن، شامل برقراری یک آتشبس احتمالی ۴۵روزه است که در این مدت مذاکرات برای پایان دائمی جنگ ادامه خواهد یافت.
در صورت نیاز، امکان تمدید این آتشبس نیز وجود خواهد داشت. مرحله دوم این طرح به دستیابی به توافقی جامع برای پایان جنگ اختصاص دارد. در این مرحله موضوعاتی مانند بازگشایی کامل تنگه هرمز و مسئله ذخایر اورانیوم با غنای بالا در دستور کار قرار میگیرد.
با این حال منابع نزدیک به مذاکرات تأکید کردهاند ایران حاضر نیست در ازای یک آتشبس کوتاهمدت، اهرمهای مهم چانهزنی خود را واگذار کند. دو موضوع تنگه هرمز و پرونده هستهای از مهمترین ابزارهای مذاکره ایران به شمار میروند و طبیعی است که تهران در برابر واگذاری آنها بدون دریافت تضمینهای جدی مقاومت کند. از سوی دیگر، ایران به میانجیها اعلام کرده است تجربههای گذشته، ازجمله وضعیت غزه و لبنان نشان میدهد آتشبسهای بدون ضمانت میتوانند بهراحتی نقض شوند.
بههمیندلیل تهران خواهان تضمینهای واقعی برای جلوگیری از تکرار حملات آمریکا و اسرائیل در آینده است. این موضع درواقع بازتاب تجربه تاریخی ایران در مواجهه با بدعهدیهای مکرر غرب است؛ تجربهای که باعث شده اعتماد به وعدههای واشنگتن در سطح تصمیمگیریهای راهبردی بهشدت محدود باشد.
ابتکار «توافق اسلامآباد»؛ آیا پنجرهای برای پایان بحران گشوده میشود؟
همزمان با تلاشهای چندجانبه برای کاهش تنش، خبرگزاری رویترز نیز از طرح تازهای برای پایاندادن به درگیریها خبر داده است؛ طرحی که گفته میشود با ابتکار پاکستان تدوین شده و میتواند مبنای توافقی اولیه میان تهران و واشنگتن قرار گیرد. براساس این گزارش، چارچوب پیشنهادی شامل دو مرحله اصلی است: نخست اجرای فوری آتشبس و سپس آغاز مذاکرات برای دستیابی به توافقی جامع. این توافق اولیه قرار است در قالب یک یادداشت تفاهم تنظیم و از طریق پاکستان به عنوان کانال ارتباطی میان دو طرف نهایی شود. گزارشها حاکی است فرمانده ارتش پاکستان، فیلدمارشال عاصم منیر، در تماسهای فشرده با مقامات آمریکایی و ایرانی نقش مهمی در پیشبرد این ابتکار داشته است.
گفته میشود او طی تماسهایی با استیو ویتکاف و عراقچی، تلاش کرده زمینه توافق اولیه را فراهم کند. براساس طرح پیشنهادی، در صورت دستیابی به تفاهم اولیه، آتشبس بلافاصله اجرا خواهد شد و تنگه هرمز نیز بازگشایی میشود. سپس دورهای ۱۵ تا ۲۰روزه برای مذاکرات گستردهتر در نظر گرفته خواهد شد تا چارچوب توافق نهایی شکل گیرد. این توافق موقت که در محافل دیپلماتیک با عنوان «توافق اسلامآباد» شناخته میشود، همچنین شامل طرحی برای تنظیم یک چارچوب منطقهای درباره مدیریت تنگه هرمز است.
مذاکرات حضوری نهایی نیز احتمالا در اسلامآباد برگزار خواهد شد. درعینحال مقامات ایرانی پیشتر تأکید کردهاند هدف اصلی تهران دستیابی به آتشبسی پایدار با تضمین تکرارنشدن حملات از سوی آمریکا و اسرائیل است. براساس گزارشها، در صورت تحقق توافق نهایی، ایران در مقابل رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده، تعهداتی درباره حرکتنکردن به سمت سلاح هستهای ارائه خواهد کرد. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا این ابتکار میتواند از مرحله پیشنهاد فراتر برود یا خیر. برخی منابع پاکستانی گفتهاند تهران هنوز پاسخ رسمی خود را به این طرح اعلام نکرده است، هرچند مقامات اسلامآباد تأکید دارند تلاشهای میانجیگری در مسیر درستی قرار دارد.
پاسخ ایران به میانجیگران تدوین شده است
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری صبح دوشنبه ۱۷ فروردینماه در پاسخ به پرسشی درباره گزارشهای غیررسمی درباره طرحی برای پایان جنگ و همزمان تهدیدهای دونالد ترامپ علیه زیرساختهای ایران، اعلام کرد چند روز پیش از طریق واسطهها پیشنهادهایی به تهران منتقل شده است.
به گفته او، طرحی ۱۵مادهای از سوی آمریکا از طریق پاکستان و برخی کشورهای دوست به ایران ارائه شده، اما جمهوری اسلامی ایران همان زمان اعلام کرده این پیشنهادها «زیادهخواهانه، غیرمعمول و غیرمنطقی» بوده و برای تهران پذیرفتنی نیست. او تأکید کرد ایران براساس منافع و ملاحظات خود مجموعه مطالباتش را تدوین کرده و در زمان مناسب درباره آن اطلاعرسانی خواهد کرد.
این دیپلمات کشورمان با اشاره به انتقال پیامها از طریق میانجیها گفت چنین روندی در روابط بینالمللی امری طبیعی است و ایران نیز دیدگاههای خود را از همان ابتدا از طریق همین کانالها منتقل کرده است. بقایی تصریح کرد جمهوری اسلامی ایران از بیان مطالبات مشروع ملت خود خجالت نمیکشد و طرح دیدگاههای صریح در برابر پیشنهادهای طرف مقابل به معنای عقبنشینی نیست. به گفته او، در شرایطی که نیروهای مدافع کشور با شجاعت در میدان حضور دارند، دستگاه دیپلماسی نیز وظایف خود را در چارچوب منافع و امنیت ملی دنبال میکند. سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به تهدیدهای مطرحشده از سوی مقامات آمریکایی درباره هدف قراردادن زیرساختهای ایران، تأکید کرد نفس چنین تهدیدهایی مصداق جنایت جنگی است.
به بیان او: «عادیسازی تهدید به تخریب زیرساختهای انرژی و صنعتی یک کشور و همچنین چراغ سبز دادن به رژیم صهیونیستی برای حمله به اهداف غیرنظامی، طبق حقوق بینالملل بشردوستانه و اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری مصداق جنایت جنگی محسوب میشود». بقایی همچنین با اشاره به سابقه روابط ایران و آمریکا اظهار کرد: جمهوری اسلامی تجربهای بسیار تلخ از مذاکره با واشنگتن دارد و این تجربهها بهراحتی قابل نادیدهگرفتن نیست.
به گفته بقایی، اقدامات آمریکا در یک سال گذشته، ازجمله خروج از تعهدات و رفتارهای متناقض، اعتبار ادعای این کشور درباره دیپلماسی را بهشدت زیر سؤال برده است. او یادآور شد آمریکا فقط در چند ماه گذشته از دهها معاهده و سازمان بینالمللی خارج شده و در عین حال در حالی که از دیپلماسی سخن میگوید، همزمان مرتکب اقدامات خصمانه و حتی جنایت جنگی علیه ایران شده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین درمورد نشست ایران و عمان درباره تنگه هرمز توضیح داد: این گفتوگوها در سطح معاونان وزارت خارجه دو کشور برگزار شده است. به گفته او، ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی این آبراه مهم، در پی تدوین یک پروتکل برای عبور و مرور ایمن شناورها هستند. بقایی یادآور شد در شرایط جنگی، ایران برای جلوگیری از سوءاستفاده طرفهای متجاوز از این مسیر دریایی، محدودیتهایی را برای شناورهای مرتبط با کشورهای متخاصم اعمال کرده، اما برای کشتیهای متعلق به کشورهای غیرمتخاصم تدابیری برای عبور امن در نظر گرفته شده است.
او افزود این مذاکرات با هدف تنظیم شیوهنامههای مشخص برای تضمین امنیت تردد در تنگه هرمز ادامه خواهد یافت. در نهایت، آنچه در این مقطع بیش از هر چیز اهمیت دارد، این واقعیت است که حتی در اوج تنشهای نظامی نیز دیپلماسی همچنان زنده است. ایران در طول این بحران بارها نشان داده در عین دفاع قاطع از حاکمیت و امنیت خود، از مسیر گفتوگو و راهحلهای سیاسی استقبال میکند؛ مشروط بر آنکه این گفتوگوها بر پایه احترام متقابل و بدون تهدید و زورگویی شکل گیرد.
در مقابل، ادامه رویکرد تهدیدآمیز از سوی آمریکا و اسرائیل نهتنها به حل بحران کمکی نخواهد کرد، بلکه میتواند منطقه را به سمت بیثباتی بیشتر سوق دهد. از همین رو، پنجره دیپلماسی هرچند باریک، هنوز باز است و آینده این بحران تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا طرف متجاوز و شخص ترامپ آماده عبور از سیاست فشار و حرکت به سوی راهحلهای واقعی است یا نه.
ایران خاموش نمیشود
در حالی که دستگاه دیپلماسی ایران همچنان تلاش میکند مسیرهای سیاسی برای مهار بحران و جلوگیری از تشدید درگیریها را زنده نگه دارد، برخی مسئولان حوزه انرژی هشدار میدهند تهدیدهای اخیر علیه زیرساختهای حیاتی کشور، بهویژه نیروگاهها و شبکه انرژی، میتواند مرحله تازهای از فشارها را رقم بزند؛ مرحلهای که اگرچه مخاطرهآمیز است، اما لزوما به معنای از کار افتادن توان انرژی کشور نخواهد بود.
رضا سپهوند، عضو هیئترئیسه کمیسیون انرژی مجلس، با اشاره به تهدیدهای مطرحشده علیه زیرساختهای انرژی ایران تأکید میکند هدف قراردادن این زیرساختها، در چارچوب حقوق بینالملل، مصداق جنایت جنگی است؛ بااینحال به گفته او، سکوت نهادهای بینالمللی و دولتهایی که همواره مدعی دفاع از حقوق بشر بودهاند، نشاندهنده نوعی استاندارد دوگانه در مواجهه با چنین تهدیدهایی است.
او یادآور میشود همان کشورها که در جنگ روسیه و اوکراین حمله به زیرساختهای انرژی را بهشدت محکوم میکردند، اکنون در برابر تهدیدهای مشابه علیه ایران، واکنش محسوسی نشان نمیدهند. با وجود این، سپهوند معتقد است ساختار انرژی ایران از ظرفیت درخور توجهی برای مدیریت بحران برخوردار است. به گفته او، تنوع منابع تولید انرژی در کشور از نیروگاههای حرارتی و برقآبی گرفته تا نیروگاههای بادی و خورشیدی و همچنین پراکندگی جغرافیایی نیروگاهها باعث شده شبکه انرژی ایران انعطافپذیری بالایی داشته باشد.
افزون بر این، اتصال شبکه سراسری برق امکان انتقال و جابهجایی انرژی از نقاط مختلف کشور را فراهم میکند و همین ویژگی میتواند در شرایط بحرانی نقش مهمی در پایداری شبکه ایفا کند.
مهدی مسائلی، دبیر سندیکای صنعت برق نیز با اشاره به ظرفیت نصبشده حدود صد هزار مگاواتی نیروگاهها در ایران میگوید: در شرایط فعلی که هنوز مصرف به اوج تابستانی نرسیده، نیاز واقعی کشور کمتر از نیمی از این ظرفیت است؛ موضوعی که در صورت بروز اختلال، امکان مدیریت شبکه را افزایش میدهد. او در عین حال تأکید میکند هیچکس نمیتواند ابعاد دقیق یک حمله احتمالی به نیروگاهها را پیشبینی کند و در بدترین سناریو حتی احتمال خاموشی گسترده نیز وجود دارد، اما تجربه مدیریت بحران در صنعت برق ایران نشان داده توان فنی برای بازگرداندن شبکه در مدتزمان کوتاه وجود دارد.
در چنین شرایطی، اگرچه دیپلماسی همچنان نخستین گزینه برای خروج از بحران محسوب میشود، اما پیام کلی کارشناسان این است که حتی اگر مسیرهای سیاسی به نتیجه نرسد و تهدیدهای مطرحشده عملی شود، ساختار انرژی کشور با توان بومی بهگونهای طراحی شده که امکان تداوم فعالیت و بازیابی سریع را داشته باشد؛ به این معنا که ایران ممکن است با دشواریهایی روبهرو شود، اما خاموش نخواهد شد.
نوذر شفیعی: آنچه پاکستان در شرایط کنونی دنبال میکند، بیشتر در چارچوب «مساعی جمیله» قابل تعریف است تا میانجیگری رسمی
در تحلیل میزان موفقیت پاکستان برای میانجیگری بین ایران و آمریکا و وزن دیپلماتیک اسلامآباد، نوذر شفیعی در گفتوگو با «شرق» ابتدا به ساکن متذکر میشود: «آنچه پاکستان در شرایط کنونی دنبال میکند، بیشتر در چارچوب «مساعی جمیله» قابل تعریف است تا میانجیگری رسمی».
شفیعی در توضیح تفاوت این دو مفهوم یادآور میشود: «در میانجیگری کلاسیک، کشور میانجی طرح مشخصی برای حل اختلاف ارائه میدهد و تلاش میکند بر اساس آن، روند حلوفصل مناقشه را مدیریت کند. اما در مساعی جمیله، کشور ثالث بیشتر نقش نزدیککننده طرفهای درگیر را بر عهده دارد و میکوشد زمینه گفتوگو و پذیرش یک برنامه برای حل اختلاف را فراهم کند». به گفته او، اقداماتی که اکنون از سوی پاکستان مشاهده میشود، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
این استاد روابط بینالملل معتقد است: «ورود کشوری مانند پاکستان به چنین روندی زمانی معنا پیدا میکند که طرفهای درگیر به دلایل مختلف امکان گفتوگوی مستقیم نداشته باشند. در شرایطی که تنشهای سیاسی یا نظامی فضا را برای مذاکره مستقیم محدود میکند، کشور ثالث میتواند با انتقال پیامها و نزدیککردن مواضع، بستر آغاز گفتوگو را فراهم کند. از این منظر، پاکستان یکی از کشورهایی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند؛ زیرا هم پیشینهای در انتقال پیام میان تهران و واشنگتن داشته و هم از روابط نسبتا متوازن با طرفهای مختلف برخوردار است».
نماینده ادوار مجلس با اشاره به جایگاه منطقهای پاکستان توضیح میدهد: «این کشور از چند جهت ظرفیت ایفای چنین نقشی را دارد. پاکستان یک کشور پرجمعیت اسلامی و همسایه ایران است که روابط نزدیکی با تهران دارد. در عین حال، روابط درخور توجهی نیز با آمریکا و بسیاری از کشورهای عربی برقرار کرده و همین ویژگی میتواند امکان ارتباط همزمان با همه طرفها را فراهم کند. افزون بر این، جایگاه پاکستان به عنوان یک قدرت هستهای و بازیگری مهم در معادلات منطقهای، به آن وزن سیاسی خاصی میدهد».
بااینحال، تحلیلگر ارشد حوزه شبهقاره تأکید میکند: «موفقیت چنین تلاشهایی در نهایت به اراده طرفهای اصلی مناقشه بستگی دارد». به گفته این استاد روابط بینالملل: «کشورهایی که نقش میانجی یا مساعی جمیله را ایفا میکنند، زمانی میتوانند اثرگذار باشند که طرفهای درگیر به این نتیجه برسند که ادامه تنش یا جنگ برای آنها هزینهزاست.
در شرایطی که یکی از طرفها احساس برتری در میدان داشته باشد، معمولا تمایل کمتری برای پذیرش میانجیگری یا پیشنهادهای دیپلماتیک وجود دارد». تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی همچنین به سرعت همزمان تحولات نظامی و دیپلماتیک در بحران کنونی اشاره میکند و به باور او: «هرچه تهدیدها بهویژه علیه زیرساختهای حیاتی افزایش پیدا میکند، انگیزه برای فعالشدن دیپلماسی نیز بیشتر میشود. حمله به زیرساختها میتواند پیامدهای گستردهای برای منطقه و حتی اقتصاد جهانی داشته باشد و به همین دلیل بسیاری از بازیگران منطقهای و بینالمللی تمایل دارند از وقوع چنین سناریویی جلوگیری کنند».
در پایان، شفیعی معتقد است: «پاکستان با همکاری کشورهایی مانند ترکیه و مصر میتواند در نزدیککردن مواضع طرفها ایفای نقش کند، اما موفقیت این تلاشها به پذیرش آن از سوی تهران و واشنگتن بستگی دارد». به باور این مدرس دانشگاه: «اگر دو طرف به پیامدهای خطرناک تشدید درگیری و بهویژه حمله به زیرساختهای حیاتی واقف باشند، احتمال افزایش وزن ابتکارهای دیپلماتیک و نقشآفرینی کشورهای ثالث نیز بیشتر خواهد شد».