ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۰۷۹۸

کالبدشکافی روان‌شناختی دونالد ترامپ؛ چرا او از بازنده بودن می‌ترسد؟

کالبدشکافی روان‌شناختی دونالد ترامپ؛ چرا او از بازنده بودن می‌ترسد؟

بررسی ۷ اختلال شخصیتی رئیس‌جمهوری آمریکا؛ از زبان‌پریشی و تکرار واژگان تا خودشیفتگی افراطی و بیماری پارانویا

فرارو- دونالد ترامپ بیش از آنکه سیاستمداری مقتدر باشد، به شخصیتی بیرون آمده از دل یک رمان روان‌شناختی شبیه است.

به گزارش فرارو؛ مردی با موهای نارنجی و کراوات بلند که از سال‌ها پیش ثروتش را به‌عنوان ابزاری برای «دیده شدن» به کار می‌گرفت حالا در قامت رییس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا، دنیا را به چشم یک فیلم هالیوودی می‌بیند و اصرار دارد نقش اول، کارگردان و حتی مسئول جلوه‌های ویژه‌اش خودش باشد.

علم روان‌شناسی و بسیاری از متخصصان سلامت روان عقیده دارند در پس این زرق‌وبرق و رفتارهای خارج از عرف، مجموعه‌ای از گره‌های کور شخصیتی وجود دارد. ترامپ مانند کودکی ناآرام در کالبد یک پیرمرد، مدام به تایید و دیده شدن نیاز دارد. در این نوشته، نقابی که چهره واقعی این شخصیت را پوشانده کنار می‌زنیم تا اختلالات شخصیتی او را از نزدیک بررسی کنیم.

۱. ریشه‌یابی رفتار ترامپ؛ چرا دونالد از بازنده بودن می‌ترسد؟

در روانکاوی هیچ رفتاری بدون بازگشت به دوران کودکی تحلیل نمی‌شود. دونالد ترامپ در سایه پدری بسیار سخت‌گیر و سلطه‌جو بزرگ شد که اعتقاد داشت در زندگی یا باید «قاتل» باشی یا یک «بازنده». این تفکر دوقطبی باعث شده ترامپ در بزرگسالی نتواند هیچ شکستی را بپذیرد.

از نظر ترامپ پذیرش اشتباه یعنی تبدیل شدن به یک «بازنده» و این برای ساختار روانی او به معنای مرگ است. اصرار بر ایستادن در جلوی صف عکس‌های دست‌جمعی یا ادعای مالکیت بر سرزمین دیگر کشورها، در واقع فریاد کودکی است که هنوز می‌خواهد به پدرش ثابت کند برنده نهایی است. برای او، واقعیت تابعی از پیروزی است و اگر واقعیتی با برتری او در تضاد باشد، آن واقعیت باید حذف شود.

۲. اختلال زبان‌پریشی و تکرار واژگان؛ تکنیک خود-هیپنوتیزمی ترامپ

یکی از ویژگی‌های بارز ترامپ، تکرار مداوم حرف‌ها و استفاده افراطی از صفات عالی مثل Greatest ،Best و Huge است. در روان‌شناسی زبان، این تکرارها می‌تواند نشانه کاهش انعطاف‌پذیری ذهنی باشد. او با تکرار یک دروغ یا اغراق، سعی می‌کند یک جهان موازی بسازد.

این تکنیک نوعی خود-هیپنوتیزم برای فرار از حقایق تلخ است. او با تکرار جملات تحقیرآمیز درباره دشمنانش، در واقع در حال «تثبیت روانی» جایگاه خود در صدر جدول قدرت است. این سبک سخنوری، مخاطب عام را هدف قرار می‌دهد تا با ساده‌سازی مفاهیم پیچیده، فضایی هیجانی و غیرعقلانی ایجاد کند.

۳. خودشیفتگی بدخیم دونالد ترامپ

دونالد ترامپ نیازی سیری‌ناپذیر به تحسین‌شدن احساس می‌کند. نمونه‌های این اختلال در دوران جوانی او مشخص است؛ وقتی پول خرج می‌کرد تا چهره‌اش در فیلم‌ها نمایش داده شود یا مثلا بر حک شدن نامش روی ساختمان‌ها اصرار دارد. این حالت را در روانشناسی خودشیفتگی بدخیم (Malignant Narcissism) می‌نامند.

این اختلال، ترکیبی سمی از خودشیفتگی، ضداجتماعی بودن و پرخاشگری است. برای چنین فردی، دیگران ابزاری هستند جهت رسیدن به اهداف شخصی یا آینه‌ای برای تماشای شکوه کاذب خود. او جهان را نه به صورت مجموعه‌ای از انسان‌های مستقل، بلکه به صورت «دنبال‌کنندگان» یا «دشمنان» می‌بیند. حد وسطی برای ترامپ وجود ندارد.

دونالد ترامپدونالد ترامپ بیش از آنکه سیاستمداری مقتدر باشد، به شخصیتی بیرون آمده از دل یک رمان روان‌شناختی شبیه است

۴. عقده تجمل‌گرایی و ولع طلا؛ تحلیل روانکاوی ترس از زوال

تمایل اغراق‌آمیز ترامپ به تجملات (از برج‌های طلاکاری شده تا ایده ساخت سالن رقص ۴۰۰ میلیون دلاری در کاخ سفید) ریشه در یک اضطراب عمیق دارد. روانکاوان معتقدند افرادی که به شکلی افراطی دنبال اشیاء باارزش هستند، در واقع سعی دارند یک فقر عاطفی یا احساس حقارت پنهان در دوران کودکی را جبران کنند.

ادعای مالکیت بر سرزمین‌های دیگر یا تلاش برای تصاحب اشیایی مثل مدال قهرمانی ورزشکاران و چکش‌های طلایی اجلاس‌ها، نشان‌دهنده پررنگ بودن مرز میان «من» و «دیگران» در ذهن اوست. او هر چیز زیبایی را حق طبیعی خود می‌پندارد. از سوی دیگر طلا نماد ابدیت است؛ ترامپ با محصور کردن خودش در طلا سعی می‌کند با واقعیت گریزناپذیر پیر شدن و مرگ مبارزه کند.

۵. اختلال شخصیت ضداجتماعی؛ چرا ترامپ از تحقیر دیگران لذت می‌برد؟

رفتارهای خارج از عرف دیپلماتیک مثل دست دادن‌های آزاردهنده برای نمایش قدرت بدنی و زیر پا گذاشتن پروتکل‌ها، همگی نشانه‌هایی از اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند. افراد مبتلا به این اختلال، تعهد کمی به قوانین اجتماعی یا اخلاقی دارند.

پرونده‌های مربوط به آزار زنان یا حضور در محافل بدنامی چون جزیره اپستین، نشان‌دهنده ضعف شدید وجدان اخلاقی در اوست. ترامپ از تحقیر دیگران لذت می‌برد چون این کار به او حس قدرت کاذب می‌دهد.

تحلیل عزت‌نفس شکننده؛ چرا ترامپ فقط با افراد متملق کار می‌کند؟

دونالد ترامپ به شدت از نقد گریزان است. او همیشه به یک «حصار انسانی» از متملقان نیاز دارد تا واقعیت‌های تلخ به گوشش نرسد. بر خلاف ظاهر قدرتمند، عزت‌نفس او به شدت شکننده است و با کوچک‌ترین انتقادی فرو می‌ریزد. اخراج سریع مخالفان، مکانیسمی برای محافظت از این ساختار روانی لرزان محسوب می‌شود.

۶. پارانویا و مکانیسم دفاعی فرافکنی؛ چرا ترامپ همه را فاسد می‌بیند؟

خط و نشان کشیدن مدام برای دشمنان فرضی و واقعی نشان‌دهنده رگه‌هایی از بدبینی مفرط یا پارانویا است. او جهان را مکانی خطرناک می‌بیند که در آن یا باید شکارچی بود یا شکار.

تاجر نیویورکی به طور مکرر از مکانیسم دفاعی فرافکنی استفاده می‌کند تا ویژگی‌های منفی خود را به دیگران نسبت می‌دهد. اگر خودش فاسد باشد، دیگران را فاسد می‌نامد. اگر خودش در حال تهدید باشد، دیگران را تهدیدگر خطاب می‌کند. این کار به او اجازه می‌دهد بدون احساس گناه، به دیگران حمله کند.

۷. ترس از میکروب و مکانیسم انکار؛ پشت پرده فوبیای ذهنی ترامپ

یکی از ابعاد نادیده شخصیت ترامپ، ترس شدید او از میکروب‌ها است. این ترس در روانکاوی، نماد اضطرابِ از دست دادن کنترل است. شاید خنده‌دار به نظر برسد که او می‌خواهد بر کل جهان نظارت داشته باشد ولی از موجودات ذره‌بینی وحشت دارد.

او همچنین از بدوی‌ترین مکانیسم دفاعی یعنی «انکار» استفاده می‌کند. وقتی حقیقتی به او فشار می‌آورد، مثل کودکی که چشم‌هایش را می‌بندد تا دیده نشود آن را خبر جعلی و Fake News می‌نامد.

علم روانکاوی، دونالد ترامپ را مردی می‌داند که در پس ساختارشکنی‌های سیاسی، سرگرم نبردی بی‌پایان با عقده‌های گذشته و ترس‌های درونی‌ خود است ولی می‌خواهد هزینه این جنگ‌ها را دنیا بپردازد.

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات متنی