علی بیگدلی در گفتگو با فرارو تحلیل کرد:
ترامپ میخواهد مرحله دوم نقشه خود را اجرا کند / ادعای حمایت از مردم ایران محو شد
ترورها، اقتضائات شرایط فعلی و نوع برخورد ایالات متحده و اسرائیل، باعث شده فضای تصمیم گیری، به سمت نظامی حرکت کند. درست است که اکنون مسئله تنگه هرمز برای ایران به یک نقطه قوت یا اطمینان تبدیل شده است اما این کارت بازی بسیار مهم و حساس است و اگر قرار باشد ترامپ به تهدیدهای خود در خصوص زیرساخت های برق یا آب عمل کند، حجم تخریب های متقابل حتی فراتر از این بحث هم خواهد بود.
فرارو- دومین ماه جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل با حملات آمریکا به زیرساخت هایی از جمله پتروشیمی ماهشهر و پل B1 کرج، آغاز شد و این در حالیست که ترامپ در روزهای نخست جنگ ادعاهایی در خصوص تلاش حمایت از مردم ایران و عدم آسیب به زیرساخت های حیاتی کشور را مطرح می کرد. اکنون با تهدیدهای جدید وی در خصوص حمله به زیرساخت های برق، تحلیلها در خصوص ادامه جنگ تغییر کرده است.
به گزارش فرارو، دکتر علی بیگدلی، استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در گفتگو با فرارو به تحلیل وضعیت موجود پرداخته است:
در مرحله دوم جنگ حمله به زیرساختهای کشور شروع شده است
علی بیگدلی به فرارو گفت: «در جنگ ۱۲ روزه آمریکاییها و اسرائیلیها هر حملهای که کردند و هر تروری که انجام میدادند با این هدف بود که تزلزلی در کل نظام ایجاد کنند اما در نهایت اینطور نشد. در جنگ فعلی نیز در هفتههای ابتدایی نوع اهداف و حملات مشابه جنگ قبلی بود اما باز هم اتفاقی که انتظارش را داشتند رخ نداد و اکنون دست به حملات خشنتری میزنند. در مرحله دوم جنگ، تهدیدها علیه زیرساختهای ایران شروع شد و حتی با حمله به زیرساختهای پتروشیمی و بزرگترین پل خاورمیانه در کرج، به فعلیت درآمد. اما سوال مهمی که ایجاد میشود این است که چرا ترامپ که روزهای اول حرف از حمله به حاکمیت و دفاع از مردم ایران میزد، اکنون کاملا تغییر رویکرد داده است؟ پاسخ روشن است. در مرحله اول، به نتیجهای نرسیدهاند و اکنون میخواهند مرحله دوم نقشه خود را اجرا کنند.»
وی افزود: «ترامپ تصور میکند با آسیب رساندن به زیرساختهای کشور میتواند همزمان موجب نارضایتی مردم و آسیب به نظام شود و با هدف گرفتن زیرساختهایی که مستقیما بر اقتصاد کشور موثر است، به دنبال هزینهزایی برای حاکمیت است. اما این نوع اقدامات بسیار خطرناک است و تبعات سنگینی برای کشور خواهد داشت.»
جنگ به مبهمترین مرحله خود رسیده است
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در ادامه در خصوص چشمانداز صلح یا آتش بس موقت گفت: «در حال حاضر، هیچ نقطه مشترک روشنی بین طرفین وجود ندارد. ۵ پیشنهاد آمریکاییها و پیشنهادات ایران اساسا اشتراکات قابل توجهی ندارد. بنابراین راههای آتش بس تقریبا به پایان رسیده است. مسئله دیگر این است که اگر جنگ به همین ترتیب ادامه پیدا کند حجم تخریب زیرساختها، خواه برای ایران و خواه برای کشورهای منطقه بالا خواهد رفت و طبعا ایران در برابر هر حمله تخریبی طرف مقابل حملاتی گسترده را تدارک دیده است. نه تنها ایران، بلکه همه کشورهای منطقه به نفت، پتروشیمی و زیرساختهای این حوزه نیازمند است. بنابراین حملات ایالات متحده یا اسرائیل به این نوع زیرساخت ها، تبعاتی بسیار جدی برای کل منطقه خواهد داشت.»
وی افزود: «جنگ به مبهمترین مرحله خود رسیده است چرا که هر ۳ طرف از ادامه جنگ خسته شدهاند اما هیچ یک حاضر نیستند بازنده این جنگ باشند و با آن چه به عنوان «خواسته طرف مقابل» شناخته میشود، موافقت کنند. از یک سو ایران به ویژه بعد از شهادت رهبری در ابتدای جنگ، قصد کوتاه آمدن ندارد، ترامپ نیز از سوی افکار عمومی و کنگره تحت فشار قرار دارد. بنابراین نمیتواند دست خالی از جنگ خارج شود و هیچ دستاوردی نداشته باشد. اگر ترامپ در این جنگ شکست را متحمل شود، حزب جمهوری خواه تا چندین دوره بعد، به پیروزی نخواهد رسید. حتی هم اکنون نیز محبوبیت حزب او تحت فشار شرایط فعلی، روند نزولی را طی میکند، بنابراین، شرایط بسیار سخت و پیچیده است.»
فضای تصمیمگیری کشور بر اساس شرایط، نظامی است
این استاد دانشگاه در خصوص نوع تصمیم گیریها و مسائل نظامی و دیپلماتیک گفت: «ترورها، اقتضائات شرایط فعلی و نوع برخورد ایالات متحده و اسرائیل، باعث شده فضای تصمیم گیری، به سمت نظامی حرکت کند. درست است که اکنون مسئله تنگه هرمز برای ایران به یک نقطه قوت یا اطمینان تبدیل شده است اما این کارت بازی بسیار مهم و حساس است و اگر قرار باشد ترامپ به تهدیدهای خود در خصوص زیرساختهای برق یا آب عمل کند، حجم تخریبهای متقابل از این بحث نیز خواهد بود. در چنین فضایی هیچ تحلیلگری نمیتواند پیشنهاد دقیقی به طرفین ارائه دهد، اما شاید آن چه آقای ظریف در مقاله خود مطرح کرده بود را بتوان منطقی ارزیابی کرد.»
وی افزود: «کشورهای منطقه نیز متوجه شرایط شدهاند و میدانند حتی قراردادهای نظامی و امنیتی با ایالات متحده نیز نتوانسته برای آنان امنیت مطلوبی ایجاد کند. آمریکا نیز به عنوان یکی از طرفین درگیر در جنگ، تا کنون، هزینههای سنگینی را متحمل شده است و اسرائیل نیز اکنون به جز ایران با حزب الله درگیری شدیدی دارد. بنابراین وضعیت از هر سو، بسیار سخت پیش میرود و نمیتوان گفت وضعیت طرف مقابل مطلوب است.»
شعار «دفاع و حمایت از مردم ایران» به طور کامل محو شد
این کارشناس ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: «همه جنگها بالاخره روزی پایان میرسد؛ اما به نظر میرسد تلاشهای دیپلماتیک در جنگ فعلی تا کنون فایده خاصی نداشته است. نشست مشترک عربستان، پاکستان، مصر و ترکیه علیرغم این که در ظاهر، نشست مهمی بود اما موثر نبود. علت هم این بود که موثر بودن یک نشست در این سطح به شروط طرفین درگیر و خواستههای آنان بستگی دارد. اکنون با توجه به تضاد خواستههای طرفین، چشمانداز روشنی برای آینده جنگ وجود ندارد. آن چه اکنون در سایه تهدیدها و نوع عملکرد ترامپ میبینیم این است که شعار دفاع از مردم ایران به طور کامل محو شده و دیگر ترامپ نمیتواند مدعی شود در حال حمایت از ایرانیان است.»