مرتضی افقه در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
چه اصراری است که سران دولت مدام از این مجلس به آن مجلس سخنرانی کنند؟
متاسفانه عده ای از اقتصادخواندهها که صرفا بر مبانی نظری اقتصاد تاکید دارند، باعث شدند سیاست تک نرخی کردن ارز، به کرسی بنشیند و نتیجه هم میبینیم که تعریفی ندارد. اعتراض هم که میکنیم، می گویند ما پیشبینی جنگ و اعتراضات را نکرده بودیم.
فرارو- از همان روزهای ابتدایی فعالیت دولت چهاردهم، به اعتقاد اغلب تحلیلگران حوزه اقتصاد، شرایط کشور در حالت بحرانی قرار داشت و این بحران با وقوع جنگ 12 روزه و بحرانهای اجتماعی ماههای اخیر، تشدید شده است. با این وجود برخی چهرههای دولت چهاردهم از جمله معاون اول و سخنگوی دولت میگویند دولت به فکر معیشت مردم است.
به گزارش فرارو، عارف اخیرا گفته است: «پیش از ورود به رقابتهای اقتصادی، باید رفاقت ملی را تقویت کنیم؛ در همین چارچوب پرداخت مطالبات معوقه بخش خصوصی و تأمین سرمایه در گردش صنایع با اولویت در دستور کار دولت قرار دارد. فعالان اقتصادی در آن ایام، منافع ملی را بر منافع شخصی ترجیح دادند و این رویکرد مسئولانه، نگاه حاکمیت به نقشآفرینی بخش خصوصی را بیش از پیش تقویت کرد.»
اگرچه این صحبت ها به شکل تئوریک، جذاب به نظر می رسد اما پرسشهایی در این باره مطرح است که طرح عباراتی مثل «رفاقت ملی» یا «رقابت اقتصادی» فارغ از رنگ و آب زیبای خود قرار است دقیقا چگونه به شکل عملی بر معیشت مردم تاثیرگذار شود؟
دکتر مرتضی افقه، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه چمران اهواز در گفتگو با فرارو به این پرسشها پاسخ داده است:
کابینه پزشکیان ضعیفترین کابینه در شرایط پیچیده فعلی است
مرتضی افقه به فرارو گفت: «در سختترین و بدترین شرایط اقتصادی کشور، دولت، به علت وفاق یا هر دلیل دیگری، یکی از ضعیفترین کابینهها را معرفی کرده که توان مدیریت و هدایت در شرایط بسیار بغرنج و پیچیده اکنون را ندارد. این پیچیدگی و بغرنج بودن از یک سو به دلیل شرایط داخلی است؛ بعد از 8 سال به دلیل تداوم تحریمها و به اتمام رسیدن ذخایر ارزی و ریالی، به شدت تحت فشار قرار داریم، از سوی دیگر به دلیل شرایط بین المللی و وقوع جنگ 12 روزه و اسنپبک و حضور ایالاتمتحده در منطقه است. همچنین تنشها و اعتراضات اجتماعی نیز به حساسیت شرایط دامن زد.»
وی افزود: «در این وضعیت حساس، عملا دولت آقای پزشکیان کارآمدی لازم را نشان نداد و چه بسا اصلا نمیتوانیم انتظاری از این کابینه داشته باشیم. متاسفانه آقای پزشکیان از همان ابتدا با این جمله سر کار آمد که «من چیزی نمیدانم و بلد نیستم»، اما به هر حال، فردی که هوش و ذکاوتی دارد که منتهی میشود به پزشک متخصص شدن، باید وقتی با نظرات متخصصان رو به رو میشود، بتواند تصمیمگیریهای عاقلانهای داشته باشد. متاسفانه ایشان یکی از بدترین توصیهها را که آزادسازی قیمت ارز به اسم تک نرخی کردن ارز بود پذیرفتهاند. بارها به دلایل متعدد تاکید کردهام که نرخ ارز تک نرخی نمیشود و اکنون هم نشده است. آقای پزشکیان خبر دارند که با همین تصمیم چه شوکی به زندگی افراد وارد کرده اند؟»
چرا پزشکیان و کابینه وی مدام در حال سخنرانی هستند؟
این اقتصاددان در ادامه گفت :«آقای پزشکیان نباید چشم و گوش بسته به توصیههای اطرافیان خود گوش کند، بلکه باید دقت کند این توصیهها تا چه حد برای کشور مفید یا مضر خواهد بود. به اعتقاد من، دولت کار چندانی نمیتواند انجام دهد. اما مشکل دقیقا از جایی است که مسئولان، آقایان و خانمهای سخنگو حرفهایی میزنند که مردم نه تنها خوشحال نمیشوند بلکه حتی بدشان هم می آید. مردم از تکرار حرفهای بی معنی در شرایط فعلی ناراحت میشوند. من اصلا تعجبم از این است که آقای پزشکیان و سایر مسئولان ذیربط، به چه دلیل، مرتب سخنرانی میکنند و به این مجلس و آن مجلس میروند و حرفهایی میزنند که بعد از آن ناچار میشوند، حرفهای خود را به اصطلاح عامیانه ماستمالی کنند، چرا که برخی حرفهایشان به جای خوشحال کردن مردم، آنها را ناراحت می کند.»
وی افزود: «وقتی حرفهای مسئولان با واقعیات سازگاری چندانی ندارد، چه سودی برای مردم خواهد داشت که این حرفها را بشنوند. درباره سخنگوی دولت و وعدههای معیشتی که مدام میدهد، میتوانیم اینطور بگوییم که سخنگوی دولت مجبور است بعد از هر جلسهای، صحبت کند و حتی شعارهایی را مطرح کند. هر چند همین سخنگوی دولت هم شاید بهتر باشد به جای شعار دادنهایی که چندان تطابقی با واقعیات ندارد، تصمیمات قابل عملیاتی شدن را بگوید. اما درباره خود رئیسجمهور و معاون اول او میتوانیم این را مورد تاکید قرار دهیم که شاید بد نباشد از هر چندباری که ایشان و معاونانشان برای سخنرانی اینطرف و آنطرف دعوت میشوند چند بار هم قبول نکنند و بگویند ما حرفی برای گفتن نداریم.»
تصمیمگیری اقتصادی 2 ضربدر 2 نیست؛ بلکه مبتنی بر شرایط جامعه است
این استاد دانشگاه تاکید کرد: «آخر چه اصراری وجود دارد که سران دولت مدام از این مجلس به آن مجلس رفته و سخنرانی کنند؟ در این شرایط کشور، رئیسجمهور چه حرفی برای گفتن دارد؟ به جز این است که وقتی مجبور است بدون آمادگی صحبت کند، حرفهایی پر از اشتباه نیز تحویل مخاطبان بدهد؟ به اعتقاد من در شرایط موجود بهترین تصمیم این است که کابینه دولت کمتر صحبت کنند و صرفا به بیان تصمیمات خود اکتفا کنند. هر جا هم تصمیم اشتباهی گرفتند صادقانه بگویند تصمیم اشتباه بوده و آن را اصلاح کنند، مگرنه، دوران شعار دادنهای پوپولیستی که با واقعیتهای جامعه همخوانی ندارد، تمام شده است و این نوع اظهارنظرها به جز این که جایگاه اجتماعی گوینده را نازل کند، کارکرد دیگری ندارد.»
وی افزود: «این موضوع را بارها تکرار کردهام که مخالفت من با آزادسازی ارز دقیقا به خاطر ضربه شدیدی است که این اقدام به سفرههای مردم می زند. متاسفانه عده ای از اقتصادخواندهها که صرفا بر مبانی نظری اقتصاد تاکید دارند، باعث شدند این سیاست به کرسی بنشیند و نتیجه هم میبینیم که تعریفی ندارد. اعتراض هم که میکنیم، می گویند ما پیشبینی جنگ و اعتراضات را نکرده بودیم. این نوع تصمیم گیری اصلا منطق ندارد؟ تصمیمگیری در این سطح، مبتنی بر علوم اجتماعی است. باید درک کنیم که تصمیمات اقتصادی فقط 2 ضربدر 2 نیست. بلکه کاملا اجتماعیست. شرایط ما با شرایط تئوریهایی که در کشورهایی با اقتصاد قدرتمند و حکمرانی قوی اجرا میشود، متفاوت است.دیدیم که معجزاتی که قرار بود رخ دهد نیز رخ نداده است. گفته میشود اول یک شوک ارزی به کشور وارد میشود سپس شرایط تغییر خواهد کرد.اما این وعدهها هم محقق نشد.»