عمران صلاحی؛ آقای حکایتی و روایت یک دوستی ماندگار
عمران صلاحی در ۱ اسفند ۱۳۲۵ متولد شد و در ۱۱ مهر ۱۳۸۵ درگذشت. دوستی او با حسین منزوی، دوستیای پایدار و معروف بود که برای مدتها نقل انجمنهای ادبی تهران بود.
فرارو- عمران صلاحی یکی از چهرههای موفق در تاریخ معاصر ایران درزَمینه طنزنویسی است.
به گزارش فرارو، صلاحی شاعری توانا بود که علاوه بر اشعاری که مضامین عاشقانه و اجتماعی و... داشت، اشعار و مطالب طنز بسیار زیبایی را نیز از خود به یادگار گذاشت.
آقای حکایتی، یار غار حسین منزوی
بهشوخی خودش را محصول مشترک اردبیل و باکو در تهران میدانست. عمران، در تهران، از پدری اردبیلی و مادری اهل باکو متولد شده بود. پدرش کارمند راهآهن بود. بهسبب شرایط شغلی پدرش در دوران تصحیلات ابتدایی به قم رفت و روزگار تحصیلات ابتدایی در این شهر گذراند. در ادامه مجددا به تهران رفت و برای بار سوم پساز مدتی از تهران به تبریز نقلمکان کرد.
در تبریز به مدرسه «شهریار» رفت و در همین مدرسه بود که با اشعار شهریار آشنا شد. در همین دوره، بهسبب علاقهای که به دبیر درس ادبیاتش، سید عبدالعظیم فیاض، داشت، علاقهاش به ادبیات را جدیتر گرفت و دوران شاعری عمران صلاحی از همین نقطه آغاز شد. پساز مرگ پدرش، بار دیگر بههمراه خانواده به تهران بازگشت و وارد مدرسه وحید شد و در این مدرسه درنهایت موفق شد که دوران تحصیل را پشتسر بگذارد.
عمران بههمراه خانواده در محله جوادیه تهران ساکن شده بود. این محله درادامه باعث شکلگیری دوستیای شد که برای مدتهای در جلسات ادبی تهران شناخته شده بود. حسین منزوی، در همان روزگار در منزل عمویش در جوادیه زندگی میکرد. حضور همزمان عمران و حسین منزوی در این محله باعث شد تا دوستی تنگاتنگی بین این دو شاعر دربگیرد.
اولین بار زمانیکه عمران صلاحی به انجمن ادبی آذرآبادگان رفته بود، منزوی را دید. منزوی که چند باری عمران را در کوچهپسکوچههای جوادیه دیده بود، از عمران خواست تا از آن پس با یکدیگر به جلسات ادبی بروند. به این شکل یکی از معروفترین دوستیهای ادبی تاریخ معاصر ادبیات فارسی رقم خورد؛ دوستیای که قریب به چهل سال به طول انجامید.
اشعارِ حسین منزوی بهمراتب باکیفیتتر از اشعار عمران بودند و خود صلاحی نیز از بیان این مسئله ابایی نداشت. صلاحی، منزوی را شاعری ذاتی و تماموقت میدانست که شعر را زندگی میکرد. اشعار صلاحی بیشتر اشعار طنز بودند و همین مسئله باعث شد تا وی در ادامه دست به پژوهش در این حوزه نیز بزند. رفتهرفته و با بیشتر شدن مشغلهها بین او و یار غارش فاصله افتاد و ارتباط وی با حسین منزوی کمتروکمتر شد. کار تا جایی کشید که در اواخر عمر گهگاهی بهشکل گذری یکدیگر را میدیدند. بااینحال ارادتی که میان این دو دوست بود هرگز فروکش نکرد و تا زمان مرگ حسین منزوی در سال 1383 نیز همچنان ادامه داشت.
عمران که در طنزنویسی به فردی صاحبسبک بدل شده بود، برای مدت مدیدی با مجله گلآقا همکاری داشت و در این مجله تخلصهای زیادی را ازجمله ابوقراضه، بچه جوادیه، پیت حلبی و... برای خود برگزید. بااینحال در سرودن شعرهای جدیتر نیز تبحر داشت و تعدادی زیادی شعر در قوالب و مضامین مختلف از خود به یادگار گذاشت.
آشنایی با پرویز شاپور باعث شد تا عمران بهشکل جدی در مجله توفیق شروع به نوشتن بکند. همچنین با به استخدام درآمدن در رادیو و صدا و سیما، فعالیتهای رسانهای وی گستردهتر از همیشه شد. صلاحی غرق در کار در رسانه بود و درکنار آن به نوشتن شعر نیز میپرداخت. وی بهسبب نوشتن داستانهای طنز در مجلاتی ازقبیل آدینه و دنیای سخن، به آقای حکایتی معروف شده بود.
رفتهرفته این مشغلهها بین او و یار غارش فاصله انداخت و ارتباط وی با حسین منزوی کمتروکمتر شد. کار تا جایی کشید که در اواخر عمر گهگاهی بهشکل گذری یکدیگر را میدیدند. بااینحال ارادتی که میان این دو دوست بود هرگز فروکش نکرد و تا زمان مرگ حسین منزوی در سال 1383 نیز همچنان ادامه داشت.