توافق ناقص، کابوس کامل؛ نگرانی عمیق اسرائیل از مهار نشدن قدرت ایران
آیا تلآویو در پشتصحنه، ماشه جنگ در واشنگتن را میکشد؟
در آستانه مذاکرات استانبول، تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل بهطور همزمان در سه سطح دیپلماتیک، نظامی و رسانهای تشدید شده است. برخوردهای دریایی، فشارهای اسرائیل بر واشنگتن و اختلافات عمیق در محاسبات امنیتی طرفها نشان میدهد چشمانداز توافق جامع بسیار ضعیف است. اسرائیل توافق محدود را تهدیدزا میداند، ایران به نیت آمریکا بدبین است و دولت ترامپ میان دیپلماسی و فشار نظامی گرفتار شده؛ نتیجه، مذاکرهای شکننده در سایه خطر تشدید بحران است.
فرارو- مقامهای ارشد ایالات متحده و ایران قرار است روز جمعه در مسقط دیدار کردند؛ گفتوگوهایی که با هدف کاهش تنش میان دو کشور انجام میشود.
به گزارش فرارو، در هفتههای اخیر، ترامپ تهدید کرده است که اگر رهبران ایران در برابر خواستههای او عقبنشینی نکنند، ایران را بمباران خواهد کرد.
روابط میان ترامپ و ایران از زمان دوره نخست ریاستجمهوری او تیره بوده است؛ دورهای که ایالات متحده را از توافق بینالمللی سال ۲۰۱۵ برای محدودسازی برنامه هستهای ایران خارج کرد. این روابط طی یک سال گذشته بهمراتب وخیمتر شده است. در ماه ژوئن، ایالات متحده بههمراه اسرائیل تأسیسات هستهای ایران را بمباران کرد و مدعی شد توانایی این کشور برای غنیسازی اورانیوم را بهطور قابلتوجهی عقب رانده است.
مطالبات ترامپ معطوف به نگرانیهای دیرینه واشنگتن درباره تهدیدی بود که ایران و نیروهای مقاومت متوجه پایگاههای نظامی آمریکا و متحدان نزدیک این کشور از جمله اسرائیل و عربستان سعودی میکنند. اما با وجود آنکه بسیاری از کشورهای خاورمیانه نیز با فعالیتهای منطقهای ایران مخالفاند، شمار اندکی از همسایگان ایران از تهدید ترامپ به حمله نظامی حمایت کردند؛ چرا که نگران بودند چنین اقدامی آتش جنگی فراگیر را شعلهور کند.
علی واعظ، مدیر پرونده ایران در «گروه بینالمللی بحران»، در اینباره گفت: «واکنش هماهنگ و بیسابقه منطقهای، بیش از آنکه تأییدکننده ایران باشد، نوعی عقبنشینی جمعی در برابر چشمانداز مداخلهای آمریکایی است که میتواند آشوبی را آزاد کند که به مرزهای ملی محدود نخواهد ماند.»
در هفتههای اخیر، دیپلماتهایی از ترکیه، مصر، عمان و عراق در تماس با دو طرف بودهاند و در تلاش برای جلوگیری از تشدید تنش، پیامها را میان تهران و واشنگتن جابهجا کردهاند. به گفته دو مقام ایرانی، نخستوزیر قطر نیز اخیراً در چارچوب همین تلاشهای دیپلماتیک به ایران سفر کرده است. بر اساس گفته مقامهای ایرانی و یک مقام آمریکایی، عباس عراقچی و استیو ویتکاف بهطور مستقیم از طریق پیامک با یکدیگر در ارتباط هستند.
تنش روی آب؛ برخوردهای نظامی در آستانه مذاکرات هستهای
در روزهای گذشته، دو رویارویی پیاپی میان نیروهای آمریکایی و ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز و دریای عرب رخ داده است؛ صحنهای که بار دیگر تنش را به آبهای خلیج بازگرداند و از تشدیدی دوگانه میان واشنگتن و تهران، تنها چند روز پیش از دور تازه مذاکرات هستهای، پرده برداشت. به گزارش «المانیتور»، یک جنگنده آمریکایی از نوع «اف-۳۵ » که از ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» به پرواز درآمده بود، یک پهپاد ایرانی از نوع «شاهد-۱۳۹» را سرنگون کرد که این پهپاد به گروه ناوگانی آمریکا در آبهای دریای عرب نزدیک شده بود.
از سوی دیگر، فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد که پهپاد ایرانی هشدارهای مکرر را نادیده گرفته و همین امر جنگنده آمریکایی را ناچار کرده است «در چارچوب دفاع از خود» آن را ساقط کند. این فرماندهی تأکید کرد که هیچگونه خسارت یا آسیبی به خدمه ناو وارد نشده است. در حادثهای دیگر و جداگانه که چند ساعت بعد رخ داد، قایقهای تندروی وابسته به سپاه پاسداران ایران تلاش کردند در هنگام عبور یک نفتکش آمریکایی با نام «استینا ایمپرتیو» در نزدیکی تنگه هرمز، آن را متوقف کنند و از آن خواستند موتورهای خود را خاموش کند. بنا بر گزارشهای امنیت دریایی، این قایقها که به تیربارهای نیماینچی مجهز بودند، به نفتکش نزدیک شدند، اما با مداخله ناوشکن آمریکایی «یواساس مکاول» و هواپیماهای آمریکایی برای تأمین امنیت نفتکش، نیروهای ایرانی عقبنشینی کرده و بدون وقوع درگیری مستقیم، منطقه را ترک کردند.
این تحولات دریایی نخستین رویداد از این نوع پس از تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علیه ایران به شمار میآید و همزمان با افزایش حضور ناوها و هواپیماهای رزمی آمریکا در منطقه رخ داده است. در حالی که تهران حضور نیروهای آمریکایی در نزدیکی سواحل خود را «تحریکی مستقیم» میداند، ناظران معتقدند این دو حادثه آزمونی خطرناک برای معادله بازدارندگی میان دو طرف است؛ آن هم در یکی از حساسترین گذرگاههای آبی جهان، جایی که نزدیک به یکسوم تولید نفت جهان از آن عبور میکند.
تلآویو در آستانه عبور از خط قرمز؛ مذاکره بهمثابه پوشش، ضربه بهعنوان هدف
محاسبات امنیت ملی اسرائیل، بیش از هر زمان دیگری، بر یک اولویت یعنی وارد آوردن ضربه به ایران متمرکز شده است. در این چارچوب، مسیر دیپلماسی نه بهعنوان جایگزینی برای اقدام نظامی، بلکه بهمثابه ابزاری برای مصرف مشروعیت سیاسی و آمادهسازی افکار عمومی و بینالمللی جهت توجیه یک حمله احتمالی دیده میشود.
منابع عبری از تغییر کیفی در معادله بازدارندگی تلآویو در برابر تهران خبر میدهند؛ تغییری که از چارچوبهای سنتی امنیتی عبور کرده و گزینه «شکستن قواعد درگیری» از طریق یک ضربه غافلگیرکننده را همچنان روی میز تصمیمسازان اسرائیلی نگه داشته است. روزنامه «معاریو» نیز با تأیید این روند مینویسد معادله امنیت ملی اسرائیل در حال بازتعریف است؛ معادلهای که دیگر صرفاً بر شراکت راهبردی با آمریکا در حمله نظامی با ایران تکیه ندارد و ضرورت اقدام مستقل را در صورت ناکامی یا عقبنشینی واشنگتن، بهعنوان یک سناریوی واقعی در دستور کار قرار داده است؛ حتی اگر بهای آن، تنش در روابط با کاخ سفید باشد.
به نوشته این روزنامه، تلآویو بر این باور است که حتی در صورت تیرهشدن روابط با دولت آمریکا، ابزارهایی برای ترمیم آن در اختیار دارد؛ از جمله اتکا به پیوندهای عمیق و ساختاری با حزب جمهوریخواه؛ جریانی که، فارغ از اینکه چه کسی ساکن کاخ سفید باشد، حاضر نیست وضعیتی را بپذیرد که از نگاه اسرائیل تهدیدی وجودی تلقی شود.
توافق ناقص، کابوس کامل
در محاسبات امنیتی اسرائیل، هیچ توافق هستهای احتمالی با ایران بهمنزله پایان تهدید تلقی نمیشود. برعکس، چنین توافقی از نگاه تلآویو یک آزمون پرمخاطره است؛ آزمونی درباره آنچه بیرون از متن توافق باقی میماند و دقیقاً همانجاست که نگرانیهای اصلی آغاز میشود. برای اسرائیل، مسئله هرگز صرفاً به تعداد سانتریفیوژها یا درصد غنیسازی محدود نبوده است؛ پرسش بنیادین، سرنوشت موشکها و آینده بازوهای منطقهای ایران است.
روزنامه «یدیعوت أحرونوت» به نقل از نهادهای امنیتی اسرائیل مینویسد تمرکز مذاکرات صرفاً بر پرونده هستهای، عملاً به معنای مشروعیتبخشیدن به سایر مؤلفههای قدرت ایران است؛ از برنامه موشکهای بالستیکی که بهدور از هیاهو در حال توسعهاند، تا توانمندیهای دقیق و نقطهزن که قادرند عمق سرزمینی اسرائیل را هدف بگیرند و شبکهای از نیروهای مقاومت که از جنوب لبنان تا یمن و عراق امتداد یافته است. از همین منظر، تلآویو تلاش میکند «خطوط قرمز» خود را شفاف ترسیم کند و آنها را بیواسطه به تصمیمگیران کاخ سفید منتقل سازد.
ناظران از وضعیتی کمسابقه در سطح نگرانیهای اسرائیل سخن میگویند؛ نگرانیای که ریشه در احتمال حرکت یکجانبه متحد آمریکایی بهسوی «توافقی ناقص» با ایران دارد. توافقی که ممکن است از یک راهحل موقت، به واقعیتی پایدار تبدیل شود؛ واقعیتی که در آن بهجای رفع تهدیدها، صرفاً مدیریت ریسکها در دستور کار قرار گیرد، در حالی که «دندانهای» قدرت ایران سالم باقی میماند؛ گویی توافقی امضا شده، بیآنکه معادله تهدید واقعاً دگرگون شده باشد.
افشاگری بهمثابه اهرم فشار؛ اسرائیل و مهندسی تصمیم جنگ در واشنگتن
در ارزیابی کارشناسان، اسرائیل همزمان با تدارک مذاکرات تازه درباره پرونده ایران در استانبول، دامنه فشارهای خود بر دولت آمریکا را بهطور محسوسی افزایش داده است؛ فشاری چندلایه که هدف نهایی آن، سوقدادن واشنگتن بهسوی وارد آوردن ضربهای نظامی به تهران ارزیابی میشود. این تلاشها در شرایطی جریان دارد که هر نشانهای از تردید کاخ سفید نسبت به گزینه نظامی، با موجی تازه از هشدارهای امنیتی و افشاگریهای سیاسی همراه میشود.
به باور این کارشناسان، هرچه دونالد ترامپ در توسل به اقدام نظامی علیه ایران محتاطتر عمل میکند، شدت افشاگریها درباره «رسواییهای» او در پرونده جفری اپستین افزایش مییابد؛ روندی که بهطور معناداری با بالا رفتن سطح هشدارهای اسرائیل درباره بازسازی توانمندیهای نظامی و هستهای ایران همزمان شده است. این همزمانی، پرسشهای جدی درباره نقش تلآویو در اعمال فشار سیاسی و رسانهای بر رئیسجمهور آمریکا برانگیخته است؛ بهویژه در فضایی که گزارشهای اطلاعاتی حاکی از آن است که اسرائیل، ترامپ را «فرصتی تاریخی» برای تغییر نظام در تهران میبیند.
جهاد نویّر، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ارم نیوز تأکید میکند هر بار که ترامپ از تمایل خود به دیپلماسی را نشان میدهد، موج تازهای از افشاگریها درباره پرونده اپستین رسانهای میشود. این روند تصادفی نیست، بلکه نتیجه برنامهریزی دقیق است؛ اسرائیل از افشاگریهای سیاسی و هشدارهای امنیتی بهعنوان ابزار فشار بر ترامپ استفاده میکند؛ همان الگویی که در فاصله سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ برای سوقدادن آمریکا به خروج از توافق هستهای به کار گرفته شد. او معتقد است این افشاگریها، با هدف ترسیم تصویر یک رئیسجمهور «ضعیف» در برابر ایران صورت میگیرد؛ تصویری که میتواند تندروهای دولت ترامپ را برای فشار بیشتر بر او فعال کند.
برهان بنیالشیخ، دیگر تحلیلگر سیاسی، نیز در گفتوگو با ارم نیوز میگوید افزایش انتشار اسناد مرتبط با رسواییهای ترامپ در پرونده اپستین نمیتواند اتفاقی باشد. به باور او، این اقدام یا مستقیماً از سوی اسرائیل یا از جانب محافل آمریکایی همسو با آن انجام میشود تا فشار سیاسی بر ترامپ تشدید شود. بنیالشیخ تأکید میکند هر بار که نشانهای از تردید ترامپ در حمله به ایران دیده میشود، انتشار گزارشهای اطلاعاتی اسرائیل درباره توان هستهای و موشکی ایران شدت میگیرد؛ بخشی از سناریویی حسابشده برای بهچالشکشیدن رئیسجمهور آمریکا در داخل بهویژه در برابر پایگاه رأی انجیلی که ایران را تهدیدی وجودی برای اسرائیل میداند.
تهرانِ محصور در تردید، واشنگتنِ اسیر توهم فشار
دنیس سیترینویچ، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در توئیتی به نکات زیر اشاره کرده است:
الف. تحولات ۲۴ ساعت گذشته بهروشنی نشان داده است که رسیدن به هرگونه توافق میان ایران و ایالات متحده تا چه اندازه پیچیده و دشوار خواهد بود؛ حتی اگر مذاکرات صرفاً و بهطور محدود به پرونده هستهای منحصر شود.
ب. فراتر از بیاعتمادی عمیق و ریشهدار میان دو طرف، پویاییهای سیاسی داخلی ایران مانعی جدی بر سر راه دیپلماسی به شمار میآید. شکافها در سطوح بالای نظام ایران، تدوین یک موضع مذاکرهای واحد و منسجم را که بتواند تأیید رهبر جمهوری اسلامی را به دست آورد، بهشدت دشوار کرده است. چهرههایی مانند علی لاریجانی و عباس عراقچی ظاهراً به دنبال ترتیبات دیپلماتیک محدود هستند، در حالی که دیگران بهویژه علی شمخانی ــ میکوشند اطمینان حاصل کنند که تهران هیچ امتیاز معناداری به غرب ندهد.
ج. چالشها به اینجا ختم نمیشود. به نظر میرسد رهبران جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری بدبین شده اند و تحولات اخیر را بخشی از یک کارزار فشار واحد و مستمر میبینند؛ کارزاری که رخدادهای ماه ژوئن، رویارویی ۱۲روزه و موج اعتراضات داخلی را به یکدیگر پیوند میدهد. این برداشت با باور گستردهای در تهران تقویت میشود مبنی بر اینکه واشنگتن در پی تحمیل توافق از طریق فشار نظامی است و حتی ممکن است فارغ از نتیجه مذاکرات، تصمیم خود برای حمله به ایران را گرفته باشد.
د. در نتیجه، فرآیند تصمیمگیری در ایران حالتی بهشدت بدبینانه پیدا کرده است؛ تا جایی که حتی جزئیات فنی، مانند محل برگزاری یک نشست یا هویت شرکتکنندگان، بهعنوان نشانههایی خصمانه تفسیر میشوند.
هـ. در سوی آمریکایی، شواهدی از یک فرض پایدار دیده میشود: اینکه جمهوری اسلامی آنقدر تضعیف شده است که صرفاً تهدید معتبر به استفاده از زور برای وادار کردن تهران به پذیرش توافق کافی خواهد بود. با این حال، تجربه تاریخی خلاف این را نشان میدهد.
و. همانگونه که ایران بارها برای حفظ بازدارندگی خود حاضر به رویارویی با ایالات متحده بوده است، بعید به نظر میرسد در میز مذاکره بر سر موضوعات بنیادینی مانند برنامه موشکی یا حمایت از نیروهای نیابتی ( ادعایی) منطقهای امتیاز بدهد.
ز. این واقعیت، میانجیها را ناگزیر میکند سطح انتظارات خود را پایین بیاورند. در شرایط کنونی، دستیابی به یک توافق جامع بسیار بعید است. در بهترین حالت، دیپلماسی ممکن است به یک نقشه راه محدود منجر شود که هدف آن جلوگیری از تشدید فوری تنشها باشد. هرچند جلوگیری از درگیری هدف اصلی میانجیهاست، اما حتی تحقق همین هدف محدود نیز بسیار دشوار خواهد بود.
هیچکس نمیداند آیا گفتوگوها در مسقط، دوحه یا استانبول به نتایج ملموسی خواهد انجامید یا نه. آنچه روشن است این است که اگر مذاکرات از سر گرفته شود، در فضایی بهشدت محدود و شکننده جریان خواهد یافت. اگر دولت ترامپ واقعاً بخواهد از تشدید تنشی که شاید اساساً تمایلی به آن نداشته باشد جلوگیری کند، ممکن است در نهایت این واشنگتن باشد که ناچار شود عقبنشینی کند؛ بهویژه در زمینه انتظارات از امتیازدهی ایران که احتمالاً بسیار محدود و بهدقت مهار شده خواهد بود.