دولت در تله هزینههای جاری
افزایش درآمدهای نفتی در ایران به رشد هزینههای جاری و پرداخت یارانههای مختلف منجر شده است
بررسیها نشان میدهد که با افزایش درآمدهای نفتی در ایران، هزینههای جاری و تعهدات دولتها نیز متناسب با آن افزایش پیدا میکند.
به گزارش دنیای اقتصاد، نکته قابلتوجه این است که زمانی که درآمد دولتها کاهش مییابد، هزینهها و تعهدات دولتها کاهش نمییابند؛ به بیان دیگر، این هزینهها ماهیتی بازگشتناپذیر دارند. در چنین شرایطی، هزینههای جاری کل منابع بودجه را میبلعد و هزینههای عمرانی عملا به محاق میرود.
دولتها نیز عموما با انتشار اوراق یا استقراض از بانک مرکزی این کسری را تامین میکنند که در نهایت به افزایش نرخ تورم منجر میشود. راهکاری که برای این شرایط توصیه میشود، کاهش هزینهها و تعهدات دولت متناسب با تغییر درآمدهای دولت است.
حذف ارز ترجیحی در روزهای اخیر و جبران آن با سیاست حمایتی کالابرگ، ذکر یک نکته بسیار مهم را ضروری میکند. «برگشتناپذیری» ویژگی متمایزکننده هزینههای جاری از هزینههای عمرانی است. در ایران، هزینههای جاری که بیش از 70درصد هزینههای عمومی دولت را تشکیل میدهند، ماهیتی تعهدزا و کاهشناپذیر دارند.
جزء اصلی هزینههای جاری دولت، هزینه حقوق و دستمزد کارکنان دولت است که پس از افزایش به دشواری میتوان آن را کاهش داد. در این دور از سیاستهای حمایتی، دولت وعده داده است که میزان یارانه با تورم یا نرخ دلار افزایش مییابد. بنابراین یارانههای این دور نیز میتوانند ویژگی «برگشتناپذیری» داشته باشند و بار مالی ماندگار و بسیار سنگینی را به بودجه عمومی وارد کنند.
کنترل و مهار تورم یا پرداخت یارانههای همهگیر و فزاینده، دوراهی مهمی است که دولت با آن مواجه خواهد بود و بهنظر میآید مهار کسری بودجه و کنترل تورم تصمیم صحیح باشد.
یارانهها در کشورهای پیشرفته ماهیتی بسیار پویا، دقیق و موقتی دارند. در ایران اما یارانهها بهطور غیرهدفمند به همه داده میشود و اشتباه دوم این است که یارانههایی که فراگیر و غیرهدفمند هستند، در طول زمان با تورم یا نرخ ارز تعدیل میشوند.
کالابرگ یکمیلیون تومانی که به همه داده میشود، هزینه سالانهای برابر با 1000همت برای دولت در پی دارد که حدود 20درصد بودجه عمومی دولت است. افزایش یارانهها با تورم موجب میشود بار مالی سنگین و «مداوم» بر بودجه دولت اعمال شود.
بررسیها نشان میدهد سهم بودجه عمرانی از هزینههای دولت، از میانگین 24درصد در دهه1380 به میانگین 14درصد در دهه1390 کاهش یافته است. پیامد ناگوار افزایش بیضابطه هزینههای جاری این بوده که دولت مجبور شده است عمده بار کاهش هزینهها را بر بودجه عمرانی وارد کند.
ایران طولانیترین تورم مزمن تاریخ را در میان تمام کشورهای جهان دارد. تورم در ایران از سال1352 دورقمی شده و به جز معدود سالهایی، تاکنون دو رقمی مانده است.
برای کنترل رشد نقدینگی لازم است دولت بتواند کسری بودجه خود را از طریق افزایش درآمدها یا کاهش هزینهها، کم کند. بهنظر میآید در سمت هزینهها، یارانههایی که در قالبهای گوناگون داده میشود بالاترین ظرفیت را برای حل مساله کسری بودجه در ایران دارد.
پرداخت یارانههای همگانی نباید با تورم یا نرخ ارز تعدیل شود، بلکه رویکرد جایگزین و صحیحتر آن است که این یارانهها کاهنده و موقتی باشند و تنها به خانوارهایی پرداخت شود که درآمدی کمتر از یک «حداقل درآمد» تعریفشده دارند.