ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۳۵۵۹

هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست و ممکن است این اتفاق دوباره تکرار شود

قطعی اینترنت از زاویه دیگر؟

قطعی اینترنت از زاویه دیگر؟

قطع اینترنت، خانواده‌ها را ناگهان با نسلی روبه‌رو کرده که مسیرهای جایگزین ارتباط، آموزش و سرگرمی را بلد نیست. این تصور وجود داشت که قطعی اینترنت شرایطی موقتی است و می‌شد آن را برای بچه‌ها توضیح داد، اما اگر قرار بود چیزی به‌طور کامل از آنان گرفته شود یا به‌اصطلاح این فضای فراملی به‌کلی از دسترسشان خارج شود، ممکن بود آسیب‌هایی به آن‌ها وارد کند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- چهره غمزده فرزندان عصر دیجیتال در روزهای بدون اینترنت، والدین را وارد هزارتوی تربیتی کرد.

به گزارش فرارو، اگرچه نسل دهه هفتاد به قبل تقریبا بلدند چطور بدون اینترنت و لوازم دیجیتال زندگی کنند اما این مرحله برای نسل دهه هشتاد به بعد تقریبا قفل است. حالا والدینی بالاسر آن‌ها هستند که نه فرصتی برای آموزش زندگی بدون اینترنت به فرزندانش دارند و نه فضای پذیرش این آموزش‌ها از سوی فرزندان مهیاست. آیا این همان نقطه‌ای است که برای والدین فضایی به وجود آورده تا وقت بیشتری با فرزندانشان بگذرانند؟ یا برای فرزندان عصر دیجیتال فضایی به وجود آمده تا با احساس عدم امنیت، کوله‌باری از تروماها برای آینده‌شان به دوش بکشند؟

مهسا ساداتی، روان‌شناس کودک و نوجوان و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد، در گفت‌وگو با فرارو به تشریح روزهای مواجهه فرزندان عصر دیجیتال با زندگی بدون اینترنت و چالش خانواده‌ها پرداخته و می‌گوید: «نخستین پیامد منفی قطعی اینترنت احساس ناامنی است؛ به‌طوری که بچه‌ها احساس می‌کنند هر چیزی که دارند ممکن است در هر لحظه از آن‌ها گرفته شود. برای مثال، همان‌گونه که پس از، از دست دادن مادربزرگ، دچار ترس از دست دادن مادر می‌شوند، این احساس می‌تواند تعمیم پیدا کند.»

مسیرهای جایگزین اینترنت

مهسا ساداتیمهسا ساداتی به فرارو می‌گوید: «جدای از اینترنت، هوش مصنوعی کار بچه‌ها را بسیار راحت کرده بود و فرزندان عصر دیجیتال عادت کرده بودند که در این دوران، جواب تمام سوالات، بازی‌ها و آموزش‌هایشان را از درون این فضا بیابند. وقتی که اینترنت قطع شد، آنان روزهای سختی را گذرانند. ما به‌عنوان بزرگ‌ترها تجربه جایگزین اینترنت را داشتیم؛ به‌عنوان مثال اگر سوالی وجود داشت، در کتاب‌ها به دنبال پاسخ آن می‌گشتیم.  قطعی اینترنت فرصتی بود تا بچه‌ها به مسیرهای ما احساس نیاز کنند.»

او می‌افزاید: «ما پیش از قطعی اینترنت مدام این دغدغه را داشتیم که ‌ای‌کاش بچه‌هایمان برای زیستن راه‌هایی بجز اینترنت را برگزینند؛ برای سرگرم شدن، درس خواندن، آموزش دیدن و غیره. اما هرگز به پاسخ درستی نرسیدیم، چون بچه‌ها می‌گفتند ما با یک سرچ ساده به تمام پاسخ‌هایمان می‌رسیم و نیازی به مسیر صعب‌العبور شما نداریم. بنابراین قطعی اینترنت خیلی هم بد نشد و بچه‌ها را به سویی برد که بتوانند مهارت‌هایی جدید کسب کنند. کتاب خواندن، تلویزیون نگاه کردن و ارتباط برقرار کردن با خانواده از جمله این مهارت‌هاست که از دید برخی اولیا، میان فرزندان عصر دیجیتال گم شده بود.»

قطعی اینترنت آنقدرها هم برای بچه‌ها بد نبود

این روانشناس کودک و نوجوان می‌گوید: «کودکان و نوجوانان روحیاتی بسیار منعطف دارند که به آن انعطاف‌پذیری شناختی مغز گفته می‌شود؛ به این معنا که می‌توانند خود را با شرایط جدید وفق دهند. با این حال، احساس سرخوردگی یا افسردگی در دوران قطع اینترنت را باید پس از پایان این شرایط بررسی کرد.»

از نظر او به عنوان روانشناس: «در دوره قطعی اینترنت دسترسی بچه‌ها به اخبار کمتر بود که خود اتفاقی مثبت محسوب می‌شد. آن‌ها توانستند زمان بیشتری را با خانواده بگذرانند؛ به‌ویژه اینکه در ماه‌های اخیر استفاده‌ای بی‌رویه از این فضا داشتند. نکته مهم این است که فرزندان عصر دیجیتال بسیار باهوش هستند و ممکن است در چنین شرایطی بتوانند سبک زندگی خود را تغییر دهند. بنابراین کودکان بیش از نسل‌های قبل قادرند خود را با این وضعیت وفق دهند، چراکه انعطاف‌پذیری مغز آنان بیشتر است.»

قطعی اینترنت شرایط احساس ناامنی ایجاد کرده است

ساداتی در مورد آثار مخرب قطعی اینترنت بر فرزندان عصر دیجیتال می‌گوید: «قطعی اینترنت شرایط احساس ناامنی ایجاد کرد. هرگز نباید چیزی را که فردی به آن دسترسی دارد، به‌صورت ناگهانی از او گرفت. اکنون بسیاری از کودکان و نوجوانان در حالت گوش‌به‌زنگ قرار دارند و نگران‌اند که مبادا دوباره این اتفاق تکرار شود و کارهایشان ناتمام بماند. این همان احساسی است که بزرگ‌ترها نیز در چنین شرایطی تجربه می‌کنند. در مجموع، مهم‌ترین آسیبی که در این وضعیت متوجه آنان می‌شود، همین حالت گوش‌به‌زنگی، ترس از دست دادن و احساس ناامنی است.»

ما از نقش پدر و مادری فاصله گرفته‌ایم

این استاد دانشگاه می‌گوید: «بچه‌ها وقتی بزرگ‌تر می‌شوند، توضیحات را درک خواهند کرد، اما شرایط به‌وجودآمده از فرزندپروری نادرست ما نشات می‌گیرد. بسیاری از کارهای بچه‌ها به اینترنت و رایانه وابسته است، اما این مسئله باعث شده بسیاری از ما از نقش پدر و مادری خود فاصله بگیریم. وقتی بچه‌ها دائما در فضای دیجیتال و اینترنت مشغول هستند، والدین احساس راحتی بیشتری می‌کنند و همین موضوع به ایجاد شکاف میان والدین و فرزندان انجامیده است. در واقع، ما به‌عنوان والدین نتوانسته‌ایم تعادلی میان ارتباط خانوادگی و حضور فرزندان در فضای مجازی برقرار کنیم و بزرگ‌ترین معضل نیز دقیقا همین‌جاست.»

او می‌افزاید: «اگر این تعادل حفظ می‌شد، می‌توانستیم از این موقعیت به‌درستی استفاده کنیم. در حال حاضر، بزرگ‌ترین مشکل والدین نداشتن شناخت کافی از فرزندانشان است؛ زیرا به دلیل نبود ارتباط موثر، بچه‌ها همواره در دنیای خود بوده‌اند و والدین اکنون نمی‌دانند چگونه آن‌ها را آرام کنند، چه چیزهایی را دوست دارند و چگونه باید با آن‌ها ارتباط برقرار کرد. به همین دلیل، دوران قطعی اینترنت فرصتی مناسب ایجاد کرد تا این روابط دوباره بازسازی شود. اگر می‌خواهیم با بچه‌ها ارتباط بگیریم، باید این ارتباط کودک‌محور باشد؛ یعنی از زاویه نگاه کودک و بر اساس خواسته‌های او شکل بگیرد».

قطعی اینترنت را باید تمرین دانست، نه بحران

ساداتی می‌گوید: «در این روزها لازم نبود درس‌هایی را که پیشتر می‌خواستیم به آن بیاموزیم را ادامه دهیم و دوباره برایشان تکرار کنیم، بلکه می‌توانستیم به آن‌ها اجازه برقراری ارتباطی باز بدهیم؛ ارتباطی همراه با همان لذتی که از فضای رایانه می‌گرفتند و همان آزادی‌ای که در آن تجربه می‌کردند. این موضوع به هنر خانواده بازمی‌گردد. بنابراین بهتر بود خانواده‌ها به دوران قطعی اینترنت به چشم یک تمرین نگاه کنند. بسیاری از والدین شرایطی که پیش‌آمد را شبیه به یک هزارتوی تربیتی می‌دیدند، زیرا مهارت، توانایی و شناخت لازم را نداشتند. شاید لازم باشد ارتباط و نزدیکی والدین با بچه‌ها بیشتر شود. هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست و ممکن است این اتفاق دوباره تکرار شود؛ بنابراین باید هم در کودکان و هم در خودمان آمادگی مواجهه با چنین شرایطی را ایجاد کنیم.»

نبود فضای فراملی بیشترین آسیب را به فرزندان نسل دیجیتال می‌زند

او در خصوص محصور شدن بچه‌ها در فضای ملی در برابر فضای فراملی که پیش‌تر برای آنان وجود داشت، می‌گوید: «این تصور وجود داشت که قطعی اینترنت شرایطی موقتی است و می‌شد آن را برای بچه‌ها توضیح داد، اما اگر قرار بود چیزی به‌طور کامل از آنان گرفته شود یا به‌اصطلاح این فضای فراملی به‌کلی از دسترسشان خارج شود، ممکن بود آسیب‌هایی به آن‌ها وارد کند. در حال حاضر بسیاری از بچه‌ها علاوه بر دوستان خود، از این طریق با اقوام و خویشاوندانشان در خارج از ایران در ارتباط هستند و نبود این فضا می‌تواند آسیب بزرگی به آن‌ها بزند.»

از سوی دیگر به گفته او: «این محدودیت بچه‌ها را به چارچوب محیط خودشان محدود می‌کند. زمانی که بچه‌ها در فضای مجازی دوستانی خارج از کشور دارند، دیدگاهشان در زمینه‌های مختلف از نوع ارتباطات گرفته تا رفتار و حتی غذا بازتر می‌شود. کافی است نگاهی به سلیقه غذایی بچه‌ها بیندازیم؛ غذاهایی را می‌خورند و پذیرفته‌اند که نسل‌های قبلی حتی نام آن‌ها را نشنیده بودند؛ مانند سوشی. این تجربه‌ها باعث می‌شود تفکر آنان گسترده‌تر از نسل‌های پیشین باشد. اگر اینترنت ملی باشد، بچه‌ها خود را محدود به جامعه خودمان می‌بینند و هرچه این محدودیت‌ها بیشتر شود، قدرت بارش فکری و گستردگی اندیشه را از دست می‌دهند؛ موضوعی که برای این نسل بسیار آسیب‌زاست، حتی بیش از نسل‌های بعدی، چراکه چنین فضای فراملی را تجربه کرده‌اند..»

اگر اینترنت به‌طور کلی ملی می‌ماند، از دید این روان‌شناس: «کودکان و نوجوانان در بلندمدت با این شرایط کنار نمی‌آمدند. حتی در همین دوره کوتاهی که اینترنت از دسترس آن‌ها خارج شد، ما در تلاش بودیم بچه‌ها را قانع کنیم که این وضعیت موقتی است و چیزی که از آن‌ها گرفته شده، دوباره به آن‌ها بازگردانده می‌شود و آن‌ها نیز با امید به بازگشت این دسترسی زندگی می‌کردند. با این حال، در برخی موارد شاهد افزایش پرخاشگری در سطح خانواده بوده‌ایم.»

احساس ناامنی بزرگترین تهدید برای فرزندان عصر دیجیتال است

به گفته ساداتی: «اگر روزی قرار باشد اینترنت به طور کامل قطع شود، نخستین پیامد منفی آن احساس ناامنی است؛ به‌طوری که بچه‌ها احساس می‌کنند هر چیزی که دارند ممکن است در هر لحظه از آن‌ها گرفته شود. برای مثال، همان‌گونه که پس از از دست دادن مادربزرگ، دچار ترس از دست دادن مادر می‌شوند، این احساس می‌تواند تعمیم پیدا کند؛ نه‌تنها در زمینه اینترنت و ارتباطات، بلکه در همه جنبه‌های زندگی. بنابراین باید این نکته را در نظر داشت که قطع کامل اینترنت بین‌الملل به معنای از دست رفتن بخشی از سرگرمی‌ها و آموزش آن‌هاست. در این شرایط این پرسش مطرح می‌شود که آیا ما توان ایجاد فضایی هم‌سطح یوتیوب و اینستاگرام را داریم؛ فضایی که در آن امکان برقراری ارتباط با دوستانی خارج از کشور و دسترسی به آموزش‌های سطح بهترین دانشگاه‌های جهان فراهم باشد؟»

تبلیغات
نویسنده : مهسا ساداتی خبرنگار : طناز سادات حسینی‌فر
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات