تداوم قطعی اینترنت چه تبعاتی خواهد داشت؟ / ۸۵ همت خسارت برای ۱۷ روز
ضربه خوردن کسبوکارها از سطح شرکتهای بزرگ و کوچک تا فعالیتهای خانگی و فریلنسرها میتواند مسائلی مانند کاهش چشمگیر یا صفر شدن درآمد، تعدیل نیرو و افزایش بیکاری، ناتوانی در بازپرداخت تسهیلات و مسائل دیگر را به وجود بیاورد.
فرارو– قطعی اینترنت بینالمللی هفدهمین روز خود را پشت سر میگذارد. هرچند از روزهای گذشته به صورت قطرهچکانی و موردی در بعضی نقاط، اتصالات به صورت موقت و کوتاه برقرار و بار دیگر قطع میشود؛ اما همین قطعی و وصلی پراکنده نیز مشخص نیست که بر اساس چه الگو و مدلی رخ میدهد. از چند روز قبل رکورد قطعی اینترنت در کشور شکسته شد و به رغم برقراری اتصالات پراکنده، هنوز این رکوردشکنی ادامه دارد.
به گزارش فرارو، شرایطِ دیماه ۱۴۰۴ در حالی به وجود آمد که کسبوکارهای خصوصی و مستقل که وابستگی زیادی به اینترنت دارند، هنوز نتوانسته بودند خود را وضعیت به وجود آمده از پیامدهای شرایط مشابه در جنگ ۱۲ روزه بیرون بیاورند. نکتهای که این شرایط را سختتر میکند، این است که به طور دقیق مشخص نیست قطعی اینترنت بینالمللی و عدم دسترسی به این ابزار تا چه زمانی ادامه پیدا میکند
ضربه سنگین به اقتصاد دیجیتال
بر اساس گزارشی که ستار هاشمی، وزیر ارتباطات روز ۳۱ تیر ۱۴۰۴ به مجلس ارائه داد، حدود ۱۰ میلیون نفر از مردم به صورت مستقیم و غیرمستقیم در بحث اقتصاد دیجیتال امرار معاش میکنند که در ایام جنگ، ۳۰ درصد اشتغال این حوزه از بین رفت. آنچه در روزهای ابتدایی دیماه سال جاری اتفاق افتاد و سپس به سمت ناآرامیها تغییر مسیر داد، پایهای اقتصادی داشت. موضوعی که مورد تاکید سران کشور، مقامات رسمی و تحلیلگران حوزه سیاست داخلی نیز قرار گرفت.
هنوز به طور دقیق مشخص نیست که قطعی اینترنت در مجموع چه میزان خسارت به بار آورده است. چرا که تعریف خسارت از قطعی اینترنت به طور دقیق مشخص نیست. احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات روز ۲۸ دی در مشهد این رقم را روزانه متغیر بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان اعلام کرد. رقم ۳.۸ همت مربوط به اتحادیه کشوری کسبوکارهای مجازی است. بر اساس گفتههای یک نماینده مجلس، ستار هاشمی در جلسه کمیسیون صنایع و معادن که روز ۳۰ دی برگزار شد این رقم را ۵ همت برای هر روز اعلام کرد.
اگر این میزان تغییری نکرده باشد و امروز اعداد مربوط به اظهارات وزیر ارتباطات را در نظر بگیریم، در هفدهمین روز وضعیت فعلی اینترنت این خسارت به از 85 همت رسیده است. اگر رقم اعلامی اتحادیه کشوری کسب و کارهای مجازی را مد نظر قرار بدهیم، این عدد بیشتر از 64 همت است. در صورتی که رقم اعلام معاون وزیر ارتباطات در ۲۸ دی را مد نظر بگیریم، این خسارت از 6.8 تا 10.2 همت ارزیابی میشود. اگر چه هنوز خسارتهای فیزیکی به صورت تجمیعی در تمام استانهای ناآرام اعلام نشده اما برآورد اولیهای که فرهیختگان روز ۲۴ دی اعلام کرد، خبر از خسارتی ۱۰ هزار میلیاردی به زیرساختها به خصوص در حوزه شهری میداد. خسارت قطعی اینترنت بر اساس این ارقام، در کمترین حالت با برآوردهای اولیه خسارتهای فیزیکی برابری میکند.
وقتی از اقتصاد دیجیتال صحبت میکنیم، جذاب بودن این عنوان نباید ما را فقط به سمت شرکتهای بزرگ با صدها کارمند و صدها هزار مشتری ببرد. این حوزه تعریف وسیعتری دارد که پلتفرمهای بزرگ صرفاً بخشی از آن را به خود اختصاص میدهند. ضربه خوردن این کسبوکارها از سطح شرکتهای بزرگ و کوچک تا فعالیتهای خانگی و فریلنسرها میتواند مسائلی مانند کاهش چشمگیر یا صفر شدن درآمد، تعدیل نیرو و افزایش بیکاری، ناتوانی در بازپرداخت تسهیلات و مسائل دیگر را به وجود بیاورد. توجه به این نکته نیز مهم است که بر اساس اعلام وزیر ارتباطات، جنگ ۱۲ روزه ۳۰ درصد از شاغلان اقتصاد دیجیتال را بیکار کرد. محدودیتهای ارتباطات دیماه ۱۴۰۴، چند برابر جنگ ۱۲ روزه بوده است.
قطع ارتباطات منجر به افزایش نارضایتی میشود
این موضوع در روزهای گذشته مورد توجه رسانهها و صاحبنظران مختلف قرار گرفته است.
ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر پیشین شورای عالی فضای مجازی (۳ بهمن) گفت که قطعی اینترنت «میتواند به ضد خودش تبدیل شود. به هر حال مردم بهترین داور ما هستند. مردم وقتی مشاهده یک امر بلا ضرورت که باعث ضرر و زیان برایشان میشود، موجب خشمشان میشود و این طبیعی است و حقشان هم هست. حق مردم است که حکومت، خدمات پایدار را عرضه و امکاناتی را فراهم کند که دچار مضیقه و سختی در معیشت و زیست نشوند. این حق مردم است و وظیفه دولت هم هست که این موضوع را تأمین کند. به نظر من در اسرع وقت دولت و حکومت اگر تشخیص دادند که مشکلات امنیتی وجود ندارد، باید نسبت به ادامه پیدا کردن خدمات اقتصاد دیجیتال و اعتماد به خدمات فضای مجازی در کشور اقدام کنند. سرعتی که الان وجود دارد سرعت کمی است و میتوانند این سرعت باز کردن اینترنت را افزایش دهند.»
سیمین کاظمی، جامعهشناس (۱ بهمن) نیز اظهار داشت: «این که از روز پنجشنبه (۱۸دیماه) تاکنون اینترنت بینالمللی قطع است نشان میدهد تنها راهحلی که برای برونرفت از مشکلات به ذهن برخی مسئولان میرسد، ایجاد محدودیت است و واضح است که این روند نارضایتیهای بیشتری در پی خواهد داشت. وقتی هر انسانی را از امکاناتی که میتواند داشته باشد محروم کنیم، خشم و نارضایتی او بیشتر میشود. گاهی میبینیم که برخی از تصمیم به قطع اینترنت استقبال میکنند و آن را راه حل میدانند، اما این کار نمیتواند راهحل رفع مشکلات کشور باشد. مشکلات ما بسیار عمیقتر و ریشهدارتر از این هستند که با قطع شدن اینترنت برطرف شوند.»
سیدمحمدعلی ابطحی، فعال سیاسی اصلاحطلب (۳۰ دی) در این باره گفت: «بستن اینترنت به دلیل شرایط امنیتی بوده است، اما الآن که ما در شرایط امنیتی قرار نداریم و مشکلات کم شده است، بستن و قطعی اینترنت و فیلترینگ میتواند یک بحران امنیتی جدیدی را ایجاد کند. بحران بیکاری هم در ارتباط با کسانی که فعالیتهای اقتصادی و روزمره شان را توسط فضای مجازی و اینترنت انجام میدهند، ایجاد میشود.»
رسانهای که همراه با اینترنت خاموش شد
یکی دیگر از نتایج قطعی اینترنت، از کار افتادن معدود رسانههای مستقل و حرفهای داخلی است. با وابستگی بیشتر رسانهها به شبکه اینترنت، این مجموعههای کوچک هم از لحاظ کارکردی با چالش مواجه شدند هم مانند دیگر کسبوکارهای دیجیتال، ضربههای اقتصادی دریافت کردند.
پس از خاموشی سراسری ارتباطات، عده معدودی از رسانههای داخلی توانستند به اینترنت دسترسی پیدا کنند که بیشتر برای مخابره اخبار بینالمللی و خارجی بود. یک روایت رسمی از تمام ناآرامیهایی که در شهرهای مختلف کشور رخ داد منتشر شد. روز چهارشنبه نیز آمار رسمی ۳۳۱۷ کشته به تفکیک شهروندان و نیروهای امنیتی (۲۴۲۷ نفر) و تروریستها (۶۹۰ نفر) منتشر شد. در کوران این وقایع یک روزنامه نیز توقیف شد.
محمد رهبری، پژوهشگر فناوری و شبکههای اجتماعی روز ۲۶ دی در مصاحبهای گفت: «مردم در شرایط حساس بیش از شرایط عادی به دنبال خبر هستند و معمولا هم به سراغ منابعی میروند که از قبل به آنها اعتماد داشتهاند. عملکرد تلویزیون داخل اما متاسفانه پیشتر به گونهای بوده که اعتماد کموکمتری را برانگیخته است. در حالی که شهروندان به دنبال روایتی هرچه نزدیکتر به واقعیت هستند. روایتی که دایرهی انتخابشان برای شنیدن آن از روزنامهها و خبرگزاریهای داخلی تا تلویزیونهای فارسیزبان خارج از کشور را شامل میشود. قطع راههای ارتباطی اما با سوق دادن شهروندان به سمت روایتهای یک طرفهی بعضی از تلویزیونهای ماهوارهای فارسیزبان مثل ایراناینترنشنال، امنیت روانی را به خطر میاندازد. چون در معرض دیساینفرمیشن، اخبار جعلی و غیرواقعی و یا تمرکز بر بخشی از واقعیت و پنهان کردن بخش دیگری از آن، قرارشان میدهد. چیزی که دیساینفرمیشین میتواند ایجاد کند، خشم است و خشم، امنیت روانی را تهدید میکند.»
مجتبی لشکربلوکی، فعال رسانهای در بخش پایانی یادداشت خود در ایرنا، با جلب توجه به دلایل اعتراضات، به این موضوع پرداخت که اگر این دلایل و محرکها باقی بماند «با گفتار درمانی صرف، با برخورد قضایی و انتظامی تنها و با محدودسازی رسانهای میتوان شعله های آتش را مهار کرد اما با آتش زیر خاکستر چه میکنیم؟»
رضا غبیشاوی، روزنامهنگار در همان ابتدای بروز اعتراضات و در حالی که هنوز خبری از وقایع بعدی نبود، نوشت: «جای خبرنگاران در پوشش اعتراضات و ناآرامی ها و درگیری ها خالی است. نه امنیت فعالیت میدانی دارند و نه امنیت بعد از انتشار . محل دریافت خبرها هم به جای رسانه های داخلی، شده رسانه های خارجی و شبکه های اجتماعی. این وضعیتی است که مسوولان می خواهند و آن را ساخته اند. ایران، رکورددار بیشترین رسانه در جهان، خبرهای اعتراضات و ناآرامی هایش را باید از رسانه های خارجی و شبکه های اجتماعی دنبال کرد. پس این همه رسانه به چه دردی می خورد؟ ما خبرنگاران چه کاره ایم؟ فقط وی گفت وی افزود مسوولان.»