ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۰۷۷۹

فارین پالیسی بررسی کرد؛

چرایی سکوت چین و روسیه در برابر بازداشت مادورو؟

چرایی سکوت چین و روسیه در برابر بازداشت مادورو؟

در پی دستگیری نیکولاس مادورو، رییس‌جمهور ونزوئلا توسط ایالات‌متحده، برخی ناظران و مقامات امریکایی هشدار داده‌اند که چنین کنشی ممکن است به مسکو و پکن چراغ سبز دهد تا عملیات‌های مشابهی را در اوکراین و تایوان اجرایی کنند.

تبلیغات
تبلیغات

یک نشریه آمریکایی به سکوت پکن و مسکو به بازداشت رئیس‌جمهور ونزوئلا آن هم پس از گذشت چندین روز از این اتفاق پرداخته است.

به گزارش اعتماد به نقل از فارین پالسی، این نشریه نوشته است: در پی دستگیری نیکولاس مادورو، رییس‌جمهور ونزوئلا توسط ایالات‌متحده، برخی ناظران و مقامات امریکایی هشدار داده‌اند که چنین کنشی ممکن است به مسکو و پکن چراغ سبز دهد تا عملیات‌های مشابهی را در اوکراین و تایوان اجرایی کنند.

همان‌طور که ایالات‌متحده مشروعیت حکومت مادورو در ونزوئلا را به رسمیت نمی‌شناسد، روسیه و چین نیز مشروعیت و استقلال اوکراین و تایوان را نمی‌پذیرند.

اگر به عنوان مثال، چین لای چینگ‌ته، رییس‌جمهوری تایوان را به اسارت درآورد یا اگر روسیه، ولودیمیر زلنسکی، رییس‌جمهوری روسیه را دستگیر کند، ایالات‌متحده براساس چه منطقی می‌تواند به شکلی معقول اعتراض کند؟

یکی از دلایلی که این قیاس‌ها به طور مکرر مطرح می‌شود این است که ایالات‌متحده این‌گونه عملیات‌ها را به شکل آسان‌تری اجرایی می‌کند. از منظر کسانی که با برنامه‌ریزی‌های نظامی آشنا نیستند، دستگیری مادورو تقریبا بدون مانع انجام شد؛ هلیکوپترها وارد می‌شوند، هدف را منتقل می‌کنند و بدون مشکل خاصی خارج می‌شوند.

عملیات منعطف، نرم و بی‌سروصدای ایالات‌متحده باعث شده برخی ناظران شک کنند که اساسا مقاومتی وجود داشته یا نه و به جای آن گمان می‌کنند که مادورو ممکن است توسط دولت خود و در جریان معامله‌ای پنهان تسلیم شده باشد.

از منظری دیگر این فرض وجود دارد که کشورهای دیگر نیز به دلیل احترام به هنجارهای بین‌المللی به کنش امریکا واکنش نشان نداده‌اند، کشوری که به ویژه در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ بدون دغدغه‌های اخلاقی هر تصمیمی را اجرایی خواهد کرد.

این دو گزاره به دو دلیل اصلی اشتباه است. اول اینکه، براساس تحلیل‌های بالا این تصور ایجاد می‌شود که ایالات‌متحده هنجار خاصی را نقض کرده و به این طریق محدودیت‌هایی در مسیر اقدامات احتمالی چین و روسیه ایجاد کرده است. مشکل این است که چنین هنجاری وجود ندارد.

روسیه هیچ‌گاه به محدودیت‌هایی که به طور فرضی درباره هدف‌گیری رهبران خارجی وجود دارد، احترام نگذاشته، همان‌طور که در روزهای اولیه حمله به اوکراین در سال ۲۰۲۲ نشان داد که به هیچ قانون و هنجاری پایبند نیست.

چین نیز از الگوی مشابهی پیروی می‌کند، در این مورد خاص هدف‌گیری رهبری در برنامه‌ریزی نظامی پکن برای شرایط اضطراری تایوان را درنظر بگیرد. این استدلال همچنین واقعیت عملیات‌های ویژه را نادیده می‌گیرد. عملیاتی که آخر هفته گذشته انجام شد، به هزاران نیروی نظامی و اطلاعاتی ایالات‌متحده نیاز داشت که در هماهنگی نزدیک با یکدیگر فعالیت داشتند و از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌ها استفاده می‌کردند.

این عملیات همچنین توسط برترین نیروهای ویژه ایالات‌متحده اجرایی گشت که شامل عملیات‌های سایبری، ارسال اطلاعات پنهانی، آماده‌سازی برای حملات به اهداف دفاع هوایی ونزوئلا و استفاده از هلیکوپترهای تخصصی با خلبانان ماهر و احتمالا با قابلیت‌های طبقه‌بندی‌شده بود که تنها تعداد کمی از منابع از مشارکت‌شان آگاه بودند.

آنچه ایالات‌متحده دراختیار دارد و سایر کشورها عمدتا فاقد آن هستند، ترکیبی نادر از فناوری پیشرفته و سال‌ها تجربه در انجام عملیات‌های ویژه پرخطر است. 

برگ‌برنده امریکا

روسیه و چین اگر بسان ایالات‌متحده علیه رهبر کشوری دیگر چنین عملیاتی را اجرایی نمی‌کنند به واسطه پایبندی‌شان به حقوق و هنجارهای بین‌المللی نیست. آن‌ها چنین گزینه‌ای را انتخاب نمی‌کنند زیرا توانایی اجرایش را ندارند.

در روزهای اولیه حمله تمام‌عیار روسیه به اوکراین، مسکو دقیقا از الگوی مشابه امریکا پیروی کرد و شکست خورد. عوامل روسی با دستورالعمل‌های مشخص وارد کی‌یف شدند تا زلنسکی را بازداشت کرده و او را تا زمانی که نیروهای هوابرد روس وارد فرودگاه هوستومل شوند، نگاه دارند. هیچ‌یک از اهداف محقق نشد: واحدهای هوابرد روسیه خسارات سنگینی در هوا و زمین متحمل شدند و شبکه عوامل روسی در کی‌یف منهدم شد. پس از شکست کرملین در مسیر این «جراحی»، روسیه اکنون به‌جای عملیات ویژه، از نیروی ویژه‌اش برای در هم شکستن خطوط دفاعی اوکراین استفاده می‌کند.

همچنین ارتش چین، اگرچه از لحاظ فناوری احتمالا پیشرفته‌تر از ارتش روسیه است، اما با محدودیت متفاوتی روبه‌رو است: به عنوان نمونه کمبود تقریبی تجربه رزمی. آخرین درگیری نظامی عمده چین جنگ چین و ویتنام در سال ۱۹۷۹ بوده که نزدیک به ۵۰ سال پیش رخ داد. نرخ چرخش رویکرد پرسنل در ارتش آزادی‌بخش خلق چین (PLA) بالا است و این ارتش با مشکل حفظ غیرنظامیان باتجربه روبه‌رو است.

بنابراین، برخلاف ایالات‌متحده، چین فاقد کادری از کهنه‌سربازان با تجربه واقعی رزمی است تا نسل بعدی را در انجام عملیات‌های ویژه پیچیده آموزش دهد. بدون شک ارتش آزادی‌بخش خلق چین برای چنین شرایطی تمرین می‌کند و حتی مدلی فرضی از ساختمان دفتر ریاست‌جمهوری تایوان در مرکز آموزشی بیابانی ساخته است. اما تمرین، تجربه نیست.

در مسیر چین و روسیه مانع واضح‌تری وجود دارد: تایوان به اندازه ونزوئلا ضعیف نیست. اگرچه ارتش تایوان هم مانند ونزوئلا تجربه رزمی عمده‌ای نداشته، اما در نظارت و مقابله با فعالیت‌های هوایی دشمن بسیار تمرین‌دیده و مجموعه‌ای پیشرفته از سیستم‌های هشدار زودهنگام هوایی و زمینی را دراختیار دارد. برای اینکه چین عملیات مشابهی را همانند عملیات ایالات‌متحده در ونزوئلا انجام دهد، نیازی به هدف قرار دادن ۱۲ هدف نخواهد داشت؛ از همین رو احتمالا می‌بایست صدها موضع را هدف قرار دهد.

چنین تلاشی احتمالا بسیار زمان‌بر است تا نیروهای چینی بتوانند رهبری چنین عملیاتی را عهده‌دار شده و آن را به نتیجه برسانند. دستگیری لای از اقامتگاه امنش در وسط تایپه کاری ساده نخواهد بود؛ مگر اینکه چنین کنشی در قالب حمله‌ای تمام عیار اجرایی شود. اما در آن صورت نیز دیگر این یک عملیات ویژه نیست؛ آنچه رخ می‌دهد جنگ تمام‌عیار است.

ظاهرا ارتش آزادی‌بخش خلق چین این واقعیت را درک کرده، به همین دلیل رویکرد ساده‌تری برای مقابله با رهبری تایوان طراحی کرد: بمباران هر بخش آن به شکلی جداگانه. در جریان تمرینات نظامی ماه گذشته، چین از نیروهای هوایی، دریایی و زمینی برای محاصره تایوان و انجام حملات دقیق به نیروهای تایوانی استفاده کرد.

ژون شنگ، تحلیلگر چین، در مقاله‌ای که در «چاینا میلیتاری آنلاین» منتشر شد، «قطع سر (رهبری)» را به عنوان هدف اصلی این تمرین توصیف کرد و هدف از آن را این‌گونه توضیح داد که ارتش آزادی‌بخش خلق چین می‌تواند «در هر لحظه اقدامات دقیق تنبیهی علیه اصلی‌ترین تحریک‌کنندگان اعمال کند.» این پیام چندان ظریف نیست. 

چگونه واشنگتن رقبا را دور زد! 

گفتمان‌های اخیر در مورد عملیات ایالات‌متحده در ونزوئلا گهگاه نشان از آن دارد که امریکا از برتری نظامی‌اش غافل است، اما چنین فرضی اساسا درست نیست. نیروهای امریکایی به اندازه‌ای مهارت دارند که عملیات‌هایشان تقریبا جادویی به نظر می‌رسد.

سال گذشته، ایالات‌متحده عملیات‌های نظامی در یمن و حالا در ونزوئلا انجام داده بدون اینکه حتی یک هواپیمای نظامی‌اش را از دست بدهد. در مقابل، نیروهای روسیه به‌طور مرتب جنگنده‌های نظامی‌شان در اوکراین را از دست می‌دهند،

از طرفی دیگر ارتش چین به‌قدری از برتری تاکتیکی ایالات‌متحده آگاه است که صریحا به خلبانانش آموزش داده تا از درگیر شدن در نبردهای هوایی خودداری کنند. هیچ‌کدام از اینها به معنای رد تهدیدات روسیه یا چین نیست، بلکه هدف این است نشان دهیم که هر دو کشور برای جبران ناتوانی تاکتیکی‌شان به نیروی فیزیکی روی آورده‌اند که می‌تواند در برخی زمینه‌ها موثر باشد، اما در زمینه عملیات‌های ویژه مبتنی بر دقت، این رویکرد جوابگو نیست.

روسیه و چین به این زودی قادر نخواهند بود یا بهتر است بگوییم جسارت نخواهند داشت تا رهبران را هدف قرار دهند و این موضوع ارتباطی با هنجارهای بین‌المللی ندارد. دلیل آن، این است که چین می‌داند برای چنین عملیاتی آماده نیست و روسیه پیش‌تر به این آتش دست زده و سوخته است.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات