یافتههای جدید دربارۀ زیگورات باستانی بابِل
در منطقهای که هنوز پر از میراث ناشناخته است، یافتههایی مانند این یادآور این هستند که چه میزان از داستان بینالنهرین هنوز زیر خاک پنهان مانده و مانند این استوانهها در انتظار کشف دوباره است.
دو استوانه گلی منقوش که در شهر باستانی کیش در عراق کشف شدهاند، نور تازهای بر جاهطلبیهای معماری شاه نبوکدنصر دوم (یکی از اثرگذارترین فرمانروایان امپراتوری بابل نو) انداختهاند. این آثار سال ۲۰۱۳ به «هیئت دولتی آثار باستانی و میراث فرهنگی» تحویل داده شدند و پس از آن توسط پژوهشگران ترجمه شدند. این یافتهها نخستین متن بنیادگذاری تأییدشده را ارائه میکنند که بازسازی زیگورات عظیم شهر توسط شاه را مستند میکند.
این کشف از دید تاریخی اهمیت بالایی دارد. تا پیش از این، حضور نبوکدنصر دوم در کیش تنها از طریق آجرهای مُهرخورده بازیابیشده در حفاریها استنباط میشد. اکنون، کتیبههای تازه ترجمهشده، حدس و گمان را به شواهد تبدیل کرده و روایت دستاول و نادری از معماری مقدس، حمایت الهی و شاهی در بینالنهرین باستان ارائه میدهند.
تل الاحیمر: زیگوراتی که زمان کوشید آن را پاک کند
این استوانهها در تل الاحیمر پیدا شدند، تپهای که ویرانههای کیش را حفظ کرده، شهری که روزگاری مرکز قدرتمند سیاسی و مذهبی بود. زیگورات (هرم پلکانی) این مکان به خدای جنگ زبابا و الهه ایشتار اختصاص داشت، دو شخصیتی که با قدرت، حفاظت و مشروعیت شاهی عمیقاً مرتبط بودند.
پژوهشهای باستانشناسی نشان میدهند این سازه چندین مرحله مهم ساخت و بازسازی را تجربه کرده است. ابتدا به دوره حمورابی در هزاره دوم پیش از میلاد نسبت داده میشد و بعداً توسط فرمانروایان متوالی بازسازی شد، تا دوباره به ویرانی گرایید. استوانهها نشان میدهند نبوکدنصر دوم پس از قرنها فرسایش و فروپاشی، به این بنای عظیم بازگشت و مصمم بود حضور مقدس آن را احیا کند.
شاه در کتیبه شرح میدهد که چگونه دیوارها ضعیف شده و باران آجرها را شسته، سرنوشتی آشنا برای معماری خشتی در سراسر بینالنهرین. او که الهامگرفته از خدایان بود، بخشهای آسیبدیده را بازسازی کرد، ساختار را تقویت نمود و ظاهر بیرونی آن را آراست تا برای خدایان زبابا و ایشتار چون روز روشن بدرخشد.
![]()
اسکن سهبعدی استوانه Kz-1 (شماره ثبت IM. 227410)
نبوکدنصر دوم: پادشاه سازنده دنیای بابل نو
نبوکدنصر دوم (۶۰۴–۵۶۲ پیش از میلاد) بیشتر به عنوان فرمانروایی به یاد آورده میشود که بابل را به یک شهر جهانی در دوران باستان تبدیل کرد. دوران حکومت او معماری عظیم، معابد باشکوه، استحکامات بلند و پروژههای وسیع نوسازی شهری به ارمغان آورد. سنت باستانی همچنین او را با باغهای معلق افسانهای مرتبط میداند که نمادی از شکوه، ظرافت و قدرت شاهی بودند.
اما استوانههای کیش لایهای دیگر از میراث او را نشان میدهند، میراثی که ریشه در حفظ و نگهداری دارد، نه در فتوحات. برای فرمانروایان بینالنهرین، بازسازی معابد و زیگوراتهای باستانی نهتنها یک عمل سیاسی، بلکه وظیفهای مقدس بود. شاهان موظف بودند نظم کیهانی را حفظ کنند، به خدایان احترام بگذارند و تداوم عبادت را تضمین کنند. با بازسازی بناهای مقدس، آنها خود را به فرمانروایان پیشین متصل کرده و مشروعیت خود را تقویت میکردند.
این مضامین در کتیبه نیز بازتاب یافتهاند، جایی که نبوکدنصر خود را نگهبانی پارسا معرفی میکند که توسط خدایان مردوک و نابو برای حفاظت از اماکن مقدس انتخاب شده است. بازسازی هم عبادت بود و هم قدرت که بر آجرها نوشته شده بود.
زیگوراتها چه معنایی برای بینالنهرین باستان داشتند
زیگوراتها از برجستهترین سازههای خاور نزدیک باستان بودند. آنها بالای خطوط آسمان شهرها قد میکشیدند و سکوی پلکانیشان نماد پلی میان زمین و آسمان بود. برخلاف معابد که محلی برای آیینهای مذهبی بودند، زیگوراتها پایههای باشکوهی برای فضاهای مقدس بودند که نظم کیهانی، هویت سرزمینی و حضور الهی را بیان میکردند.
بازسازی یک زیگورات به معنای نو کردن جهان بود.
بنای کیش بخشی از منظره مقدس گستردهتر بود که شامل چندین معبد و زیگوراتهای اضافی در مناطق همجوار میشد. این شهر از تاریخ اولیه بینالنهرین مرکز نمادین شاهی بود، بنابراین مداخله نبوکدنصر هم از دید دینی و هم سیاسی معنا داشت.
کتیبههای بنیانگذاری: پیام برای خدایان و آیندگان
این دو سیلندر کمابیش یکسان هستند و سنت بابل نو را منعکس میکنند. متون بنیانگذاری همواره در دیوارهای معبد قرار میگرفتند یا در طول مراسم ساخت زیر سازهها دفن میشدند. آنها راوی نام سازنده، درخواست حمایت الهی و پیامی برای نسلهای آینده یا شاهان بعدی بودند.
کتیبههای کیش بهطور دقیق همین الگو را دنبال میکنند. پس از شرح بازسازی، نبوکدنصر دعا میکند و از خدایان میخواهد عمر طولانی، موفقیت نظامی و پیروزی بر دشمنان را برای او فراهم کنند. این کلمات معماری مقدس را با سرنوشت شاهی پیوند میدهند، موضوعی که در ایدئولوژی دولتهای بینالنهرین بارها تکرار میشود.
این متون اکنون پس از ۲۶۰۰ سال اجازه میدهند صدای شاه بار دیگر شنیده شود.
بازنویسی داستان کیش و میراث نبوکدنصر
فراتر از تأیید یک پروژه بازسازی، این استوانهها درک ما را از نحوه شکلدهی نبوکدنصر به چشماندازهای مذهبی فراتر از بابل گسترش میدهند. آنها دامنه جغرافیایی برنامه معماری او را نشان میدهند و هویت او را در مقام فرمانروایی که به حفظ مراکز مقدس باستانی متعهد بود، تقویت میکنند.
برای باستانشناسان و تاریخدانان، این کشف خط زمانی زیگورات کیش را نیز مستحکم میکند، منابع متنی، دادههای حفاری و تاریخ مذهبی را در یک روایت کاملتر هماهنگ میکند.
در منطقهای که هنوز پر از میراث ناشناخته است، یافتههایی مانند این یادآور این هستند که چه میزان از داستان بینالنهرین هنوز زیر خاک پنهان مانده و مانند این استوانهها در انتظار کشف دوباره است.