چه تعجبی آقای عارف/ روی چه حدی از نجابت مردم حساب کرده بودید؟
سیاستمداران ما به جای تأمل، مشورت، تفکر و مهمتر از همه تدبیر، یا سخنرانی میکنند یا بیشتر به کارآگاهی میمانند که سر جنازه حاضر میشود و تعجب میکند. پس، آقای عارف، تجاهلالعارف میکنید یا بهراستی متعجبید؟
فرزاد نعمتی در هممیهن نوشت: شنیده بودیم که ایران کشور شگفتیهاست اما واقعاً خواندن برخی جملات در این روزها دود از کله آدمی بلند میکند. نمونهاش صحبتهای دیروز معاون اول رئیسجمهور، محمدرضا عارف که در حالی که کشور دو هفته شاهد انواع اعتراضهاست، در جلسه ستاد تنظیم بازار گفته: «واقعیت این است انسان تعجب میکند چگونه یک جوان ایرانی و با شناختی که از ملت و تمدن ایران داریم میتواند اینگونه در دام دشمن بیفتد. برخی از جوانان احساسی عمل میکنند و برخی نیز برنامهریزیشده است.»
واقع امر در قبال چنین صحبتهایی یا باید فقط تأسف خورد یا به همان تعجبی که جناب معاون اول دچار آن شده است، ادامه داد و در ضمن پرسید آقای عارف آخرین باری که شما و دولتمردان تعجب کردید، کی بود و کجا بود؟ وقتی در همین یک سال اخیر که شما و رفقا سکان هدایت کشور را بر عهده گرفتهاید، دلار از ۶۰ هزار تومان به ۱۵۰ هزار تومان رسید، ندیدم و نشنیدم بگویید انسان تعجب میکند چگونه در کشوری که افزایش حقوقها ۲۰ درصد است، دلار میتواند بیش از ۱۵۰ درصد رشد کند؟ صدای خرد شدن استخوان مردم زیر این همه گرانی را شنیدید؟
دیدید چگونه بلیه فقر طبقه متوسط را مضمحل کرد و طبقه فقیر را درمانده و شرمنده کرد؟ اگر هم دیدید و شنیدید، جایی فریاد زدید یا مهمتر از آن کاری کردید که اندکی برای این ملت گرفتار در انواع بحرانها، اسمش را بشود گذاشت همدردی؟ یا گرهگشایی؟
چه باید رخ میداد که دیگر از غلبه احساسات و هیجانات بر جوانان تعجب نکنید؟ روی چه حدی از نجابت مردم حساب کرده بودید؟ در ذهنتان نرخ دلار باید به کجا میرسید که دیگر تعجب نکنید که کسی بگوید آخ؟ آخر در ذهن شما که فردی دانشگاهی هستید و به اندازه عمرتان معاون اول و وزیر و رئیس و وکیل بودهاید، چه میگذشت و میگذرد؟ کم جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی و سیاستخواندهها گفتند و هشدار دادند که آخر و عاقبت این وضعیت لجامگسیخته اقتصادی و اجتماعی، شورش و اعتراض است؟
نمیدانستید که اگر مردمی از اصلاح قانونی و مسالمتآمیز روندها نومید شوند، دیر یا زود دست به اعتراض میزنند؟ در ذهنتان مردم مشتی مردگان مشنگ فرض میشدند که هر چه بر آنها فشار وارد شود، واکنشی نشان نخواهند داد؟ در بودجهای که برای سال آینده بستید، کدام فشار را از دوش مردم برداشتید و نوید چه تحولی را دادید که کمی دل این مردم نجیب ایران را به دست آورید؟
آقای عارف، تجاهلالعارف میکنید یا بهراستی متعجبید؟ دولتی که شما نفر دوم آن تشریف دارید، یک سال و نیم است از برآورده کردن یک قول ساده رفع فیلترینگ وامانده است. مگر از همین مردم ۱۶ میلیون رای نگرفتید که به این وعدهها وفا کنید؟ وزیر امور خارجه دولت شما در اصفهان به تحریمها میگوید «برکت» و ندیدم تعجب کنید و تذکر دهید که آقای برادر وظیفه شما رفع تحریمها بود نه سفرهای استانی؟
شاید بگویید چرا سادهاندیشی میکنی و دست عوامل خارجی را در این تحولات نمیبینی. والله قسم که با این وضع اینترنت که نمیشود خبری از این دنیا گرفت، نمیدانم نحوه نقشآفرینی این نیروها را اما انکار نمیکنم و به قول شما اعتماد میکنم. با این همه میپرسم واقعاً از دشمن چه انتظاری دارید؟ توقع دوستی دارید یا دشمنی؟
بر کسی پوشیده است دشمنی اسرائیل با جمهوری اسلامی؟ گمانتان این بود که بعد از جنگ دوازده روزه مینشینند و ما را با مشکلاتمان تنها میگذارند؟ بینی و بینالله در این شش ماه با آن همبستگی مدنی میان ایرانیان چه کردید؟
کدام خواسته مردمان را اجابت کردید؟ جز این است که روزبهروز همراه با مردم به تماشای صعود نرخ ارز و طلا و کوچک شدن سفره خلق نشستید و دریغ از یک اقدام مؤثر؟ باز گفتهاید که حرف معترضان را میشنویم. از سال ۹۶ تا الان فرصت نداشتید برای فراهم کردن بسترهای مناسب برای اعتراض قانونی؟ همان رایی که مردم به پزشکیان دادند، فرصتی نبود برای ترمیم شکاف دولت و ملت؟ خُب، از اینها غفلت میکنید و بعد میگویید من متعجبم. باور بفرمایید این وضعیت هیچ تعجبی ندارد.
تمامی آن را بسیاری از عالمان بارها هشدار داده بودند و همین الان هم میشود بر اساس نظر آنها برای آینده متصور بود که راه چیست و چاه چیست اما چه باید گفت که سیاستمداران ما به جای تأمل، مشورت، تفکر و مهمتر از همه تدبیر، یا سخنرانی میکنند یا بیشتر به کارآگاهی میمانند که سر جنازه حاضر میشود و تعجب میکند.