حق انحصاری انتشار پول؟
اگر مردم وسیله دیگری را نیز برای مبادله در نظر بگیرند بدون تردید نمیتوان این حق انتخاب را از آنان سلب کرد. از این رو به نظر میرسد که مقاومتهای فعلی جهانی به روی ارزهای مجازی در آینده کمرنگ شود.
اگر صباحی انتشار پول دولتی با پشتوانه بود، پس از بر افتادن برتون وودز عملا پول به معنای گذشته با پشتوانه نبود.
اما بروز ارزهای مجازی، بزرگترین دستاوردی که دارد، به چالش کشیدن انحصار انتشار پول توسط دولت است. این امر برای ساختارهای فعلی نظام پولی قابل تحمل نیست. حتی امروز پروژه لیبرای فیسبوک که نوعی ارز مجازی است و تا جای ممکن میخواهد نشان دهد که دغدغههای ساختار فعلی را میداند و خود را همراه آن نشان داده و حتی میخواهد بهطور کامل لیبرا را به دلار آمریکا قفل کند و هر لیبرا یک دلار آمریکا ارزش داشته باشد نیز، به مذاق سردمداران نظم کنونی انتشار پول خوش نیامده است.
مدافعان نظم کنونی میتوانند مدعی باشند که اگر حق انتشار پول انحصاری است درعوض برای آنکه از این حق سوءاستفاده نشود، بانکهای مرکزی قاعده پولی، شفافیت و حسابرسی را پذیرفتهاند و با این حق مسوولیتپذیر برخورد کردهاند و نتیجه آن تورم پایین است.
در مقابل، اما منتقدان وضع موجود بر این نظرند که حق انحصاری انتشار پول باعث میشود تا بانکها و موسسات مالی، مسوولیتپذیر نباشند؛ زیرا میدانند وقتی به اندازه کافی بزرگ شوند، منتشرکننده پول حاضر است تا آنان را نجات دهد. به عبارت دیگر، پول دولتی، مخاطره اخلاقی را در سیستم افزایش میدهد و این خود باعث میشود تا سیستم مالی بیثبات شود. از سوی دیگر، آنان به وقایعی اشاره میکنند که حتی بدون بانک مرکزی، سیستم مالی برای نجات خود اقدامات ضدچرخهای انجام میدهد.
به هر رو، وجود ارزهای مجازی و باز شدن انحصار انتشار پول، نوید آن را میدهد که بار دیگر پول باپشتوانه منتشر شود و چارچوب فعلی را که دولت در آن نقش پررنگی دارد، به چالش بکشد. این حق ذاتی انسانهاست که هر چیزی را وسیله مبادله کنند و اگر دو طرف معامله، راضی به مبادله آن هستند، دولت به چه حقی جلوی آن را میگیرد و به زور میخواهد پول منتشرشده خود را جایگزین آن کند؟